بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۹:۲۶

آیا جریان انحرافی با بابیت و بهاییت قابل قیاس است؟

کد خبر : ۵۲۵۳۰
شفاف:چگونگی پیدایش بابیه و بهاییه از مسائلی است که بازخوانی آن درشرایط فعلی خالی از لطف نیست. از آنجا که این روز‌ها صحبت از جزیانس موسوم به انحرافی داغ است و از روحانیون عالی رتبه تا سیاستمداران مختلف نسبت به این مساله اظهار نگرانی کرده‌اند و در مورد آن هشدار داده‌اند و حتی در مواردی آن را فرقه‌هایی مانند بابیه و بهاییه مقایسه کرده‌اند.

حجت الاسلام عبدالحسین خسرو پناه روحانی جوانی است که در مورد مساله بابیه و بهاییه اقدام به تالیف کتابی با عنوان «جریان‌شناسی ضد فرهنگ‌ها» کرده است و به بررسی این مساله پرداخته است. به باور رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه اگر با جریانهای باببیه و بهاییه در‌‌ همان گامهای اول خرافی و انحرافیشان برخورد مناسب می‌شدشاید بعد‌ها هیچ وقت نمی‌توانستند به فرقه‌ای تبدیل شوند.

به گزارش شفاف، گزیده‌ای از سخنان وی در گفتگو با روزنامه روزگار به شرح زیر است:

 
*بحث مهدویت و بحث موعودگرایی یکی از اعتقادات مشترک همه ادیان و فرقه‌های دینی است. همه انبیا مساله موعود نهایی را مطرح کرده‌اند و پیامبر اسلام نیز براین مساله تاکید فرموده‌اند.

*در پاسخ به این پرسش شما که چرا بعضی‌ها در این عقیده به انحرافی جبران ناپذیر کشیده می‌شوند، باید عرض کنم عوامل مختلفی در این مساله دخالت دارند. اولین عامل معرفتی است. برخی تصور غلط از مهدویت پیدا می‌کنند وبرای همین هم منشا انحراف می‌شوند. مثلا حدیث معروفی که می‌گوید حضرت ولی عصر (عج) زمانی ظهور می‌کنند که دنیا پر از ظلم و جور باشدو حضرت با خود آن را پر از عدل و داد می‌کنند بعضی تصور می‌کنند که پس باید صبر کرد تا جهان پر از ظلم و جور یا اینکه عالم از ظالم و جائر پر شود. در واقع معتقدان به چینین باوری از یک گزاره خبری نتیجه انشایی گرفتند و حتی به مردم توصیه می‌کنند گناه کنید تا امام زمان ظهور کند. کسانی که در واقع از اجتهاد فقهی برخوردار نیستند، نمی‌توانند فهم متقنی از آموزه‌های دینی داشته باشند و آیات و روایات را نمی‌فه‌مند، طبیعی است که در مساله مهدویت هم اندیشه غلط پیدا می‌کنند که این اندیشه غلط در ‌‌نهایت تبدیل به یک فرقه انحرافی می‌شود. در لایه‌های انجمن حجتیه نیز ما شاهد چنین انحرافاتی بودیم. البته خود موسس انجمن حجتیه مرحوم حاج شیخ محمود حلبی به هیچ وجه دارای چنین اعتقادی نبود اما به هر حال در برخی سطوح و لایه‌های انجمن حجتیه این تفکر غلط مطرح شد که منشاء این انحراف قرار گیرد.

*عامل دوم که از اهمیت زیادی برخوردار است، عامل نفسانی، روحی و روانی است به این معنا که برخی به هر حال گرفتار هوا و هوسهایی می‌شوند. یعنی به این نتیجه می‌رسند که با ادعای بابیت یا بهاییت به هر حال می‌توانند برای خود دکانی باز کنند و مریدانی را دور خود جمع کنند و این منشا ایجاد یک فرقه انحرافی می‌شود. مثلا آقای علی محمد باب وقتی احساس کرد اگر خود را باب یا واسطه امام زمان معرفی کند می‌تواند از این طریق برای خود منافعی ایجاد کند و عده‌ای را باه درو خود جمع کنئ. کم کم ادعای مهدویت کرد و بعد هم نوبت و بعداز آن حتی مدعی الوهیت شد.

*عامل سوم، عامل سیاسی است که در این مورد می‌توان به جریانهای انحرافی که در کشور ما به وجود می‌آید اشاره کرد. واقعیت این است که عوامل سیاسی استعماری در پیدایش چنین جریانهایی نقش داشته‌اند و از این جریان‌ها حمایت کرده‌اند. طبیعی است که استعمار به دنبال منافع خودش است و در این مورد از تعدد فرقه‌های اسلامی و آسیب پذیری وحدت جهان اسلام منتفع و بهرمند می‌شود.

*وقتی خرافه در جامعه‌ای رواج پیدا کندو مردم از یک جهل نسبی برخوردار باشند، زمینه برای پیدایش و گسترش این فرقه‌های انحرافی فراهم می‌شود و در نتیجه هم باعث می‌شود آن‌ها بتوانند مریدان بیشتری را درو خود جمع کنند. به نظر من جهل مردم و ترویج خرافه می‌توانداز مهم‌ترین عوامل ایجاد چنین جریانهای انحرافی باشد. ازسوی دیگر وقتی جامعه از رشد عقلایی و حیانی مناسبی برخوردار باشد، معمولا این فرقه‌ها فرصت ظهور و بروز پیدا نمی‌کنند.
 
*اگر از‌‌ همان ابتدا با خرافه‌ها یی که چنین فرقه‌هایی را در جامعه ترویج می‌کنند برخورد می‌شد، احتمالا این جریان‌ها اساسا به وجود نمی‌آمدند.

*اصلی ترین انحراف فرقه‌های بهاییه و بابیه به نظر من به حوزه اعتقادات برمی گردد، چون اعتقادات حکم ریشه را دارد. همانطور که و قتی ریشه درخت آسیب می‌بیند ما بقی اجزای درخت را نحت تاثیر قرار می‌دهد اعتقادات نیز چنین است و اگر به انحراف مبتلا شود، تمامی اجزای یک جریان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
 
*برای اینکه بگوییم جریان انحرافی فعلی با بابیه و بهاییه قابل مقایسه است، کمی زود است که قضاوت کنیم. لازم است ابتدا دارای برخی اطلاعات امنیتی و اطلاعاتی باشیم تا بتوانیم این مساله جریان‌شناسی کنیم.

*به هر حال وقتی یک جریانی شروع به بیان یک سری اندیشه‌های نادرست و وارد برخی مسائل اقتصادی می‌شود، طبیعتل تهدید به شمار می‌رود و باید با آن مقابله شود. من با سخنانی که به نام اسلام یا اسلام گریزی مطرح می‌شودصد در صد مخالفم و معتقدم باید با مقابله با چنین اعتقاداتی از راه یافتن آن‌ها به عرصه سیاست جلوگیری کرد. اما اینکه بخواهیم نتیجه بگیریم که این‌ها شبیه بابیه یا بهاییه هستند کمی زود است. یعنی جریان انحرافی دارای اندیشه‌های ناصوابی است که باید به نقد آن‌ها پرداخت اما اینکه بخواهیم شبیه سازی کنیم، کمی زود است.

*من فکر می‌کنم جریان انحرافی در حال فاصله گرفتن از اصول گرایی است و این فاصله گرفتن ممکن است آن‌ها را به دام اصلاح طلبان سوق دهد. در مجموع باید بگویم برخی ابتدا انحراف فکری پیدا می‌کنند و بعد به انحراف عملی دچار می‌شوند. برخی دیگر انحراف عملی آن‌ها منجر به انحراف اعتقادی می‌شود. انحراف عملی هم گاهی اخلاقی و سیاسی است. به نظر من جریان انحرافی دچار آفت سیاست گرایی و قدرت طلبی شده است که در آینده ممکن است کم کم به انحرافات فکر مبتلا شود. حتی ممکن است این جریان بعد‌ها تبدیل به یک فرقه هم بشود اما عرض من این است که برای قضاوت زود است. در واقع من این اشکال را بیش از همه سیاسی می‌بینم.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر