بحث دهساعته حسن روحانی با سروش
روز جمعه (1357/10/9) با دکتر عبدالکریم سروش عازم پاریس شدیم. در مسیر راه چند ساعته در قطار و کشتی، بحثهای زیادی داشتیم. تقریباً در این مسیر نسبتاً طولانی بحث ما قطع نشد. به جز چند سؤال و جواب یک انگلیسی در کوپه قطار که از دکتر سروش سؤال میکرد «تسبیح چیست؟» چون در دست آقای سروش تسبیح بود و ایشان شروع کرد به توضیح راجع به «تسبیح» که در ادامۀ آن، مقداری هم راجع به دین اسلام بحث شد؛ بقیۀ وقت به بحث ما دو نفر پیرامون حکومت اسلامی، اختصاص یافت. ضمناً آقای سروش کتابی درباره حرکت جوهری ملاصدرا تحت عنوان «نهاد ناآرام جهان» نوشته بود که میگفت: میخواهم یک نسخه از این کتاب را تقدیم امام کنم.
بحث اصلی ما دو نفر در مسیر رفت و برگشت که مجموعاً بیش از ده ساعت وقت داشتیم، شکل حکومت اسلامی، نقش نظرات و آرای مردم، جایگاه احکام تأسیسی و احکام امضایی در اسلام، نظام اقتصادی اسلام و نظایر اینها بود.
شاید هنوز هم بخشی از آن مباحث، بعد از گذشت سی سال از آن تاریخ، جای بحث و بررسی داشته باشد. دکتر سروش معتقد بود در اسلامی سیستمی به نام اقتصاد اسلامی نداریم. اسلام صرفاً برخی از معیارها و اهداف را تبیین کرده و برخی از احکامی که به تناسب نیازها و عرف آن زمان و شرایط اجتماعی و سیاسی و اقتصادی آن عصر بیان شده است. اما آیا در برابر اقتصاد آزاد و اقتصاد سوسیالیستی، اسلام هم دارای سیستم اقتصادی خاص خود است؟ بیتردید اسلام چارچوب و اصول و موازین خاص خود را دارد و برخی احکام مسلّم اقتصادی دارد، ولی آیا سیستم ویژهای هم دارد و یا در هر مقطعی، میتوان سیستم خاصی از مجموعه اصول و موازین و احکام اسلام تدوین نمود؟ بهویژه آنکه لازم نیست برنامههای اقتصادی با احکام اسلام منطبق باشد، بلکه اگر مغایر نباشد، کافی است. یکی دیگر از مباحث آن شب ما، حد ورود روحانیت در امور سیاسی کشور بود. امروز که به گذشته برمیگردم و آن مباحث را در حدی که به یادم مانده، مرور میکنم، میبینم نظرات هر دوی ما با آنچه در این سی سال در ایران اجرا شده است، فاصله زیادی دارد.
دکتر سروشه
هیچ کلامی همچون کلام دکتر سروش بهم ارامش نمیده.
به امید روزی که به ایران بیاید.
ومکتب و ایرانمان را بسازد.
لطفا فقط کسانی که با دیدگاه دکتر سروش اشنایی دارند نظر بدهند.مرسی
من هم موافقم که زمانی مسلمانان در علوم سرآمد بودند در این بحثی نیست. اما اونجا که اصولگرایان اصرار دارند که همه علوم رو از ابتدا مبتنی بر اسلام اختراع کنن مشکل شروع میشه. چرا نمیپذیرید که دنیای لاییک در علوم مختلف حرف اول و آخر رو میزنه؟ ما اگر میخواهیم کاری کنیم باید ابتدا این پیشرفتها رو درک کنیم و سعی کنیم چیز جدیدتری که با تفکراتمون همخوانی داره ارایه بدیم نه اینکه منکر هر نوع دستاوردی بشیم.
در قسمت دوم حرفتون البته که هر اصلاح طلبی زمانی اصولگرا بوده. منتها از اصولگرایی عبور کرده چون به معایب اون پی برده و سعی میکنه این معایب رو رفع کنه. منتها برخی از این معایب به قدری بزرگ و انکار ناپذیر هستن که با گذر کردن از اونها شخص اصلاح طلب ماهیتی غیر از اصولگرایان پیدا میکنه بصورتی که دیگه نمیشه به اون گفت اصولگرا. مشکل اینه که این اصولگرایان هستن که با تعصب غیرلازم سعی میکنن کشور رو با تفکرات ابتر و عقب مانده اداره کنن و اگر کمی از تعصب کم کنن پی به اشتباهاتشون میبرن. علاوه بر این کشور به همه تفکرات و شیوه ها تعلق داره و اصولگرایان باید باور کنن که افکار مغایر اونها هم حق حاکمیت دارن. البته به نظر میرسه باور این حقیقت براشون خیلی سخته.
خلاصه تا وقتی با تعصبات خشک سعی کنیم همه رو کنترل کنیم باید انتظار تنفر عمیق رو هم داشته باشیم.
"توپ هرچه محکمتر به زمین بخوره بیشتر به هوا میره."