يکشنبه ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۰

روانشناسی ترید / بخش سوم

شکاف بین دانستن و عمل کردن؛ چرا تریدرها با وجود اگاهی ، همچنان رفتارهای ناکارآمد گذشته را تکرار می‌کنند؟
کد خبر : ۳۰۵۰۳۶
نویسنده :
غزاله حسین‌زاده _ روانشناس ، تریدر و بنیانگذار خانه‌ی تریدر

بورس‌نیوز:

 

بسیاری از تریدر‌ها به مفاهیم بازار و تحلیل تکنیکال مسلط هستند. می‌دانند کجا باید وارد معامله شوند، کجا خارج شوند، و حتی به‌خوبی از اهمیت مدیریت ریسک و سرمایه آگاه‌اند.

با این حال، در لحظه‌ی اجرا، رفتار دیگری از خود نشان می‌دهند.

به معامله ورود می‌کنند، بازار کمی در جهت تحلیل آنها حرکت می‌کند، اما خیلی زود از معامله خارج می‌شوند. یا در شرایطی که باید ضرر را بپذیرند، همچنان در معامله باقی می‌مانند. (عجله در سود و صبر در ضرر)

اینجاست که یک سوال اساسی مطرح می‌شود:اگر تریدر می‌داند چه کاری درست است، چرا آن را انجام نمی‌دهد؟

 

●دانستن کافی نیست

 

یکی از رایج‌ترین خطا‌ها در مسیر ترید، این تصور است که «آگاهی» به‌تنهایی منجر به تغییر رفتار می‌شود.

در حالی‌که در عمل، بسیاری از رفتار‌های معاملاتی نه از سطح آگاه ذهن، بلکه از لایه‌های عمیق‌تر و ضمیر ناخودآگاه نشأت می‌گیرند.

ذهن آگاه ممکن است تصمیم بگیرد: «در این نقطه باید از معامله خارج شوم.».

اما در لحظه، نیرویی دیگر وارد عمل می‌شود:ترس، امید، میل به جبران ضرر

این همان جایی است که ناخودآگاه، کنترل را به‌دست می‌گیرد نه آگاهی

 

●نقش ناخودآگاه در تصمیم‌گیری

 

ناخودآگاه انسان، مجموعه‌ای از تجربه‌ها، باور‌ها و واکنش‌های شرطی‌شده است که در طول عمر شکل گرفته‌اند.

این بخش از ذهن، به‌دنبال بقا و کاهش درد است، نه لزوماً موفقیت و سودآوری.

برای مثال:اگر فردی در گذشته تجربه ضرر سنگینی داشته باشد، ناخودآگاه او تلاش می‌کند از تکرار آن درد جلوگیری کند. نتیجه؟ خروج زودهنگام از معاملات حتی در شرایطی که بازار در جهت تحلیل پیش میرود.

یا برعکس، اگر تجربه‌ای از بازگشت بازار پس از یک ضرر داشته باشد، ممکن است ناخودآگاه او را به ماندن بیش از حد در معامله‌ی در ضرر سوق دهد.

در هر دو حالت، رفتار تریدر نه بر اساس تحلیل، بلکه بر اساس حافظه هیجانی شکل می‌گیرد.

 

●مقاومت ذهن در برابر تغییر

 

ذهن انسان به‌طور طبیعی در برابر تغییر مقاومت می‌کند؛ حتی اگر الگوی فعلی ناکارآمد باشد.

دلیل این مقاومت، نیاز ذهن به «آشنایی» و «پیش‌بینی‌پذیری» است.

یک الگوی اشتباه، اما آشنا، برای ذهن امن‌تر از یک رفتار صحیح، اما ناآشناست.

به همین دلیل، بسیاری از تریدر‌ها با وجود تجربه ضرر‌های مکرر، همچنان همان رفتار‌ها را تکرار می‌کنند. نه به این دلیل که نمی‌خواهند تغییر کنند، بلکه به این دلیل که ذهن آنها هنوز الگوی جایگزین قابل اتکایی نساخته است.

 

●جایی که تریدر متوقف می‌شود

 

در جلسات تحلیلی «خانه‌ی تریدر»، در فرآیند بررسی ژورنال‌های هیجانی تریدرها، بار‌ها دیده‌ام:

تریدر دقیقاً می‌تواند رفتار اشتباه خود را توضیح دهد. حتی می‌داند چرا از پلن خارج شده و چرا نتیجه مطلوب را نگرفته است.

اما زمانی که همان موقعیت در بازار دوباره تکرار می‌شود، همان واکنش را نیز تکرار می‌کند

و این یعنی مسئله، «دانش و اگاهی» نیست؛ مسئله، «الگوی درونی تثبیت‌شده» است.

 

●توهم کنترل

 

یکی از موانع پنهان در مسیر تغییر، توهم کنترل است.

تریدر تصور می‌کند، چون به تحلیل تکنیکال مسلط است و پلن معاملاتی دارد در معاملات اگاهانه و منطقی رفتار خواهد کرد؛ در حالی‌که بخش زیادی از رفتار او، تحت تاثیر الگو‌های ناخودآگاه هدایت می‌شود.

تا زمانی که این توهم وجود دارد، نیاز به تغییر و یادگیری مهارت مدیریت ذهن و هیجان احساس نمی‌شود؛ و تا زمانی که این نیاز درک نشود، فرآیند اصلاح نیز آغاز نخواهد شد.

 

●نقطه شروع تغییر

 

اولین گام در مسیر تغییر، نه یادگیری یک سبک معاملاتی جدید و نه نیاز به استراتژی معاملاتی ویژه‌ای هستبلکه «دیدن» الگو‌های هیجانی و رفتاری فعلی است.

زمانی که تریدر بتواند رفتار خود را بدون توجیه و قضاوت مشاهده کند، برای اولین‌بار فاصله‌ای بین «خود» و «الگو» ایجاد می‌شود.

این فاصله، همان نقطه‌ای است که امکان تغییر را فراهم می‌کند.

اما سوال مهم اینجاست:اگر الگو‌های ذهنی در سطح ناخودآگاه شکل گرفته‌اند، چگونه می‌توان آنها را تغییر داد؟ آیا صرفا آگاهی کافی است، یا نیاز به یک فرآیند مشخص وجود دارد؟

 

در ادامه، به بررسی مکانیزم بازنویسی ذهن و ایجاد الگو‌های جدید در ترید خواهیم پرداخت

اشتراک گذاری :
ارسال نظر