چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۷:۳۳
عدم تعامل صحیح با رسانه ها به عنوان پل ارتباطی میان مسئولان و مردم

مدیران عقب مانده؛ مغزهای کوچک، پشت میزهای بزرگ

در ایران اما آشنایی لازم و کافی با نحوه استفاده از رسانه و قدرت اثر گذاری بالای آن چندان وجود ندارد و طرز تفکر مدیران و مسئولان این است که هر گاه آنها و مجموعه متبوعشان با مشکل مواجه بوده و یا درگیر بحران می شوند، باید دست به دامن رسانه ها شوند که آن هم در اکثر اوقات از در انتظار برای پوشاندن مشکلات و تلاش برای پاک کردن اصل موضوع می کنند تا رسانه با قلم و نگارش خود آبی باشد بر روی آتشی که بر جان یک مدیر و یا مجموعه تحت مدیریت وی افتاده است.
کد خبر : ۱۵۰۱۲۴
نویسنده :
کیوان فر

وقوع انواع بحران ها در جوامع امروزی و لطمات و آسیب های فراوان آنها باعث شده در چند دهه اخیر مدل های گوناگونی در حوزه مدیریت بحران ارایه گردد، اما معمولاً مرحله پیش از بحران در این مدل ها مغفول واقع می شود. بطوریکه امروزه به قدرتمندترین ابزار مدیریت افکار عمومی در مدیریت این مرحله یعنی رسانه ها چندان توجهی نمی شود.

به گزارش بورس نیوز، در دنیا رسانه ها رکن اصلی اطلاع رسانی و شفاف سازی ها هستند و استفاده از این ابزار آنچنان قدرت عظیمی را برای دولت ها فراهم می سازد که حتی زمینه های اولیه لازم جهت شروع جنگ بین دولت ها در کشورهای مختلف از طریق انتشار خبر و رسانه و آمادگی فضای روانی و جو سازی ها فراهم می شود.

در ایران اما آشنایی لازم و کافی با نحوه استفاده از رسانه و قدرت اثر گذاری بالای آن چندان وجود ندارد و طرز تفکر مدیران و مسئولان این است که هر گاه آنها و مجموعه متبوعشان با مشکل مواجه بوده و یا درگیر بحران می شوند، باید دست به دامن رسانه ها شوند که آن هم در اکثر اوقات از در انتظار برای پوشاندن مشکلات و تلاش برای پاک کردن اصل موضوع می کنند تا رسانه با قلم و نگارش خود آبی باشد بر روی آتشی که بر جان یک مدیر و یا مجموعه تحت مدیریت وی افتاده است.

البته این نگرش در زندگی مردم نیز زیاد دیده می شود و به دنبال دیدگاه منفی مدیران و مسئولان نسبت به رسانه ها، برخی از افراد جامعه نیز با همین عینک بدبینی به این ابزار اطلاع رسانی نگریسته و بعضا اخبار عمومی را از رسانه های خارجی پیگیری می کنند اما در خصوص اخبار تخصصی مردم اعتماد بیشتری به رسانه ها دارند.

شاید نمونه چنین رفتاری را بتوان در برخورد مدیران و مسئولان شرکت های فعال در بازار سرمایه با خبرنگاران جهت ممانعت از ورود آنها به جلسه مجامع صاحبان سهام مشاهده کرد؛ اتفاقی که این روزها به وفور می توان دید. این درحالی است که چنین رفتاری توهین به خبرنگار و رسانه بوده و این موضوع در حالی در میان مدیران شرکت ها رواج دارد که در دولت ها نیز حتی مقامات ارشد در مقابل رسانه پاسخگو هستند.
نمی توان منکر شد که ممکن است در این میان برخی رسانه ها وابسته به جناح های خاص به وظیفه اصلی خود به درستی عمل نکنند، اما در بین آنها رسانه های تخصصی هم حضور دارند که برای بیان مشکلات جامعه مورد هدف خود و در نتیجه اطلاع رسانی به موقع و شفاف نهایت تلاش خود را می کنند.

در واقعیت اما آنچه مشاهده می شود اینکه مدیران و مسئولان به جای استفاده مداوم و مستمر از رسانه ها در طول سال، عمدتاً برخورد نامناسبی با آنها دارند و در شرایطی که مردم نیاز به دریافت اطلاعات جدید دارند، مانع از انجام شفاف سازی های لازم از طریق آنها می شوند. اما هنگامی که مدیران برای افشای اطلاعات مجموعه خود تصمیم گیری می کنند، مردم به دلیل حجم تلنبار شده اطلاعات همواره با مشکل مواجه می شوند. ضمن اینکه در زمان وقوع بحران ها و در شرایطی خاص، مدیر یک مجموعه از رسانه به عنوان ابزاری کارآمد و اثرگذار، انتظار دارد به حمایت از وی برخواسته و با قلم خود بحران ها را حل کند.

اما این رفتار مدیران که بر مبنای نیاز خود هر ازگاهی سراغ رسانه ها را می گیرند، این ذهنیت را برای خبرنگار ایجاد می کند که احتمالاً نیت خاصی پشت این قضیه است تا بر خلاف اینکه آن مدیر یا مسئول در طول سال پاسخگوی سوالات خبرنگار نبوده، این بار دست نیاز به سمت رسانه دراز کرده که در چنین شرایطی خبرنگار پیرامون مشکلات مدیر و یا مجموعه طرف مقابل خود هیچ اقدامی نکرده و خبری منتشر نمی کند و یا اگر در خصوص آن موضوع خبر یا گزارشی هم کار شد چندان کامل و بدون نقص نیست.

شاید نمونه چنین رفتاری را بتوان در برخورد برخی مدیران و مسئولان شرکت های فعال در بازار سرمایه با خبرنگاران جهت ممانعت از ورود آنها به جلسه مجامع صاحبان سهام مشاهده کرد؛ اتفاقی که این روزها به وفور می توان دید و مشخص نیست که چرا از افشای اطلاعات رسمی واهمه دارند . این درحالی است که چنین رفتاری توهین به خبرنگار و رسانه بوده و این موضوع در حالی در میان مدیران شرکت ها رواج دارد که در دولت ها نیز حتی مقامات ارشد در مقابل رسانه پاسخگو هستند.

اینجاست که بایستی پاسخ این سوال را جستجو کرد که مگر چه موضوعی در شرکت ها و پیرامون عملکرد مدیران آنها وجود دارد که نمی خواهند رسانه ای می شود و برهمین اساس مانع حضور خبرنگار می شوند؟

حال آنکه اطلاعات شرکت های سهامی عام باید به گونه ای منتشر شود که در اختیار همه مردم قرار گیرد و درست است که سامانه کدال وظیفه اطلاع رسانی پیرامون شرکت های سهامی عام پذیرفته شده نزد سازمان بورس را بر عهده دارد، اما در خصوص همین اطلاعات منتشره نیز مردم با ایرادات و ابهامات فراوانی مواجه هستند.

در این میان برخی مجموعه ها نیز دلیل مخالفت خود را برای حضور خبرنگار در مجامع صاحبان سهام، صرفه جویی در هزینه ها عنوان می کنند؛ اما اگر نیم نگاهی به هزینه های تبلیغات آنها بیاندازیم، مشاهده می شود که اکثراً میلیون تومان هزینه های تبلیغاتی برای خود ثبت کرده اند که چندان هم اثر بخش نیست.

شاید به طور کلی در قواعد و اصول تبلیغاتی عنوان می شود که تبلیغات هزینه نیست، بلکه سرمایه گذاری است اما اگر به نحوه تبلیغات این مجموعه ها نگاهی بیاندازیم می توان دید که به دلیل عدم انسجام و مدیریت لازم چیزی جز صرف هزینه نبوده و تنها برای چشم و هم چشمی با سایر رقبا و در فضاهایی که اصولا کارایی لازم را ندارد صورت گرفته است. چنین مواردی نشان می دهد که مغزهای کوچکی پشت میزهایی بزرگ نشسته اند که حتی نمی دانند رسانه چیست و چه کاربردهایی دارد؟

حال آنکه کافی است این گروه از مدیران به مدل اثر بخشی و کارایی های یک رسانه در جهان مراجعه کرده و مطالعاتی در این زمینه داشته باشند تا به نقش واقعی رسانه پی ببرند.

البته در میان این مدیران نا آشنا به رسانه، برخی نیز نسبت به دنیای امروز عقب مانده ترند که فقط رسانه های مکتوب را می شناسند، در صورتی که دنیا به سمت انفجار اطلاعات رفته و در کسری از ثانیه اخبار و اطلاعات به دورترین نقاط ممکن که مردم و کاربران به اینترنت و رسانه های مجازی دسترسی دارند، ارسال می شود.

این در حالی است که این مدیران عقب مانده از تکنو لوژی روز دنیا هنوز هم به دنبال اطلاع رسانی فقط از طریق رسانه مکتوب هستند. گرچه در این رابطه نمی توان از ایراد و عدم بروز رسانی قانون تجارت که فقط برای انتخاب روزنامه رسمی جهت انتشار آگهی ها و مصوبات شرکت ها توصیه می کند و با اطلاع رسانی در فضای مجازی مانوس نیست براحتی عبور کرد .

در پایان شاید بد نباشد در رابطه با این بند قانونی برای انتخاب روزنامه رسمی هم تجدید نظری صورت گیرد تا حداقل یک خبرگزاری و یا سایت رسمی نیز برای اطلاع رسانی پیرامون اخبار مهم شرکت ها انتخاب شود.

ضمن اینکه لازم است رویکرد و نگاه مدیران و مسئولان به رسانه ها به ویژه رسانه های تخصصی اصلاح شود تا از این ابزار قدرتمند و اثر گذار در تمامی بخش ها و امور، به نحو احسن استفاده شده و رسانه بتواند به عنوان پل ارتباطی میان مردم و مسئولین به درستی به وظایف خود عمل کرده و ایفای نقش کند که این امر در صورت تحقق، اطلاع رسانی به موقع، شفاف و صحیح را در پی خواهد داشت.

اشتراک گذاری :
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
ناشناس
علت عقب ماندگی و حتی در رده ای پایین تر از جهان سوم قرار گرفتن ما همین است.که مدیران نالایق در راس امور قرار دارند با تصمیمات نادرست کشور را بسمت قهقرا سوق میدهند.همین مدیران از پیشرفت افراد نخبه واهمه دارند و بهمین دلیل مانع از شکوفایی آنان و حتی عامل سرخوردگی آنان میشوند.چون آنها را خطری برای کرسی ریاست و دزدی خود میبینند متاسفانه.با آرزوی ایرانی آزاد و بهتر و قرار گرفتن هر شخص در جایگاه واقعی خود
ناشناس
ساربان شترش را داشت بصورت قطاری می برد که ناگهان شتر جلویی ایستاد وبالطبع همه شترها ایستادند ساربان که آخر ایستاده بود شتر آخری را مرتب می زد اما شترها حرکت نمی کردند پیر مرد عاقلی که نظاره گر بود به ساربان گفت آن شتر جلویی حرکت نمی کند شتر آخری را می زنی آن شتر جلویی را بزن وساربان همین کار را کرد و بقیه شتر ها حرکت کردند که حکایت مسوولین و مردم است مسوولین همان شتر جلویی هستند که باید بخواهند تا مردم وکشور به حرکت وپیشرفت خود ادامه دهد.
ناشناس
متاسفانه گوشی هم برای شنیدن این گونه خبرها وجود ندارد. سالهاست که مدیران طراز اول از جلگه فعالیتهای اجرایی رانده شده و جای آنها افراد بسیار بیسواد و با مداراک دکتری و ... گرفته اند. مهم قضیه هم بحث نظارت است.ارباب جراید هم در زمره ناظری نند.
مصطفی اصفهانی
علت اصلی بروز چنین بحران هایی در کشور ما عدم وجود عقلانیت و اجرای صحیح قانون می باشد و از ان مهمتر وارونه شدن هرم دانایی می باشد که هر چه به راس هرم نزدیکتر شویم مدیران ابله تر و نادان ترهستند و تغییر این روند به ضرر کسانی میباشد که از این طریق پست و جایگاه افراد شایسته را اشغال کرده اند
مجیدی
در کشورهای دیگر ابزارهای کنترل سالم وجود دارد و هرگاه شرکت نتواند بازده مناسب داشته باشد ورشکسته و منحل می شود که طی مراحل تا تسویه کامل نظارت میشود.تامین منابع مالی از مسیرهای فساد باعث نجات شرکتهای ایران از ورشکستگی بوده و آن چیزی است که به سواد و تحصیلات مدیر ربطی ندارد .لیاقت در این مرحله طی کردن مسیر زنده نگهداشتن شرکت با وجود صدها حفره پنهان و آشکار است که کم کم بصورت ارزش و فرهنگ در می آید.
ناشناس
بنده در یک وزارتخانه بزرگ کار می کنم آنجا هم وضع همین است. روسا از بین کم هوش ترین و بی عرضه ترین افراد انتخاب می شوند و جالب اینجاست که اگر ببینند کارمندی از آنها کار را دقیق تر و بهتر انجام می دهد فورا زیرآب او را زده و به یک بخش دیگر منتقلش می کنند تا از صفر شروع کند. کلا اینجا مدیران ارشد نمی خواهند که کار خوب تحویل بگیرند می خواهند یه مشت بله قربان گو زیر دستشان کار کنند و همین بله قربان گو ها در سالهای آتی مدیر می شوند.
ahmad
در کشور ما با اختلاس کننده با اشد مجازات برخورد نمیشه شاید به خاطر ارتباط انها با عواملی دیگر که نباید نامشان برای حفظ نظام عنوان شود بنابراین ریشه این اختلاسها هیچ وقت کنده نمیشه و میبینیم هر روز مبالغ ان نجومی تر و قبحش کمرنگتر میشود
ناشناس
اینجانب هم مثل آقا امیر توی یک شرکت وابسته به بانک با همچین سابقه ای و با مدیران بالایق تا سال 1385 سابقه درخشان این شرکت داشته و بعداز سال 85 بنظرم عوض اینکه این شرکت را گشاد بکنند ( از شرکت ساختمانی تجارت به شرکت سرمایه گذاری و ساختمانی تجارت ) دربش را تخته می کردند بهتر بود چون از آن به بعد هر نه ماه تا یکسال مدیران نالایق و بیسواد را سرکار آورد اند و با حقوق های 15 و 20 میلیون تومانی و با وسیله نقلیه سوزوکی و تقبل نموده هزینه های مربوطه آن و هیچ کاری انجام نداده اند و مفت خورده اند و برده اند و کسی با آنها و اینان کاری ندارد و پول بیت المال را به تاراج برده اند و الا" هم یکسری املاک از بانک می گیرند و انتقال میدهند به شرکت معلم و ما نمیدانیم با نقل و انتقال چه آیدی به نفع شرکت و مجموعه است و همه کارکنان با سابقه انگیره کاری خود را از دست داده اند چه برسد به من و در حال حاضر اصلا" کار کردن معنی ندارد !!!!!!!!!!!! آدم بایستی یاد بگیرد مثل اینها باشد البته از ما که گذشته است چونکه ما با مدیران با لایق و سالم کار کرده ایم و دیگر به عقب نمیتوانیم برگردیم و خدا را شاکرم که در 25 و اندی سال پیش وارد مجموعه کاری شده ام و کوچکترین لغزش و خلافی انجام نداده ام خدا را شکر میکنم و به امید حق بر باطل !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کاظم
اسکندر وقتی ایران را تصرف کرد از مشاورش پرسید چگونه این کشور را حفظ کنم وپاسخ این بود که ادمهای نادان با مغزهای کوچک را به ریاست برسان تا چنان خرابکاری کنند وبه ما باج دهند که هیچ گاه ایران سر بلند نکند.
ناشناس
علت عقب ماندگی و حتی در رده ای پایین تر از جهان سوم قرار گرفتن ما همین است.که مدیران نالایق در راس امور قرار دارند با تصمیمات نادرست کشور را بسمت قهقرا سوق میدهند.همین مدیران از پیشرفت افراد نخبه واهمه دارند و بهمین دلیل مانع از شکوفایی آنان و حتی عامل سرخوردگی آنان میشوند.چون آنها را خطری برای کرسی ریاست و دزدی خود میبینند متاسفانه.با آرزوی ایرانی آزاد و بهتر و قرار گرفتن هر شخص در جایگاه واقعی خود
امير
25 ساله که توي يک شرکت دولتي کار ميکنم همه اين مدت صادقانه و دلسوزانه به کار توجه داشتم و نگذاشتم در پيرامون من کسي سوءاستفاده مالي کنه اما مديران نالايق و دزد نه تنها مانع پيشرفت شغلي من شدند بلکه شرايط بد شغلي را براي من ايجاد کردند تا انگيزه خود را از دست بدهم و جالب تر اينکه مديران عامل نيز مدافع مديران نالايغ هست.صداقت و درستي در کشور ما باعث پسرفت است و اين خيلي بده
ناشناس
بعضی مدیران مسئولین میانی را افرادی ضعیف انتخاب میکنند تا بله چشم قربان گو باشند تا از طریق آنها بتوانند اختلاسهای خودشان را بکنند و این مسئولین میانی بی عرضه و بیسواد که اکثرا" مدرکهای جعلی دارن نقش الیور توئیس را برای مدیران ارشد بازی میکنند.
مشکل مملکت ما قرار دادن افراد بیسواد و بیلیاقت بالاسر افراد عاقل است. و نتیجه میشود....
یاحق
بسمه تعالی
مدیران بزرگتر برای اینکه راحتر بتوانند هر غلطی یا همون اختلاس و رانتخواری رو ادامه بدهند یا اقدام کنند لازمه این کار گماردن افراد کوچک مغز در پشت میزهای بزرگ است که مشغول این باشند و برای بالاتریها جزء عوامل جمع کننده و منتقل کننده به سمت آنها باشند....
ناشناس
از محتوای متن زیاد سر در نیاوردم ولی تیتر متن را کاملا مطابق با وضعیت کنونی مملکت میداتم
سیاست
درود بر تو بورس نیوز با این حرفات!!!
نیکمنشی
خود کرده را تدبیر نیست...