موفقیت ویژه روحانی شکستن فضای ایران هراسی است

این روزها موضوع روابط ایران وآمریکا چه در داخل و چه در خارج به موضوعی جنجال برانگیز تبدیل شده و در کانون توجه رسانه ها قرار گرفته است؛ از توسعه رفت وآمدهای مردمی تا پرواز هواپیماها و ایجاد اتاق بازرگانی مشترک. درهر دو سو نیز مخالفین وموافقینی جدی حضور دارند. در این بین مقامات آمریکایی هم هر از گاهی مواضع عجیبی اتخاذ می کنند واجازه نمی دهند تضارب آراء شکل درستی به خود بگیرد و مشکلات موجود مرتفع شود. شما دلیل این زیگزاگ رفتن های آنها وتاثیراتش در موضوع هسته ای را چگونه ارزیابی می کنید؟
روابط ما با آمریکا برخلاف روابط ما با بسیاری دیگر از کشورها، از همان آغاز برپایه ای نااستوار و غیرصحیح بنا شد. همین روابط نیز به دنبال تحولاتی که آمریکایی ها در تعاقب آن، کودتای 28 مرداد را سامان دادند ازمسیر درست وسالم خارج شد وبه بیراهه رفت و تا امروز ادامه دارد.
اگر از تحولات ونتایج سیاست تقابل به جای تعامل این سالها در ایران که من آن را هم دقیقا حاصل این خوف می دانم بگذریم، متاسفانه این فوبیا، دوباره در حال اثرگذاری است و به نظر من کار مبنایی اسراییل در این رابطه، تخریب اقدامات متقابل با دامن زدن به همین فوبیا است. الان می بینید که نخست وزیر سرزمین های اشغالی با جدیت وهمت کامل در بالاترین سطح به آن می پردازد، چراکه به نظرمن آمریکا از تعامل با ایران می هراسد ونه تقابل، چون حاصل تعاملات دیپلماتیک ایران وآمریکا تا به امروز به نفع ایران بوده و نتیجه تقابل ها به نفع آمریکا.
شما باید عمق این سخنان را تحلیل کنید. مثلا اینکه مدام می گویند ما با چشمان باز با ایران گفتگو می کنیم، یعنی چه؟ مگر دیگران کورهستند وفقط آنها چشمانشان باز است؟ چراکه دیگر نمی شود این هراس ازایران را گسترش داد و اروپایی ها وسایر اعضای مذاکره کننده را درگیر آن نمود. من فقط می خواهم روی دیگراین سکه را مطرح کنم ونشان دهم که هراس وفوبیایی که سی و چند سال عمیق و ریشه دار شده است به این زودی و به این راحتی خاتمه نخواهد یافت واین زیگزاگ رفتن ها حاصل آن است.
آیا این فوبیا و ایران هراسی واسلام هراسی که مطرح کردید، آینده کارایران با غرب را تحت تاثیر قرار نمی دهد؟
بحث توسعه فوبیا به ایران واسلام، وایرانوفوبیا واسلاموفوبیا که گفتید به نظرمن بحث مهمی است که باید نسبت به بازگشت آن حساس بود. اگرچه موفقیت ویژه آقای دکتر روحانی عبور ازهمین سد ها و بحران ها وحل موفقیت آمیز همین مشکلات بوده است. ایشان با قطعنامه اجماعی سازمان ملل در مبارزه با خشونت و افراط گرایی و تروریسم به سه معضل بزرگ در سیاست خارجی ایران خاتمه دادند: معضل ایران هراسی، معضل اسلام هراسی ومعضل انزوای ادعایی وتحمیلی سیاسی واقتصادی. لذا دیگر چیزی برای تحت تاثیر قراردادن وجود ندارد. این بزرگترین پیروزی ایشان دراین مدت چندماهه بوده است. وسعت دیدار های نیویورک و داووس و همین رفت و آمدهای سطح بالا دررده وزیرخارجه و...از شرق تا غرب دنیا - که تا چندماه قبل درحوزه تحریم ها تعریف شده بود - ویا هیئت های عریض وطویل اقتصادی و... نشان می دهد که تحول عظیمی در زدودن هراس ازایران واسلام وبازگرداندن صحنه بازی وایجاد شکاف درپیکره سیاسی واقتصادی تحریم ها صورت گرفته است و مگر اجلاس پارلمانهای کشورهای عضو کنفرانس اسلامی در تهران با این سطح بالای شرکت کننده، نشانه ای غیر ازاین است؟
برخی محافل رسانه ای و سیاسی داخلی و خارجی جنابعالی را به عنوان سفیر و نماینده جدید دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل مطرح کرده اند و همزمان برخی از وب سایت های بیگانه شما را به عنوان یکی از دانشجویان خط امام در روز سیزده آبان معرفی کرده اند. قاعدتا قصدشان هم ایجاد ذهنیتی خاص قبل از حضور شما در نیویورک بوده است. آیا تشابه اسمی در این خصوص وجود دارد یا اینکه موضوع دیگری است؟
در اینترنت آنقدر مطالب شبیه بی تشابه می یابید که اعجاب آوراست. بخصوص چیزهایی که به سی وچند سال پیش برمی گردد؛ مثلا شما می توانید شخصی را درست با اسم و فامیل من پیدا کنید که به درجه رفیع شهادت رسیده است. اما من منظور سوال شما را می فهمم به همین جهت هم برای اطلاعتان می گویم من نزدیک پانزده سال است که در کشورهای غربی بسیار نزدیک به آمریکا از اروپا تا استرالیا سفیر بوده و همیشه هم سروکارم با غرب بوده است. حتی درسال 1373 هم که به آمریکا رفتم و مدتی عضو هیئت نمایندگی کشورمان درمجمع عمومی سازمان ملل بودم هیچ وقت این گونه سوالات در لفافه پیچیده مطرح نبوده است.
البته دلیل آن روشن است وآن اینکه دراین گونه موارد، آن کشورها وحتی آمریکایی ها هم به دور از ابهام ویا هراس و فوبیای داخلی و برمبنای واقعیات به این مطالب توجه می کنند. واقعیت این است که من در سیزده آبان آن سال و زمان اشغال اصلا در تهران نبودم که از این امر مطلع ویا درآن مشارکت ویا حضور داشته ویا نامم مطرح باشد؛ بلکه من دراهواز از ماوقع مطلع شدم. مدتی بعد که به تهران آمدم یک روز مرحوم شهید دادمان به واسطه یکی دیگر ازشهدا و فرماندهان جنگ تحمیلی به نام مرحوم شهید ذاکر به من پیغام داد که آنها برای ترجمه به زبان فرانسه به کسی نیاز دارند که بتواند این کاررا انجام دهد؛ من پذیرفتم و از منزل به فرودگاه رفتم و به همراه نماینده ویژه پاپ رهبرمسیحیان کاتولیک که وارد تهران شده بود برای اولین بار وارد سفارت شدم. یکی دو باردیگر هم وقتی که درارتباط با خارج، کار ترجمه لازم بود آنرا به زبان انگلیسی ویا فرانسوی انجام دادم، مانند: ترجمه در زمان آزادی کارکنان زن و سیاه پوستان در کنفرانس مطبوعاتی؛ که جنبه ای کاملا انسان دوستانه داشت.
نظر نهایی شما به عنوان یک دیپلمات کهنه کار و استراتژیستی که مطالب زیادی در حوزه کلان سیاست خارجی و خصوصا روابط ایران و آمریکانوشته وتجربیات زیادی در امور اجرایی داشته اید درمورد روابط ایران وآمریکا چیست؟
روابط ایران و آمریکا اصلا موضوع این روزهای حوزه ی اجرا در ایران و یا حتی در آمریکا نیست. ما باید ابتدا به حل معضلات ومشکلات فراوان ایجاد شده بپردازیم و پس ازحل این معضلات وازرهگذر تفاهم و اعتماد روزافزون به حوزه روابط بازگردیم؛ و آنگاه در زیرنور خورشید ونه درتاریکی - همانگونه که درسال 1389 نوشته ام - به مذاکره درخصوص روابط بپردازیم؛ که اینهم دلایل بسیار دقیقی دارد که درنوشته هایم برخی از آنها را مطرح کرده ام. اما من نمی توانم بگویم کی وچگونه؟ فقط می دانم که باید هرنوع فشار ذهنی را از افکارعمومی دو طرف از یک سو، واز روی تصمیم گیران و مذاکره کنندگان از سوی دیگر برداریم واجازه دهیم مذاکرات هسته ای به عنوان یک نماد به خوبی پیش برود. من مطمئن هستم تا این تعامل درمیان باشد ما برنده این مذاکرات و پیروز این میدان خواهیم بود.
