"سهراب کشی " مد روز بورس ایران
در حالیکه رفته رفته به پایان سال نزدیک می شویم اغلب شرکتهای بورسی با ارایه گزارشات 9 و 12 ماهه با توقف نماد معاملاتی خود روبرو می شوند که اکثراً به علت تعدیل مثبت سود سال مالی جاری می باشد همین امر سبب می شود تا نگاه سرمایه گذاران و فعالان نسبت به سهام دیگر شرکتهای هم گروه با شرکتهای مذکور نیزخوشبینانه شود .
بر اساس گزارش بورس نیوز ؛ شرکت لیزینگ غدیر از جمله شرکتهای بورسی فعال در صنعت لیزینگ می باشد که زیر مجموعه شرکت ایران خودرو دیزل بوده یعنی سهام مدیریتی آن متعلق به خاور است و در تاریخ 15 دی ماه سال جاری با توقف نماد به جهت تعدیل سود مواجه شده است .
بر این اساس با توقف نماد این شرکت گمانه زنی های متفاوتی در بورس بین فعالان بر سر مثبت یا منفی بودن تعدیل سود این شرکت به وجود آمد اما از آنجاییکه کمی پیش تر هم گروهی های فعال این شرکت در بورس با تعدیل مثبت سود همراه بودند اکثر فعالان علت توقف نماد این شرکت را تعدیل مثبت سود عنوان می کردند و برخی نیز بنا به دلیلی که در ابتدای این گزارش آمده است اقدام به خرید سهام " ولغدر" نمودند .
همچنین طی سال جاری که سال نسبتاً مطلوبی برای بازار سرمایه کشور بود شرکتهای لیزینگ ایران ، لیزینگ صنعت و معدن و لیزینگ رایان سایپا که جزو هم گروهی های بورسی لیزینگ غدیر می باشند با اعلام تعدیل مثبت سود بازدهی قابل قبولی را نصیب سهامداران خود نمودندو به اعتقاد فعالان این بار نوبت " ولغدر " بود تا همانند دیگر هم گروهی های خود بازدهی مناسبی را به کارنامه صنعت لیزینگ بورس اضافه کند .
بنابر این گزارش این گمانه زنی ها در حالی بیان می شد که توقف طولانی مدت نماد این شرکت شایعاتی را در بورس به وجود آورد که تقریباً اختلاف 180 درجه ای با نظرات مطرح شده فق الذکر دارد بطوریکه گفته می شود به علت وضعیت سود آوری نامناسب سهام شرکتهای خودرویی این شرکتها قصد دارند تا برای پوشش سود خود از روش جدیدی استفاده نمایند که معروف به "سهراب کُشی "می باشد بطوریکه این شرکتها قصد دارند به جهت حفظ و یا افزیش سود اعلامی هزینه های خود را در صورتهای مالی تلفیقی به زیر مجموعه ها تحمیل نمایند که صورتهای مالی شرکت مادر وضعیت مناسبتری بیابد به عبارت دیگر ارایه کارنامه درخشان مدیریت به قیمت سیاه کردن کارنامه مدیران زیر مجموعه مثل کشتن سهراب به دست رستم که ناسلامتی پدرش بود ! .
اگر چنیین دیدگاهی صحیح باشددر حال حاضر به نظر می رسد شرکت لیزینگ خودروی غدیر و در رأس آن مدیر عامل این شرکت اولین قربانی روش مذکور باشد که در مجمع پیشرو با توجه به سال مالی (88.9.30) نزدیک نیز خواهد بود دچار چالش جدی با سهامداران خواهد شد .
در این مجمع سهامداران جز نیز در زمره خانواده قربانیان خواهند بود چراکه ظاهرا شرکت ایران خودرو قصد دارد با روش سهراب کشی نسبت به ارایه صورتهای مالی خود اقدام کند تا برای پوشش سود خود که با توجه به تغییر و تحول مدیریتی انجام شده ( جایگزینی نجم الدین به جای منطقی ) بسیار حیثیتی نیز می باشد شرکت ایران خودرو دیزل را قربانی کارنامه درخشان مدیریتی خود کند .
از سوی دیگر شرکت ایران خودرو دیزل نیز به جبران زیان تحمیل شده چاره ای جز وارد آوردن فشار به تنها زیر مجموعه بورسی خود یعنی لیزینگ غدیر ندارد به همین منظور تعدیل منفی سود این شرکت به تبع افزایش هزینه های تحمیلی که احتمالا در پس پرده همان هزینه های ایران خودرودیزل یا با دید کلانتر هزینه های ایران خودرو می باشد تنها راه نجات و مسکن فعلی " خاور " است به این شرکت تحمیل خواهد شد .
البته یک دید بدبینانه دیگر در این زمینه وجود دارد که امیدواریم صحیح نباشد و آن اینکه شرکت ایران خودرو دیزل برای بدست آوردن حداکثر کرسی هیأت مدیره به دنبال ایجاد چالش جدی با شرکت سرمایه گذاری غدیر که سهامدار عمده دیگر لیزینگ غدیر می باشد است و می خواهد با این روش رقیب را ازمیدان خارج کند .
اما به نظر می رسد در نهایت این اختلاف نظرها سبب هدر رفتن منابع مالی و تشتت آراء در هیأت مدیره " ولغدر " شده بطوریکه این شرکت هم اکنون بر سر دو راهی تفکر دو سهامدار عمده متوقف شده است و شاید تنها راه چاره واگذری سهام متعلق به سرمایه گذاری غدیر به شرکت ایران خودرو دیزل با شد تا حداقل شاهد همسو شدن نظران هیأت مدیره باشیم و این تعدیلهای دنباله دار بی معنی که دو سالی است گریبان شرکت را گرفته است خاتمه یابد.
بر این اساس بازهم همان نکته تکراری و بی پاسخ قدیم است که به وجود می آید ، متضرر اصلی دعواهای مدیریتی در شرکتها تنها سهامداران جزء می باشند که با بی تفاوتی نهاد نظارتی بورس خصوصاً اداره نظارت بر ناشران بورسی مواجه هستند و پس از سالها تازه چشم آنها به یک حکم در خصوص سرمایه گذاری ملت و تخلف مدیران آن روشن شده است که مدیران مورد نظر دیگر در دسترس نیستند و احیانا در خارج از کشور در حال رتق و فتق امور و سودهای بدست آورده اند و شاید روزی دیگر مدیران فعلی که داعیه بنگاه داری دارند هم در دسترس نباشند .