بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۷:۲۱

ماجرای ترور نافرجام روحانی

کد خبر : ۱۴۴۲۵۲
زدیک ساعت دوازده بود که می‌خواستم برای رفتن به منزل دایی آماده شوم که ناگهان زنگ در به صدا درآمد و من برای بازکردن در به سمت در کوچه رفتم.
به گزارشافکارنیوز، ترور مسئولین جمهوری اسلامی از ماه‌های اول انقلاب شروع شد و دشمنان این نظام سعی زیادی بر ترور مسئولین داشتند. در این بین، برخی موارد ترور مسئولین ناکام ماند و معاندان نتوانستند به هدف خود برسند. حسن روحانی نیز در سال‌های اول انقلاب از سوی دو نفر که قصد ترور وی را داشتند، تهدید شده بود که در ادامه از کتاب خاطرات ایشان این حادثه را نقل می‌کنیم:

ترور نافرجام روحانی

صبح روز عید فطر- جمعه دوم شهریور ۱۳۵۸- من به یکی از مساجد محله خودمان در نیروی هوایی رفتم و پس از خواندن نماز عید به منزل برگشتم. آن روز با خانواده برای ناهار منزل دایی‌مان آقای پیوندی دعوت داشتیم، اما چون می‌خواستم کمی مطالعه کنم، قرار شد خانم و بچه‌ها زودتر بروند و من نیز هنگام ظهر به آنجا بروم.

نزدیک ساعت دوازده بود که می‌خواستم برای رفتن به منزل دایی آماده شوم که ناگهان زنگ در به صدا درآمد و من برای بازکردن در به سمت در کوچه رفتم. هنوز در را باز نکرده بودم که شبح جوانی را از پشت شیشه درب ورودی منزل دیدم که به نظرم مشکوک آمد و در یک لحظه از ذهنم گذشت که خوب است احتیاط کنم و در را باز نکنم. برای من کمی عجیب بود که کسی در این ساعت به در منزل ما مراجعه کند. بنابراین، سریع برگشتم و کلت خودم را مسلح کردم و به پشت بام رفتم و از آنجا دیدم جوانی کنار در ایستاده و دستش زیر کاپشن است. همچنین جوان دیگری آن طرف کوچه روی یک موتورسیکلت نشسته بود و گویی همراه همین جوان است. با دیدن آن دو، خطاب به جوانی که پشت در ایستاده بود، گفتم: با چه کسی کار دارید؟ در آن لحظه من تقریباً مطمئن شده بودم که این دو نفر برای ترور آمده‌اند و از این رو می‌خواستم از پشت‌بام به سوی آنها تیراندازی کنم که دیدم آن دو جوان نگاهی به هم کردند و کسی که پشت در منزل ایستاده بود، روی موتور پرید و با سرعت از آنجا دور شدند.

وقتی سوار موتور شد، کلت او که زیر کاپشن بود، کاملاً نمایان شد. آن وقت، دیگر کاملاً یقین کردم که تروریست بودند و قصد ترور من را داشتند که به لطف خداوند از مرگ حتمی نجات یافتم. امیدوارم خدا اجر شهادت را به من عطا کند و پایان زندگی من را شهادت قرار بدهد.[۱]

[۱]. خاطرات روحانی، ص ۶۱۰.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
علیرضا
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۸:۲۷
سلام:جناب روحانی ضربالمثلی است که میگویند شانس یکبار درخانه ادم را میزند.لیکن شهادت ارزوی مردان خداست .
ناصر
جمعه ۰۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۵
دمت گرم گل گفتی
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۴
پس آن زمان كلت هم داشتن براي بعضي ها آزاد بوده؟يا اينكه از پادگان كش رفته بوده؟؟؟؟
ناشناس
جمعه ۰۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۶:۰۱
حرف دهنت رو بفهم .
ناصر
-
جمعه ۰۱ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۷
شهید بهشتی

بهشت را به بها میدهند نه به بهانه

هر کس که لیاقت شهید شدن رو نداره
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
شنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۷:۳۱
فعلا كه نتونسته با كليدش كاري بكنه. البته قفلي كه به اقتصاد ايران زده شده هم بد قفليه و با اين كليدها براحتي باز نميشه!!!
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
شنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۰:۰۵
تعریف ازنوع یبدکالا وترک دیوارتحریم وزانوزدن ابرقدرتها