سود سهم "بکام" دود شد/ کارخانجات تولیدی شهید قندی اسیر نسیه فروشی!
بورس نیوز:
کارخانجات تولیدی شهید قندی که از سال ۱۳۶۳ با هدف تولید کابلهای مسی و نوری تاسیس گردید، با راهاندازی نخستین خط تولید کابل نوری ایران در سال ۱۳۶۷ و توسعه تا سال ۱۳۸۴، به یکی از غولهای صنعتی و بازیگران کلیدی بازار سرمایه بدل شد که نقشی محوری در زیرساختهای مخابراتی کشور ایفا کرد. با این حال، وضعیت کنونی این "ببر بیپنجه"، تصویری نگرانکننده از فاصله گرفتن با دوران شکوه گذشته را به نمایش میگذارد.
تحلیل شاخصهای مالی اخیر نشان میدهد که افت معنادار مقدار تولید و سود خالص، در کنار کاهش سرعت گردش مطالبات و ریزش درآمدهای عملیاتی، این شرکت ریشهدار را در شرایطی شکننده قرار داده است. کوچکتر شدن بدنه انسانی و ناتوانی در حفظ رونق گذشته، موجب شده است تا ترازنامه شرکت بیش از پیش تضعیف شود؛ وضعیتی که زنگ خطر زیاندهی را به صدا درآورده و لزوم بازنگری بنیادین در استراتژیهای عملیاتی برای احیای این غول صنعتی را بیش از هر زمان دیگری نمایان کرده است.
سهام این شرکت با نماد بکام، طی یک سال اخیر، تنها به میزان ۵۱ درصد افزایش قیمت را تجربه کرده، در حالی که شاخص هم وزن بورس ۱۴۲ درصد جهش پیدا کرده است! عملکرد ضعیف سهم بکام در مقابل جهش قابل ملاحظه شاخصهای بورس و ثبت بازدهی سه رقمی سهام شرکت ها، عقب ماندن سهامداران بکام در رقابت با سرمایه گذاران بازارهای موازی را نشان میدهد. ناگفته نماند تنها ۱ ریال سود نقدی (DPS) در سال ۱۴۰۴ به سهامداران پرداخت شد...
نسیه فروشی در کارخانجات تولیدی شهید قندی
کارخانجات شهید قندی (بکام) با انباشت ۴۴۴ میلیارد تومان مطالبات از مشتریان، عملا به بانک تامین مالی مشتریان خود تبدیل شده است. تمرکز ۹۴ درصدی این بدهیها بر دوش وزارت اتصالات سوریه (۵۹ درصد) و شرکت مخابرات ایران (۳۵ درصد) است؛ بدهی سنگین طرف سوری که با نرخ تورم، ارزشی فراتر از رقم نوشته شده پیدا کرده، نقدینگی شرکت را در حبس نگه داشته و ترازنامه را تحت فشار شدید قرار داده است.
این رویه نسیهفروشی ساختاری موجب تبخیر سود و توقف موتور رشد شرکت شده است. برای خروج از این بنبست، مدیریت بکام باید با اتخاذ رویکردی جسورانه، ضمن تمرکز بر وصول فوری مطالبات، استراتژی فروش خود را از مشتریان پرریسک به سمت قراردادهای نقدی و معتبر تغییر دهد تا از تداوم اتلاف منابع و زیان ناشی از حبس سرمایه جلوگیری شود.

تولید در مسیر سقوط؛ مدیران در سکوت
مقدار تولید و بهرهوری تولید این کارخانه، روند برگ ریزانی را طی کرده و درصدهای قابل توجهی به نمایش گذاشته است. تولید کابلهای مخابراتی نوری از ۱۶ هزار و ۸۵ کیلومتر در سال ۱۴۰۳ با کاهش ۵۲- درصدی به ۷ هزار و ۷۷۷ کیلومتر در سال ۱۴۰۴ رسیده است. همچنین، مقدار تولید همین محصول که ۶۳ از کل مبلغ فروش را تشکیل میدهد، در سه ماهه ۱۴۰۵، سقوط ۸۰- درصدی را نسبت به مدت مشابه سال قبل تجربه کرده و در سطح ۲۹۸ کیلومتر قرار دارد.
تولید محصول کابل برق از ۱ هزار و ۱۲۴ تن در سال ۱۴۰۳ با کاهش شدید ۵۳- درصدی به ۵۲۳ تن در سال ۱۴۰۴ رسیده است. کابلهای مخابراتی مسی نیز، از ۳۰ میلیون متر مکعب در سال ۱۴۰۳ با افت ۲۷- درصدی به ۲۲ میلیون متر مکعب در سال ۱۴۰۴ رسیده است. باید در نظر داشت که تنها محصول شرکت با مقدار تولید رو به رشد، میکرو کابل بوده که در یک سال گذشته، ۵۲۸۵ درصد افزایش یافته، اما متاسفانه فقط ۱۲.۵ درصد از کل مبلغ فروش را تشکیل میدهد.

درآمد از تورم عقب ماند؛ سودها دود شد
جمع درآمدهای عملیاتی کارخانجات تولیدی شهید قندی در سال مالی ۱۴۰۴ به مبلغ ۹۰۹ میلیارد تومان رسید که نسبت به سال ۱۴۰۳ به میزان ۲- درصد کاهش و نسبت به سه سال قبل تنها ۹۱ درصد افزایش یافته است. آیا رشد ۹۱ درصدی فروش طی چهار سال اخیر، با نرخ تورم برابری میکند؟ قطعا خیر! نظر شما مخاطبین عزیز بورس را به سود خالص شرکت جلب مینماییم؛ سودی که از ۱۴۴ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ به مبلغ ۱۱.۳ میلیارد تومان رسیده که سقوط ۹۲- درصدی را نشان میدهد. مگر در این شرکت چه کار میکنند که سودها دود شده و مقدار تولید و فروش در مسیر رو به سقوط قرار گرفته است؟!
در سال مالی ۴۰۴، هزینههای اداری و تشکیلاتی به ۲۰۰ میلیارد تومان رقم ناقابل رسید که در مقایسه با سال مالی قبل ۳۶ درصد و نسبت به سه سال قبل ۲۱۳ درصد افزایش پیدا کرده است. ماشاالله هزینهها بسیار راحتتر از درآمدها افزایش پیدا میکند و ارقام هزینهکرد فراتر از قدرت درآمدزایی میباشد. سایر درآمدهای عملیاتی شرکت که عمدتا شامل سود حاصل از تسعیر رز میباشد، از ۴۸ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ با افت ۸۲- درصدی به ۸.۶ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ رسید و نقطه مقابل آن، سایر هزینهها با رشد ۲۴۴ درصدی به ۱۳۴ میلیارد تومان رسید.

انجماد داراییها و وصول دیرهنگام مطالبات
چرا عملکرد کارخانجات تولیدی شهید قندی با وجود پتانسیلها نامطلوب است؟ براساس صورتهای مالی سه ماهه نخست ۱۴۰۵، حسابهای دریافتنی شرکت به ۷۹۵ میلیارد تومان رسیده که ۷۲ برابر سود خالص و ۲.۸ برابر سود ناخالص یکساله است. نسبت گردش مطالبات شرکت ۱.۳ واحد و شاخص بازده دارایی (ROA) به میزان ناچیز ۰.۲ درصد برآورد میشود. این شاخص در بازه ۵ ساله، تنها ۲.۵ درصد بوده و نشان از استفاده غیراصولی از داراییها در جهت سودسازی دارد و مطالبات هر ۲۸۱ روز یک بار وصول میگردد که فعالیتهای شرکت را با اختلال مواجه میکند. از سوی دیگر، تعداد کل کارکنان شرکت به ۳۲۵ نفر رسیده که تعدیل ۱۹ نفر از نیروهای انسانی را نشان میدهد.
حرف آخر
شرکت ارزش ویژه خود را از ۱۶۵۴ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ با تجدید ارزیابی داراییها به رقم قابل ملاحظه ۱۲ هزار و ۴۸۶ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ رسانده است. با تمام این تفاسیر، سخن گفتن از نبود منابع مالی و دارایی اشتباه محض بوده و مدیران باید از تمام داراییها نهایت بهره را در راستای جهش سودآوری شرکت و سهامداران ببرند. چرا نباید از داراییها و منابع مالی در جهت ایجاد طرحهای توسعهای و رشد تولیدات شرکت استفاده کرد؟ حتما باید تعدیل نیروی گسترده اتفاق افتاده و سود خالص به زیان پشت زیان تبدیل شود تا اصلاحات و تغییرات صورت بگیرد؟ تا بحران شرکت عمیقتر نشده، باید مسائل مهمی مانند مقدار تولید، درصد بهرهوری تولید، بازار فروش، سرمایه گذاریهای مولد و رشد حاشیه سود مورد واکاوی و اصلاحات اساسی قرار گیرد.