کنایه وزیر اطلاعات دولت دهم به حلقه انحراف/ دَر باغ سبز و چرایی تصویرسازی عدهای از دوران «پساتحریم»!
***
ادامه اشاره اصلاحطلبان به مواضع توبهگونهی اخیر خاتمی
آیا مرعشی هم به جمع استقبالکنندگان از توبه خاتمی پیوسته است؟
حسین مرعشی، اخیراً در بخشی از مصاحبه خود با ایسنا بیان کرده است: باید پاسخگوی افکار عمومی باشیم. اگر جایی هم اشتباه کردیم، بگوییم که اشتباه کردیم.
وی در ادامه میافزاید: در زندگی سیاسی ما چند بار این اتفاق پیش آمده که بابت اشتباهاتمان عذر خواهی کردیم. حضرت امام (ره) رهبری بود که برای مردم در هالهای از تقدس قرار داشت اما ایشان نیز اشتباهشان را می پذیرفتند و با مردم صحبت میکردند.
این عضو مبرّز حزب کارگزاران همچنین در ادامه صحبتهای خود مفهومی به نام «فتنه» را مورد اشاره قرار میدهد و اگرچه گویا الحاح دارد که آقای احمدینژاد هم در فتنه دخیل بوده است! اما میگوید: (ما) چند سیاست روشن را انتخاب کردیم. اولین آن این است که با لحاظ کردن دغدغههای رهبری، فتنهای که آقای احمدینژاد در کشور به پاکرده بود، را از بین ببریم.
او ادامه میدهد: فتنه آقای احمدینژاد، ایجاد نوعی نقار بین احزاب اصلاحطلب و مسئولان ارشد نظام بود. ما تجربه انتخابات 92 را داریم که اگر دغدغههای رهبری را مدنظر قرار بدهیم در همان محدودهای که نظام اجازه داده به رفع آثار فتنه کمک خواهیم کرد و آن جداییهایی که آقای احمدینژاد ایجاد کرده از بین میرود.
*آقای خاتمی که به نظر میرسد صحبتهای اشاره شدهی آقای مرعشی در تعاقب صحبتهای وی بیان شده باشند، اخیراً در دیدار با گروهی از اصلاحطلبان و در لابهلای سخنانش گفته بود: اصلاحات باید رویکردش رو به مردم باشد و کمک کند بدبینیهای احتمالی که نظام نسبت به این جریان پیداکرده، حذف شود.
وی همچنین تصریح کرده بود: هر جریانی ممکن است اشتباهاتی داشته باشد و ما منکر اشتباهات خود نیستیم.
پس از انتشار سخنان آقای خاتمی، روزنامههای اصلاحطلب آرمان، اعتماد و آفتاب یزد بصورت کمپینوار، مطالبی را به نقل از خبرنگاران و روزنامهنگاران خود نوشتند که خبر از استقبال آنها و حمایتشان از موضع جدید و البته توبهگون خاتمی میداد.
در صحبتهای آقای مرعشی نیز اگرچه مستقیماً به نام خاتمی اشاره نمیشود اما معنایی به نام اتفاق محتمل عذرخواهی که منجر به حذف بدبینیهای نظام به جریان اصلاحات شود؛ در آن به وضوح قابل مشاهده است.
جریان اصلاحات برای شخصیت بخشی به فعالیتهای سیاسی خود نیاز مبرمی دارد که بوسیله عذرخواهی و توبه، توسط بدنه اصلی نظام به رسمیت شناخته شود و این خبرها و گفتهها نشان میدهد که احتمال دارد این اتفاق رخ دهد.
نیازی که اگرچه تصوّر میشد با الحاح بر مواضع غلط سال 88، لفّاظیهای محفلی، پاک کردن لکّهها بدون اقدام اشاره و صرفاً با اشاره! و تأکید بر عذرخواهی نظام در عین عذرخواهی طرف مقابل، برآورده شود اما هیچیک از این رخدادها جدای از اغلاط مبنایی خود، نه معنایی از توبه با خود داشتند و نه به اصلاح اعتمادهای شکسته شده منجر شدند.
***
تناقضی که به وضوح قابل رؤیت شده است
توافق نهایی؛ از روایت یک جریان داخلی تا روایت آمریکا
مجله صدا در بخش دیپلماسی این هفتهی خود یک گفتوگو و یک یادداشت را با محتوای مشترک «توافق نهایی ایران و آمریکا در مسائل هستهای» منتشر کرده است.
این مجله در گفتوگوی خود به سراغ فردی به نام نادر انتصار از استادان دانشگاه آلاباما رفته و یادداشت اشاره شده را نیز به نقل از علی بیگدلی منتشر کرده است.
آقای انتصار در بخشی از مصاحبه خود با «صدا» ابراز میدارد: هفتهی قبل آقای دنیس راس که سالها مشاور رؤسای جمهوری مختلف آمریکا بوده در مجله سیاست خارجی مقالهای نوشت و در آن اظهار داشت چیزی که ما میتوانیم از آینده مذاکرات با ایران انتظار داشته باشیم این است که رابطه با ایران شکل نرمی داشته باشد بدون آنکه قراردادی امضا شود. به عبارت دیگری جوّی که بین صاحبنظران آمریکایی حاکم است این است که توافقنامه نهایی امضا نخواهد شد. ولی میتوانیم روابط با ایران را به همین صورت ادامه دهیم و در آب گلآلود راه برویم و در صورت امکان ماهی هم بگیریم.
در همین حال، آقای بیگدلی نیز در یادداشت خود که با تیتر «توافق در راند نهم» در صدا نوشته شده، آورده است: «باور نگارنده این است توافقنامه امضا میشود! و گام چندانی به پایان این مسیر باقی نمانده...»
وی البته در بخش پایانی یادداشت خود عبارت «توافقنامه» را به «پیشنویس توافق»! تقلیل میدهد و مینویسد:«پیش بینی نگارنده این است که پیشنویس این توافق در دور نهم به امضا خواهد رسید»!
*نکته واضحی که در دو متن اشاره شده در بالا وجود دارد، تفاوت و تناقض فاحش دیدگاه اصلاحطلبان و صاحبنظران آمریکایی نسبت به روند مذاکرات ایران و 1+5 و فرجام چیزی به نام توافق نهایی است.
این در حالی است که نگاهی به آرا و نظرات مقامات آمریکایی و همچنین چهرههای اصلاحطلب داخل ایران نشان میدهد که هم آقای انتصار اقدام به بیان برایند نظرات آمریکاییها کرده است و هم آقای بیگدلی تحلیل کلی اصلاح طلبان را مورد تأکید قرار میدهد.
مسئلهای که به نظر میرسد با توجه به واقعیتهای صحنه؛ آمریکاییها نگاه واقعبینانهتری نسبت به آن دارند.
همچنین در صحبتهای آقای بیگدلی یک نکته قابل تأمل نیز وجود دارد و آن اشاره به امضای چیزی به نام «متن پیشنویس توافق»! است.
همانطور که قبلاً اشاره شد؛ انتشار پیشنویسی که نقاط اختلاف اصلی مذاکرات در آن بیان نخواهد شد؛ از قبل هم مورد رصد تحلیلگران داخل کشور قرار گرفته بود و هشدار داده شد.
گفته میشود هدف از طرح انتشار متن پیشنویس توافق نهایی، صرفاً ایجاد فشار بر خط قرمزهای ایران اسلامی و تلاش برای کمرنگ شدن خودخواستهی آنهاست تا در نهایت توافق نهایی به هر قیمتی امضا شود.
***
کنایه وزیر اطلاعات دولت دهم به حلقه انحراف
حجتالاسلام حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات دولت دهم، اخیراً در سخنرانی خود در یکی از مراسم مربوط به سپاه پاسداران با اشاره به مسئله بیداری اسلامی گفته است: چندی پیش عنوان بیداری اسلامی که پیش آمد، عدهای در داخل کشور شدیداً ابراز مخالفت کردند که چرا میگویید بیداری اسلامی در حالی که این حرکت یک حرکت آمریکایی است!
وی میافزاید: بیداری اسلامی واقعیت مسلمی بود که حادث شد.
*اشارهی حجتالاسلام مصلحی به ماجرای تحلیل حلقه انحراف از بروز بیداری اسلامی است.
این حلقه معتقد بود بیداری اسلامی پروژهای وابسته به آمریکاست و لذا نباید برای حمایت از آن وارد عمل شد. ضمن اینکه بجای آن باید تئوری «مدیریت مشترک جهانی»! را وارد فرایندهای مورد خواست کشور و نظام کرد.
حلقه مذکور همچنین با ترویج عبارت «بیداری انسانی»! بعنوان بدیل بیداری اسلامی قصد ترویج نظر خود را داشت اما موفق نشد.
این حلقه با همین استدلال از حمایت ایران اسلامی از نظام سوریه در مقابل جریانات برانداز و تروریست نیز انتقاد میکرد.
حلقه مذکور همچنین پس از شکست برخی انقلابات صورت گرفته در اثر بیداری اسلامی، مدعی شد که تحلیل درستی از شرایط صحنه داشته است و این شکستها به دلیل بازیگردانی آمریکا در پشت صحنه بوده است.
این در حالی بود که اولاً مقام معظم رهبری در ابتدای بروز بیداری اسلامی بحثی به نام «مصادره» را مورد هشدار قرار داده و بر احتمال موجسواری دشمن تأکید کرده بودند.(که متأسفانه این رخداد در برخی کشورهای مورد اشاره تا حدّی رخ داد) و ثانیاً به دو دلیل واضح حمایتهای تا لحظهی آخر آمریکا از دیکتاتورهای سقوط کرده و همچنین مزیّت نسبی دوران قبل از وقوع بیداری در کشورهای مورد اشاره به دوران بعد از انقلابها؛ تحلیل حلقه انحراف از آمریکایی بودن خیزشها درست نبود.
***
پلهایی که به سمت «توافق به هر قیمتی» ساخته میشوند
دَر باغ سبز و چرایی تصویرسازی عدهای از دوران «پساتحریم»!
خبرگزاری دولت به تازگی در بخشی از یک مطلب پژوهشی با عنوان «اشتیاق اروپایی ها برای ورود به بازار ایران» نوشت: هنوز توافق جامع هستهای میان ایران و گروه 1+5 تدوین و تصویب نشده است و تا کمتر از یک ماه آینده گفتوگوها ادامه خواهد یافت اما گویا اشتیاق سرمایه گذاران و شرکت های بزرگ به ویژه در اروپا به حدی بالاست که آن ها در تلاش هستند قبل از امضای توافق، آمادگی های لازم را کسب کنند تا بعد از امضا فرصتها را از دست ندهند و به سرعت اقدامات اقتصادی و تجاری خود را در گوشه گوشهی ایران آغاز کنند.
این رسانه دولتی همچنین در مطلب خود از میانتیتر «ترسیم آیندهی بعد از تحریم»! استفاده میکند و همچنین به اخبار برخی رسانههای غربی مبنی بر استعدادهای اقتصادی جمهوری اسلامی ایران که البته به گفته ایرنا و تصریح رسانههای اشاره شده؛ پس از لغو تحریمها قابل استفاده و شکوفایی هستند! میپردازد و در همافزایی با آنها اقدام به بیان تحلیل میکند.
*بحث ترسیم ایران در فضای پساتحریم فرمولی است که قبل از این نیز مورد رصد تحلیلگران داخلی قرار گرفته بود و به نظر میرسد قرار است در کنار تئوری انتشار «پیشنویس توافق نهایی»! برای برخی امور خاص پیگیری شود.
این روشها با هدف تغییر محاسبه در افکار عمومی و نشان دادن در باغ سبز به آنها جهت واردسازی فشار به خطوط قرمز ایران برای پذیرش توافق به هر قیمتی! به کار گرفته میشود.
به نظر میرسد قرار است با فعالیتهایی در راستای دو مفهوم اشاره شده، رخدادی شبیه افسانه قدیمی «شاه بیلباس» به وقوع بپیوندد.
بر اساس گزارشهای رسمی، تحریمها هیچگاه بیش از 30 درصد بر اقتصاد ایران تأثیر نداشته است. ضمن اینکه سطح زندگی و معیشت طبقه متوسط و حتی کمدرآمد جامعه نیز تغییرات چندانی را به واسطه اِعمال تحریمها احساس نمیکند.
تحریمهای اِعمالی علیه ایران نوعاً بر ابعادی از زندگی قشر پردرآمد ایران و فعالیتهای اقتصادی آنها و همچنین ابعادی از صادرات و واردات کشور تأثیرهایی را ایجاد میکند.
با این اطلاعات آماری، دقیقاً مشخص نیست نشان دادن فرضی و بهشتگونهی کشور در دورانی به نام پساتحریم با چه هدف یا اهدافی صورت میگیرد؟
همچنین نکته قابل رؤیت این قبیل گزارشهای اشاره شده نیز آنست که در آنها تمام شکوفایی و سرنوشت کشور به مسئله تحریمها و چیزی به نام «توافق نهایی» گره زده میشود. (شاهبیتی که در عمدهی سفرهای مقامات اروپایی به تهران و در دیدار با برخی مقامات مشخصاً بر آن تأکید میشود)
ماجرایی که البته به تازگی و پس از ملموستر شدن معنای سخن وزیر امور خارجه روسیه مبنی بر اینکه در موارد اختلافی ایران و 1+5 «شیطان لانه کرده است»، توسط بعضی از اصلاحطلبان نیز مورد نقد قرار گرفته و حتی عدهای عنوان کردهاند که این گرهزدگی نه خواست دولت که کار تیم رسانهای دولت بوده است!
گفتنیست بحث انتشار پیشنویس توافق نهایی نیز چندی قبل در خبرگزاری دولتی ایرنا مورد اشاره قرار گرفته و برای آن محاسنی احصا شده بود. این بحث به تازگی در برخی رسانههای اصلاحطلب نیز در ظاهر اقتراح، به عرصه افکار عمومی رانده شده است.
