بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
چهارشنبه ۲۳ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۳

تشابه استراتژی باند سیدمهدی هاشمی، جبهه مشارکت و جریان انحرافی

کد خبر : ۵۳۹۸۷
شفاف: با وجود گذشت بیش از 30 سال از انقلاب شکوهمند اسلامی، هنوز بخش زیادی تاریخ شفاهی انقلاب، مکتوب نشده است. حجت‌الاسلام حسینی الست از جمله افرادی است که به دلیل حضور در بیت آیت‌الله منتظری،اطلاعات و تحلیل‌های ناشنیده فراوانی از آن فضا دارد. از این رو برای مکتوب کردن بخشی از تاریخ شفاهی برآن شدیم تا با ایشان در مورد باند سیدمهدی هاشمی گفتگو کنیم. ایشان هم‌اکنون مشاور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی هستند. در ادامه، قسمت اول مصاحبه شفاف با ایشان را می‌خوانید.
* مهدی هاشمی اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت دقیقی را تعریف می‌کرد. هدف بلندمدت سیدمهدی هاشمی تسخیر نظام بود! او نمی‌خواست که به تسخیر دولت و یا افکار عمومی بسنده کند، بلکه می‌خواست قدرت اصلی نظام را تصرف کند. از این زاویه‌ای که فکر می‌کرد، توانست برنامه‌های خطرناکی را برای این هدف طراحی کند. کما این که هدف جبهه مشارکت هم همین بود. ساده لوحی است که بگوییم هدف جبهه مشارکت تسخیر مجلس یا دولت بود. هم مهدی هاشمی، هم جبهه مشارکت و هم جریان انحرافی هر سه یک هدف را در درازمدت دنبال می‌کنند. اما با زوایا و روش‌های مختلف برای رسیدن به آن حرکت می‌کنند.

* سیدمهدی هاشمی قصد داشت تا زیر سایه مرجعیت و مجلس خبرگان رهبری را به دست بگیرد. مجموعه کارهای او از دخالت در امور جنگ و دولت هم به گونه‌ای بود که تنها در زیر پرچم آقای منتظری می‌توانست آن را انجام دهد. هاشمی می‌دانست که اگر بتواند رهبری را تسخیر کند در نهایت کل نظام را تسخیر کرده که در ذیل آن مجلس و قوه قضاییه و دولت هم می‌آید.

* امروز تایید اجتهاد و یا عدم اجتهاد طلبه‌های علوم دینی در یک ساختار سنتی و در اختیار مراجع تقلید است. به عبارت دیگر، ورود به مجلس خبرگان نیازمند مجوز مراجع تقلید است. از طرفی مجلس خبرگان است که رهبری را تعیین می‌کند. حالا اگر کسی روند فرآیند تایید جواز اجتهاد را عوض کند و مدیریت این فرآیند را بدست بگیرد، می‌تواند در زمانی کوتاه چینش کل مجلس خبرگان را به دست بگیرد.

* برای این کار طرحی با عنوان مدرسه تخصصی حوزه علمیه قم نوشتند که فرآیند کسب اجازه اجتهاد را تغییر دهند. به این معنی که در طرح مهدی هاشمی لزومی نبود که یک مرجع تقلید این اجازه را صادر کند. مدرسه تخصصی اقتتاح می‌شود و طلاب در آن در رشته‌ای مختلف از جمله فقه، حقوق، فلسفه، کلام، حدیث و ... فارغ التحصیل شوند. با این تفاوت که فارغ التحصیلان فقه این مدرسه، از طریق مدرسه گواهی اجتهاد دریافت می‌کردند. اساسا مدرک نهایی این مدرسه به معنای مجوز اجتهاد است. وقتی این اتفاق افتاد دیگر ضرورتی ندارد که ما به مراجع تکیه کنیم. به یکی از نجف، یکی از قم، و یکی از مشهد استناد کنیم. در این مدرسه تخصصی به جای ارجاع به مراجعی که پراکنده هستند، به طور متمرکز و سیستماتیک اجازه اجتهاد داده می‌شود.

* در نهایت وقتی قدرت صدور مجوز اجتهاد افراد در دست مدیریت این مدرسه تخصصی باشد، او می‌تواند به هر کس که می‌خواهد اجازه دهد و یا اینکه برای کسی این چنین اجازه‌ای را صادر نکند.حتی کنسل کردن، بدنام کردن و از دور خارج کردن همه اینها در اختیار آن مدیریت قرار می‌گیرد.

* پس از آن با استفاده از اهرم‌هایی، دوره بعدی مجلس خبرگان از شاگردان این مدرسه ساماندهی می‌شود. وقتی که اینطور شد، مجلس خبرگان راه و تفکر مدیریت مدیریت همان مدرسه را ادامه می‌دهد. و عملا رهبری را تعیین و کل نظام را در دست می‌گیرد. پس مهدی هاشمی با تاسیس مدرسه تخصصی در حوزه علمیه قم می رفت که این هدف را نهایی کند. آرزویی که بالاتر از ظرفیتش بود و مقاصد شومی هم در آن بود.

* جبهه مشارکت همین هدف را دنبال می‌کرد، اما نه از قم! چون اینها یک عده روشنفکر بودند که در قد و قواره‌های مرجعیت و دین نبودند. گفتند حالا که زورمان به مجلس خبرگان و مرجعیت و روحانیت نمی‌رسد، با اهرم فشار از پایین و درگیری با راس نظام، قانون اساسی را تغییر دهیم. با تغییر قانون اساسی می‌توانیم اهدافمان در حکومتگری و حکومت‌سازی را اجرایی کنیم. در آن قانون اساسی، حرف اول و آ خر را منِ روشنفکر می زنم و از این طریق نظام ولایی را پس می‌زنم.

* جریان انحرافی هم همین هدف را، اما با حال و هوایی دیگر دنبال می‌کند.این جریان خیلی ظریف و پنهان عمل می کند. علت هم این است که حرفی که می‌خواهند عرضه کنند، در جامعه دچار بازخوردهای منفی خواهد شد. بنابراین ناچارند که اصل حرف را کنمان کنند و به شکل دیگری بروز دهند. اما وقتی کنکاش و دقت می‌کنیم، می‌بینیم که اگر ادعای ارتباط با امام زمان را داشته باشیم، دیگر نیازی به ولایت فقیه نیست. ولایت فقیه را زمانی می‌پذیریم امام در غیبت باشد و مدیریت ظاهری را بر عهده نداشته باشد. اما اگر بگوییم که خود حضرت مدیریت می‌کند، هیچ دلیلی ندارد که بخواهیم کوتاه بیاییم. در آن فضا، حتی ولایت فقیه یک نوع توهین به محضر امام عصر به حساب می‌آید. باید اجازه بدهیم خود امام مدیریت کنند. اینها با این تفکر، قانون اساسی و ولایت فقیه را هدف قرار دادند. همان چیزی که به نوع دیگر سید مهدی هاشمی و جبهه مشارکت دنبال می‌کردند.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر