سیاستهای داغ چپ احساسی اسلامی سکان اقتصاد جمهوری اسلامی را به دست گرفته
اسدالله بادامچیان نماینده مردم تهران در گفت وگو با خانه ملت درباره رویههای مختلف اقتصادی در سی سال اخیر، افزود: تقریبا میتوانم بگویم هر یک از دولتهایی که در سه دهه گذشته مدیریت کشور را به دست گرفتهاند، یک شیوه مدیریتی منحصر بهفرد را در حوزه اقتصاد، دنبال کردهاند. نه به این معنی که هیچ نقطه اشتراکی با هم نداشته باشند، به این معنی که اولویتها و شگردهایشان با هم متفاوت بوده است، بهطوری که حتی شاید با احتساب تمام نقاط اشتراک، نتوان رویکرد اقتصادی هیچ دو دولتی را در این 30 سال بهطور کامل قابل مقایسه با هم دانست،
وی با اشاره به جنگ تحمیلی که وی معتقد است به طور قطع اقتضای زمانی کشور، رویکردهای متفاوتی را هم طلب کرده است، اظهارداشت:مثلا از همان ابتدا مهندس بازرگان یک بنیاد اقتصادی بهطور کامل غربی را در پیش گرفتند که البته کسی هم با ایشان نه دعوایی کرد و نه جلویشان را گرفت.بعد از او هم بنی صدر بود که اقتصاد کشور را در جریان خاصی هدایت کرد. سپس موسوی نیز یک اقتصاد چپ را در چارچوب اسلامی تعریف و سیاستهای اقتصادی کشور را در آن شرایط مدیریت کرد.
قائم مقام حزب موتلفه سیاست های دوران سازندگی را در اولویت قرار دادن سیاست تعدیل دانست و تصریح کرد: در این راه هاشمی حزب کارگزاران را راه انداخت و موجب شد در نظام اقتصادی ایران، تکنوکراتها حضور فعالی بیایند. سپس خاتمی، نظام اقتصادی لیبرالیستی را تا حدود زیادی در کشور اجرایی و مدیریت آن را وارد مرحله جدیدی کرد.حالا هم که آقای احمدی نژاد با "سیاستهای داغ چپ احساسی اسلامی" سکان اقتصاد جمهوری اسلامی را به دست گرفته است.
بادامچیان گفت:بهطور کلی در 30 سال گذشته هر کسی، هر طوری که خواسته، چرخه اقتصاد را گردانده و مدیریت کرده و اگر چه میدان عمل برای آنان باز و آزاد بوده است اما این میدان از سوی چارچوبهای کلان حاکم بر کشور مدیریت شده و از افسارگسیختگی مهارش کرده است
وی با بیان اینکه در سه دهه گذشته با پدید آمدن صاحب نظران اقتصادی امیدواری ما برای پرورش اقتصاددانان نظریهپرداز بیشتر شده، خاطرنشان کرد:البته در شرایط حساس کنونی، باید فضایی باز و آزاد برای اندیشیدن و تحلیل و تفسیر متفکران و اقتصاددانان کشور فراهم شود؛ تا چه مذهبی باشند، چه دانشگاهی، چه حوزوی و چه غیر، بتوانند آزادانه، نتیجه اندیشههای خود را در همان چارچوب مهار شدهای که گفتم اجرایی کنند.
بادامچیان ادامه داد:بنابراین نباید کسی را تکفیر کرد؛ مثلا این که مذهبیها بگویند باید پدر فلان سرمایهدار را صلواتی کرد، و یا بالعکس فلان کمونیست را کشت و یا غیره، اینگونه قضاوتهای نابهجا نباید وجود داشته باشد. همان طور که میدانید در این 30 سال چنین قضاوتهای نابجایی وجود داشته و دردسرهای زیادی را برای حکومت و مردم ایجاد کرده است، بنابراین زمینههای مساعد تعریف و تبیین نظام اقتصاد اسلامی تاکنون ایجاد نشده اند.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه باید موضوع ثروت و نگاه بدبینانهای که به آن وجود دارد از بین برود، گفت: طبیعی است که وقتی نقدینگی در کشور زیاد میشود، برای مثال سهم درآمد مهندس یک پروژه از کارگر آن بیشتر است و کسی که بیشتر درآمد دارد، ثروت بیشتری هم دارد و قدرت خرید کالا و خدمات بیشتری هم دارد، قرار نیست صرفا به همین علت ثروت را تقبیح کرد و اصولا اسلام هم چنین قضاوتی را در باره ثروت ندارد.
وی معتقد است:نظام اقتصاد اسلامی را باید بر اصول و فروع دین پایهریزی کرد؛ یعنی نه آنقدر فضا آزاد باشد که مانند نظامهای لیبرالیستی، ثروتمندان بیحساب و کتاب و مسرف و مبذر (مثل آقای برلوسکونی در ایتالیا) بهوجود بیایند و قدرت را هم به دست بگیرند؛ و نه آنقدر فضا بسته و محدود شود که کسی نتواند به واسطه تلاش و علمی که داشته است، رشد کند و پیشرفت مالی داشته باشد.
