بورسیکردن پلتفرمهای طلا اشتباه است؛ تخلف یک سکو نباید به صنعتزدایی منجر شود
به گزارش بورسنیوز، گسترش پلتفرمهای آنلاین خریدوفروش طلا، در کنار فراهم کردن امکان معامله آسانتر برای کاربران، پرسشهایی جدی درباره نحوه نظارت بر موجودی طلا، شفافیت داراییها و مسئولیت نهادهای تنظیمگر ایجاد کرده است. از سوی دیگر، طرح موضوع انتقال فعالیت این پلتفرمها به چارچوب بورس و حواشی مطرحشده درباره برخی فعالان این حوزه، بار دیگر ضرورت تفکیک میان نظارت مؤثر و محدودیتگذاری بر یک بازار نوظهور را برجسته کرده است.
رضا خانکی، مدیرعامل ازکی سرمایه در گفتوگو با بورسنیوز، نقش پلتفرمهای آنلاین خریدوفروش طلا در افزایش قیمت این فلز گرانبها را چندان قابلتوجه ندانست و اظهار کرد: «به نظر من، اثر این پلتفرمها بر افزایش قیمت طلا بسیار کم است.»
وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا منابع مالی جذبشده از سوی این کسبوکارها میتواند آثار تورمی یا سفتهبازانه ایجاد کند، این ارزیابی را نپذیرفت و بر این باور بود که مسئله اصلی را باید در شیوه فعالیت، ساختار معاملات و سازوکار نظارت بر این پلتفرمها جستوجو کرد.
چرا انتقال پلتفرمهای طلا به بورس راهکار مناسبی نیست؟
خانکی با مخالفت با ایده انتقال کامل فعالیت پلتفرمهای آنلاین طلا به بورس، گفت: «به نظرم بورسیشدن این پلتفرمها اشتباه است؛ زیرا در بورس با معاملات ثانویه مواجه هستیم. برای مثال، در صندوقهای طلا، واحدهای صندوق میان سرمایهگذاران خریدوفروش میشوند و معامله لزوماً به خریدوفروش مستقیم طلا میان سرمایهگذار و طلافروش منتهی نمیشود.»
وی ادامه داد: «اگر یک بازار ثانویه شکل بگیرد، طبیعتاً تنظیمگری آن نیز باید به سمت بورس برود؛ اما در مدل فعلی پلتفرمهای آنلاین، کاربران طلا را از فروشنده خریداری میکنند و برای فروش نیز به همان مجموعه مراجعه میکنند. به همین دلیل، انتقال کامل این فعالیتها به چارچوب بورس را لزوماً معنادار نمیدانم.»
این فعال حوزه پلتفرمهای طلا معتقد است سیاستگذار به جای انتقال یک الگوی معاملاتی به ساختاری متفاوت، باید ابتدا ماهیت فعالیت این کسبوکارها را بشناسد و متناسب با همان ساختار، سازوکار نظارتی تعریف کند؛ رویکردی که به گفته او، امکان نظارت بر دارایی واقعی پلتفرمها را نیز فراهم میکند.
نظارت بر طلای پلتفرمها؛ راهکاری ساده برای یک نگرانی جدی
خانکی با اشاره به نگرانیها درباره تطابق طلای موجود در خزانه پلتفرمها با تعهدات آنها به کاربران اظهار کرد: «این شرکتها میتوانند اطلاعات مربوط به خزانه طلای خود را بهراحتی در اختیار عموم قرار دهند و نهادهای نظارتی نیز موجودی واقعی طلا را با مجموع دارایی و مانده حساب کاربران تطبیق دهند.»
وی افزود: «اگر موجودی خزانه از یک سطح مشخص پایینتر بیاید یا با میزان تعهدات به کاربران تناسب نداشته باشد، میتوان برای آن هشدار تعریف کرد. به نظرم این کار پیچیدهای نیست و میتوان آن را با سازوکارهای نظارتی مناسب اجرا کرد.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که یکی از دغدغههای اصلی در بازار طلای آنلاین، اطمینان از وجود پشتوانه واقعی برای دارایی ثبتشده کاربران است. از این منظر، انتشار اطلاعات قابل راستیآزمایی و امکان تطبیق مستمر موجودی خزانه با تعهدات پلتفرمها میتواند بخشی از نگرانیهای مربوط به شفافیت را برطرف کند؛ البته اجرای مؤثر این مدل، به تعریف استانداردهای گزارشدهی و نظارت مستقل نیز نیاز دارد.
بورس کالا بهجای بانک کارگشایی؛ پیشنهاد برای نگهداری شمش طلا
خانکی در پاسخ به این پرسش که آیا استفاده از ظرفیت بورس میتواند به شفافیت و کنترل ریسکهای موجود کمک کند، میان انتقال کامل پلتفرمها به بورس و استفاده از زیرساختهای موجود بازار سرمایه تفاوت قائل شد.
وی گفت: «اگر پلتفرمها شمشهای طلای خود را در بورس کالا قرار دهند، به نظرم میتواند به شفافیت کمک کند. در بورس کالا سالهاست سازوکار نظارتی برای شمش طلا وجود دارد و این مجموعهها میتوانند به جای نگهداری طلا در بانک کارگشایی، شمشهای خود را در بورس کالا قرار دهند و گواهی سپرده طلا را بهعنوان سند دارایی خود ارائه کنند.»
این فعال حوزه طلا ادامه داد: «به نظرم بورس کالا برای چنین کاری بستر قابلاطمینانتری است؛ چراکه بانک کارگشایی اساساً برای این نوع فعالیت طراحی نشده است.»
بر اساس این پیشنهاد، بهجای آنکه تمام مدل کسبوکار پلتفرمهای آنلاین تغییر کند، میتوان از ظرفیت زیرساختهای نظارتی موجود برای نگهداری و مستندسازی پشتوانه طلای آنها استفاده کرد. چنین مدلی، در صورت طراحی دقیق و مشخص بودن مسئولیت نهادهای ناظر، میتواند میان حفظ مزیتهای طلای دیجیتال و افزایش قابلیت راستیآزمایی داراییها تعادل ایجاد کند.
حواشی یک پلتفرم نباید اعتماد به کل بازار را از بین ببرد
خانکی در واکنش به حواشی مطرحشده پیرامون «میلیگلد» تأکید کرد که اطلاعات کافی برای اظهارنظر قطعی درباره جزئیات ماجرا و احتمال وقوع تخلف در اختیار ندارد.
وی با اشاره به پیامدهای احتمالی شکلگیری بیاعتمادی عمومی در این بازار گفت: «اگر چنین اتفاقاتی باعث اختلال در اعتماد مردم شود، اثر آن میتواند به کل فرآیند خرید آنلاین طلا، چه در بازار بورسی و چه در بازار غیربورسی، سرایت کند. حتی ممکن است اعتماد به صندوقهای طلای بورسی نیز تحت تأثیر قرار بگیرد.»
مدیرعامل ازکی سرمایه افزود: «امروز بیش از یک مدل برای خریدوفروش طلا وجود دارد؛ از شمش در بورس کالا و صندوقهای طلا گرفته تا سکه، حراج و پلتفرمهای آنلاین. اگر تخلفی در یک پلتفرم رخ دهد، باید با آن برخورد شود، اما این برخورد نباید به بیاعتمادی به تمام بازار و کنار گذاشتن یک صنعت منجر شود.»
وی تصریح کرد: «اگر مردم در نتیجه این اتفاقات به این جمعبندی برسند که دیگر به هیچ نوع طلای دیجیتال یا حتی طلای بورسی اعتماد نکنند و فقط به خرید طلای فیزیکی روی بیاورند، این مسئله میتواند به کسبوکارهای سالم و در نهایت به اقتصاد دیجیتال آسیب وارد کند. اگر تخلفی وجود داشته باشد، برخورد ضروری است؛ اما نباید برخورد با یک مجموعه به صنعتزدایی منجر شود.»
طلای دیجیتال برای همه نیست؛ طلای بورسی هم مزیتهای خودش را دارد
خانکی با اشاره به تفاوت مخاطبان طلای آنلاین و ابزارهای بورسی گفت: «من در مجموعه خودمان هم محصول بورسی دارم و هم محصول غیربورسی و معتقدم هرکدام مزیتهای خاص خود را دارند و برای گروه متفاوتی از مخاطبان مناسب هستند.»
وی توضیح داد: «برای کاربران عادی، قیمت طلای دیجیتال ملموستر است و درک آن راحتتر انجام میشود. در مقابل، مفاهیمی مانند ارزش خالص دارایی یا NAV صندوقهای بورسی و سازوکار سفارشگذاری در بازار سرمایه ممکن است برای بخشی از مردم پیچیده باشد.»
این فعال حوزه طلا با اشاره به دسترسی زمانی پلتفرمهای آنلاین ادامه داد: «یکی از مزیتهای این پلتفرمها، امکان انجام معاملات در تمام ساعات شبانهروز و هفت روز هفته است؛ هرچند محدودیتهایی مانند سقف تراکنش وجود دارد و نقدکردن مبالغ بزرگ نیز ممکن است زمانبر باشد و در چند مرحله انجام شود.»
وی افزود: «در مقابل، طلای بورسی برای سرمایهگذاران حرفهای مزیتهایی مانند کارمزد کمتر و امکان جابهجایی سریع مبالغ بزرگ میان ابزارهای مختلف سرمایهگذاری دارد. سرمایهگذاری که با سازوکار بورس آشناست و میخواهد سرمایه خود را بهسرعت میان صندوق طلا، سهام یا ابزارهای درآمد ثابت جابهجا کند، ممکن است این مسیر را ترجیح دهد.»
خانکی تأکید کرد: «برای فردی که با سازوکار بورس و مفاهیمی مانند NAV آشنا نیست، طلای دیجیتال سادهتر و قابلفهمتر است. بنابراین نمیتوان گفت یک روش برای همه مناسب است؛ هرکدام برای گروه خاصی از کاربران طراحی شدهاند و باید امکان فعالیت هر دو مدل، در چارچوب نظارت شفاف و مؤثر، فراهم باشد.»