چرا مُرسی عربستان را عصبی میکند؟
پنجره به نقل از فارن پالیسی نوشت، از زمانی که مرسی رییسجمهوری شد و از اخوانالمسلمین استعفا داد، تلاش بسیار زیادی کرد تا تنش با کشورهای خلیجفارس را کاهش دهد. رییس پلیس دوبی به حاکمان این منطقه از ماه مارس هشدار داده بود که هستههای اخوان «میخواهند خیابانها را علیه آنها بشورانند» اما چالش حقیقی پیش روی مرسی، آرام کردن عربستان سعودی است که آشکارا عصبانی به نظر میرسد. آنها حسنی مبارک - یکی از متحدان کلیدی خود - را در انقلاب مردمی مصر از دست دادهاند. در تلاش برای جلب نظر عربستان، مرسی هر کاری میتوانست انجام داد؛ از تکذیب تمایل نسبت به صدور انقلاب مصر و «خط قرمز» دانستن امنیت کشورهای حاشیه خلیجفارس که نباید خدشه دار شود تا برگزیدن عربستان بهعنوان اولین مقصد خارجی خود.
بهنظر میرسد اقدامات مرسی، باعث تسکین سعودیهای شده و آنها ارسال کمک مالی به مصر را از سر گرفتهاند. اما مشابهتها میان ایدئولوژی اخوان و شاخه وهابی عربستان باعث میشود که همچنان سیستم سابق مصر را ترجیح دهند.
مرسی بهعنوان یک اسلامگرای سنی که از طریق انتخابات دموکراتیک بر سر کار آمده است، چالشی برای سیستم خودکامه حاکمان عربستان محسوب میشود که با بیشترین توان خود در تلاش برای حفظ حکومت هستند. یک سال پیش، سعودیها حدود 130 میلیارد دلار بسته کمکی برای توزیع میان مردم خرج کردند تا مانع از نارضایتی آنها بشوند. البته تنها به دادن پول نقد بسنده نکردند. رهبران سعودی با فرستادن هزاران نیرو به استانهای شیعی، بستن راههای منتهی به پایتخت و استفاده از روحانیون وهابی وفادار برای تهدید معترضین احتمالی به خشونت، از شکلگیری «روز خشم» در مارس 2011 ممانعت کردند.
اقدامات فوق، کمی آرامش به بار آورد، اما نه برای مدت طولانی. پس از تیراندازی و بازداشت روحانی برجسته شیعه - نمر النمر - به اتهام «فتنهانگیزی»، اعتراضات خشنی در استان شرقی به راه افتاد. با توجه به اعتراضات خستگیناپذیری که پیش از این نیز توسط شیعیان علیه تبعیض وجود داشت، مقامات سعودی با کشتن دو نفر در راهپیمایی، نفت بر روی آتش ریختند. با گذشت بیش از یک هفته، همچنان جمعیت زیادی در خیابانها حاضرند و نشانهای از سستی در آنها دیده نمیشود.
مسأله شیعیان، تنها یکی از نگرانیهای متعدد سعودیها درباره آینده است. مدتها قبل از انتخاب مرسی، سعودیها با دستپاچگی ابراز نگرانی کرده بودند که ایرانِ شیعه نباید از مرحله گذار مصر بهرهبرداری کند. با وجودی که مصر و ایران از سال 1980 روابط دبپلماتیک ندارند، اما همچنان روابط اقتصادی همچون بانک توسعه مصر - ایران پابرجاست. امروزه مقامات خزانهداری آمریکا به ایران مظنون هستند که از بانک فوق برای دور زدن تحریمها استفاده میکند.
هنگامی که در فوریه، مصر مجوز عبور ناو ایرانی را از کانال سوئز داد، نگرانی عربستان شدت یافت. در ماه مِی، مرسی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی CBC مصر اعلام کرد که امیدوار به داشتن «روابط» با ایران است. البته دقت داشت که وارد جزئیات نشود و تأکید کرد که در تضاد با امنیت کشورهای خلیجفارس نخواهد بود.
به موازات نگرانیهای رو به افزایش، عربستان همان کاری را انجام میدهد که همواره انجام داده است؛ سرازیر کردن دلارهای نفتی. در ماه ژوئن، آنها 1.5 میلیارد دلار به قاهره دادند. در حال حاضر، عربستان سرمایه 2300 پروژه را در مصر تأمین میکند و ارزش این سرمایهگذاری 12 تا 27 میلیارد دلار تخمین زده شده است. آنها همچنین اعتبار 750 میلیون دلاری برای واردات نفت عربستان، 230 میلیون دلاری برای پروژههای آب و کشاورزی و 200 میلیون دلاری برای تجارت با مصر در نظر گرفتهاند.
برای مصر که آمار رسمی 12.6 درصدی بیکاری را دارد، داشتن روابط خوب با عربستان بسیار حیاتی است. حدود 1.6 میلیون مصری در عربستان کار میکنند و کمکخرج بسیار مهمی برای خانوادههایشان در مصر هستند. تجارت فیمابین نیز در اولین فصل سال 2012 به رکورد 1.2 میلیارد دلار رسیده بود.
سعودیها شدیدا نسبت به مرسی مردد هستند. از زمان انتخاب وی، رسانههایی که مالکیت سعودی دارند گلایه کردند که حملاتی برای بیاعتبار کردن و ارعاب علیه احمد شفیق صورت گرفته و احتمالا ایران، مرسی را تحریک میکند. پس از استعفای مرسی از اخوان، وفاداریاش را به این تشکل مورد تردید قرار دادند و یکی از روزنامهها شایعه کرد که ممکن است در مسائل حساس سیاست خارجی عملکرد نامناسبی داشته باشد و «حمایت تهران از گروههای داخلی و تلاش برای بسط تشیع» در مصر را نادیده بگیرد.
روابط سعودی- اخوان همواره پیچیده بوده است. خاندان سلطنتی سعودی به رهبری ملک عبدالله خود را رسما «خادم الحرمین الشریفین» مینامند و رهبران جهان اسلام میدانند و با کمک روحانیون وهابی، سعی در گسترش حکمرانی خود و فرمانبرداری سیاسی مردم کشورهای مسلمان را دارند.
در نقطه مقابل، اخوان در مصر در پاسخ به استعمار غرب بهوجود آمد و مؤسس آن - حسن البناء - از ضعف جوامع مسلمانان احساس خطر کرده بود. اخوان برای پیشبرد جنبش سیاسی مردمی خود به عوامل مذهبی متکی است. در دهه 1950 و 1960، سعودیها با تکیه بر زمینههای مشترک با اخوان، روابط نزدیکی با آنها برقرار کردند و هزاران نفر از اعضایش را به مهاجرت به مصر، عراق و سوریه تشویق کردند تا با رشد سوسیالیسم پان- عرب رهبر مصر (جمال عبدالناصر) مقابله کنند. به سرعت اخوان در جامعه عربستان بهخصوص در سیستم آموزشی نفوذ پیدا کرد.
در ابتدا بهنظر میرسید که هر دو طرف از این رابطه سود میبرند. اما فعالان اخوان شروع به زیر سؤال بردن ساختار سیاسی پادشاهی عربستان کردند. معروفترین چالش، خود اسامه بن لادن بود.
پس از 11 سپتامبر، ولیعهد نایف تمام مشکلات کشور را به گردن اخوان انداخت. هنگامی که در سال 2003، افراد بن لادن در داخل عربستان حملاتی انجام دادند، اعتراضات به اخوان شدت یافت. در سالهای بعد بهنظر میرسید که سعودیها توانستند در نبرد با تفسیر «انحرافی» از اسلام برتری یافته و هستههای داخلی القاعده را از بین ببرند و هزاران مسجد، مدرسه و وبسایت را کنترل کنند.
اما با سرعت گرفتن قیامهای عربی که سال گذشته آغاز شد، جهت جریان معکوس شد و تعدادی از متحدان سعودی سرنگون شدند و جنبش اخوان در سراسر خاورمیانه جریان پیشرو شد. سعودیها سریعا نسبت به آن هشدار دادند. با سقوط مبارک، دولت عربستان در کتابهای مدارس نام حسن البناء را حذف کرد. با توجه به روابط نامناسب سعودی - اخوان، اقدامات مرسی ظریف است. وی شدیدا به پول عربستان برای ترمیم اقتصاد مصر نیازمند است و چارهای جز قبول شرایط ندارد. بر خلاف ایران، عربستان به سادگی میتواند به آنها نفت بفروشد
.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
