بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
جمعه ۲۵ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۸

چه می‌گذرد بین 'سعید' و دولت/ انتقاد به خاطرات '2 نفره' هاشمی/ یکی بگه در آکسفورد چه می‌کردند؟

کد خبر : ۶۳۹۵۹
به نقل از واحد مرکزی خبر، تعطیلی دانشگاه آزاد آکسفورد ، چه می گذرد میان سعید و دولت،توی قیف کردن فیلمها،معادله ده مجهولی یارانه ها از جمله موضوعات دومین برنامه صرفا جهت اطلاع در سال جدید بود.

تعطیل شد همین ؟ دانشگاه آزاد آکسفورد یا باشگاه  سیر وسیاحت؟
مجری : سلام . رییس جدید دانشگاه آزاد گفته ما  دانشگاه آزاد واحد آکسفورد انگلیس  رو تعطیل کردیم چون اساسا دانشجویی اونجا درس نمیخونده ، با این حساب یه  ساختمون توی انگلیس که دانشجو نداشته باشه اساسا دانشگاه نبوده ،‌ یه ساختمون بوده که یه عده با پول مردم داشتند توش دکترای سیر وسیاحت می گرفتند ، جسارتا ، ممنون که تعطیلش کردید اما  تعطیل شد تمام شد رفت ؟ به همین راحتی ؟ یکی بگه، کی بودند ؟ چه می کردند؟ چقدر گرفتند ؟ چه مدت ؟

مقام رو پس دادید ؟ خونه و ماشین و هفت تیر و غیره رو پس دادید؟
مجری : یه بنده خدایی که می گند گویا یه روزگاری  بازپرس بوده ، در اصفهان میره پمپ بنزین ،  نمیدونم چی میشه که اقا هفت تیرشو میکشه و ( صدای تیر ) البته کسی کشته و زخمی نشد در این ماجرا اما هنوز کسی نگفته که این آقا که دیگه پست قبلی رو نداره چرا هفت تیرشو پس نداده ، بد نیست یه چک دوباره کنید ببینید اونایی که یه روزی به خاطر کار ومسئولیتشون یه چیزهایی دستشون بوده مثلا خونه و ماشین وهفت تیر  ، بعد از کناره گیری یا برکناری یا تموم شدن دوره مسئولیت این چیزها  رو پس دادند؟ یا نه ندادند .

چه می گذرد میان سعید و دولت
 مجری : سال نو رو با زمزمه های یه استیضاح شروع کردیم ، گروهی از نمایندگان میگند چرا کسی که هنوز یه پرونده مفتوح قضایی داره و هیچ سابقه مدیریت اقتصادی نداره باید بشه رییس تامین اجتماعی ، مسئولان دولتی اما  میگن  الا و للا باید همین آقا باشه چون تعیین زیردستان وزیر  با وزیره واز این جور داستانا  ، واقعا به عقل ناقص ما نمیرسه که علت این همه اصرارو ابرام و پافشاریها چیه ، مگه واقعا مملکت قحط الرجاله که اول سالی باید سر یک نفر دعوای به  بی مورد  راه بیفته ،‌ البته به ظاهر بی مورد .

رییس ستاد نمازجمعه؛ کمی بحث بی ارتباط و یک نکته قابل تامل
مجری :رییس ستاد نمازجمعه تهران بحث مستوفایی درباره اقتصاد ایراد کرد که نمیدانیم چه ربطی به سمت ایشان داشت
(بخشی از سخنان رییس ستاد نمازجمعه تهران درباره اقتصاد )
  مجری :  منتها یک نکته ای گفت که انصافا قابل تامله.

( رییس ستاد نمازجمعه تهران: جالبه بعضی می گویند چون  یک بزرگواری در یک روزی یک موضعی گرفته ما در نمازجمعه حضور پیدا کنیم یا نکنیم . همین آقا وقتی عمره می ره  به اون عالم  وهابی اقتدا می کنه )
  مجری : نکته  قابل تاملیه ،چون تا وحدت اینجا برقرار نشه ، بعیده بتونیم وحدت رو در جهان اسلام برقرار کنیم .

توی قیف کردن فیلمها
 مجری :  وزارت ارشاد به دو فیلم  مجوز داد بعد کلی مخالفت  شد که این فیلم ها مسائل خلاف اخلاق دارند  و موجب وهن ارزشها شدند و در نهایت قرار شد از اکران برشون دارند . ما در باره محتوای این فیلمها قضاوت نمی کنیم ، منتها چون این مسئله هر چندسال یکبار تکرار می شه یک سوالاتی وجود داره:
-فیلمسازها خلاصه باید سناریوشونو با کی چک کنند ؟ با وزارت ارشاد یا با کسانی که بعدا ممکنه از فیلم خوششون نیاد؟ البته برای حل مشکل دوتا پیشنهاد صرفنی هم داریم:
1- انحلال  معاونت سینمایی وزارت ارشاد
2-چاپ سناریوی همه فیلمها  توی روزنامه های کثیرالانتشار بعد همایش ومناظره ونقد و بررسی و بعد موضوع را به همه پرسی بگذارند تا تکلیف فیلم سازها مشخص بشه . خوب اینجوری ؟

آقایان !! اصولا گذرتان به بازار خورده تا به حال ؟
 مجری : نمیدونم برخی اقایون مسئول اصلا گذرشون به بازار مرغ و گوشت وبرنج  و مسکن غیره میخوره یا نه ، نکنه این عوامل و اذناب برای شما می رن خرید  چون دیگه داستان گرونی چیزی نیست که به گوش کسی نرسیده باشه یا حرفی مونده باشه که گفته نشده باشه  ،  منتها یک خبر خوندیم که یه آقای رییسی گفته چون بنزین گرون نشده نیازی به افزایش کرایه تاکسی ها نیست ، خوب  آقای رییس شما که مشکل افزایش کرایه ها رو با چند تا کلمه گوهر بار حداقل در ذهن خودت حل کردی  بگو به افزایش قیمت مرغ و گوشت و یدکی ماشین و مسکن و اجاره و غیره هم نیازی نیست ، بلکه این بازار اروم بگیره .

این خبره یا معما؟ ؛ ماجرای خاطرات دو نفره
 مجری : راستش این آیتم از اون ایتمهایی هست که بیشتر شبیه معماست ، اگر ایکیوتون بالای 250 باشه احتمالا یه چیزایی ازش سردربیارید .
برخی ها این روزها خاطراتی گفتند که دهن بعضی ها رو اب انداخت خیلی ها رو هم خیلی عصبانی کرد.البته وقتی جنگ مغلوبه شد خاطره پردازعقب نشینی کرد وگفت: بابا فقط خاطره بود ومنظوری نداشتم ایشالله .
اما میگم کلا کشکول خاطرات به ویژه خاطرات دو نفره هم خیلی با نمکه ها  ،...گرفتید که ، خاطراته دیگه ، چه میشه کرد ؟

معادله ده مجهولی یارانه ها ؛ سرگیجه گرفتیم به جان  شما
 مجری : پیامکهای مربوط به یارانه های انصرافی داستان جذاب   جدیدیه که دولت برای پر کردن اوقات فراغت ما کلید زده به سلامتی  و  تقریبا هیچ کس حتی خود دولتیها هم نمی تونن پایان داستان رو پیش بینی کنند . قسمت جالبه ماجرا هم اونجاست که  وقتی پیامک دستت رسید و رفتی تو سایت رفاهی دات ای ار یه معما برات طرح میکنه وحشتناک ، اول میگی من نمیخوام انصراف بدم ، میگه میخوای نصفشو نگیری ؟ میگی نه همه اشو میخوام ، بعد میگه میشه یک سومشو نگیری ، با عصبانیت میگی نه آقا جون همشو میخوام ، میگه عجب گیری دادی ها ، خیلی خب بابا ، حالا بررسی میکینم ببینم میشه بهت بدیم یا نه.
 
تبریک به منتخبان انتخابات با تابلوهای عظیم الجثه
 مجری : در رودسرو برخی شهرهای دیگه  برخی نهادهای دولتی تابلوهای عظیم الجثه زده بودند و به نمایندگان منتخب این دوره از ته دل تبریک گفته بودند ، تا به خبرنگارمون در اون منطقه گفتیم بره از این تابلوها فیلم بگیره به طرز معجزه اسایی گفتند تابلوها جمع شده ، انشالله یکباره مسئولان به خود آمدند که از پول بیت المال حق تملق  ندارند برای این و اون و لابد جمع کردن این تابلوها مطلقا ارتباطی به این نداره که با خبر شده باشند ازاقدام ما ، لابد دیگه.

میثم یا محمد مسئله این نیست
 مجری : این  آقا میثم دلاوریه ، من محمد دلاوریم ، هیچ نسبتی هم باهم نداریم ایشون ایام عید تصمیم میگره بره ریاست جمهوری برای کار خبری مکتوب ، تا فامیلی ایشون رو که میبینند میگند ، نه شرمنده ،  موافق نیستیم با ورود ایشون ، بعد از توضیح اینکه ایشون میثم دلاوریه  و هیچ نسبتی با محمد دلاوری مجری صرفا جهت اطلاع نداره که مجوز ورود ایشون صادر میشه ، این رو گفتیم فقط  جهت اطلاع تمام عوامل و اصحاب و اذناب صرفا که بالاخره  خبط و خطاهای صرفنی از این عقوبت ها داره ، بخصوص در لیست روابط عمومی ریاست جمهوری . خداحافظ
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر