شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۴
چین، موساد و ایران؛

وقتی نبرد اطلاعاتی به معادله‌ای ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شود

چین در ارزیابی‌های رسمی و غیررسمی خود، موفقیت موساد در نفوذ به نهاد‌های حساس اطلاعاتی، نظامی و حتی پایگاه‌های داده دولتی ایران را «گشودن جعبه پاندورای مخاطرات امنیتی جهانی» توصیف کرده است. ا
کد خبر : ۳۰۳۲۹۲

به گزارش بورس نیوز، تحولات امنیتی سال ۲۰۲۵ در ایران، به‌ویژه حملات اسرائیل به عمق خاک کشور و افشای ابعاد تازه‌ای از نفوذ اطلاعاتی موساد، تنها یک چالش امنیتی برای تهران نبود؛ این رخداد‌ها به‌مثابه زنگ خطری جدی برای بازیگران بزرگ‌تری، چون چین نیز تلقی شد. آنچه در ظاهر یک منازعه دوجانبه میان ایران و اسرائیل به نظر می‌رسد، در واقع به سطحی از رقابت ژئوپلیتیکی و جنگ اطلاعاتی رسیده که مستقیماً منافع راهبردی پکن را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

چین در ارزیابی‌های رسمی و غیررسمی خود، موفقیت موساد در نفوذ به نهاد‌های حساس اطلاعاتی، نظامی و حتی پایگاه‌های داده دولتی ایران را «گشودن جعبه پاندورای مخاطرات امنیتی جهانی» توصیف کرده است. از نگاه پکن، توانایی اسرائیل در از کار انداختن سامانه‌های پدافند هوایی، راداری و حتی نفوذ به نرم‌افزار‌های حاکمیتی ایران از درون، الگویی نوین از جنگ اطلاعاتی را نمایندگی می‌کند؛ الگویی که می‌تواند در آینده علیه سایر قدرت‌ها، از جمله خود چین، نیز به کار گرفته شود.

در همین چارچوب، همکاری‌های فنی و امنیتی چین با ایران پس از وقایع ۲۰۲۵ به‌طور محسوسی افزایش یافته است. گزارش‌ها از همکاری مشترک ایران، چین و روسیه برای بررسی چگونگی نفوذ اسرائیل به پایگاه‌های اطلاعاتی رسمی ایران، از جمله داده‌های ثبت احوال و گذرنامه، حکایت دارد. هدف اصلی این همکاری‌ها، شناسایی و بستن همان شکاف‌های فنی‌ای است که موساد از آنها برای دسترسی به اهداف حساس نظامی و هسته‌ای ایران استفاده کرده است.

در سطحی عمیق‌تر، چین به‌دنبال جایگزینی تدریجی زیرساخت‌های فناورانه غربی در ایران با نمونه‌های چینی است. این راهبرد که می‌توان آن را «قطع بازو‌های نرم‌افزاری نفوذ» نامید، شامل توصیه و فشار غیرمستقیم به ایران برای کنار گذاشتن نرم‌افزار‌ها و سامانه‌های آمریکایی و اسرائیلی و حرکت به‌سوی سیستم‌های بسته و امن چینی است. از نگاه پکن، وابستگی فناورانه به غرب، نقطه‌ضعفی است که مستقیماً به نفوذ اطلاعاتی منجر می‌شود.

یکی از مصادیق مهم این تغییر جهت، تصمیم ایران برای گذار به سامانه ناوبری چینی «بیدو» به‌عنوان جایگزینی برای GPS آمریکایی است. این اقدام نه‌تنها بُعد فنی دارد، بلکه حامل پیامی سیاسی و امنیتی است: کاهش اتکا به فناوری‌هایی که در شرایط بحران می‌توانند مختل، هک یا دستکاری شوند. هم‌زمان، چین با تأمین ماهواره‌های نظارتی و همکاری با شرکت‌های بزرگ فناورانه خود، به دنبال ارتقای توان رصد و جمع‌آوری اطلاعات ایران است.

اما همکاری چین و ایران صرفاً به حوزه سایبری محدود نمی‌شود. پس از جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ و حملات اسرائیل به پایگاه‌های موشکی ایران، پکن نقش فعالی در بازسازی بازدارندگی موشکی تهران ایفا کرده است. تأمین مواد شیمیایی مورد نیاز سوخت جامد، سامانه‌های هدایت دقیق و ریزپردازنده‌ها، بخشی از این حمایت‌هاست؛ حمایتی که هدف آن، دشوارتر کردن خنثی‌سازی فنی موشک‌های ایران توسط سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل است.

در حوزه پدافند هوایی نیز، چین با تقویت سامانه‌های راداری ایران، به‌ویژه در زمینه مقابله با هواگرد‌های رادارگریز، در پی برهم زدن برتری هوایی اسرائیل است. تلاش برای تأمین رادار‌های پیشرفته‌ای که قادر به شناسایی جنگنده‌های F-۳۵ باشند، نشان می‌دهد پکن به‌دنبال ایجاد نوعی «موازنه قدرت هوایی» در منطقه است؛ موازنه‌ای که مانع از تسلط مطلق اسرائیل بر آسمان ایران شود.

در سطح چندجانبه، چین از ظرفیت سازمان همکاری شانگهای نیز برای مهار نفوذ اطلاعاتی خارجی بهره می‌برد. ایجاد سازوکار‌های هماهنگی اطلاعاتی و امنیتی در چارچوب این سازمان، با هدف مقابله با عملیات خرابکارانه خارجی، بخشی از راهبرد کلان پکن برای تثبیت امنیت شرکای راهبردی خود، از جمله ایران، است.

در نهایت، باید توجه داشت که انگیزه اصلی چین از این سطح از حمایت امنیتی و نظامی، صرفاً هم‌پیمانی سیاسی با تهران نیست. پکن نفوذ موفق موساد در ایران را تهدیدی مستقیم برای منافع اقتصادی خود و ابتکار «کمربند و راه» می‌داند. بی‌ثباتی در ایران، می‌تواند شریان‌های حیاتی تجارت چین را در تنگه هرمز، باب‌المندب، دریای سرخ و خلیج عدن با اختلال مواجه کند. از این منظر، حمایت چین از ایران، بیش از آنکه اقدامی ایدئولوژیک باشد، تصمیمی کاملاً عمل‌گرایانه در راستای حفظ منافع راهبردی و اقتصادی پکن است.

اشتراک گذاری :
ارسال نظر