افشای اطلاعاتی جالب درباره زندگی فیدل کاسترو
کد خبر : ۱۴۸۰۶۶
فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا و یار دیرینه چه گوارا است. حالا پس از سالها این سوال درباره او مطرح میشود که آیا او آدم مردمی بود و شبیه مردم عادی زندگی میکرد؟ بادیگارد او نظر جالبی درباره او دارد.
به گزارشفرادیدبه نقل از دیلیمیل،او خود را مردی نشان میداد که چشمی به ثروت و مالاندوزی ندارد و در دام این چیزها نخواهد افتاد. اما واقعیت کمی متفاوت است. فیدل کاسترو رهبر کمونیست کوبا زندگی مجللی داشت و میلیونها دلار سرمایه داشت. بادیگاردش میگوید که فیدل خیلی پولدار بود و حتی یک جزیره خصوصی به نامش بود.
به گزارشفرادیدبه نقل از دیلیمیل،او خود را مردی نشان میداد که چشمی به ثروت و مالاندوزی ندارد و در دام این چیزها نخواهد افتاد. اما واقعیت کمی متفاوت است. فیدل کاسترو رهبر کمونیست کوبا زندگی مجللی داشت و میلیونها دلار سرمایه داشت. بادیگاردش میگوید که فیدل خیلی پولدار بود و حتی یک جزیره خصوصی به نامش بود.
دور از چشم مردم کوبا که با فقر دستوپنجه نرم میکردند، فیدل مانند یک «پادشاه» زندگی میکرد. جزیره خصوصی او «کایو پیِدرا» نام داشت که در آن یک رستوران شناور وجود داشت. علاوه بر آن، جزیره خصوصی او مجهز به سكوى فرود بالگرد بود و فیدل دو دلفین دستآموز نیز داشت.
فقط افراد بسیار نزدیک به فیدل از بهشت خصوصی او در نزدیکی هاوانا خبر داشتند، جایی که رهبر انقلاب کوبا با همسر و پنج فرزندش خوش میگذراند. افراد معدودی به جزیره او سفر کرده بودند که یکی از این افراد «اریش هونِکر» رهبر آلمان شرقی تا پیش از سقوط دیوار برلین بود.
پس از اینکه فیدل در یک کودتای کمونیستی قدرت را به دست گرفت تمام تلاش خود را به کار گرفت تا کسی از آن جزیره بویی نبرد. زیرا فیدل در نگاه مردم نمونه راستین «اعتدال کمونیستی» بود. اما فیدل دور از چشم همگان در جزیره خود به سر میبرد و از چشماندازهای زیبای دریای کارائیب لذت میبرد.
یکی از بادیگاردهای سابق فیدل تصمیم گرفت تا در کتاب «زندگی دوگانه فیدل کاسترو» از روی دیگر زندگی «فرمانده» پرده بردارد. نام آن بادیگارد «خوان رِینالدو سانچس» است که 17 سال در کنار فیدل بود. در این کتاب آمده است که چگونه کاسترو پس از حمله ناموفق «خلیج خوکها» در سال 1961 میلادی این جزیره را کشف کرد. در آن روزها، سازمان سیا به تبعیدیها آموزش میداد تا دولت کوبا را سرنگون کنند. این جزیره تا ساحل 16 کیلومتر فاصله دارد و کاسترو توسط محلیها از مکان آن باخبر شده است. فیدل در این جزیره علاوه بر خانه خود یک اسکله 610 متری نیز ساخته بود تا بتواند یات (قایق تفریحی) خود را در آن جای دهد.
فقط افراد بسیار نزدیک به فیدل از بهشت خصوصی او در نزدیکی هاوانا خبر داشتند، جایی که رهبر انقلاب کوبا با همسر و پنج فرزندش خوش میگذراند. افراد معدودی به جزیره او سفر کرده بودند که یکی از این افراد «اریش هونِکر» رهبر آلمان شرقی تا پیش از سقوط دیوار برلین بود.
پس از اینکه فیدل در یک کودتای کمونیستی قدرت را به دست گرفت تمام تلاش خود را به کار گرفت تا کسی از آن جزیره بویی نبرد. زیرا فیدل در نگاه مردم نمونه راستین «اعتدال کمونیستی» بود. اما فیدل دور از چشم همگان در جزیره خود به سر میبرد و از چشماندازهای زیبای دریای کارائیب لذت میبرد.
یکی از بادیگاردهای سابق فیدل تصمیم گرفت تا در کتاب «زندگی دوگانه فیدل کاسترو» از روی دیگر زندگی «فرمانده» پرده بردارد. نام آن بادیگارد «خوان رِینالدو سانچس» است که 17 سال در کنار فیدل بود. در این کتاب آمده است که چگونه کاسترو پس از حمله ناموفق «خلیج خوکها» در سال 1961 میلادی این جزیره را کشف کرد. در آن روزها، سازمان سیا به تبعیدیها آموزش میداد تا دولت کوبا را سرنگون کنند. این جزیره تا ساحل 16 کیلومتر فاصله دارد و کاسترو توسط محلیها از مکان آن باخبر شده است. فیدل در این جزیره علاوه بر خانه خود یک اسکله 610 متری نیز ساخته بود تا بتواند یات (قایق تفریحی) خود را در آن جای دهد.
خوان رینالدو سانچس
سانچس میگوید که زندگی اجتماعی فیدل کاسترو حول محور یک پانتون شناورِ متصل به اسکله میچرخید که در آن کافه، باربکیو و محل مخصوص دو دلفین برای سرگرم کردن کودکانش وجود داشت. فیدل پیوسته به این جزیره سفر میکرد و به تفریح اصلی خود یعنی «ماهیگیری با نیزه» مشغول میشد.
سانچس در کتاب خود مینویسد: «فیدل کاسترو تلویحا به مسئله خاصی اشاره کرده بود و گاهی اوقات نیز به صراحت از آن سخن گفته بود. آن مسئله این بود که انقلاب فرصتِ تفریح و فراغت را از او گرفته و او از تفريح و تفرج هیچ چیزی نمیداند؛ حتی از مفهوم بورژوازی سفر و استراحت بیزار بود. از سال 1977 تا 1994، من صدها بار با فیدل به بهشت کوچک او رفتم و در ماهیگیری و ماجراجوییهای زیر آب کنارش بودم.»
فیدل کاسترو در سال 2008 از قدرت کناره گرفت و برادرش رائول به جای او روی کار آمد. فیدل تمام تلاش خود را کرد تا مردم کوبا از وجود جزیره خصوصی او بویی نبرند.
سانچس در کتاب خود مینویسد: «فیدل کاسترو تلویحا به مسئله خاصی اشاره کرده بود و گاهی اوقات نیز به صراحت از آن سخن گفته بود. آن مسئله این بود که انقلاب فرصتِ تفریح و فراغت را از او گرفته و او از تفريح و تفرج هیچ چیزی نمیداند؛ حتی از مفهوم بورژوازی سفر و استراحت بیزار بود. از سال 1977 تا 1994، من صدها بار با فیدل به بهشت کوچک او رفتم و در ماهیگیری و ماجراجوییهای زیر آب کنارش بودم.»
فیدل کاسترو در سال 2008 از قدرت کناره گرفت و برادرش رائول به جای او روی کار آمد. فیدل تمام تلاش خود را کرد تا مردم کوبا از وجود جزیره خصوصی او بویی نبرند.
او به مردمش چیزی نگفت
سانچس میگوید که فیدل حتی حقایق مربوط به ثروتش را نیز از مردم پنهان میکرد. در کتاب سانچس آمده است که پس از اینکه دولت آمریکا با تبعید صد هزار کوبایی موافقت کرد، این کاسترو بود که انتخاب میکرد چه کسانی در سال 1980 کوبا را به مقصد فلوریدا ترک کنند. اما کاسترو به جای اینکه اجازه دهد خانوادهها به آمریکا بروند، زندانها و تیمارستانها را خالی از سکنه کرد و آنها را به آمریکا فرستاد؛ ماجرایی که به تبعید دریایی «ماریل» مشهور شد. سانچس حتی ادعا میکند که کاسترو شخصا برگه ارسال قاتلان و متجاوزان به آمریکا را ارسال کرد، اما امکان آزادی مخالفان انقلاب خود را از آنان سلب کرد.
فیلم «صورت زخمی» برگرفته از تبعید کوباییها به فلوریدا است که در آن آلپاچینو ایفای نقش میکند
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
این انسانها هستند که فدای آرمانها میشند چون انسانها همیشه کاستی های خود را در آر مانها می جویند وکسی که از این آرمانها صحبت کند محبوب انسانها میشه" دریغ از اینکه اوهم انسان استو خواستار رفاه و آسایش!
نوشتن كتابهاي جنجالي در غرب براي اين است كه تيراژ را بالا ببرند و پولي به جيب بزنند. حالا اگر دروغ هم بود مهم نيست و كي هست كه اثبات كند و تا اثبات كند كتاب فروش خود را كرده است. در ضمن نوشتن در باره كاسترو كه طرفداران زيادي در جهان دارد فروش آنرا فوق العاده بالا مي برد و نويسنده را ميليونر.
بی شک فیدل از شخصیت هایی است که زندگی خود را وقف مردم و اسقلال کوبا نموده و نامش در تاریخ همانند رهبران بزرگ دنیا چون ماندلا - گاندی و... خواهد درخشید و این به اصطلاح افشاگری ها نمیتواند چهره وی را مخدوش نماید .
هیچ وقت نباید از آدم ها قدیس ساخت. این بزرگترین ظلم به انسانیت و بشریته. حالا چه ایگور کاسترو باشه و چه ... . چون هیچ وقت حقیقت برای همیشه پنهان نمیمونه.
کلا همین بود اون روی سکه فیدل کاسرو داشتن یک خشکیه کوچک اینقدر کوچک که کسی اونا نمیدید وجرمش هم ماهیگیری در آنجا بوده من ایده کومونیستی ندارم اما این چیزی که از کاسترو میگن که اگه چیزه دیگری هم بود میگفتند پس نبود همین الان هم خیلی از آقازاده های خودمون دارند همینطوری زندگی میکنند وچه بسا بهتر از کاسترو