یادداشت
سد محکم هرمز تحت فشار مسیرهای جایگزین:
بررسی یک ادعا؛ تنگه هرمز باز است یا نه؟
دادههای تازه از افزایش صادرات کشورهای عربی منطقه حکایت دارد، اما فاصله با سطح پیش از بحران هنوز زیاد است و درباره پایداری این روند نمیتوان با قطعیت سخن گف و صرفا ادعا بسیاری از موسسات و تحلیلگران بزرگنمایی شده است.
گزارش چهارم پرونده ناترازیهای اقتصاد ایران- ناترازی بودجه
بودجه ایران؛ دخل و خرجی که سالهاست با هم جور درنمیآیند
وقتی دخل دولت به خرجش نمیرسد، کسری بودجه فقط یک عدد در جدولهای مالی نیست؛ دیر یا زود خودش را در تورم، بدهی، کاهش سرمایهگذاری و فشار بیشتر بر اقتصاد نشان میدهد. بودجه ۱۴۰۵ نیز در حالی با شکاف قابلتوجه میان منابع و مصارف روبهروست که بخش مهمی از هزینههای دولت همچنان انعطافپذیر نیست؛ یعنی صورتحساب ناترازی، بار دیگر در حال انتقال از بودجه دولت به اقتصاد و زندگی مردم است.
گزارش چهارم پرونده شفافیت و حکمرانی داده- بازار ارز و عدم تقارن اطلاعاتی
دلار کجا میرود؟
هر بار که بازار ارز ملتهب میشود، نگاهها به نرخ دلار و حجم عرضه و تقاضا خیره میماند؛ اما پشت این نوسان، پرسش مهمتری پنهان است: ارز موجود در اقتصاد ایران دقیقاً چگونه و بر اساس چه اطلاعاتی توزیع میشود؟ وقتی یک واردکننده ماهها در صف تخصیص میماند و دیگری مسیر تأمین ارز را سریعتر طی میکند، فقط تفاوت در منابع مطرح نیست؛ تفاوت در دسترسی به اطلاعات هم میتواند بخشی از ماجرا باشد. در بازاری که ارز هم محدود است و هم برای بخش بزرگی از اقتصاد حکم یک نهاده حیاتی را دارد، ابهام در مسیر دادهها میتواند به ابهام در مسیر منابع تبدیل شود.
از پول گران تا ناترازی انرژی؛ نقشه راه "ومعادن" برای پیشبرد پروژهها
با وجود این محدودیتها، شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات با نگاهی بلندمدت و راهبردی، تلاش کرده است پیشنیازهای اجرای پروژهها را همزمان با توسعه زنجیره تولید مدیریت کند.
به بهانه اول مهر؛ پیوند صنعت معدن با نسل آینده؛
آینده معدن پشت نیمکتهای مدرسه است
اول مهر فرصت خوبی است که مدیران بخش معدن یک سؤال ساده از خودشان بپرسند: سهم ما در آشنا کردن نسل بعد با صنعتی که قرار است در آینده ادارهاش کند، چیست؟
پرونده «ناترازیهای اقتصاد ایران»- گزارش سوم
بانکهای ناتراز؛ بحرانی که از ترازنامه شروع میشود، اما هزینهاش به اقتصاد میرسد
در گزارش نخست این پرونده گفتیم ناترازیهای امروز را نمیتوان صرفاً نتیجه یک بحران مقطعی دانست؛ بسیاری از آنها حاصل سالها سیاستگذاری کوتاهمدت، تعویق اصلاحات و انتقال هزینه از امروز به فرداست. در گزارش دوم نیز دیدیم که ناترازی انرژی چگونه از خاموشی و کمبود برق عبور میکند و خودش را در کاهش تولید، افزایش هزینه بنگاهها و فشار بر سودآوری نشان میدهد. حالا نوبت شبکه بانکی است؛ جایی که یک ناترازی روی کاغذ، میتواند در نهایت به صورتحسابی برای کل اقتصاد تبدیل شود.
پرونده «شفافیت و حکمرانی داده»- گزارش سوم
چه کسانی از اقتصاد کمداده سود میبرند؟
در اقتصاد ایران، رانت همیشه از یک تصمیم محرمانه، یک امضای طلایی یا یک رابطه پشتپرده شروع نمیشود. گاهی رانت از جایی آغاز میشود که یک نفر زودتر از دیگری میداند، یک بنگاه اطلاعات بیشتری در اختیار دارد یا یک بازیگر اقتصادی میتواند چند قطعه اطلاعات پراکنده را کنار هم بگذارد؛ اطلاعاتی که برای دیگران یا وجود ندارد یا زمانی به دستشان میرسد که دیگر فرصت تصمیمگیری از بین رفته است.
پرونده «ناترازیهای اقتصاد ایران» ـ گزارش دوم
صورتحساب ناترازی انرژی را چه کسی میپردازد؟
ناترازی برق دیگر فقط به خاموش شدن چراغ خانهها یا توقف یک خط تولید محدود نمیشود. این بحران حالا آرامآرام خودش را در جایی مهمتر نشان میدهد؛ در قیمت تمامشده تولید، حاشیه سود شرکتها، میزان تولید صنایع، سرمایهگذاری جدید و در نهایت ارزش دارایی سهامداران.
بنزین ۱۰ هزار تومانی؛ مسئله فقط قیمت نیست
وقتی کارت سوخت از یک ابزار هوشمند به یک کارت سهمیه تبدیل میشود
بنزین از بامداد ۱۷ شهریور وارد مرحله تازهای شد؛ نرخ سوم بنزین با کارت جایگاهها از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان رسید. دولت میگوید این تصمیم در راستای مدیریت مصرف و پایداری عرضه و تقاضا اتخاذ شده و درآمد حاصل از افزایش نرخ سوم نیز قرار است صرف معیشت مردم شود. اما پشت این تصمیم، یک سؤال مهمتر از قیمت بنزین وجود دارد؛ چرا پس از نزدیک به دو دهه استفاده از کارت سوخت، هنوز اصلیترین ابزار سیاستگذاری در حوزه سوخت، افزایش قیمت است؟
برگزیده ها
بیشتر
اخبار روز
خبرنامه