بسيج دانشكده حقوق خواستار لغو امتياز انجمن اسلامي دانشگاه تهران شد
به گزارش حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، متن كامل بيانيه بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران به شرح ذيل است: سخني به گزاف نيست اگر مدعي شويم 16 آذرماه 1388 براي هميشه در تاريخ معاصر ايران ثبت خواهد. نه از آن جهت كه يكي از ضد استكباريترين روزهاي بعد از آذر ماه 32 در 16 آذر 88 خود را نمايان ساخت و نه از آن جهت كه خروش انبوه دانشجويان مسلمان عليه اسلام آمريكايي در سراسر كشور، پاسخي ديگر به كساني بود كه با علم اسلام و جمهوريت به جنگ با اسلام و جمهوريت برخاسته اند، بلكه از آن جهت اين روز را بايد جاودانه دانست كه يك بار براي هميشه پرده نفاق از برابر صورت كساني كنار رفت كه به دوزيست بودن در عرصه سياست عادت كردهاند و از قضا همگان را نيز همچون خودشان تصور نموده و گمان آن ميبرند كه ميتوانند با روشهاي نخنما شده و پوسيده دهه 60 مجاهدين خلق و ليبرالهاي حامي بني صدر، بر جمهوري اسلامي خط بطلان بركشند.
اما انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران در صدر اين وقايع تلخ در هفته گذشته به طور خاص بوده است. انجمني كه عليرغم پيشينه درخشان در سالهاي قبل از انقلاب و قبل از دوم خرداد 76، در حال حاضر پايگاه كساني شده است كه نه تنها كمترين علقهاي به موسسين اين انجمن ندارند بلكه در مقام عمل خواسته يا ناخواسته به ضديت با آرمانهايي برخاسته است كه روزگاري چمرانها و رجببيگيها در آن راه فعاليت ميكردند و امروز اگر از فعالين انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران در دهه 60 و اوايل دهه 70 پيرامون عملكرد امروز اين تشكل سوال بپرسيم، به كرات پاسخهاي آنان ابراز تاسف نسبت به رخنه جريان نفاق در حال حاضر در اين تشكل ميباشد، همانطور كه امام خميني نيز پيشتر از همگان خطر منافقين امروز در اين انجمن را به زيبايي هشدار ميداد: "خطر آنهايي كه به اسلام اعتقادي ندارند و با اسم اسلام وارد ميشوند، بيش از آنهايي است كه ميگويند ما اسلام را قبول داريم. انجمنهاي اسلامي دانشگاهها بايد مراقب باشند " يا: "ممكن است در همين انجمنهاي اسلامي هم عمالشان رخنه كنند و با اسم اسلام مسائل ديگري پيش آورند "
براستي چه زماني براي يكبار هم كه شده است فعالين فعلي در انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران پاسخ خواهند داد پاره كردن عكس امام خميني در ميان خيل حاميان افراطي اين تشكل در برابر دانشكده فني معنايش چيست؟ چرا هيچگاه اين تشكل حاضر به اعلام برائت نسبت به افراطيوني نگشته است كه از هيچ اقدامي جهت ضربه زدن به اسلام و نظام اسلامي خودداري نميكنند؟ آيا كساني كه امروز در اين انجمن داعيه اسلام و اسلامي بودن را دارند به اين فكر كردهاند كه معناي حمايتهاي بيسابقه رسانههاي بيگانه از تحركات آنها در دانشگاه به چه معناست؟ معناي شعار نه غزه نه لبنان و جمهوري ايراني با كدام قسمت از تفكر اسلام ناب قابل اجماع است؟
انجمني كه خود را خط امام ميداند براستي در برابر عملكردش در دانشگاه چه پاسخي دارد؟ حمايت از حسينعلي منتظري با كجاي انديشه امام تطابق دارد؟ اگر ادعاي اين تشكل حركت بر مسير انديشه حضرت امام است، دفاع از منتظري و به صحنه آوردن وي در مسايل سياسي كه امام خطاب به وي نوشت "چون ساده لوح هستيد در سياست دخالتي نكنيد " چه جاي توجيهي دارد؟ منتشر كردن عكس امام خميني در كنار بازرگان و مصدق كه جملات كوبنده امام پيرامون هر دو شخصيت مذكور در صحيفه نور موجود است چطور ميتواند توجيه شود؟ تكثير و پخش مخفيانه مستندهايي كه پيام خلاصه آنها چيزي جز تلاش جهت تسريع نابودي نظام جمهوري اسلامي نيست با كدام هدف اسلامي و دلسوزانه توسط اين طيف صورت ميگيرد؟ و هزاران تناقض و چراي ديگر كه پاسخ آن هيچگاه از سوي جاعلان فعلي نام اسلام در دانشگاه شنيده نشده است كه البته ديگر فرصت پاسخ دادن آنان نيز به پايان رسيده است چرا كه عملكرد ننگين اين طيف طي سالهاي اخير و بخصوص هفته گذشته، همه چيز را آشكارساخته و ديگر بيانيههاي تزييني و اعلام برائتهاي صوري نيز درمان درد آنان نخواهد بود.
بدون ترديد امروز انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران پايگاه افرادي شده است كه با نام اسلام هدفي جز عرفي كردن دين و از بين بردن مقدسات را دنبال نميكنند و اگرچه ممكن است بسياري از افراد ناآگاه ناخواسته در اين مسير حركت كنند اما روي سخن با منافقيني است كه ادعاي پيروي از امام را دارند اما مشخص نيست منظورشان كدام امام است؟ امام خميني يا امامشان منتظري؟ ادعاي تبعيت و حمايت از ولايت فقيه را دارند اما در عمل هر آنچه مي كنند بر ضد ادعاهايشان است و تصورشان بر آن است كسي متوجه عمق دورويي آنان نميشود!
افرادي كه همواره ادعاي منطق و حمايت از ايجاد فضاي ديالكتيك در دانشگاه را دارند تا كنون فكر كردهاند كه قانونشكني نخستين قدم به سوي ديكتاتوري و ايجاد فضاي هرج و مرج است؟ كه در آخرين نمونه آن بايد به تجمع غيرقانوني اين افراد در 16 آذرماه در برابر دانشكده فني اشاره كرد كه قلدرمآبانه در برابر خيل دانشجويان انقلابي ايستادگي نمودند تا بر فرض محال خودشان، مانع ورود آنها به تالار شهيد چمران و حضور در برنامهاي شوند كه از هفتهها قبل، مجوز برگزاري آن صادر شده بود اما مقاومت ناشيانه اقليت ديكتاتور منجر به ايجاد هرج و مرج و فضاي درگيري با ديگر دانشجويان و سو استفاده عدهاي ديگر از فرصتطلبان از فضاي بوجود آمده گرديد. و متاسفانه در اتفاقي تلختر تجمع غيرقانوني روز 17 آذر ماه را بايد مورد اشاره قرار داد كه بنابر آنچه بسياري از سايتهاي خبري ضد انقلاب و در ارتباط با شاخه دانشجويي كودتاي سبز در دانشگاه تهران اعلام نمودند، انجمن به اصطلاح اسلامي دانشكده حقوق و علوم سياسي خواستار تجمع در برابر دانشكده فني گشت تا بنا بر آنچه كه خود شكستن حرمت دانشگاه! خوانده بود، اعتراض شود اما مشخص نيست حاميان منطق و جامعه مدني چرا در برابر چشمان هزاران دانشجو اسپري گاز فلفل را بر صورت ديگر دانشجويان خالي ميكردند، و با شكستن شيشههاي طبقه دوم دانشكده فني و پرتاب صندلي بر صورت ديگر دانشجويان، در پي وصول به كدام هدف خود بودند؟! دموكراسي؟ جامعه چندصدايي؟ تحمل صداي مخالف؟ جمهوري ايراني!؟ و ...
كه صد البته اين اقدامات از سوي افرادي كه نماد و اسطوره شان در بهترين حالت با آرايش و پوشش زنانه قصد فرار از دانشگاه را دارد، دور از انتظار نيست.
اما شايد ننگينترين اقدام فعالين در انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران همان هتك حرمت و نمايان ساختن هدف واقعي افراطيوني بود كه اسلام را تا آنجايي ميخواهند كه به نفع آنها باشد. پاره كردن و سوزاندن عكس حضرت امام خميني و رهبر معظم انقلاب اسلامي جز به معناي خروج از چارچوب قانون اساسي و اعلام ضديت با نظام اسلامي چه معنايي دارد؟ از كجاي فضاي نقد و منطق و ادعاي اصلاح كشور ميتوان به سر دادن شعار مرگ عليه مسئولين كشور رسيد؟ در كدام قانون اساسي و در كدام كشوري با هتاكان عليه خطوط قرمز اين چنين تسامح ميشود كه متاسفانه در حال حاضر انجمن اسلام آمريكايي دانشگاه تهران همچنان با زير پا گذاردن تمامي اين چارچوبها در سطح دانشگاه مجوز فعاليت دارد؟ تقاضاي آزادي كساني كه يكي از كم ترين اقداماتشان در هفته گذشته سوزاندن عكس خميني كبير بوده و در پي آن نيز نقش فعالي در ضرب و شتم ديگر دانشجويان و خسارات وارد آوردن بر اموال عمومي دانشگاه داشتهاند از سوي انجمن به اصطلاح اسلامي چه معنايي ميتواند داشته باشد؟
آيا تمامي اتفاقات اخير جز تاييد بر تسامح بيسابقه مسئولين دانشگاه با افراطيوني است كه هر آنچه ميخواهند انجام ميدهند و در پس آن نيز از نبود آزادي عمل و آزادي بيان عربده كشي ميكنند؟
براستي دكتر رهبر، رياست دانشگاه تهران چه زماني به فكر برخورد با هتاكان و قانونشكناني خواهد بود كه به اسم اسلام هر آنچه كه ضد آن است انجام ميدهند؟
با توجه به شرح آنچه كه رفت، بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران از دكتر رهبر تقاضا دارد تا با رسيدگي به اتفاقات اخير در فضاي دانشگاه، هر چه سريعتر نسبت به لغو امتياز انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران اقدام نمايد زيرا ادامه روند تسامح با دانشجونماياني كه هيچ چيز براي از دست دادن ندارند، جز زيان و خسران مضاعف براي فضاي دانشگاه ارمغان ديگري در پي نخواهد داشت و همه اينها نيز در حالي است كه هم اكنون حدود 8 سال از مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه به رياست سيد محمد خاتمي رئيس جمهور وقت، در خصوص چهارچوب قانوني فعاليت تشكلهاي دانشجويي ميگذرد انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران كماكان با اصرار بر ادامه فعاليتهاي غيرقانوني خود تاكنون به اين قوانين تمكين نكرده است و بر اين اساس اين تشكل ميبايست با اصلاح اساسنامه خود در مدت قانوني يكسال پس از تصويب اين مصوبه (پايان سال 81) نسبت به اجراي آن اقدام ميكرد، اما پس از گذشت 8 سال از اين مصوبه به تنها استثناي اجراي اين قانون در دانشگاههاي كشور تبديل شده است و بر همين اساس است كه عدم تغيير اساسنامه باعث شده تا بسياري از دانشجويان دانشگاه تهران سخن از شبهاتي پيرامون رد صلاحيتهاي بيمورد دانشجويان در انتخاباتهاي سالهاي گذشته اين تشكل مطرح كنند و از سوي ديگر نيز در خصوص شمارش آراي انتخابات اين تشكل به دليل عدم نظارتهاي قانوني، شبهات فراواني وجود دارد و بسياري دانشجويان معتقدند كه انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران با انتصاب افراد مورد نظر خود كه در چارچوبهاي سياسي خارج از دانشگاه تعريف شدهاند راه را براي حضور فراگير دانشجويان سد كرده است.
البته نكته مهمي كه حائز اهميت ميباشد اين است كه اين به معناي تريبون ندادن به دانشجوياني نيست كه به هر علتي به گونهاي ديگر ميانديشند، بلكه برخورد با افرادي است كه با اسم اسلام عليه آن اقدام ميكنند وگرنه بهترين حالت در يك دانشگاه زماني است كه تمامي طيفهاي فكري به شرط عدم ايجاد هرج و مرج و اغتشاش، با عنواني كه ميخواهند مجوز فعاليت داشته باشند، حال عنوان چپ و يا راست و يا آزاديخواه و دموكراسي خواه و هر عنوان ديگر، اما بگونهاي كه واقعا در پي مقام اثبات خويش و نه هتاكي باشند. رويهاي كه سالهاست انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران در پي گرفته و با اسم اسلام، ترويج ليبراليسم، سكولاريسم و ... را در سرلوحه عمل خويش قرار داده است.
خواسته ديگر از رياست دانشگاه تهران، خلع سلاح افرادي است كه مشخص نيست به چه علت مجاز به حمل سلاح سرد و حتي گرم در دانشگاه ميباشند و از آن مبهم تر عدم برخورد مسئولين دانشگاه با آنهاست. اگرچه در ابتداي سال جاري نيز خبري مبني بر انبار نمودن سلاح سرد در دفتر مركزي انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران واقع در خيابان 16 آذر، به گوش رسيد اما وقتي اين خبر مهر تاييد بر خود گرفت كه در دست برخي از اعضاي شناخته شده اين تشكل طي روزهاي 16 و 17 آذر سلاح هايي همچون چاقو و پنجه بوكس مشاهده گرديد و از همه مهم تر خبري بود كه بر اساس آن، فردي ناشناس در تلاش براي حضور در دانشگاه و پيوستن به تجمع غيرقانوني مدعيان آزادي و دموكراسي بود كه با تلاش انتظامات و مسئولين حراست دانشگاه يك قبضه كلت كمري از وي كشف و ضبط گرديد. آيا اين خبر نبايد لرزه بر اندام مسئولين دانشگاه تهران بياندازد؟ اگر به هر علتي اين فرد شناسايي نميشد و بوسيله سلاح گرم وي يك نفر از دانشجويان (از هر طيفي) كشته ميشد مسئوليت خون آن دانشجو بر عهده چه كسي بود؟ آيا غير از اين بود كه اقليت ديكتاتور و ناكام در دانشگاه با مصادره سريع آن فرد به نفع خود، وي را به ليستهاي كذايي خود اضافه ميكردند تا پروسه 72 شهيدسازي آنها ولو با يك نفر ديگر تسريع شود؟ آيا مقصر اصلي چنين اتفاقات ناگواري برپاكنندگان تجمعات غيرقانوني در سطح دانشگاه نيستند كه تاكنون با آنها برخوردي درخور، صورت نگرفته است؟
از هر بعد كه بر اتفاقات اخير دانشگاه تهران نگاه بيندازيم مشابهاتهاي بيشماري را با فضاي هرج و مرج ابتداي انقلاب در دانشگاه ميبينيم. زماني كه همه طيفها اعم از مسلمان تا منافقيني كه خود را مسلمان ميدانستند عليه دانشجويان متعهد و حزب اللهي اجماع نمودند تا در سطح دانشگاه و با ايجاد فضاي ناآرام و درگيريهاي پي در پي خون آنان را بريزند و با انبار كردن سلاح در دفاتر خويش، در زمانهاي از پيش تعيين شده وحشيگري خود را در عرصه عمل به منصه ظهور برسانند كه از نمونههاي ديگر آن نيز به آتش كشيدن دفتر بسيج دانشجويي دانشكده پرديس ابوريحان دانشگاه تهران توسط همين طيف اوباش و دانشجونما در بامداد سه شنبه 17 آذرماه هفته گذشته ميباشد، اما حقيقتا چه كسي است كه مقهور اين صحنهسازيهاي ناشيانه و سخيف نسل جديد منافقين گردد؟
فرزندان روح الله در بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران ضمن عرض تسليت به جامعه دانشگاهي بواسطه هتاكيها و هنرنماييهاي بيسابقه اقليت ديكتاتور در فضاي دانشگاه و هم چنين اهمال بيسابقه مسئولين دانشگاه نسبت به برخورد با هنجارشكنان، اعلام ميدارد با سياهپوش نمودن فضاي دانشكده حقوق و علوم سياسي در اعتراض به هتك حرمت امام خميني و رهبر معظم انقلاب توسط جاعلان نام اسلام، امسال را يك هفته زودتر از هر سال به استقبال محرمالحرام حسيني عليهالسلام خواهد رفت و همچنين پيگيري خود نسبت به لغو امتياز انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران از سوي مسئولين دانشگاه و تلاش جهت خلع سلاح نمودن دانشجو نماياني كه در پي برآوردن آرزوهاي شوم اربابان خود هستند از اولويتهاي حال حاضر بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي خواهد بود و هم چنين هرگونه تلاش جهت ايجاد ناآرامي در دانشگاه از سوي هر طيف فكري محكوم گرديده و تحركات موذيانه پياده نظامهاي شكست خورده اقليت اشرافي در برابر ملت نيز بيپاسخ نخواهد ماند.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
