يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۴ - ۰۸:۵۴

دلیل گرانی وام ها

کد خبر : ۱۶۰۳۷۸

 در این میان، برخی از اقتصاددانان چاره کار را در این می‌دانند که بالا بودن نرخ تسهیلات بانکی در نهایت به کاهش تقاضا منجر شده که این خود حتی موجب منفی شدن تورم هم خواهد شد. از سوی دیگر، بانک‌ها هم اینگونه استدلال می‌کنند که کاهش نرخ سود سپرده‌ها باعث خروج پول از بانک‌ها شده و این اتفاق بیش از پیش به بنیه ضعیف منابع مالی بانک‌ها آسیب می‌رساند. حالا با رفع تحریم‌ها انتظارات برای کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی هم افزایش یافته است. علی دینی ترکمانی، اقتصاددان با تشریح مباحث مرتبط با تعیین نرخ سود تسهیلات به آرمان می‌گوید: کاهش تقاضا برای دریافت تسهیلات یا افزایش سپرده‌ها در بانک‌ها موجب کاهش نرخ بهره‌های بانکی می‌شود.

بعد از رفع تحریم‌ها آیا شرایط اقتصادی به گونه‌ای نشده است که زمینه‌ها برای کاهش نرخ بهره‌های بانکی فراهم آمده باشد؟
به لحاظ تئوریک و بر مبنای استدلالی که بخشی از اقتصاددانان بازار گرا به آن معتقدند با فراهم آمدن زمینه‌هایی که منجر به گشایش‌های اقتصادی می‌شود، نرخ سود تسهیلات بانکی باید کاهش پیدا بکند. پس با توجه به اینکه افق‌های روشنی درباره آینده اقتصادی کشور وجود دارد، این انتظار هم قوت گرفته است.

استدلال اقتصاددانانی که چنین برآوردی دارند چیست؟
بر اساس این استدلال نرخ اسمی سود بانکی باید با نرخ تورم متناسب باشد. بنابراین اگر نرخ تورم در گذشته به فرض 20 درصد بوده است، نرخ سود تسهیلات هم می‌توانست 20 درصد باشد. اما حالا که نرخ تورم عددی در حدود 13 تا 14 درصد است، دیگر با هیچ قاعده‌ای نمی‌توان نرخ سود تسهیلات را 20 درصد حساب کرد. از آن طرف هم موضوع صدق می‌کند، یعنی اینکه پرداخت سود به سپرده‌ها بیشتر از نرخ تورم کار درستی نیست، زیرا موجب می‌شود پول از بازار سرمایه جمع شده و به شکل دارایی انباشته شده در بانک‌ها سپرده‌گذاری شود.

مدیران بانک‌ها هم بدون تردید این استدلال را می‌دانند. با این حال چرا همچنان اصرار دارند تا نرخ سود تسهیلات به این میزان باقی بماند؟
در واقع کاهش تورم و از آن طرف ثابت ماندن نرخ سود اسمی تسهیلات در حد بالاتر نشان‌دهنده این است که نرخ واقعی سود بانکی بیش از اندازه است و این امر حاشیه سود بالایی را برای بانک‌ها ایجاد می‌کند. اما از سوی دیگر طبیعی است که موجب تضعیف سرمایه‌گذاری می‌شود.

با این وجود، برخی از اقتصاددانان هم معتقدند، چنانچه نرخ سود تسهیلات همچنان بالا نگه داشته شود، در نهایت رفتار متقاضیان تسهیلات تغییر کرده و این امر باعث می‌شود که به طور طبیعی، نرخ سود تسهیلات کاهش پیدا کند. این طرح تا چه میزان می‌تواند در عمل محقق شود؟
ببینید، سود بانکی در دو حالت می‌تواند به طور طبیعی کاهش پیدا کند. حالت اول زمانی است که عرضه پول – توسط سپرده گذاران – افزایش پیدا بکند و حالت دوم زمانی رخ می‌دهد که تقاضای پول – از طریق تقاضای دریافت تسهیلات – کاهش پیدا بکند. در حالت اول، چنانچه عرضه پول به بانک‌ها زیاد باشد، بانک‌ها با اضافه عرضه هم مواجه می‌شوند. در این صورت نیازی نمی‌بینند تا برای جذب سپرده ها، اقدام به پرداخت سودهای زیاد بکنند. از آن طرف هم چون سرمایه کافی دارند، تسهیلات خود را با نرخ سود کمتری عرضه می‌کنند. اما در حالت دوم، زمانی که تقاضا برای دریافت تسهیلات کم باشد، بانک‌ها برای اینکه متقاضیان را ترغیب به دریافت تسهیلات کنند، ناگزیرند که نرخ سود تسهیلات را کاهش دهند. به تبع آن، نرخ سود پرداختی به سپرده‌ها نیز کم می‌شود.

با توجه به رکودی که وجود دارد، آیا بانک‌ها همچنان می‌توانند به سپرده‌گذاری مشتریان امیدوار باشند؟
طبیعی است که در شرایط رکودی افزایش سپرده‌ها اتفاق نمی‌افتد، چرا که سپرده گذاران در بازارهای دیگر درآمدی ندارند که منجر به افزایش سپرده‌هایشان نزد بانک‌ها شود، زیرا که تولید به‌شدت افت کرده است و حتی این امکان وجود دارد که درآمد واقعی منفی هم بشود.

اساسا اتفاق دیگری هم نمی‌تواند رخ دهد که جهشی در سپرده‌ها رخ دهد؟
مگر اینکه یک جابه‌جایی در ترکیب نقدینگی جاری در اقتصاد رخ بدهد، یعنی اینکه بخشی از نقدینگی که در بازارهای دیگر هست، به سمت سپرده‌گذاری در بانک‌ها سوق پیدا بکند.

در حالت دوم، یعنی کاهش تقاضا برای دریافت تسهیلات، آیا این اتفاق هنوز در بازار سرمایه رخ نداده است که همچنان سود تسهیلات بالاست؟
نه تنها از تقاضای دریافت تسهیلات کاسته نشده، بلکه به‌رغم بالا بودن نرخ سود تسهیلات بانکی، همچنان درخواست برای دریافت وام از نظام بانکی وجود دارد. حتی این تقاضا آنقدر هست که برخی از متقاضیان منابع مالی خود را از بازارهای غیر رسمی و موازی با نظام بانکی و با سودهایی بیشتر از نظام بانکی دریافت می‌کنند. خود این موضوع هم تاثیر زیادی بر عدم کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی گذاشته است.

با این توضیحات، پس در نهایت چاره کار چیست؟
به عقیده بنده در شرایط فعلی راهکار درست و اصولی این است که تمام برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی به سمتی حرکت کند که اقتصاد کشور هر چه سریع‌تر از این رکود خارج شود تا سرمایه‌گذاری در بخش‌های تولیدی در اقتصاد سودده باشد. این اتفاق خود به خود باعث می‌شود بخشی از نقدینگی راکد در بانک‌ها به سمت بازارهای تولیدی و صنعتی سوق پیدا کند. این اتفاق باعث تولید ثروت می‌شود و به طور طبیعی با ایجاد رونق در کسب‌وکار، تقاضای دریافت وام هم کمتر می‌شود یا اینکه لااقل سامان می‌گیرد.

بانک‌ها از محل سپرده‌های مشتریان خود اقدام به پرداخت تسهیلات می‌کنند. از سویی هم بسیاری از شرکت‌های بزرگ با بدهی‌های هنگفت از پرداخت اقساط تسهیلات شانه خالی کرده‌اند. این موضوع باعث شده تا منابع مالی بانک‌ها تخلیه بشود. در این وضعیت اگر بانک‌ها بخواهند سود سپرده‌ها را کاهش بدهند، این بیم وجود دارد که سپرده گذاران برای برداشت وجوه خود، به بانک‌ها فشار وارد کنند. با این توضیح، برخی این موضوع را مطرح می‌کنند که اساسا بانک‌ها برای اینکه این اتفاق رخ ندهد، سود سپرده‌ها را کاهش نمی‌دهند و به تبع آن سود تسهیلات هم همچنان بالا مانده است. این قضیه تا چه میزان می‌تواند با واقعیت مطابقت داشته باشد؟
البته این احتمال هم می‌تواند وجود داشته باشد. اما در واقع باید دید که کشش سپرده گذاران نسبت به تغییرات نرخ سود بانکی تا چه میزان است. در شرایطی که هزینه پولی که توی بانک گذاشته می‌شود کم باشد، خود آن کشش هم کم خواهد بود. به بیان دیگر اگر سپرده گذاران جایگزین‌های خوبی برای سرمایه‌گذاری در بازارهای و رشته فعالیت‌های اقتصادی دیگر نداشته باشند در این صورت کاهش نرخ سود بانکی موجب خروج سپرده‌های آنها نمی‌شود. ولی اگر در بازار سهام، مسکن و ارز و... جایگزین‌های خوبی برای سرمایه‌گذاری داشته باشند کاهش نرخ سود بانکی موجب خروج سرمایه آنها از بانک‌ها می‌شود.


اشتراک گذاری :
ارسال نظر