بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۰ - ۱۴:۱۹

یک استراتژی، یک تاکتیک

کد خبر : ۵۵۲۱۹
با نگاهی به ۸ سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و ۶ سال ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، در می‌یابیم که این دو رییس جمهور اگرچه در توضیح و توجیه سیاست‌هایشان از دو ادبیات مختلف استفاده کرده‌اند اما هر دو در سیاست‌های اقتصادیشان از استراتژی و تاکتیک یکسانی تبعیت داشته‌اند. 

به گزارش سرویس سیاسی فردا،هاشمی زمانی که به ریاست جمهوری رسید، با شعار بازسازی خرابی‌های جنگ و ساختن و آباد کردن کشور، سیاست‌های اقتصادی خود را تنظیم و تصویب کرد. تصمیم سازان و تصمیم گیران اقتصادی در دولت هاشمی شیفته توسعه شتابان اقتصادی بودند و بی‌توجه به مسائل فرهنگی و بدون نظرداشت فرهنگ انقلاب اسلامی به عنوان یک شاخص و میزان، چنان بر طبل توسعه کوبیدند که در این همهمه و هیاهو آنچه از دست رفت، فرصت‌های فرهنگی ناب اسلامی و انقلابی بود. 

توسعه اقتصادی بدون توجه لازم به فرهنگ اسلام و انقلاب در دو دولت هاشمی در کنار بازسازی نسبی کشور و رفع خرابی‌های جنگ، نتیجه‌ای جز رشد فساد اقتصادی و سیاسی، شکل گیری فرهنگ اشرافی‌گری و تجمل پرستی، حذف نیروهای ارزشی و انقلابی و جایگزین شدن آن‌ها با نیروهای متملق غیر انقلابی نداشت. 

اما ۸ سال پس از وداع هاشمی با ساختمان سفید رنگ پاستور، کسی کلید دولت را در دستانش گرفت که اگرچه زمانی خودش از ژنرال‌های دولت هاشمی بود و سمت استانداری اردبیل را در زمان هاشمی بر عهده داشت، ولی از‌‌ همان ابتدا نقد بی‌پروای سیاست‌های هاشمی و احیای شاخص‌های انقلابی را در شعارهای انتخاباتیش گنجاند و بارقه‌ای از امید در دل دوستداران انقلاب و نظام ایجاد کرد. 

در حقیقت اقبال به احمدی‌نژاد، اقبال به این خواسته‌ها و مطالبات انقلابی و اسلامی بود، اما احمدی‌نژاد پس از جلوس بر کرسی ریاست جمهوری با آنکه هنوز شعارهای انقلابی و عدالت خواهانه از زبانش نیفتاده بود، سیاست‌های اقتصادی و نگاهش به توسعه، هم در وجه خرد و هم در وجه کلانش طابق بالنعل مشابه‌‌ همان کسی شد که زمانی در لشکرش، ژنرالی می‌کرد. 

پیروی تام و تمام از سیاست‌های بانک جهانی، به عنوان بزرگ‌ترین بنگاه ترویج و بسط اقتصاد لیبرالی و پیاده کردن‌‌ همان نسخه تعدیل اقتصادی اما با شعارهای اسلامی و انقلابی، کاری بود که در دولت احمدی‌نژاد با سرعت و شتاب بیشتری از آنچه هاشمی در دستور کار قرار داده بود، صورت گرفت و اکنون کار به جایی رسیده که رییس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد دولت احمدی‌نژاد با افتخار از تایید بانک جهانی از عملکرد تعدیل اقتصادیشان سخن می‌گویند. 

در ۶ سالی که از دولت احمدی‌نژاد می‌گذرد، دولتی که قرار بود احیاگر ارزش‌های انقلابی باشد، بسیار شدید‌تر از دولت هاشمی در چنبره متملقین قرار گرفت. در چنین فضایی لاجرم‌‌ همان اشرافی‌گری، قدرت طلبی و مال اندوزی به حلقه اول دولت کشیده شده است و آن ساده زیستی که روزی تکه کلام اصلی رییس دولت بود در طوفان تجملگرایی یاران دولت بی‌مصداق و تهی شده است. 

 سیاست تسامح احمدی‌نژاد در قبال پرونده‌های فساد اقتصادی بعضی اطرافیان و دهن کجی به مدعیان با ارتقاء دادن مرتبه و منزلت آن‌ها و ایستادن یک تنه در مقابل رسیدگی قضایی، رواج اختصاصی‌سازی‌های گسترده شرکت‌ها و کارخانجات دولتی و شکل گیری غده‌های سرطانی که نمونه‌اش را در پرونده بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ کشور دیدیم، فروکش کردن ادبیات انقلابی و ارزشی در صحبت‌های رئیس دولت و چربیدن افکار لیبرال بر افکار انقلابی چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه اقتصادی، گسترش حیف و میل بیت‌المال و سکوت رئیس دولت در برابر این جریانات، هزینه تراشیدن برای نظام در صورت برخورد با فساد اطرافیان، همه و همه مصادیقی مشترک در دو دولت احمدی‌نژاد و هاشمی است. طنز روزگار این است که اگرچه هر دو دیگری را بزرگ‌ترین منتقد خود می‌خوانند ولی از اتفاق هر دو در عمل و سلوکشان، در استراتژی و تاکتیکشان کاملا همانند‌اند.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر