در دوره قبل بیشترین درامد نفتی طول تاریخ ایران رقم خورد امابنزین یک شبه400درصد افزایش یافت ، قیمت مسکن غیر قابل کنترل شد ، دلار به صورت ساعتی تغییر قیمت داد، گرانی ، تورم ، بیکاری ،تحریم و... بر سر مردم فرو ریخت ، ایران منزوی شد ، اختلاس ها رکود جهانی زدند و هزاران بلای دیگر معترضین محترم کجا بودند یا سر در کدام آخور داشتند که امروز فریاد وا اسفا می دهند در این دوره وضعیت که از قبل بد تر نشده برای سهمیه بنزین که مابه تفاوت آن 18000 تومان می شود چه آشوبی بر پاست
پاسخ
ناشناس
پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۴ - ۲۳:۲۵
دوره قبل تمام شد آقا آینده را درست کن شما اگر بیل زنی . بنزین 400 % گران شد مگر یارانه نقدی بهت تعلق نگرفت ؟ الان در این یک سال که بنزین 150% گران شد یارانه زیاد شد ؟! مگر قیمت نان یک شبه 120% گران نشد ؟!!! از چه دفاع میکنی جناب ایرانی دلواپس ؟؟؟ پدرمان در این بور خراب شده درآمد تو از چه دفاع میکنی ؟ درآمد نفتی بالا برود هزیه کشور هم بالا میرود مگر حقوق ما کارمندان را زیاد میکنند اجناس هم گران نمیکنند >؟؟
ناشناس
جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۱:۱۰
آخه بیسواد 23:25 یارانه دور قبل که ماله بنزین نبود تو حتی خودت هم نمیدونی برای چی داری یارانه میگیری؟
تو اصلا میفهمی چی نوشتی ؟
313
جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۹:۵۸
نه فقط شما ميفهمدي جناب ناشناس 01:10 تو اگه ادب داشتي مردم رو نفهم حساب نميکردي جناب ايراني شما سرت در کدام آخور بود يه ذره تربيت داشته باش .
من از طرف کسي حرف نمي زنم از طرف خودم ميگم وضعيت من از قبل بدتر شده با اينکه هزينه هام رو کاهش دادم و درآمدم نسبت به قبل بيشتر شده ولي هزينه ها آنقدر بالا رفته که نسبت به قبل خيلي بدتر شده با خيلي ها هم صحبت کردم وضعشون همينه شما داري از چي دفاع ميکني؟
رييس جمهورمون هست درست خيلي هم برامون محترم هستن و احترامش برامون واجبه ولي وضعيت عمومي جامعه بدتر شده خيلي هزينه ها بالا رفته شما از چي دفاع ميکني؟
از تورمي که روي کاغذ کم شده؟
از دلاري که ميتونست پايين تر بياد نزاشتن؟
از افزايش قيمت هايي که يه شبه و بي خبر صورت گرفته ؟
از بيکاري و رکود ؟
از زير فشار رفتن هرچه بيشتر قشر ضعيف؟
واقعا از چي دفاع ميکني؟
ناشناس
جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ - ۲۲:۴۱
تو نه شما ، با سواد .
محمد
شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۵
همه اون تورمی که میگید در دولت قبل به وجود آمد، فقط تو دو سال آخر اون دولت بود. شما از اون 8 سال فقط 2 سال پایانی رو میبینی و این دولت که تو همین 2 سال اولش پدر مردمو در آورده نمیبینی؟
محمد
شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۸:۲۱
واقعا دولت قبل نکبت تمام بود. هیچ شکی نیست. ولی انصافا دولت جدید همونی بود که قرار بود باشه؟ یا همون نکبت ولی چند درجه بهتر؟ بورس رو ببینید. نود درصد سقوطش به خاطر دولت و مجلسه با اون بودجه کذایی.
ناشناس
يکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۰:۱۸
اولا تو نه شما یکم ادب داشته باش 313
دوم اینکه تمام این مشکلاتی که الان ما داریم از بیسوادهایی چون تو میباشد احمدی نژاد دیگ برنج را خالی کرد و رفت تا نفر بعدی میاد اینطوری بشه که بیسوادهایی چون تو فکر کنند وضعشون قبلا بهتر بوده برو کمی مطالعه کن شاید رستگار شوی313
ایرانی
يکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۹
گرامیان این مطلب که من نوشته ام به هیچ عنوان دفاع از عملکرد دولت تدبیر نیست فقط یادآوری گذشته است که بدانیم زنده باد و مرده باد تا کنون هیچ ثمری برای مردم نداشته است
313
يکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۳
جناب ناشناس 00:18 تو براي اوني که مردم رو بي سواد سرتو اخر و ... فرض ميکنه با ادب ترين کلمه مي تونه باشه.
شما که با سوادي با اون سوادت اين همه معادله مجهول رو جواب بده دولت تدبير وقتي ميخواست وارد انتخابات بشه وضع اقتصاد رو وضع جامعه رو وضع کشور را به خوبي ميدانست يعني کسي که ميخواد يه کشور رو اداره کنه بايد بدونه برنامه داشته باشه و طبق برنامه هاش بياد جلو و حرف بزنه و در عمل هم نشون بده دولت موقع انتخابات گفت در صد روز اول کاري ميکنه که مردم تغييرات را احساس کنن گفت کليد حل اشتغال رو داره و ... اگر برنامه اي نداشت چرا حرف زد و اگر داشت چرا بعد از گذشت اين همه صد روز بازم چيزي احساس نکرديم جز فشار بيشتر ؟!
شما با سواد جواب بده چرا؟
مگه از وضع مملکت خبر نداشت و برنامه نداشت ؟!
ناشناس 23:25 شما که مادر دومادی بفرما بگو اگه از همونی که اسمشم نمیخوای بیاری یه دونه فساد واختلاس سراغ داشتن تا حالا هزار بار درازش میکردن.نه ریس جمهور محبوب شما که بزرگترین فسادها در زمان اون واز نزدیکترین افراد حکومتش بود
دلواپسان در زمان فتحعلی شاه (حتما بخوانید):
عامل بسیاری از جنگهای خانمان سوز بشری ناآگاهی، تعصبات عقیدتی و لجاجتهای شخصی بوده است. در هنگامه برخاستن بحران، آنچه اول از همه خاموش می شود صدای عقلانیت و واقع نگری است و در این بحبوحه وای به حال سیاستمدارانی که گوششان را بر سخن عقلای قوم بسته و دل در گرو نعره های کسانی بندند که بدون توجه به عقوبت کار خویش، دم از «بریدن سر دشمن» و «آتش زدن» و «کشتن و کشته شدن» می زنند.
به گزارش فرارو ، در این یادداشت نگارنده بر آن است تا با ذکر چند مثال تاریخی از دوران فتحعلیشاه قاجار (در 200 سال پیش) نشان دهد که ترکیب «جهل و نااگاهی از سیاست جهانی» با «تعصب و لجاجت شخصی» چگونه می تواند پیامدهای مخربی برای حیات یک ملت و تمامیت ارضی آن بدنبال داشته باشد. مطالعه تاریخ جنگهای ایران و روسیه (بویژه در دور دوم) نشان می دهد که چگونه کنار هم قرار گرفتن دو فاکتور «جهالت و تعصب» در عرصه سیاست خارجی کشور به از دست رفتن حدود یک سوم از حاصلخیزترین سرزمینهای ایران، نفوذ استعماری 100 ساله روسیه بر کشور، کشته شدن هزاران جوان بیگناه و پرداخت غرامت سنگین منجر گردید.
الف- تعصب و لجاجت دلواپسان جنگ افروز
ده سال پس از اینکه ایران در دور اول جنگ با روسیه شکست سختی خورد و تن به عهدنامه گلستان داد، در حالی که هنوز خانواده های ایرانی داغدار بودند و کودکان زیادی یتیم شده بودند بار دیگر زمزمه جنگ با «اروس» (روسیه) توسط تندروهای مذهبی و ایدئولوگهای متعصب (دلواپسان آن زمان) بلند شد. تحریک فتحعلیشاه برای آغاز «جهاد»ی دیگر در جبهه روسیه و ناآگاهی مفرط او از اوضاع نظام بین الملل سرانجام وی را به همراهی با موج دلواپسان واداشت.
شاه متاثر از فضای هیجانی ایجاد شده، برای تهیه مقدمات جنگ عازم تبریز شد و شبی در حالی که شمشیر معروف نادری را بر کمر بسته بود تمام علما و سرداران نظامی و وزرای خویش را برای مشورت فراخواند. پس از انجام مراسم دعا و ثنا برای سلامت «ذات اقدس ملوکانه» و آرزوی دوام و قوام دین مبین، نوبت به اظهار نظر درباره جنگ رسید. همه کسانی که مورد سئوال قرار گرفتند، بدون استثنا، پس از بیان مراتب جان نثاری و ابراز آمادگی برای نوشیدن شربت شهادت، موافقت خود را با جنگ اعلام کردند.
در این میان فقط یکی از صاحب منصبان کاردان آذربایجان به نام «میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی» در برابر جو غالبی که دلواپسان در مجلس ایجاد کرده بودند ایستاد و با جنگ مخالفت کرد. وقتی شاه علت مخالفت وی را جویا شد، قائم مقام گفت:
«اعلیحضرت چه مبلغ مالیات می گیرد؟»
شاه پاسخ داد: «شش کرور»
قائم مقام: «دولت روس چه مبلغ مالیات می گیرد؟»
شاه: «می شنوم ششصد کرور»
قائم مقام عرض کرد: «به قانون حساب، کسی که شش کرور مالیات می گیرد با کسی که ششصد کرور عایدات دارد از در جنگ در نمی آید»!
این اظهار نظر واقع بینانه همهمهای در مجلس براه انداخت و باعث شد متعصبین سخت بر وی بتازند و حتی او را به داشتن روابط پنهانی با روسها متهم کنند که در نتیجه این مسئله وی از مقام خود خلع و به مکان دوری در خراسان تبعید شد. دست آخر فتحعلیشاه مجلس را با شعری اینچنین باب دل دلواپسان به پایان برد:
کشم شمشیر مینایی / که شیر از بیشه بگریزد
زنم بر فرق پسکوویچ (ژنرال روس) / که دود از پطر (پادشاه روس) برخیزد!
پوچ بودن این شاخ و شانه کشی ها وقتی آشکار شد که طبق پیش بینی قائم مقام لشکر فتحعلیشاه شکست خفت باری از روسها خورد و تحمیل عهدنامه ترکمن چای به ایران اشتباه مهلک دلواپسان را به اثبات رساند.
ب- ناآگاهی جنگ افروزان از نظام بین الملل
ناآگاهی فتحعلیشاه قاجار و دولتمردانش از نظام بین الملل و معادلات قدرت در عرصه سیاست خارجی حیرت انگیز بود، اوج این ناآگاهی در نامه وی به سفیرش در استانبول هویداست بویژه وقتی که از او می خواهد «در باب فرنگ» تحقیق کند:
«در باب فرانسه غوررسی (بررسی) خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یا گروهی و ملکی دیگر است؟ بناپارت نام، کافری که خود را پادشاه فرانسه می داند، کیست و چه کاره است؟... درباب انگلستان تحقیق جداگانه و علی حده بکن و ببین از چه قماش مردم و از چه قبیل قوم اند؟ اینکه می گویند در جزیره ای ساکن اند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت قالبشان ماهی است راست است یا نه؟ اگر راست باشد چطور ممکن است یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟... همچنین صرف مساعی و اقدام بنما و بفهم در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟ آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟... (در آخر) ببین که احسن طریق برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردن مردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک) کدام است؟»
قابل پیش بینی است فردی که تا این حد از بدیهی ترین تحولات و اصول نظام بین الملل ناآگاه باشد خود را «قبله عالم» و «قطب امکان» تصور نماید و ملتی را نیز در پی جهالت خویش به ورطه نابودی کشاند.
پی نوشت:
تجربه تاریخی ثابت نموده است که مشکلات و تضاد منافع موجود در عرصه روابط خارجی میان کشورها هیچ راه حل موثر و کم هزینه ای جز دیپلماسی ندارد و دیپلماسی فقط وقتی می تواند موفق شود که «عاری از روح جنگاوری» باشد! و تا وقتی که صدای فریاد دلواپسان (همان میراث داران متعصب و ناآگاه عصر قجری) این چنین بلند است، امیدی به شنیده شدن صدای عقلای قوم نیست.
پاسخ
ناشناس
سهشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ - ۲۲:۵۴
آفرین هر چند طولانی بود اما جالب
ناشناس
پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۸
اصلا در زمان فتح علی شاه مجلس مشروطه وجو نداشته
فتح علی شاه جانشین اقا محمد خان قاجار بود
در ان زمان کسی جرات نداشت در برابر حرف شاه کلامی به زبان بیاورد
این شاه تمام متصرفات اقا محمد خان و چند سال ابتدایی خودش را در 10 سال اخر حکومتش از دست داد
اینها کسانی هستند که بیانات رهبر خود را که تاکید بر همدلی و هم زبانی دارد زیر پا میگذارند . مشخص نیست اینها چه هدفی را دنبال میکنند .مهم این است که ملت اگاه و همیشه در صحنه بر دهان این خس و خاشاک میزند و اجازه بی نظمی و هرج و مرج را نمیدهد
پاسخ
ناشناس
جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ - ۲۲:۴۲
ابتدا باید دولت همدلی داشته باشد توجه کرده باشید اول اسم دولت آماده ست . دوست ملت همدلی هم زبانی
این دولت هیچ رقم بدرد مردم نخورده،این دولت بروزنیست،دوساله گذشته،مکرر حرف اول وآخرش کوبیدن متعصبانه وخودخواهانه دولت قبلیه.
تادوسال دیگه اعتبار این دولت باکلیدهای زنگ زده اش زیر ۱۰٪ خواهد بود.
ادمی که از اول با دروغ شروع کرد عاقبتش همین میشه مثل نماینده فرستادنش توی بورس برای کسب رای به بهانه حمایت اخرشم دیدیم چی شد اینم از وضع ومملکت وبنزینو بیکاری و چرخ زندگی مردم که از بس چرخید بلبرینگاش گیر پاژکرد
با سلام
جناب كسرا همين مطلب و البته به سبك خودم براي يك روزنامه قبل از عيد فرستادم تحت عنوان دلواسان قاجار كه متاسفانه چاپش نكرد
ممنونم از تيز بيني شما
دولت قبلی بلایی سر این مملکت آورد که مغول نیاورد. تو زمانی که با بالا رفتن بی سابقه قیمت نفت میشد زیر ساختارهای مملکت رو درست کرد، تولید رو افزایش داد نه تنها کارخونه ها رو به تعطیلی کشوندند بلکه با رانتهای بی حساب و کتاب امثال بابک زنجانی ها رو به وجود آوردند و بزرگترین اختلاسهای تاریخ ایران رو رقم زدند.
کارخانه ها تعطیل شد، کشاورزی با واردات بی حساب و کتاب محصولات کشاورزی آنچنان ضربه ای دید که سالها طول میکشه که اثرات مخربش محو بشه تازه اگه بشه. روابط با کشورهای دیگه در حد زیر صفر رسید و شان و منزلت ایرانی نابود شد.
این دلواپسهای امروزی اون موقع کجا بودند ؟
مگه میشه حتی تو یک محیط کوچک مثل یک روستا صبح تا شب به همه همسایگان فحش و بد و بیراه گفت و انتظار رفتار دوستانه و آبرومندانه داشت؟ واقعا این دلواپسهای امروزی کجا بودند؟
پاسخ
رضا
سهشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۲۰
توی دولت قبلی بنده خانه دار شدم(مسکن مهر) ،ماشین خریدم و با استفاده از تکنیکال و بنیادی سود خوبی از بورس بردم.
در این دولت 50 درصد سرمایه ام دود شد رفت هوا و اگر زحمات دولت قبلی نبود الان به گدایی افتاده بودم.
این مشکلات که بوجود امده ناشی از اثرات دولتی است که خود را کار شناس تمام می دانست من هم در زمان دولت قبل سرمایه گذار بورس بودم و سود بردم و حالا نیز ضرر داده ام اما سود ان موقع به مراتب بدتر از سود خالا بود زیرا دستکاری و حبابی نمودن بازار یکی از سیاستهای غلط کارشناس همه فن حریف بود اما حالا می دانم با پایین امدن قیمتها حداقل بازار بازدهی منطقی خود را دارد و سود ان نسبت به بانک بیشتر می باشد و در بلند مدت بازدهی خوبی خواهد داشت این که بازار را با عجله و شارپی بالا نمی برند بهترین سیاست می باشد لطفا سیاستهای غلط و اختلاسهای دولت قبل را که باعث فلج اقتصادی در دولت کنونی شده را دلیل سیاست دولت جدید قرار ندهید وضعیت کشور بایستی به مراتب بدتر از این می بود که حالا وجود دارد لطفا از دولت فعلی حمایت کنید تا تنش در داخل کمتر شود شاید ثبات به گشور باز گردد
این دولت خودش تنشزاست از بس دروغ میگوید وخالیبندی میکند،وضع مملکت عالیه ولی فقط به نفع سرمایه دارها،آقا قبلا هرچی بود،کار میچرخید،پول گردش داشت ولی الان لامسب،کارا خوابیده،پولا تو بانک خوابیده،هم رکوده هم تورم،همه گیرن،با۵۰٪ ضرر هم نمیشه نقد شد.
با سلام .
کسانی که همه چیز را به دولت قبل ربط می دهند از ضعفای شترنج سیاست هستند و بس این دولت دروعگو را چگونه و با چه توجیهی حمایت و پشتیبانی می کنید .شما همه مردم و منتقدان را بیسواد و کم ظرفیت جلوه می دهید و مردم را نا آگاه می دانید بنابر این کسانی که اینگونه فکر می کنند خود فریب خوردگان و در ظرف دشمن می جوشند
من فکر می کنم ما هم آقای احمدی نژاد رو لازم داریم و هم آقای روحانی که این دو نفر مکمل یکدیگرند و برای دشمنان همان حکم سیاست چماق و هویج را دارد .وآنها باید بدانند اگر با روحانی مشکلات هسته ای و بقیه مسایل را حل نکنند در انتخابات بعدی به احتمال زیاد با احمدی نژاد باید مذاکره کنند و فکر نمی کنم آنها این رو بخواهند. و باید همه دوستان بدانند تمام مشکلاتی که ما در دورانهای مختلف برای کشورمون پیش آمده مقصر شخص خاصی نیست بلکه همه از طرف دشمنان به کشور ما تحمبل شده پس اینقدر اشخاص رو متهم نکنیم و اجازه دهیم تا سیاستمداران کار را دنبال و به سر انجام برسانند.
تو اصلا میفهمی چی نوشتی ؟
من از طرف کسي حرف نمي زنم از طرف خودم ميگم وضعيت من از قبل بدتر شده با اينکه هزينه هام رو کاهش دادم و درآمدم نسبت به قبل بيشتر شده ولي هزينه ها آنقدر بالا رفته که نسبت به قبل خيلي بدتر شده با خيلي ها هم صحبت کردم وضعشون همينه شما داري از چي دفاع ميکني؟
رييس جمهورمون هست درست خيلي هم برامون محترم هستن و احترامش برامون واجبه ولي وضعيت عمومي جامعه بدتر شده خيلي هزينه ها بالا رفته شما از چي دفاع ميکني؟
از تورمي که روي کاغذ کم شده؟
از دلاري که ميتونست پايين تر بياد نزاشتن؟
از افزايش قيمت هايي که يه شبه و بي خبر صورت گرفته ؟
از بيکاري و رکود ؟
از زير فشار رفتن هرچه بيشتر قشر ضعيف؟
واقعا از چي دفاع ميکني؟
دوم اینکه تمام این مشکلاتی که الان ما داریم از بیسوادهایی چون تو میباشد احمدی نژاد دیگ برنج را خالی کرد و رفت تا نفر بعدی میاد اینطوری بشه که بیسوادهایی چون تو فکر کنند وضعشون قبلا بهتر بوده برو کمی مطالعه کن شاید رستگار شوی313
شما که با سوادي با اون سوادت اين همه معادله مجهول رو جواب بده دولت تدبير وقتي ميخواست وارد انتخابات بشه وضع اقتصاد رو وضع جامعه رو وضع کشور را به خوبي ميدانست يعني کسي که ميخواد يه کشور رو اداره کنه بايد بدونه برنامه داشته باشه و طبق برنامه هاش بياد جلو و حرف بزنه و در عمل هم نشون بده دولت موقع انتخابات گفت در صد روز اول کاري ميکنه که مردم تغييرات را احساس کنن گفت کليد حل اشتغال رو داره و ... اگر برنامه اي نداشت چرا حرف زد و اگر داشت چرا بعد از گذشت اين همه صد روز بازم چيزي احساس نکرديم جز فشار بيشتر ؟!
شما با سواد جواب بده چرا؟
مگه از وضع مملکت خبر نداشت و برنامه نداشت ؟!
حالا که بورس خرابه بیا وببین که این کم جنبه ها چه میکنند.
عامل بسیاری از جنگهای خانمان سوز بشری ناآگاهی، تعصبات عقیدتی و لجاجتهای شخصی بوده است. در هنگامه برخاستن بحران، آنچه اول از همه خاموش می شود صدای عقلانیت و واقع نگری است و در این بحبوحه وای به حال سیاستمدارانی که گوششان را بر سخن عقلای قوم بسته و دل در گرو نعره های کسانی بندند که بدون توجه به عقوبت کار خویش، دم از «بریدن سر دشمن» و «آتش زدن» و «کشتن و کشته شدن» می زنند.
به گزارش فرارو ، در این یادداشت نگارنده بر آن است تا با ذکر چند مثال تاریخی از دوران فتحعلیشاه قاجار (در 200 سال پیش) نشان دهد که ترکیب «جهل و نااگاهی از سیاست جهانی» با «تعصب و لجاجت شخصی» چگونه می تواند پیامدهای مخربی برای حیات یک ملت و تمامیت ارضی آن بدنبال داشته باشد. مطالعه تاریخ جنگهای ایران و روسیه (بویژه در دور دوم) نشان می دهد که چگونه کنار هم قرار گرفتن دو فاکتور «جهالت و تعصب» در عرصه سیاست خارجی کشور به از دست رفتن حدود یک سوم از حاصلخیزترین سرزمینهای ایران، نفوذ استعماری 100 ساله روسیه بر کشور، کشته شدن هزاران جوان بیگناه و پرداخت غرامت سنگین منجر گردید.
الف- تعصب و لجاجت دلواپسان جنگ افروز
ده سال پس از اینکه ایران در دور اول جنگ با روسیه شکست سختی خورد و تن به عهدنامه گلستان داد، در حالی که هنوز خانواده های ایرانی داغدار بودند و کودکان زیادی یتیم شده بودند بار دیگر زمزمه جنگ با «اروس» (روسیه) توسط تندروهای مذهبی و ایدئولوگهای متعصب (دلواپسان آن زمان) بلند شد. تحریک فتحعلیشاه برای آغاز «جهاد»ی دیگر در جبهه روسیه و ناآگاهی مفرط او از اوضاع نظام بین الملل سرانجام وی را به همراهی با موج دلواپسان واداشت.
شاه متاثر از فضای هیجانی ایجاد شده، برای تهیه مقدمات جنگ عازم تبریز شد و شبی در حالی که شمشیر معروف نادری را بر کمر بسته بود تمام علما و سرداران نظامی و وزرای خویش را برای مشورت فراخواند. پس از انجام مراسم دعا و ثنا برای سلامت «ذات اقدس ملوکانه» و آرزوی دوام و قوام دین مبین، نوبت به اظهار نظر درباره جنگ رسید. همه کسانی که مورد سئوال قرار گرفتند، بدون استثنا، پس از بیان مراتب جان نثاری و ابراز آمادگی برای نوشیدن شربت شهادت، موافقت خود را با جنگ اعلام کردند.
در این میان فقط یکی از صاحب منصبان کاردان آذربایجان به نام «میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی» در برابر جو غالبی که دلواپسان در مجلس ایجاد کرده بودند ایستاد و با جنگ مخالفت کرد. وقتی شاه علت مخالفت وی را جویا شد، قائم مقام گفت:
«اعلیحضرت چه مبلغ مالیات می گیرد؟»
شاه پاسخ داد: «شش کرور»
قائم مقام: «دولت روس چه مبلغ مالیات می گیرد؟»
شاه: «می شنوم ششصد کرور»
قائم مقام عرض کرد: «به قانون حساب، کسی که شش کرور مالیات می گیرد با کسی که ششصد کرور عایدات دارد از در جنگ در نمی آید»!
این اظهار نظر واقع بینانه همهمهای در مجلس براه انداخت و باعث شد متعصبین سخت بر وی بتازند و حتی او را به داشتن روابط پنهانی با روسها متهم کنند که در نتیجه این مسئله وی از مقام خود خلع و به مکان دوری در خراسان تبعید شد. دست آخر فتحعلیشاه مجلس را با شعری اینچنین باب دل دلواپسان به پایان برد:
کشم شمشیر مینایی / که شیر از بیشه بگریزد
زنم بر فرق پسکوویچ (ژنرال روس) / که دود از پطر (پادشاه روس) برخیزد!
پوچ بودن این شاخ و شانه کشی ها وقتی آشکار شد که طبق پیش بینی قائم مقام لشکر فتحعلیشاه شکست خفت باری از روسها خورد و تحمیل عهدنامه ترکمن چای به ایران اشتباه مهلک دلواپسان را به اثبات رساند.
ب- ناآگاهی جنگ افروزان از نظام بین الملل
ناآگاهی فتحعلیشاه قاجار و دولتمردانش از نظام بین الملل و معادلات قدرت در عرصه سیاست خارجی حیرت انگیز بود، اوج این ناآگاهی در نامه وی به سفیرش در استانبول هویداست بویژه وقتی که از او می خواهد «در باب فرنگ» تحقیق کند:
«در باب فرانسه غوررسی (بررسی) خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یا گروهی و ملکی دیگر است؟ بناپارت نام، کافری که خود را پادشاه فرانسه می داند، کیست و چه کاره است؟... درباب انگلستان تحقیق جداگانه و علی حده بکن و ببین از چه قماش مردم و از چه قبیل قوم اند؟ اینکه می گویند در جزیره ای ساکن اند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت قالبشان ماهی است راست است یا نه؟ اگر راست باشد چطور ممکن است یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟... همچنین صرف مساعی و اقدام بنما و بفهم در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟ آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟... (در آخر) ببین که احسن طریق برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردن مردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک) کدام است؟»
قابل پیش بینی است فردی که تا این حد از بدیهی ترین تحولات و اصول نظام بین الملل ناآگاه باشد خود را «قبله عالم» و «قطب امکان» تصور نماید و ملتی را نیز در پی جهالت خویش به ورطه نابودی کشاند.
پی نوشت:
تجربه تاریخی ثابت نموده است که مشکلات و تضاد منافع موجود در عرصه روابط خارجی میان کشورها هیچ راه حل موثر و کم هزینه ای جز دیپلماسی ندارد و دیپلماسی فقط وقتی می تواند موفق شود که «عاری از روح جنگاوری» باشد! و تا وقتی که صدای فریاد دلواپسان (همان میراث داران متعصب و ناآگاه عصر قجری) این چنین بلند است، امیدی به شنیده شدن صدای عقلای قوم نیست.
فتح علی شاه جانشین اقا محمد خان قاجار بود
در ان زمان کسی جرات نداشت در برابر حرف شاه کلامی به زبان بیاورد
این شاه تمام متصرفات اقا محمد خان و چند سال ابتدایی خودش را در 10 سال اخر حکومتش از دست داد
به هم نبافید اینقدر
امروز یه حرف می زنه و فردا دقیقا عکس ش رو عمل می کنه.
تا کی باید شاهد این همه دروغگویی باشیم
این دوره تجربه خوبی بود.
تادوسال دیگه اعتبار این دولت باکلیدهای زنگ زده اش زیر ۱۰٪ خواهد بود.
جناب كسرا همين مطلب و البته به سبك خودم براي يك روزنامه قبل از عيد فرستادم تحت عنوان دلواسان قاجار كه متاسفانه چاپش نكرد
ممنونم از تيز بيني شما
کارخانه ها تعطیل شد، کشاورزی با واردات بی حساب و کتاب محصولات کشاورزی آنچنان ضربه ای دید که سالها طول میکشه که اثرات مخربش محو بشه تازه اگه بشه. روابط با کشورهای دیگه در حد زیر صفر رسید و شان و منزلت ایرانی نابود شد.
این دلواپسهای امروزی اون موقع کجا بودند ؟
مگه میشه حتی تو یک محیط کوچک مثل یک روستا صبح تا شب به همه همسایگان فحش و بد و بیراه گفت و انتظار رفتار دوستانه و آبرومندانه داشت؟ واقعا این دلواپسهای امروزی کجا بودند؟
در این دولت 50 درصد سرمایه ام دود شد رفت هوا و اگر زحمات دولت قبلی نبود الان به گدایی افتاده بودم.
آقایون خودشون تک تک پیچ و مهره های اقتصاد و صنعت را باز کردند. تبریک به آقایون!
کسانی که همه چیز را به دولت قبل ربط می دهند از ضعفای شترنج سیاست هستند و بس این دولت دروعگو را چگونه و با چه توجیهی حمایت و پشتیبانی می کنید .شما همه مردم و منتقدان را بیسواد و کم ظرفیت جلوه می دهید و مردم را نا آگاه می دانید بنابر این کسانی که اینگونه فکر می کنند خود فریب خوردگان و در ظرف دشمن می جوشند