12 فایده مذاكره با آمريكا/ از اعزام 'م.ه' به آنجا تا معامله پسته خندان!
1- از آنجا كه مذاكره با آمريكا، مقدمه خيلي چيزهاي ديگر، من جمله رابطه با آمريكاست، مي توان در ايالات متحده، چند واحد دانشگاه آزاد تأسيس كرد و عنداللزوم، «م.ه» را رهسپار آن ديار، براي رسيدگي به مشكلات شعبه مذكور نمود!
2- مي توان به بهانه مذاكره با آمريكا، «ميدان آزادي» را وقف «برج آزادي» كرد، اما به نام نزد!!
3- هنگام مذاكره با آمريكا، بايد تصريح كرد؛ ما از همان قبل انقلاب... يعني ببخشيد؛ قبل از كشف آمريكا توسط كريم پوست كلفت، خواهان رابطه با كاخ سفيد بوديم، اما در عين حال، چيزي به نام مان نبود!
4- بايد مدنظر داشت كه حتي المقدور، ناگفته هاي ما از مذاكره با آمريكا، خيلي بيشتر از گفته هاي ما در اين زمينه باشد! بايد مثل بلبل، حرف بزنيم، ولي تاكيدمان بر اين باشد كه عاقبت، روزي سكوت را خواهيم شكست! حالا يا الهام بخش وحدت، يا الهام بخش غفلت!!
5- در مقوله مذاكره با آمريكا، مي بايست به جاي ديدن امام در بيداري، امامعلي رحمانف را در خواب، زيارت كنيم!! پرواضح است جناب رحمانف در عالم خواب، بايد نكات زير را مدنظر داشته باشد.
5/1: رحمانف بايد آگاه باشد كه به خواب چه كسي آمده است.
5/2: صحبت هاي رحمانف در عالم رويا نبايد مخل «خر و پف سرگشاده» باشد!
5/3: رحمانف در عالم خواب، اگر احياناً چيزي پيدا كرد، بايد بياورد تا به نامش بزنيم!!
5/4: اگر رحمانف در خواب، و در جواب ما سكوت كرد، اين سكوت بايد نشانه رضايت ايشان از مذاكره با آمريكا تلقي شود. با اين همه آمديم و امامعلي رحمانف در مخالفت با ما حرف زد؛ در چنين حالتي، جامعه را منتظر ناگفته هاي خود نگه مي داريم، اما تذكرات لازم را به رحمانف خواهيم داد!
5/5: جناب رحمانف، جز براي همراهي و اعلام رضايت، نبايد وارد عالم خواب ما شود!
5/6: بر محافظين فرض است هنگام تردد رحمانف در اطراف خواب ما، خودشان را به جليقه ضدگلوله، سپر دفاع ضدموشكي، تانك، پنجه بكس، و غفلت مولوكوف(!) مجهز كنند!!
6- از محسنات ويژه مذاكره با آمريكا، پول گرفتن از شيطان بزرگ، بدون واسطه ملك عبدلي است! هنگام دست دادن به ابليس، هرچه دست، كمتر باشد، ضمن كمك به توليد ملي، درجه آخر به سود مصرف كننده تمام مي شود!!
7- مذاكره با «شيطان بزرگ» مي تواند مقدمه تعامل با «شيطان رجيم» باشد! جذب حداكثري بايد شامل حال هر 2 شيطان شده، در پروسه برگردان شيطان رجيم به بهشت، نقش بازيگر مكمل زن را بازي كند!! از درگاه عادل بايد خواست ضمن الگوگيري از خاندان اشراف، به جاي محاكمه ابليس، از در مذاكره با وي درآيد!! محل اين مذاكره مي تواند منچستر انگليس، پرسپوليس، آناپوليس يا هر جاي ديگري باشد!
8- كتاب «ناگفته هاي مذاكره با آمريكا» بايد قبل از مذاكره با آمريكا، توسط «نشر معارف ضدانقلاب»، پيش بيني و چاپ شود!
9- جمعه ها بايد در برنامه «يك و يك و يك»، ميان جريان انحرافي و راس فتنه، مسابقه طناب كشي مذاكره با آمريكا برگزار شود. در اين شيرين كاري، هر كه برنده شد، مجري «مسابقه محله» بايد وي را از ناحيه چيز، ماچ كند!
10- اگر مذاكره با آمريكا از نظر بزرگان، در حكم معامله با آمريكاست، هيچ عيبي ندارد؛ در اين معامله، مي توان «پسته خندان» به آمريكا داد، اما به نام نزد!! اينطوري، ضمن رفع دغدغه بزرگان، ابرقدرتي كاخ سفيد هم به بازي گرفته مي شود!
11- مهم ترين حسن مذاكره با دولت آمريكا، تودهني زدن به مردم آمريكا در مسئله جنبش تسخير وال استريت است! روشن است اگر مردم يك كشور، ضعيف شوند، دولت آن كشور هم ضعيف مي شود؛ لذا مذاكره با آمريكا، در اصل، مقابله با كاخ سفيد است!! اين نكته ظريف، متاسفانه از ديد حكيمانه بزرگان دوره مانده!!
12- از آنجا كه در نوروز، بنا به گفته ليدر جريان انحرافي؛ «دست و پاي شيطان، در غل و زنجير است»، مي توان نزديكي اين ايام به ايام نوروز را به فال نيك گرفت و ضمن مذاكره با شيطان، دست و پاي وي را از غل و زنجير باز، عاشقي با ابليس را آغاز، بر بلنداي كاخ سفيد، پرواز، و اوج علاقه خود به اتاق بيضي را ابراز كرد!
درك مطلب2: چه هنگامي از سال، دست و پاي شيطان در غل و زنجير است؟!
الف) هنگام سمنوپزون عمه ليلا در ميدان تجريش!
ب) هنگامي كه بعضي ها و ليدر جريان انحرافي، جفت شان در يك ساعت، در يك ساحت، و در يك مساحت(!) خوابيده باشند.
ج) هنگام ساندويچ خوردن «ف. ه» در خيابان انقلاب اسلامي
د) هنگام مذاكره با آمريكا
«آقاي چيز»
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
