وضعيت اقتصادي در آمريكا
آمریکا بیش از ده سال است که از جهانی شدن اقتصاد دم میزند و سردمدار اقتصاد آزاد ، تجارت آزاد و رقابت آزاد در جهان است علی رغم این ادعاها و با وجودیکه بسیاری از کشورهای جهان از جمله کشورهای اروپایی ، ژاپن و کانادا و .... به دلیل بازار آمریکا به این سیاست اعتماد کرده و از آن تبعیت میکردند هرگز خود آمریکا بقول خودشان گلوبال نشد و حاضر نبود خود را در بازار جهانی حل کند و از قوانین آن پیروی کند.
طی سالهای اخیر علائم فراوانی دال بر بحران مالی ، کاهش ارزش دلار ، افزایش قیمت نفت ، هزینه سرسام آور جنگ در خاورمیانه ، بودجه نظامی ، سربلند کردن کشورهای اقتصادی در عرصه بین المللی و ورشکستگی بانکها مخصوصا بانکهای سرمایه گذاری در بخش ساختمان و شرکتهای بیمه چه در آمریکا و چه در کشورهای عضو ناتو ، کسری موازنه پرداختها ، بدهکاری دولت که معادل در آمد ناخالص کشور در سال است در آمریکا دیده میشد ولی دولت و مسئولان حکومت آمریکا معتقد بودند که سیستم بازار آزاد آمریکا بطور خودکار به این مهم پاسخ خواهد داد .
با آشکار شدن عدم اعتماد بازار به سیاستهای مالی و اقتصادی دولت و بهم ریختگی سیستم بورس و اوراق بهاء دار و ورشکستگی بسیاری از بانکها مخصوصا بانک مسکن و عدم توانایی بازپرداخت وامهای مسکن از طرف خریداران بیک باره بورس نیویورک از کار افتاد که نبض اقتصاد آمریکا را کنترل میکرد آنوقت بود که سردمداران حکومت آمریکا پس از جنگ و جدل فراوان در درون جناح بندیهای خود بفکر آن افتادند که اینبار جهانی فکر کنند و بار ناکارآمدی سیاست های اقتصادی خودرا به گروه صنعتی هفت و دیگر کشورها منتقل کنند . 700 میلیارد دلار اختصاص داده شده از طرف دولت برای کشوری همانند آمریکا که بزرگترین در آمد ناخالص جهان را دارد پول کلانی نیست.
اعضاء گروه صنعتی هفت پس از آشکار شدن خطری که از طرف بحران مالی و اقتصادی آمریکا آنهارا تهدید میکند شتابان خودرا به واشنگتن رساندند تا راه حلی هرچند موقتی برای این معضل بزرگ پیدا کرده تا شالوده بازار آزاد الگوی آنها از هم نپاشد این کشورها مدتها است که سرنوشت خود را با سرنوشت آمریکا گره زده بودند و طی سالهای گذشته بدلیل پيروي از همین سیاست متحمل خسارات جبران ناپذیری شده اند. همزمان با این گروه رئیس خزانه داری آمریکا ، رئیس بانک جهانی تمامی تشکیلاتهای مالی جهانی که همگی در کنترل آمریکا و کشورهای غربی قراردارند یکصدا فریاد بر آوردند که گروه صنعتی هفت قادر نیست این مشکل را بدون شرکت کشورهایی همانند روسیه ، چین ، هندوستان ، برزیل و آفریقای جنوبی حل کند وغرب باید بپذیرد که دوران دلار به پایان رسیده است.
بوش پس از اینکه مطمئن شد هم پیمانان درصدد متلاشی كردن اقتصاد آمریکا نیستند برای سومین بار روی صحنه رادیو تلویزیونی ظاهر شد و ادعا کرد که این مبلغ جلو بحران اقتصادی در آمریکا را گرفته واز بیکاری جلوگیری خواهد کرد و این امکان را به شرکتها و بانکها میدهد که خلاقانه ترو با اطمینان به کار حود ادامه دهند تا رشد اقتصادی آمریکا کاهش پیدا نکند. بوش مدعی شد که دولت با ایجاد یک سیستم مالی بانکی پرداخت بدهکاری بیمه ها را تضمین خواهد کرد . سیاست اتخاذ شده چیزی شبیه اقداماتی است که در بحران سالهای 1930 تا 1933 در نظر گرفته شده بود.
بوش از قبول پیشنهاد گروه صنعتی 7 را مبنی بر خرید اوراق قرضه که روی دست بانکها و دلالان مانده است خبر داد که به مسئله عاجل برای بانکها تبدیل شده است بوش اعلام کرد امیدوار است این اقدامات با کاهش تشنج در بین مردم همراه باشد و بازار روال عادی خود را باز یابد و از سقوط نجات پیدا کند.
به گزارش بورس نيوز ؛ پس از کنفرانس واشنگتن کشورهای اروپایی عمدتا کشورهای آلمان ، فرانسه ، انگلستان و ایتالیا تصمصم گرفتند در مجموع بیش از 1000 میلیاردیورو پول نقد به بانکها و بیمه ها وارد کنند تا از آسیب پذیری بیشتر بحران مالی که پیامدهای اقتصادی هم دارد جلوگیری کنند . آلمان 500 میلیارد یورو ، انگلستان 650 ملیون پوند ، فرانسه 350 ملیون یورو ، ایتالیا و سایر کشورهای اروپایی هم تقبل کرده اند تا حد توان پول به بازار تزريق کنند تا نگرانی گسترده بانکها ، شرکتهای بیمه ، خریداران سهام و سرمایه گزاران بزرگ را کاهش دهند .
کشورهای اروپایی برخلاف آمریکا و که دولتی کردن منابع اقتصادی برایشان یک گناه کبیره بحساب می آید و بهمین دلیل موجب تنش فراوان در بین سران آمریکا در مجلسین این کشور شد بلافاصله تمامی بانکها و بیمه ها رابا دولتی کردن زیر پوشش گرفتند تا از آسیب های مالی و اقتصادی که آمریکا براِی آنها ایجاد کرده جلوگیری کنند.
در ادامه به بررسي وضعيت اقتصادي يكي از كشور هاي بزرگ صنعتي مي پردازيم .
بودجه نظامی آمریکا از سال 2001 تا سال 2009
اوضاع اقتصادی آمریکا :
به گزارش بورس نيوز ؛ آمریکا کشوری است که بر پایه دو اصل کالاهای مصرفی ارزان و فراوان و سوخت ارزان استوار شده بود که خود آمریکایی ها به آن زندگِ آمریکایی ( َAmerican Dream ) میگویند کاربری این دوشیوه امریکن دریم تاهمین چندی پیش ادامه داشت آمریکا تا چند سال قبل قبله گاه سرمایه های خارجی بود که برای بسیاری از کشورهای جهان همواره یک قطب مغناطیسی بحساب می آمد که به آمریکا بروند و زندگی آمریکایی را تجربه کنند طی سالهای اخیر با گران شدن سوخت و کاهش مصرف کالا ها و گران شدن آن ، کاهش انتقال سرمایه به آمریکا و میلیتاریزه شدن سیستم دوپایه فوق شدیدا آسیب پذیر شدو حالا بسختی میشود کسی را قانع کرد که آمریکا همان آمریکای سابق است ضمن آنکه نظامیان مثل همیشه در تعیین سیاست گزاری سیستم آمریکا نقش تعیین کننده ای داشته و دارند با این تفاوت که هزینه آنها برقم غیر قابل تصور 507 میلیارددلار در سال رسیده است که کمر هر کشوری را هرچقدر هم ثروتمند باشد خواهد شکست همه این عوامل باعث شده است که آمریکا دیگر قطب مغناطیسی برای سرمایه داران و مهاجران نباشد.
آمریکا با جمعیت سیصد ملیونی بزرگترین اقتصاد دنیا را از آن خود کرده است درآمد ناخالص این کشور درحدود 13500 میلیارددلار در سال است. رشد اقتصادی این کشور 1.9 % درسال و دارای تورم اقتصادی 3.5 % درصدی است در آمد مالیاتی دولت معادل 2286 میلیاردلار و هزینه دولت معادل 2708 میلیارددلار در سال است.
به گزارش بورس نيوز ؛ کسری موازنه در حدود 600 میلیار دلار است که دولت این کسری را از طریق وام از بانکها و یا کشور های خارجی جبران می کند از سال 1980 تاکنون مجموع بدهکاری دولت از 1.2 میلیارد دلار به رقم بی سابقه 10000 میلیارد دلار در سال در زمان جورج بوش رسیده است بودجه نظامی آمریکا رسما 507 میلیارد دلار در سال است ولی با احتساب بخش تحقیقات نظامی و سایر هزینه های جانبی به رقم 900 میلیارد دلار در سال میرسد در مجموع هر آمریکایی بطور متوسط در حدود 36000 دلار بدهکار است و مجموع سرمایه گذاری آمریکا در خارج از کشور برقم 110 میلیارددلار میرسد بر طبق آمار دولت آمریکا بیش از 35 ملیون نفر در این کشور زیر خط فقر زندگی می کنند که اگر مهاجران غیر قانونی در این کشور را که باز ارقام دولتی تعداد آنهارا بیش از 11 ملیون نفر تخمین میزند به حساب آوریم بیش از 45 ملیون نفر با درآمد کمتر از 500 دلار در ماه زندگی می کنند.
ارقام فوق به خوبي بيانگر اين مطلب است كه افزايش هزينه هاي نظامي اين كشور تأثير بسزايي در بوجود آوردن وضعيت فعلي داشته است و شايد از همين روست كه مردم در تغيير رويكردي آشكار ، در انتخابات اخير آمريكا به سياست هاي ضد جنگ اوباما رأي داده اند .
منبع : دكتر م . راد .
