تازهترین ارزیابیهای شورای جهانی طلا
به گزارش بورس نیوز، طلا هزاران سال است که به عنوان یکی از مطمئنترین پناهگاههای امن حفظ ارزش شناخته میشود. با این حال، در شرایطی که فرآیند دیجیتالیشدن ساختارهای پولی با شتاب به پیش میرود، پرسش بنیادین کارشناسان این است که جایگاه این فلز استراتژیک در عصر داراییهای برپایه فناوری دفاتر کل توزیعشده (DLT) چگونه بازتعریف خواهد شد؟
بر اساس تازهترین ارزیابیهای «شورای جهانی طلا» (WGC)، فناوری توکنسازی (تبدیل دارایی فیزیکی به توکنهای دیجیتال با پشتوانه مشخص) ظرفیت آن را دارد که تا ۷۰۰ میلیارد دلار تقاضای سرمایهگذاری نهفته را جذب کند؛ رقمی که بازاری هماندازه با ارزش فعلی بازار صندوقهای سرمایهگذاری قابل معامله با پشتوانه طلا (Gold ETFs) پدید خواهد آورد.
طرح مباحث درباره طلای توکنسازی شده همزمان با فشارهای انقباضی بانکهای مرکزی و صعود بازده واقعی اوراق قرضه ایالات متحده به سقفهای ۱۹ سال اخیر رخ میدهد؛ شرایطی که هزینه فرصت نگهداری طلا را به عنوان دارایی بدون عایدی نقدی به شدت افزایش داده است. با وجود این چالش، نوآوری در زیرساخت تسویه مالی میتواند مطلوبیت عملیاتی طلا را دگرگون کند.
در جریان نشست سالانه «انجمن بازار شمش لندن» (LBMA)، وینسنت دومین (Vincent Domien)، مدیر معاملات فلزات گرانبها در بانک بینالمللی «ICBC Standard»، به یکی از گلوگاههای ساختاری نگهداری طلا در ترازنامه مؤسسات اشاره کرد و گفت: «در شکل سنتی، طلا دارایی راکدی در ترازنامه به شمار میرود که هیچ عملکرد پویایی برای ایجاد بازده خلق نمیکند.»
دومین تاکید کرد توکنسازی به بانکها و نهادهای مالی امکان میدهد تا بدون نیاز به واگذاری و فروش ذخایر فیزیکی، از توکنهای طلا به عنوان وثیقه با کارایی بالا برای تسویه لحظهای معاملات مشتقه، تأمین الزامات وجه تضمین و تأمین فوری نقدینگی استفاده کنند. این تحول، سرعت گردش دارایی و قابلیت کاربری بینبانکی طلا را به شکل جهشی افزایش میدهد.
به باور تحلیلگران، طلای دیجیتال نیازی به ابداع یک طبقه دارایی جدید ندارد، بلکه تکامل مرحلهای مسیری است که ۲ دهه قبل با تأسیس صندوقهای ETF طلا برای عامه سرمایهگذاران آغاز شد. توکنسازی، طلا را از یک نگهدارنده منفعل ارزش به بازیگری فعال در اکوسیستم نقدینگی بدل میکند؛ به طوری که بدون نیاز به جابهجایی پرهزینه و پرریسک شمشها از خزانهها، کارایی اعتباری آنها در تمام ارکان مالی جاری میشود.
با وجود این افق مثبت، کارشناسان تأکید میکنند تحقق کامل این تحول دیجیتال با موانع ساختاری روبروست. طلای توکنسازی شده نیازمند حضور «نهادهای امین و متولیان مورد اعتماد» برای تضمین وجود فیزیکی شمشها، ایجاد ساختارهای شفاف حقوقی برای سازوکار تحویل و بازخرید، و در نهایت تدوین استانداردهای مشترک بینالمللی است؛ زیرا بدون پروتکلهای هماهنگ، خطر پراکندگی بازار و ناکارآمدی این نوآوری مالی وجود خواهد داشت.» در نهایت، هرچند توکنسازی حساسیت نرخ طلا به بازده واقعی اوراق قرضه را از میان نمیبرد، اما پارادایم نگهداری آن را تغییر میدهد؛ در دنیایی که سرعت گردش سرمایه حرف اول را میزند، آینده طلا علاوه بر توانایی در مهار تورم، به کارآمدی آن به عنوان ابزاری در تسریع مبادلات مالی جهان وابسته خواهد بود.