مسئول طولاني شدن مذاکرات ايران و 1+5 کيست؟
به طور معمول سالهاي اخير، هر زمان که مذاکراتي بين ايران و گروه موسوم به پنج به علاوه يک ميخواهد آغاز شود، دستگاه ديپلماسي رسانهاي غرب در يک برنامهريزي همه جانبه تلاش ميکنند با جريان سازيهاي خبري صحنه مذاکرات را براي هيات نمايندگي ايران سخت و دشوار سازند تا بتوانند در فضاسازي و”ارعاب رسانهاي" به اهداف مورد نظر خود دست پيدا کنند، اين سياست که در هر سه دور قبلي مذاکرات به کار گرفته شد.در دور چهارم مذاکرات ايران و کشورهاي 1+5 که قرار است در هشتم اسفند در آلماتي قزاقستان برگزار شود از هم اکنون آغاز گشته است.
به عنوان نمونه طي چند روز اخير اظهارات گوناگون کشورهاي غربي از جمله جان کري وزير خارجه آمريکا که از ايران ميخواهد در مذاکرات جدي باشد تا خانم اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا هر کدام به سهم خود با بيان ديدگاههاي کاملا يکسويه براي خبرگزاريهاي رويترز، فرانس پرس و آسوشيتدپرس سوژههاي خبري عليه ايران فراهم ميکنند.در اين ميان اظهارات بان کي مون دبيرکل سازمان ملل بسيار قابل توجه و ارزش نقد و بررسي دارد. به همين جهت در مقاله پيش رو در حد امکان تلاش شده اين موضعگيري تجزيه و تحليل شود.
دبيرکل سازمان ملل درگفتوگويي با واشنگتن پست گفت: « اين سازمان يا بايد هر چه سريعتر در مورد کارآيي ديپلماسي براي رفع نگرانيهاي جامعه جهاني درباره برنامه هستهاي ايران به قضاوت بنشيند يا ريسک اين خطر را که ايران از گفتوگوهاي هستهاي با آژانس به عنوان «سرپوشي» براي ساخت بمب استفاده کند، بپذيرد.»به نظر ميرسد آقاي بان کي مون دقيقا در راستاي جريان سازي خبري عليه ايران با بيان اينکه ايران به دنبال استفاده از پوشش مذاکره براي فعاليتهاي نظامي هستهاي باشد، سطح خود را از دبيرکل سازمان ملل به يک کارشناس در خدمت سياست ايران هراسي اسرائيل و ايالات متحده آمريکا تنزل داده است.آقاي بان کي مون حداکثر ميتوانست براي حفظ ظاهر هم که شده متقابلا به طرف آمريکا و متحدانش تذکر بدهد که دست از سياست غلط تحريم و مذاکره دست بردارند تا بتوانند با ايران زودتر به نتيجه برسند.
اما ايشان با انتقاد يکطرفه از ايران به خاطر طولاني کردن روند مذاکرات در عمل نشان داد بيشتر ترجيح ميدهد همان القائات رسانههاي غربي را عليه ايران تکرار کند.آقاي بان کي مون بدون توجه به واقعيتهاي موجود در پشت پرده مذاکرات، طرف ايراني را مسئول به تعويق افتادن توافق ميداند.
در حالي که درست برعکس، اين آمريکا و متحدانش هستند که با اصرار بر ادامه سياست غلط موسوم به” فشار و مذاکره” موجب طولاني شدن مذاکرات و بدون نتيجه ماندن آن شدهاند زيرا دليل طولاني شدن مذاکرات به اين واقعيت بازميگردد که گروه پنج به علاوه يک انتظار دارند هر آنچه که آنها ميخواهند محقق شود، بدون آنکه به خواستههاي منطقي ايران توجه کنند. براي آنکه بدانيم مباني نظري آقاي بان کي مون تا چقدر اشتباه است لازم است به اظهارات جان کري دقت کنيم. وقتي وزير خارجه آمريکا ميگويد:«ايران بايد ثابت کند که در مذاکرات جدي است» اين برداشت ميشود که ايران هر کاري انجام دهد باز هم طرف آمريکايي يک خواست جديدتري را مطرح ميکند چرا که تا همين چند روز پيش ميگفتند اين ايران است که در مورد زمان و مکان مذاکرات کارشکني ميکند. بعد که در تماس بين دو طرف زمان و مکان مذاکرات نهايي شد حالا آقاي جان کري از ايران ميخواهد در مذاکرات جدي باشد.
اين يعني آنکه آنها نميخواهند اين واقعيت را بپذيرند که وقتي ايران حتي در شرايط افزايش تحريمها و فشارها آماده ميشود بر سر ميز مذاکره حاضر شود. در واقع حسن نيت خود را براي رسيدن به راههاي ديپلماتيک برايحل مسئله به اثبات ميرساند. بر اين اساس ايران انتظار دارد در طرف مقابل، اقدام موثري انجام شود تا علاقهمندي آنها نيز براي به نتيجه رسيدن مذاکرات آشکار گردد. در حالي که جان کري اين بار درخواست”جدي بودن" ايران را پيش ميکشد يعني به مسئولين ايراني ميگويد من چشم خودم را بر اقدامهاي مثبت شما بستهام و در هر مرحله خواست جديدتري را مطرح ميکنم. در نتيجه چه انتظاري از ايران ميتوان داشت؟آقاي بان کي مون يا از ريزه کاريهاي مذاکرات دو طرف آگاه است و چنين نسنجيده تنها يک طرف را به طولاني کردن مذاکرات متهم ميکند که در اين صورت از جايگاه بيطرفي خود و نقش اصلياش يعني حامي صلح و امنيت بينالمللي، خارج شده است. يا از جزئيات ترفندهاي دو طرف براي ايجاد توازن در مذاکرات و بازيهاي سياسي که جريان دارد، بياطلاع است که در اين صورت نيز بهتر است از مشاوران امين خود کمک بگيرد تا به اصطلاح متهم به موضعگيري ناشيانه در باره يکي از حساسترين مسائل بينالمللي در يک دهه اخير نشود.
بنابراين آقاي بان کي مون اگر براستي علاقهمند به حل و فصل نهايي مذاکرات ايران و گروه موسوم به کشورهاي پنج به علاوه يک است. ميتواند از طرف آمريکا و متحدانش بخواهد يکبار هم که شده براي اعتمادسازي نشان دهند که به جاي تحميل خواستههاي غيرمنطقي خود به ايران دنبال تعامل سازنده و ايجاد همکاري هستند. جايگزيني سياست”همکاري و مذاکره” بجاي” افزايش تحريم” ميتواند زمينه ساز به نتيجه رسيدن سريع مذاکرات باشد. همچنين ميتواند از طرف ايراني بخواهد براي ايجاد اعتماد بيشتر اقدامهاي لازم را براي نظارت دقيقتر و بيشتر آژانس بينالمللي انرژي هستهاي بر فعاليتهاي صلح آميز فراهم کند. چنين موضع متوازني ميتواند به افزايش اعتبار جايگاه دبيرکل سازمان ملل کمک کند.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
