رفتار بد زن جوان با راننده وانت / خانم دکترمرا فریب داد
توقف کرد و هنوز وانت را خاموش نکرده بود تا پیاده شده و دنبال پلاک بگردد که ماشین شیک خانم دکتر کنارش توقف کرد.
راننده وانت خانم دکتر را مقابل فروشگاه لوازم خانگی دیده بود، خوشحال شد که خریدار رسید و دیگر مشکل یافتن نشانی ندارد، خانم دکتر پیاده شد و به طرف راننده وانت آمد، با همان لبخندی که بر لب داشت شروع به گفت وگو با مرد کرد که این کالا را برای خانه مادرم خریدم، آن را عقب ماشین خودم بذارید چون میخواهم با ماشین ببرم داخل خانه و مادرم را سورپرایز کنم.
لحن کلام زن جوان به گونهای بود که مرد نتوانست مقاومت کند، از دیگر سو خانم دکتر وعده داده بود که یک معاینه کامل دندانها در مطب خصوصیاش مرد را میهمان میکند.
وانت را جابه جا کرد به گونهای که خیلی راحت لباسشویی را توانست در عقب خودروی شاسی بلند خانم دکتر جای دهد. او منتظر بود تا وجه کالا و کرایهاش را دریافت کند که خانم دکتر به او گفت خانه مادرم همین کوچه پشت است، بیایید تا آنجا پول نقد تقدیمتان کنم.
مرد پشت وانت نشست و دنبال ماشین خانم دکتر راه افتاد، اما به محض خروج از کوچه فرعی زن بر پدال گاز فشاری مضاعف داد و تا راننده وانت به خود آمد او را در خیابان اصلی گم کرده بود.
دست از پا درازتر راهی فروشگاه لوازم خانگی شد تا صاحب مغازه با خانم دکتر تماس گرفته و نشانی را برای دریافت پول بگیرد. فروشنده اول چند بار موبایل زن را گرفت که جوابی نشنید و سپس شماره مطب را که روی سربرگ خانم دکتر ثبت شده بود، اما این شماره ثابت را هم کسی جواب نمیداد. از راننده خواست به همان نشانی که روی برگه سربرگ دار دندانپزشکی نوشته شده بود برود و اگر آنجا نبود به مطب برود و پولش را بگیرد.
راننده وانت خسته و کوفته دوباره مسیر را برگشت، زنگ واحدی که نشانیاش را نوشته بود فشار داد، زنی پشت آیفون گفت که چنین کسی در این مجتمع زندگی نمیکند. پیگیریهای راننده وانت سرایدار را به مقابل در کشاند و او هم گفتههای زن را تأیید کرد که چنین خانم دکتری با این مشخصات اصلاً در این مجتمع مسکونی نه زندگی میکند و نه رفت و آمد دارد.
راننده وانت احساس خوبی نداشت در عین حال راهی نشانی ثبت شده روی سربرگ به عنوان مطب شد، اما در آنجا نه از دندانپزشکی خبری بود نه از خانم دکتر، دیگر هم شک و شبهههایی که در طول مسیر در ذهنش یافته بود به حقیقت نزدیک شد که این زن کلاهبرداری بیش نبوده است.
ساعتی بعد او به همراه فروشنده لوازم خانگی در کلانتری بودند و مرد فروشنده به شرح ماجرا پرداخت، او گفت: ساعتی از بعدازظهر گذشته بود که خانمی به ظاهر متشخص و باکلاس وارد فروشگاه شد و از من خواست تا ماشینهای لباسشویی را نشانش دهم. او سپس در حالی که خود را دکتر دندانپزشک معرفی میکرد خواستار بهترین، جدیدترین و مدرنترین لباسشویی موجود در مغازه شد و اظهار داشت که قصد دارد آنرا برای مادرش بخرد که به دلیل بیماری توانایی شستن لباس را ندارد، در عین حال تصریح کرد که نمیخواهد او خبردار شود و امشب در مراسم تولد مادرش آنرا به او هدیه داده و باعث شگفتی و شادی مادرش شود.
زن پس از انتخاب یک لباسشویی گرانقیمت مقابل میزم حاضر شد و دسته چکش را روی میز گذاشت که گفتم فروش کالای ما نقدی است و او از کیفش یک دسته سربرگ خارج کرد. روی سربرگها اسم خانم دکتر، نشانی دندانپزشکیاش و شماره تلفنهای آن ثبت شده بود که باعث شد هرگونه شائبه درباره شغل زن از ذهن خارج شود، او حتی کارت شناساییاش را هم ارایه داد که نشان از تخصص دندانپزشکی او داشت.
مرد فروشنده در حالی که احتمال میداد که چکهایش هم مانند سایر مدارکش قلابی باشد ادامه داد: زن گفت که پول نقد در منزل دارد و فقط کافیست تا کالا را راننده مورد اعتماد من تا در خانه بیاورد تا آنجا پول نقد تقدیم شود و نشانی را روی سربرگ خودش نوشت و به دستم داد. من هم رانندهای که همیشه بارهای ما را میبرد و او را میشناسم و به او اعتماد دارم صدا زدم تا درباره کرایه با خانم دکتر صحبت کند و خیلی زود هم به توافق رسیدند، ماشین لباسشویی را در وانت گذاشتم و فاکتور را هم به راننده دادم تا همراه کرایهاش از او وصول کند.
راننده وانت نیز مابقی ماجرا را شرح داد و اینکه خانم دکتر چطور آنها را فریب داده و لباسشویی را سرقت کرده است.
مأموران پلیس پس از شنیدن اظهارات شاکیان، اقدام به چهره نگاری متهم کردند و وارد فاز عملیاتی شدند، آنها برای ردزنی این کلاهبردار فروشگاههای لوازم خانگی را هدف گشتهای نامحسوس خود قرار دادند، مأموران زبده پلیس بخوبی میدانستند که این کلاهبردار به کارش به همین شیوه ادامه خواهد داد وهمین طور هم شد و او در یک فروشگاه لوازم خانگی دیگر در حالی مشغول فریب فروشنده بود در چنگال عدالت گرفتار شد.
مأموران که در کمین بودند او را بازداشت کردند ولی خانم دکتر منکر همه چیز بود، و تا زمانی که در مقابل مستندات و ادله محکم پلیس قرار نگرفت لب به سخن نگشود تا اینکه سرانجام راهی جز اعتراف ندید و به هفت فقره سرقت با همین شیوه مکارانه اقرار کرد.
در همین راستا سرهنگ حسین بیدمشکی جانشین فرماندهی انتظامی خراسان رضوي در گفت وگو با خبرنگار ما در تشریح عملیات دستگیری این زن فریبکار گفت: گزارش چند فقره سرقتهای حیله گرانه از فروشگاههای بزرگ لوازم خانگی در غرب مشهد توسط خانم دکتر جوان که خود را دندانپزشک معرفی میکرد پلیس را بر آن داشت تا پیگیری این پرونده را به طور ویژه دردستور کار خود قرار دهد. سرهنگ حسین بیدمشکی افزود: با توجه به احتمال این که سرقتهای دیگری نیز توسط این زن صورت بگیرد دستورات لازم برای پیگیری سریع موضوع صادر و کارآگاهان پایگاه غرب پلیس آگاهی در مشهد عملیات شناسایی و تعقیب عامل این سرقتهای کلاهبردارانه را در دستور کار خود قرار دادند.
وی گفت: کارآگاهان در عملیاتی پس از چهرهزنی زن جوان با توجه به سرنخهای موجود، در پوشش گشتهای نامحسوس در اطراف فروشگاههای بزرگ لوازم خانگی کمین کردند. وی خاطرنشان کرد: پلیس در عملیاتی غافلگیرانه، متهم پرونده را در حالی که برای عملی کردن نقشه حیله گرانه خود به یک فروشگاه مراجعه کرده بود دستگیر کردند.
متهم در تحقیقات اولیه منکر ارتکاب هرگونه عمل خلافی بود اما او در برابر شواهد و ادله موجود ناچار به بیان حقیقت شد و به هفت فقره سرقت مکارانه اعتراف کرد. جانشین فرماندهی انتظامی خراسان رضوي با اشاره به اهمیت نقش آموزش و پیشگیریهای آگاهانه از وقوع چنین جرایمی گفت: متهم پرونده به فروشگاههای لوازم خانگی مراجعه میکرد و با معرفی خود به عنوان دندانپزشک، یک نوع کالا را سفارش خرید داده و روی سربرگهای پزشکی آدرس منزل مسکونی را مینوشت تا کالا را با پیک برایش ارسال و مبلغ آن را در محل تحویل دهد.
زن 38 ساله سپس با حضور در مقابل آدرس اعلامی، از پیک میخواست کالای خریداری شده را به داخل خودروی او انتقال دهد و پشت سرش حرکت کند تا در محل دیگری وجه کالا را تحویل دهد. او در طول مسیر متواری میشد و کالای سفارشی را به سرقت میبرد. جانشین فرمانده انتظامی خراسان رضوي گفت: در این رابطه دستورات لازم برای برگزاری جلسات آموزشی و توجه بیشتر به بستههای امنیتی پلیس توسط پلیس پیشگیری استان و پلیس آگاهی خراسان رضوي صادر شده است تا با افزایش سطح آگاهی شهروندان، پیشگیری آگاهانهای از وقوع چنین جرایمی به عمل آید.
قدس آنلاین
گزارش خطا
0 پسندیدم
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
اخبار روز
خبرنامه

ایکاش میشد به یکی شکایت میکردیم و یکی از لباسشویی ها یمان را پس میگرفتیم
فقط یکی شا بقیه را نمیخوایم همین که امورات یک ماهمون اصلاح بشه شکر حالا تا یک ماه دیگر خدا بزرگه.