برسد به دست مدیران ارشد کشور
بورس نیوز:
بدیهی است نهادهای امنیتی و قضایی و انتظامی، گزارشهای مختلفی به مدیران ارشد کشور خواهند داد که چرا کار به اعتراضات رسید؟ اما نگرانم بخاطر ملاحظات اداری، سیاسی و روانی واقعیت را به زبان صریح و شفاف مطرح نکند. فرصت کردم با چند معترض گفتوگو کنم (با معترض و نه اغتشاشگر و تخریبگر). برخی از آنان «اعتراض اولی» بودند و برخی هم «اعتراض چندمی» و اینک حاصل گفتوگو. چرا مردم اعتراض میکنند؟ به ۵ دلیل!
۱- بی افقی: اوایل دهه ۹۰ شمسی یکی از وزرای اسبق برای فرصت مطالعاتی به چین رفته بود (حدود ۱۵ سال پیش) میگفت چینیهایی که دیده بود زندگی نکبت باری داشتند. وضعیت بهداشت و زندگی شان قابل مقایسه با ایران آنروز نبود. اما بسیار امیدوار بودند چرا که میدیدند حکومت هر چند وقت یکبار منطقه به منطقه کل ساختمانها را کف بُــر و تخریب میکرد و ساختمان نو میساخت و تحویل میداد. مردم در نکبت زندگی میکردند، اما چشم انداز روشنی داشتند. چرا که پیش خودشان میگفتند این ماه نه؛ ماه بعدی و امسال نه؛ سال بعدی بالاخره نوبت ما هم میشود. معترضانی که با آنان به گفتوگو نشستم هیچ تصویر روشنی از آینده ندارند. (بحران بی آیندگی جمعی یا بی رویایی ملی)
شرایط برحه حساس کنونی، باعث شده ما همواره در حال عبور از این بحران برای کسب آمادگی برای بحران بعدی باشیم. «سیاست از این ستون به آن ستون»
۲_ نداشتن نماینده: جمع کثیری از مردم احساس میکنند که نماینده واقعی و موثر در حاکمیت ندارند. یعنی نمیدانند که چه کسی، منافع، دغدغه، اولویتهای آنان را در درون حاکمیت به صورت موثر تا حصول نتیجه پیگیری میکند.
۳_ نداشتن کانال: در دنیا احزاب، اصناف و تشکلها، محلی برای تجمیع و تلفیق نظرات، گفتوگو، رایزنی مردم با حکومت است. ما در ایران مسیر آسانی برای انتقال معطوف به نتیجه نظرات نداریم. اینکه بگوییم مردم حرف هایشان را بزنند دقیقا چگونه؟ و به چه کسی؟ فرض کنید کسی منتقد سیاست فیلترینگ باشد، دقیقا به کجا باید مراجعه کنم؟ منتقد بدون کانال تبدیل میشود به معترض!
۴_ تصور جهانهای موازی: معترضان میگویند ما در ده سال گذشته کمتر گوشت مصرف میکنیم (بر اساس آمار مصرف گوشت قرمز به حدود یک سوم ده سال پیش رسیده) کمتر سفر میرویم، بیشتر قرص اعصاب میخوریم، اما مسوولان محترم از پیشرفت و رشد و توسعه صحبت میکنند. انگار که ما در جهانهای موازی زندگی میکنیم.
۵_ انتخاب «کمتر بدتر» در برابر «خیلی بهتر»: در طول سالیان گذشته هر بار به مردم گفتهایم برای اینکه اوضاع خیلی بد نشود فعلا گزینه «کمتر بدتر» را انتخاب کنیم. اما کسانی هستند (خارج از حکومت) که گزینه خیلی بهتر را نوید میدهند (راست یا دروغ). معترض امروز همان مردمی هستند که دیگر از گزینه «کمتر بدتر» خسته شده و به گزینه «خیلی بهتر» دل بسته.
فرمول ساده شده: نارضایتی (دلایل ۱ و ۵) + ناامیدی (دلایل ۲ و ۳ و ۴) = ناآرامی و اعتراضات سازمان نیافتهبسیار مهم است بین اعتراضات سازمان نیافته و اغتشاشات سازمان یافته تفکیک قائل شویم.
در لابه لای این گفتوگوها دو نکته توجهم رو جلب کرد:
۱_ عبور از مراجع ۴ گانه؛ روزی روزگاری در همین سرزمین ۴ مرجع فکری و سیاسی وجود داشت: مراجع تقلید و روحانیان، پدر و مادر، روشنفکران و افراد شاخص سیاسی. این جمع معترضی که دیدم از همه اینها عبور کردهاند. شاید ما وارد جامعه بیمرجع شده باشیم. نمیدانم! فقط همین قدر میدانم که مراجع سنتی مدت هاست توسط جامعه کنار گذاشته شدهاند و این در کنار یک جامعه اتمیزه تشکلنایافته نگرانکنندهتر هم میشود، چرا؟ چون اصلا فرض کن دولت خواست با معترضان مذاکره کند، دقیقا با چه کسی و چگونه؟
۲_ شکاف ۵۰ ساله؛ روسای قوای سه گانه، رئیس مجمع تشخیص و دبیر شورای عالی امنیت ملی همه در دهه هفتم و هشتم زندگی شان هستند در حالی که جمع کثیری از معترضان هنوز دهه دوم زندگی شان را کامل نکردهاند. این شکاف سنی ۵۰ ساله باعث میشود دیالوگ دشوار شود. تعامل مدیران ارشد متعلق به ۷% بالای هرم سنی (بالای ۶۵ سال) با ۹۳% جامعه زیر ۶۵ سال تعامل آسانی نیست.
این معترضان (و نه تخریب گران) همان مردم کوچه و بازار و مدرسه و ادارهاند. همان پرستارانی که در کرونا جان فشانی کردند. همان دانش آموزان و ورزشکارانی که در المپیادها و المپیکها به نام ایران طلا گرفتند. باور دارم اگر همین معترضان پایش بیفتد شانه به شانه نیروهای نظامی و انتظامی مدافع امنیت این سرزمین خواهند بود در برابر اغتشاش گران و تخریب گران و مزدوران. اما اگر همان ۵ دلیل بالا باقی بماند با گفتار درمانی صرف، با برخورد قضایی و انتظامی تنها و با محدودسازی رسانهای میتوان شعلههای آتش را مهار کرد، اما با آتش زیر خاکستر چه میکنیم؟ ایرانمان برقرار، یکپارچه و به دور از گزند.