شنبه ۰۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۱۳

چرا مُرسی عربستان را عصبی می‎کند؟

کد خبر : ۷۲۵۰۲
ریاست‎جمهوری محمد مُرسی در مصر با رویارویی با نظامیان مصر آغاز شد اما مرسی با سر و صدای کمتری به‎دنبال جذب حامیانی از حوزه خلیج‎فارس به ویژه عربستان سعودی است. باید منتظر ماند و دید که آیا این اقدام باعث تضمین بقای سیاسی وی خواهد شد یا نه. 


پنجره به نقل از فارن پالیسی نوشت، از زمانی که مرسی رییس‎جمهوری شد و از اخوان‎المسلمین استعفا داد، تلاش بسیار زیادی کرد تا تنش با کشور‎های خلیج‎فارس را کاهش دهد. رییس پلیس دوبی به حاکمان این منطقه از ماه مارس هشدار داده بود که هسته‎‎های اخوان «می‎خواهند خیابان‎‎ها را علیه آن‎ها بشورانند» اما چالش حقیقی پیش ‎روی مرسی، آرام کردن عربستان سعودی است که آشکارا عصبانی به نظر می‎رسد. آن‎ها حسنی مبارک - یکی از متحدان کلیدی خود - را در انقلاب مردمی مصر از دست داده‎اند. در تلاش برای جلب نظر عربستان، مرسی هر کاری می‎توانست انجام داد؛ از تکذیب تمایل نسبت به صدور انقلاب مصر و «خط قرمز» دانستن امنیت کشور‎های حاشیه خلیج‎فارس که نباید خدشه دار شود تا برگزیدن عربستان به‎عنوان اولین مقصد خارجی خود. 


به‎نظر می‎رسد اقدامات مرسی، باعث تسکین سعودی‎‎های شده و آن‎ها ارسال کمک مالی به مصر را از سر گرفته‎اند. اما مشابهت‎‎ها میان ایدئولوژی اخوان و شاخه وهابی عربستان باعث می‎شود که همچنان سیستم سابق مصر را ترجیح دهند. 


مرسی به‎عنوان یک اسلام‎گرای سنی که از طریق انتخابات دموکراتیک بر سر کار آمده است، چالشی برای سیستم خودکامه حاکمان عربستان محسوب می‎شود که با بیشترین توان خود در تلاش برای حفظ حکومت هستند. یک سال پیش، سعودی‎‎ها حدود 130 میلیارد دلار بسته کمکی برای توزیع میان مردم خرج کردند تا مانع از نارضایتی آن‎ها بشوند. البته تنها به دادن پول نقد بسنده نکردند. رهبران سعودی با فرستادن هزاران نیرو به استان‎‎های شیعی، بستن راه‎‎های منتهی به پایتخت و استفاده از روحانیون وهابی وفادار برای تهدید معترضین احتمالی به خشونت، از شکل‎گیری «روز خشم» در مارس 2011 ممانعت کردند. 


اقدامات فوق، کمی آرامش به بار آورد، اما نه برای مدت طولانی. پس از تیراندازی و بازداشت روحانی برجسته شیعه - نمر النمر - به اتهام «فتنه‎انگیزی»، اعتراضات خشنی در استان شرقی به راه افتاد. با توجه به اعتراضات خستگی‎ناپذیری که پیش از این نیز توسط شیعیان علیه تبعیض وجود داشت، مقامات سعودی با کشتن دو نفر در راه‎پیمایی، نفت بر روی آتش ریختند. با گذشت بیش از یک هفته، همچنان جمعیت زیادی در خیابان‎‎ها حاضرند و نشانه‎ای از سستی در آن‎ها دیده نمی‎شود. 


مسأله شیعیان، تنها یکی از نگرانی‎‎های متعدد سعودی‎‎ها درباره آینده است. مدت‎‎ها قبل از انتخاب مرسی، سعودی‎‎ها با دست‎پاچگی ابراز نگرانی کرده بودند که ایرانِ شیعه نباید از مرحله گذار مصر بهره‎برداری کند. با وجودی که مصر و ایران از سال 1980 روابط دبپلماتیک ندارند، اما همچنان روابط اقتصادی همچون بانک توسعه مصر - ایران پابرجاست. امروزه مقامات خزانه‎داری آمریکا به ایران مظنون هستند که از بانک فوق برای دور زدن تحریم‎‎ها استفاده می‎کند. 


هنگامی که در فوریه، مصر مجوز عبور ناو ایرانی را از کانال سوئز داد، نگرانی عربستان شدت یافت. در ماه مِی، مرسی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی CBC مصر اعلام کرد که امیدوار به داشتن «روابط» با ایران است. البته دقت داشت که وارد جزئیات نشود و تأکید کرد که در تضاد با امنیت کشور‎های خلیج‎فارس نخواهد بود. 


به موازات نگرانی‎‎های رو به افزایش، عربستان همان کاری را انجام می‎دهد که همواره انجام داده است؛ سرازیر کردن دلار‎های نفتی. در ماه ژوئن، آن‎ها 1.5 میلیارد دلار به قاهره دادند. در حال حاضر، عربستان سرمایه 2300 پروژه را در مصر تأمین می‎کند و ارزش این سرمایه‎گذاری 12 تا 27 میلیارد دلار تخمین زده شده است. آن‎ها همچنین اعتبار 750 میلیون دلاری برای واردات نفت عربستان، 230 میلیون دلاری برای پروژه‎‎های آب و کشاورزی و 200 میلیون دلاری برای تجارت با مصر در نظر گرفته‎اند. 


برای مصر که آمار رسمی 12.6 درصدی بیکاری را دارد، داشتن روابط خوب با عربستان بسیار حیاتی است. حدود 1.6 میلیون مصری در عربستان کار می‎کنند و کمک‎خرج بسیار مهمی برای خانواده‎های‎شان در مصر هستند. تجارت فیمابین نیز در اولین فصل سال 2012 به رکورد 1.2 میلیارد دلار رسیده بود. 


سعودی‎‎ها شدیدا نسبت به مرسی مردد هستند. از زمان انتخاب وی، رسانه‎‎هایی که مالکیت سعودی دارند گلایه کردند که حملاتی برای بی‎اعتبار کردن و ارعاب علیه احمد شفیق صورت گرفته و احتمالا ایران، مرسی را تحریک می‎کند. پس از استعفای مرسی از اخوان، وفاداری‎اش را به این تشکل مورد تردید قرار دادند و یکی از روزنامه‎‎ها شایعه کرد که ممکن است در مسائل حساس سیاست خارجی عملکرد نامناسبی داشته باشد و «حمایت تهران از گروه‎‎های داخلی و تلاش برای بسط تشیع» در مصر را نادیده بگیرد. 


روابط سعودی- اخوان همواره پیچیده بوده است. خاندان سلطنتی سعودی به رهبری ملک عبدالله خود را رسما «خادم الحرمین الشریفین» می‎نامند و رهبران جهان اسلام می‎دانند و با کمک روحانیون وهابی، سعی در گسترش حکمرانی خود و فرمانبرداری سیاسی مردم کشورهای مسلمان را دارند. 


در نقطه مقابل، اخوان در مصر در پاسخ به استعمار غرب به‎وجود آمد و مؤسس آن - حسن البناء - از ضعف جوامع مسلمانان احساس خطر کرده بود. اخوان برای پیشبرد جنبش سیاسی مردمی خود به عوامل مذهبی متکی است. در دهه 1950 و 1960، سعودی‎ها با تکیه بر زمینه‎های مشترک با اخوان، روابط نزدیکی با آن‎ها برقرار کردند و هزاران نفر از اعضایش را به مهاجرت به مصر، عراق و سوریه تشویق کردند تا با رشد سوسیالیسم پان- عرب رهبر مصر (جمال عبدالناصر) مقابله کنند. به سرعت اخوان در جامعه عربستان به‎خصوص در سیستم آموزشی‎ نفوذ پیدا کرد. 


در ابتدا به‎نظر می‎رسید که هر دو طرف از این رابطه سود می‎برند. اما فعالان اخوان شروع به زیر سؤال بردن ساختار سیاسی پادشاهی عربستان کردند. معروف‎ترین چالش‎‎، خود اسامه بن لادن بود. 


پس از 11 سپتامبر، ولیعهد نایف تمام مشکلات کشور را به گردن اخوان انداخت. هنگامی که در سال 2003، افراد بن لادن در داخل عربستان حملاتی انجام دادند، اعتراضات به اخوان شدت یافت. در سال‎‎های بعد به‎نظر می‎رسید که سعودی‎‎ها توانستند در نبرد با تفسیر «انحرافی» از اسلام برتری یافته و هسته‎‎های داخلی القاعده را از بین‎ ببرند و هزاران مسجد، مدرسه و وب‎سایت را کنترل کنند. 


اما با سرعت گرفتن قیام‎‎های عربی که سال گذشته آغاز شد، جهت جریان معکوس شد و تعدادی از متحدان سعودی سرنگون شدند و جنبش اخوان در سراسر خاورمیانه جریان پیشرو شد. سعودی‎‎ها سریعا نسبت به آن هشدار دادند. با سقوط مبارک، دولت عربستان در کتاب‎‎های مدارس نام حسن البناء را حذف کرد. با توجه به روابط نامناسب سعودی - اخوان، اقدامات مرسی ظریف است. وی شدیدا به پول عربستان برای ترمیم اقتصاد مصر نیازمند است و چاره‎ای جز قبول شرایط ندارد. بر خلاف ایران، عربستان به سادگی می‎تواند به آن‎ها نفت بفروشد
.
اشتراک گذاری :
ارسال نظر