لحظه ایجاد تشنج در سخنرانی حسن روحانی در حرم امام
کد خبر : ۱۴۹۴۵۷
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
کسانی که همه چیز را به دولت قبل ربط می دهند از ضعفای شترنج سیاست هستند و بس این دولت دروعگو را چگونه و با چه توجیهی حمایت و پشتیبانی می کنید .شما همه مردم و منتقدان را بیسواد و کم ظرفیت جلوه می دهید و مردم را نا آگاه می دانید بنابر این کسانی که اینگونه فکر می کنند خود فریب خوردگان و در ظرف دشمن می جوشند
آقایون خودشون تک تک پیچ و مهره های اقتصاد و صنعت را باز کردند. تبریک به آقایون!
کارخانه ها تعطیل شد، کشاورزی با واردات بی حساب و کتاب محصولات کشاورزی آنچنان ضربه ای دید که سالها طول میکشه که اثرات مخربش محو بشه تازه اگه بشه. روابط با کشورهای دیگه در حد زیر صفر رسید و شان و منزلت ایرانی نابود شد.
این دلواپسهای امروزی اون موقع کجا بودند ؟
مگه میشه حتی تو یک محیط کوچک مثل یک روستا صبح تا شب به همه همسایگان فحش و بد و بیراه گفت و انتظار رفتار دوستانه و آبرومندانه داشت؟ واقعا این دلواپسهای امروزی کجا بودند؟
در این دولت 50 درصد سرمایه ام دود شد رفت هوا و اگر زحمات دولت قبلی نبود الان به گدایی افتاده بودم.
جناب كسرا همين مطلب و البته به سبك خودم براي يك روزنامه قبل از عيد فرستادم تحت عنوان دلواسان قاجار كه متاسفانه چاپش نكرد
ممنونم از تيز بيني شما
تادوسال دیگه اعتبار این دولت باکلیدهای زنگ زده اش زیر ۱۰٪ خواهد بود.
این دوره تجربه خوبی بود.
امروز یه حرف می زنه و فردا دقیقا عکس ش رو عمل می کنه.
تا کی باید شاهد این همه دروغگویی باشیم
عامل بسیاری از جنگهای خانمان سوز بشری ناآگاهی، تعصبات عقیدتی و لجاجتهای شخصی بوده است. در هنگامه برخاستن بحران، آنچه اول از همه خاموش می شود صدای عقلانیت و واقع نگری است و در این بحبوحه وای به حال سیاستمدارانی که گوششان را بر سخن عقلای قوم بسته و دل در گرو نعره های کسانی بندند که بدون توجه به عقوبت کار خویش، دم از «بریدن سر دشمن» و «آتش زدن» و «کشتن و کشته شدن» می زنند.
به گزارش فرارو ، در این یادداشت نگارنده بر آن است تا با ذکر چند مثال تاریخی از دوران فتحعلیشاه قاجار (در 200 سال پیش) نشان دهد که ترکیب «جهل و نااگاهی از سیاست جهانی» با «تعصب و لجاجت شخصی» چگونه می تواند پیامدهای مخربی برای حیات یک ملت و تمامیت ارضی آن بدنبال داشته باشد. مطالعه تاریخ جنگهای ایران و روسیه (بویژه در دور دوم) نشان می دهد که چگونه کنار هم قرار گرفتن دو فاکتور «جهالت و تعصب» در عرصه سیاست خارجی کشور به از دست رفتن حدود یک سوم از حاصلخیزترین سرزمینهای ایران، نفوذ استعماری 100 ساله روسیه بر کشور، کشته شدن هزاران جوان بیگناه و پرداخت غرامت سنگین منجر گردید.
الف- تعصب و لجاجت دلواپسان جنگ افروز
ده سال پس از اینکه ایران در دور اول جنگ با روسیه شکست سختی خورد و تن به عهدنامه گلستان داد، در حالی که هنوز خانواده های ایرانی داغدار بودند و کودکان زیادی یتیم شده بودند بار دیگر زمزمه جنگ با «اروس» (روسیه) توسط تندروهای مذهبی و ایدئولوگهای متعصب (دلواپسان آن زمان) بلند شد. تحریک فتحعلیشاه برای آغاز «جهاد»ی دیگر در جبهه روسیه و ناآگاهی مفرط او از اوضاع نظام بین الملل سرانجام وی را به همراهی با موج دلواپسان واداشت.
شاه متاثر از فضای هیجانی ایجاد شده، برای تهیه مقدمات جنگ عازم تبریز شد و شبی در حالی که شمشیر معروف نادری را بر کمر بسته بود تمام علما و سرداران نظامی و وزرای خویش را برای مشورت فراخواند. پس از انجام مراسم دعا و ثنا برای سلامت «ذات اقدس ملوکانه» و آرزوی دوام و قوام دین مبین، نوبت به اظهار نظر درباره جنگ رسید. همه کسانی که مورد سئوال قرار گرفتند، بدون استثنا، پس از بیان مراتب جان نثاری و ابراز آمادگی برای نوشیدن شربت شهادت، موافقت خود را با جنگ اعلام کردند.
در این میان فقط یکی از صاحب منصبان کاردان آذربایجان به نام «میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی» در برابر جو غالبی که دلواپسان در مجلس ایجاد کرده بودند ایستاد و با جنگ مخالفت کرد. وقتی شاه علت مخالفت وی را جویا شد، قائم مقام گفت:
«اعلیحضرت چه مبلغ مالیات می گیرد؟»
شاه پاسخ داد: «شش کرور»
قائم مقام: «دولت روس چه مبلغ مالیات می گیرد؟»
شاه: «می شنوم ششصد کرور»
قائم مقام عرض کرد: «به قانون حساب، کسی که شش کرور مالیات می گیرد با کسی که ششصد کرور عایدات دارد از در جنگ در نمی آید»!
این اظهار نظر واقع بینانه همهمهای در مجلس براه انداخت و باعث شد متعصبین سخت بر وی بتازند و حتی او را به داشتن روابط پنهانی با روسها متهم کنند که در نتیجه این مسئله وی از مقام خود خلع و به مکان دوری در خراسان تبعید شد. دست آخر فتحعلیشاه مجلس را با شعری اینچنین باب دل دلواپسان به پایان برد:
کشم شمشیر مینایی / که شیر از بیشه بگریزد
زنم بر فرق پسکوویچ (ژنرال روس) / که دود از پطر (پادشاه روس) برخیزد!
پوچ بودن این شاخ و شانه کشی ها وقتی آشکار شد که طبق پیش بینی قائم مقام لشکر فتحعلیشاه شکست خفت باری از روسها خورد و تحمیل عهدنامه ترکمن چای به ایران اشتباه مهلک دلواپسان را به اثبات رساند.
ب- ناآگاهی جنگ افروزان از نظام بین الملل
ناآگاهی فتحعلیشاه قاجار و دولتمردانش از نظام بین الملل و معادلات قدرت در عرصه سیاست خارجی حیرت انگیز بود، اوج این ناآگاهی در نامه وی به سفیرش در استانبول هویداست بویژه وقتی که از او می خواهد «در باب فرنگ» تحقیق کند:
«در باب فرانسه غوررسی (بررسی) خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یا گروهی و ملکی دیگر است؟ بناپارت نام، کافری که خود را پادشاه فرانسه می داند، کیست و چه کاره است؟... درباب انگلستان تحقیق جداگانه و علی حده بکن و ببین از چه قماش مردم و از چه قبیل قوم اند؟ اینکه می گویند در جزیره ای ساکن اند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت قالبشان ماهی است راست است یا نه؟ اگر راست باشد چطور ممکن است یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟... همچنین صرف مساعی و اقدام بنما و بفهم در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟ آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟... (در آخر) ببین که احسن طریق برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردن مردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک) کدام است؟»
قابل پیش بینی است فردی که تا این حد از بدیهی ترین تحولات و اصول نظام بین الملل ناآگاه باشد خود را «قبله عالم» و «قطب امکان» تصور نماید و ملتی را نیز در پی جهالت خویش به ورطه نابودی کشاند.
پی نوشت:
تجربه تاریخی ثابت نموده است که مشکلات و تضاد منافع موجود در عرصه روابط خارجی میان کشورها هیچ راه حل موثر و کم هزینه ای جز دیپلماسی ندارد و دیپلماسی فقط وقتی می تواند موفق شود که «عاری از روح جنگاوری» باشد! و تا وقتی که صدای فریاد دلواپسان (همان میراث داران متعصب و ناآگاه عصر قجری) این چنین بلند است، امیدی به شنیده شدن صدای عقلای قوم نیست.
فتح علی شاه جانشین اقا محمد خان قاجار بود
در ان زمان کسی جرات نداشت در برابر حرف شاه کلامی به زبان بیاورد
این شاه تمام متصرفات اقا محمد خان و چند سال ابتدایی خودش را در 10 سال اخر حکومتش از دست داد
به هم نبافید اینقدر
حالا که بورس خرابه بیا وببین که این کم جنبه ها چه میکنند.
تو اصلا میفهمی چی نوشتی ؟
من از طرف کسي حرف نمي زنم از طرف خودم ميگم وضعيت من از قبل بدتر شده با اينکه هزينه هام رو کاهش دادم و درآمدم نسبت به قبل بيشتر شده ولي هزينه ها آنقدر بالا رفته که نسبت به قبل خيلي بدتر شده با خيلي ها هم صحبت کردم وضعشون همينه شما داري از چي دفاع ميکني؟
رييس جمهورمون هست درست خيلي هم برامون محترم هستن و احترامش برامون واجبه ولي وضعيت عمومي جامعه بدتر شده خيلي هزينه ها بالا رفته شما از چي دفاع ميکني؟
از تورمي که روي کاغذ کم شده؟
از دلاري که ميتونست پايين تر بياد نزاشتن؟
از افزايش قيمت هايي که يه شبه و بي خبر صورت گرفته ؟
از بيکاري و رکود ؟
از زير فشار رفتن هرچه بيشتر قشر ضعيف؟
واقعا از چي دفاع ميکني؟
دوم اینکه تمام این مشکلاتی که الان ما داریم از بیسوادهایی چون تو میباشد احمدی نژاد دیگ برنج را خالی کرد و رفت تا نفر بعدی میاد اینطوری بشه که بیسوادهایی چون تو فکر کنند وضعشون قبلا بهتر بوده برو کمی مطالعه کن شاید رستگار شوی313
شما که با سوادي با اون سوادت اين همه معادله مجهول رو جواب بده دولت تدبير وقتي ميخواست وارد انتخابات بشه وضع اقتصاد رو وضع جامعه رو وضع کشور را به خوبي ميدانست يعني کسي که ميخواد يه کشور رو اداره کنه بايد بدونه برنامه داشته باشه و طبق برنامه هاش بياد جلو و حرف بزنه و در عمل هم نشون بده دولت موقع انتخابات گفت در صد روز اول کاري ميکنه که مردم تغييرات را احساس کنن گفت کليد حل اشتغال رو داره و ... اگر برنامه اي نداشت چرا حرف زد و اگر داشت چرا بعد از گذشت اين همه صد روز بازم چيزي احساس نکرديم جز فشار بيشتر ؟!
شما با سواد جواب بده چرا؟
مگه از وضع مملکت خبر نداشت و برنامه نداشت ؟!