بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۱:۰۹

ناگفته‌های "مسعود کیمیایی" از گوگوش

کد خبر : ۱۱۶۶۹۷
به گزارش خبرنگار حوزه سینماباشگاه خبرنگاران؛ این چندمین بار است که دوباره به او اعتماد می‌کنیم و باز هم سرخورده‌مان می‌کند.

من که این بار با تردیدی جدی سراغ تماشای فیلمش رفتم و متأسفم که اخیرا می‌شود خیلی راحت او را پیش‌بینی کرد؛

بله! بد بود، خیلی بد

یک زن جوان "مهناز افشار" به سینمای متروکه‌ای پناه می‌برد که سالن نمایش آن تبدیل به انبار فروش موتور سیکلت شده و لابی‌اش را باشگاه بیلیارد کرده‌اند.

این زن، صیغه‌ای مردی به نام "ماندگاری" بوده و از او یک فرزند دارد؛ "ماندگاری" حالا مرده و همسر نازای او با این زن صیغه‌ای درگیر می‌شود.

پرواضح است که "خاتون لواسانی" (مهناز افشار) نمادی از گوگوش "فائقه آتشین" است.

فائقه آتشین از "محمدرضا پهلوی" یک فرزند نامشروع داشت که چندسال پیش توانست توسط آزمایش DNA نسبت فامیلی‌اش با خاندان سلطنتی ایران را ثابت کند.

برخوردی که از همسر "ماندگاری" (شقایق فراهانی) با خاتون در این فیلم می‌بینیم، کاملا می‌خواسته طعنه‌ای باشد به برخورد "فرح دیبا" با مسئله‌ی فرزند نامشروع شاه

این دیالوگ در طول فیلم بارها از زبان یکی از صاحبان "متروپل" خطاب به خاتون شنیده می‌شود که (خیلی کار خوبی کردی به سینما پناه آوردی...)

این قضیه اشاره دارد به ازدواج "فائقه آتشین" با یکی از کارگردان‌های سینمای ایران؛ در حقیقت کارگردان "متروپل" خودش را هم در این اثر نمادسازی کرده و آنگاه که یکی از کاراکترها سینما را به عنوان پناهگاه خاتون- بخوانید گوگوش- معرفی می‌کند، اشاره‌اش به همین معناست.

حتی از جایی به بعد که زن ماندگاری پشت در متروپل رسید، جای پنجه خونین خاتون روی ستونی که به آن تکیه داده بود می‌ماند پنجه خونینی که یادآور تصویری بسیار معروف از 17 شهریور 1357 است و البته ما نمی‌دانستیم که فائقه آتشین هم روزگاری انقلابی بوده!

اما در مورد کیفیت کار باید گفت "مسعود کیمیایی" آنقدر سرگرم تطابق دادن دقیق بین نمادهای فیلمش با صور واقعی آن‌ها شده که قصه گفتن را رها می‌کند و به این ترتیب "متروپل" فاقد درام است.

خیلی مولفه‌های کلیشه شده در سینمای کیمیایی هم دوباره و در این‌جا تکرار می‌شوند اما از آن طرف خیلی جزئیات ضروری در کار رعایت نشده.

مثلا چند نفر در فاصله نیم متری یک شیشه بزرگ چند دقیقه با چوب و چماق زد و خرد خونینی می‌کنند اما هیچ اتفاقی نمی‌افتد که شیشه بشکند، آنها حتی چندبار سر و صورت و دست خونیشان را روی شیشه می‌گذارند اما شیشه نمی‌شکند، حتی میان دعوا مرتب صدای شکستن شیشه هم می‌آید اما شیشه نمی‌شکند تا این که وقتی قرار است سکانس تمام شود نوبت این شیشه هم می‌رسد!

از این موارد در فیلم زیاد بود و با روی هم گذاشتن تمام این ایرادها می‌توانیم خودمان را خلاص کنیم و بگوییم "متروپل" اصلا فیلم نیست.

مسعود کیمیایی مرتب در حال ادای دین به خودش است (یعنی بود) قبلا می‌شد اسم این کار را (ادای دین به خود) گذاشت اما حالا باید به آن گفت (ادای خود را درآوردن) در ضمن باید به آقای کیمیایی این را هم گفت که ناگفته‌های شما از گوگوش آنقدرها هم مخاطب جمع کن نیست که فکر می‌کنید و این خرده خاطرات بهم پیوسته و ناپیوسته را تا قصه نکنید طرفداری پیدا نخواهند کرد.

میلاد جلیل زاده/
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
نظرات کاربران
ارسال نظر
captcha
نظرات بینندگان
ل
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۲۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۵
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند
گوییا باور نمی‌دارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
یا رب این نودولتان را بر خر خودشان نشان کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند
حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند
امیدی
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۳۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۵
این چرت پرت ها چیه خبرنگار سرهم کرده
مهدی
Iran (Islamic Republic of)
۲۲:۱۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۵
خودت فهمیدی چی گفتی
فروهر
Germany
۰۰:۳۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۶
ولش كن . زبون بسته ميخاد يه چيزي بگه ديگه حالشو نگيرين
کاربر
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۴۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۶
مخ نگارنده تاب برداشته
آرش
United States of America
۱۰:۴۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۶
اين چرت و پرتا چيه اين آقاي جليل زاده ميگه از بورس نيوز عزيز توقع نداشتيم
ارش
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۰۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۶
برای اطلاع نویسنده
خانم فائقه آتشین پدرشون از اعضای فداییان خلق و مبارزین چپگرا بود و برادرشان در جوانی کشته شدند و بر خلاف دیگران ایشون در زمان انقلاب به ایران بازگشتند در اصل سال 55 خارج و 57 به ایران برگشتند
مهدی
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۶
چی بگم من که حس میکنم نگارنده خودشم نفهمیده چی گفته فک کنم سرکاریه
محسن
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۲۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۶
تو ایران مد شده
هرکی میخواد اسم در کنه میره سراغ توهین به بزرگان
متاسفم
دیبا
Iran (Islamic Republic of)
۲۰:۲۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۷
الان فائقه جون جزء بزرگانه یا شاه جان ملعون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟