ترديد در قابليت اجرايي بودجه 88
لايحه بودجه 88 هم اکنون در دستور بررسي مجلس قرار دارد، به نظر شما لايحه بودجه 88 چه تفاوتي با لوايح بودجه سالهاي قبل دارد؟
لازم است تا دو مقدمه درباره بودجه مطرح کنم؛ اول اينکه بايد مشخص کرد که تعريف بودجه بايد از کدام منظر باشد. در قوانين کشور دو نوع تعريف از بودجه داريم؛ تعريف حداقلي که ديوان محاسبات آن را مطرح ميکند؛ يعني بودجه عبارت است از دخل و خرج کشور در طول يک سال. تعريف ديگر نگاه حداکثري است که برخواسته از قوانين کشور، اهداف سازمان برنامه و بودجه، قوانين برنامههاي توسعه و چشمانداز است. از اين منظر گفته شده که کشور بايد داراي برنامههاي توسعهاي باشد و بودجه نيز بر اين مبنا بايد برشي از برنامههاي 5 ساله باشد.
اگر متر اين باشد، من لايحه بودجه 88 را از اين منظر بسيار خطرناک ميدانم. به اين دليل که خيليها نگران منابع يا مصارف اين بودجه هستند و با نگاه حداکثري آن را بررسي ميکنند که اين نشانه شکاف بين منابع و مصارف بودجه خواهد بود.
يعني به اعتقاد شما همخواني منابع با مصارف نبايد در اولويت بررسي بودجه قرار بگيرد؟
البته اين موضوع درست و بسيار جدي است؛ اما معتقدم تخريب نرمافزاري بودجه از بحران منابع و مصارف جديتر است؛ زيرا نگاهي که دولت نهم به ارزشها و سياستگذاريها دارد، منجر ميشود که نظم و انضباط اداري، اسنادي، آماري و حقوقي بودجه متلاشي شود؛ زيرا بودجه کارآمد، بودجهاي است که کل هدفها را مدنظر قرار دهد و نظارت را تعريف کند. براساس اين فرآيند بودجههايي که در دو يا سه سال اخير تصويب شد در اين حوزهها مورد تعرض قرار گرفت.
از همين رو در بودجه 88 يک سامان حقوقي و قانوني و برنامهريزي نظري وجود ندارد که بخواهيم درباره آن نظر بدهيم. مطابق قانون لوايح بودجهاي که رييسجمهور مکلف به ارائه آن به مجلس است، بايد ماموريت دستگاهها را در يک سال مشخص کند و در نهايت ديوان محاسبات آن را بررسي کند. به عنوان مثال در لوايح بودجه قبلي 732 دستگاه اجرايي وجود داشت؛ يعني بازيگران اصلي بودجه 732 دستگاه بودند. دولت با اين استدلال که ميخواهد بودجه را کوچک کند -که نهتنها اينگونه نشد بلکه دولت بزرگتر هم شد- رديفهاي بودجه را به 39 دستگاه کاهش داد؛ در حالي که قانوني براي اين کار وجود ندارد.
حتي در اسناد بودجه زمان قاجار که اولين ادبيات بودجهنويسي تعريف شد، آمده است: «بدين وسيله بودجه دربار عبارت است از هفته دو قران براي يخ دربار ابلاغ ميشود.» اين سند به اين معناست که آن زمان تکاليف روشنتر بود. اما امروز در آستانه قرن 21 و بعد از 60 سال تجربه بودجهنويسي، تقسيم پولها کيسهاي شده است. مهمتر اينکه تاکيد شده که رييس دستگاه اين تقسيم را انجام دهد. حتي نگفتهاند که دستگاه پول را تقسيم کند، بلکه گفته شده که وزير با رييس دستگاه پول را تقسيم کند.
با چنين لوايحي معلوم است که اجراي برنامههاي توسعه طولانيتر ميشود. رويکردي که رييسجمهور دارد که رويکردي غيرعلمي و غيرفني است و خلاف قوانين کشور است. 732 دستگاه بدون توجه به وظايف و جايگاه حقوقي آنها تبديل به 39 دستگاه شده، آيا اصلا بهتر نيست کل منابع بودجه در اختيار ايشان قرار بگيرد تا اين پول را بنا به ملاحظاتشان توزيع کنند؟ اگر 39 رديف کوچک شده و بهتر است چرا يک رديف اين کارکرد را نداشته باشد؟
به طور كل به شدت نسبت به ساختار، کارکرد و ماهيت بودجه معترضم. بنده به عنوان يک کارشناس هرسال بر روي بودجه کار ميکردم؛ اما اين دو سال به دليل به هم ريختگي ساختار بودجه، نتوانستم آن را بررسي کنم.
وضعيت ارزي بودجه 88 را چگونه ميبينيد؟
طبق گزارش بانک مرکزي امسال 72ميليارد دلار در بودجه هزينه ميشود؛ درحالي که بودجه 88 با 30ميليارد دلار تنظيم شده. کاهش بهاي نفت به گفته رييسجمهور که ميگويد ما خودکفا هستيم و بحران مالي تأثيري بر ما نميگذارد، ابهامات بسياري ايجاد کرده است. مجلس چرا سوال نميکند که چگونه کشوري که با 72ميليارد اداره شده امسال با 30ميليارد اداره خواهد شد؟ آيا مباني ارزشها و انديشهها براي بودجه جديد در نظر گرفته شده است؟ سال آينده، سالي ويژه است به اين دليل که هم بحران داخلي به دليل رکود را در پيش رو داريم و هم بحران جهاني. بايد منابع و مصارف با هم همخواني داشته باشد. بازيگران بودجه، دولت و مردم هستند. بايد در يک فضاي اشتراک ملي اعلام شود که وضعيت بهاي نفت در حال کاهش است تا از سختيهاي بزرگ عبور کنيم. اگر اين سختيها اعلام نشود، بهزودي تبديل به بحران ميشود. آيا اين حقيقتها را به مردم گفتهايم؟
روند تدوين بودجههاي سنواتي را چقدر با قانون برنامه چهارم هماهنگ ميدانيد؟
مگر هماهنگي هم وجود دارد؟ وقتي رييس دولت ميگويد اين برنامهها را نااهلان نوشتهاند، گويا يادشان رفته که به تاريخ و نظام کشور توهين ميکنند. مگر در قانون افراد در انديشه آزاد نيستند؟ اصلا من نا اهل؛ آن را پيشنهاد دادم، اما اين قانون را چه کسي تصويب کرده است؟ مگر با امضاي آقاي حداد عادل به دولت ابلاغ نشده؟ نظام حقوقي دنيا ميگويد هرچيزي که قانوني است لازمالاجرا است. حضرت امام(ره) ميفرمايد که هر کس مخالف قانون عمل کند، خلاف شرع عمل کرده است. اين جمله بسيار صريحي است. ممکن است دولت بگويد مجلس نفهميده و تصويب کرده؛ شما که فهميديد قانون برنامه آمريکايي است، چرا فورا اصلاحيه به مجلس نبرديد و آن را اصلاح نکرديد؟ شما که همه کار براي خرج پول کرديد، چرا اين کار را نکرديد؟
آقاي رييسجمهور عنوان ميکند که 93درصد اهداف برنامه تحقق پيدا کرده است. اين دولت در تحقق برنامه بيشترين عقبگرد را داشته است. مگر ميشود که شما اين برنامه را قبول نداشته باشيد و آن وقت 93درصد آن را محقق کرده باشيد؟ اين تضاد را در تاريخ کارشناسي کشور چگونه جمع ميکنيد؟ در برنامه چهارم براي اولين بار امکاني را فراهم کرديم که هرکسي امکان نظر داشته باشد. دو سههزار نفر نظر دادند. يک کسي درباره دولت مجازي مطلب داده و مقالهاي داده که نه دست ستاد بوده و نه در دستور کار کارگروه و نه حتي در قانون برنامه اثري از آن بود. آقاي رييسجمهور گفتهاند بايد قانون برنامه را دور بريزيد. اگر اينگونه است پس بحث 93درصد را از کجا آوردهايد؟ دولت ميگويد ما کار خوبي کرديم که تعليق را در غنيسازي اجرا نکرديم؛ اين حرف درست اما همين دولت اقتصاد را به تعليق درآورد. مردم، بازار و بخش خصوصي در تعليق هستند.
نکته مهم در بودجه 88 مربوط به هدفمند کردن يارانهها است. آيا اجراي اين لايحه در بودجه 88 بي انضباطي بوجود نميآورد؟
اصلا بيانضباطي سازماني و تشکيلاتي در بودجه جزو عقايد دولت شده است. دولت گفته بود 8400ميليارد تومان منابع براي اين طرح در نظر گرفته که قرار است60درصد آن را بازتوزيع کند؛ 15درصد به عنوان سهم توليد و 25درصد دولت بر ميدارد. اين 25درصد که دولت برميدارد همان 8400ميليارد تومان ميشود. يک سوال اکابري ميپرسم؛ وقتي يارانهها را حذف ميکنيم و بنزين آزاد ميشود، آيا 8400ميليارد تومان سهم منابع دولتي ميشود؟ آيا هزينه آب و برق و بنزين خودروهاي دولتي اين رقم ميشود؟
يعني اين موضوع در لايحه بودجه نيست؟
خير، اين در لايحه نيست. مگر ميشود کار بزرگي کنيم، 8400ميليارد تومان منابع بدهيم، بعد خرج آن را نبينيم؟ دولت و نيروهاي مسلح بزرگترين مصرفکننده آب و برق و گاز هستند. اين ارقام در مصارف بودجه نيست. جمع اين ارقام 70هزارميليارد تومان ميشود. اراده حاکميت بر اصلاح کار نيست. اگر قرار است با اين سازوکار وتوجيه کشور اداره شود، نياز به 120هزارميليارد تومان منابع براي اداره کشور است. با اين بيانضباطي که داريم و عدم شفافيت فکر ميکنم بودجه جاري کشور ما تا مرداد که اين دولت سرکار است با مشکل کمبود منابع روبهرو ميشود. رويه دولت نهم، دولت هزينه بوده است. با اين رويه اگر دولت بخواهد با اين ارقام کشور را در سال آينده اداره کند يا بايد به سراغ بانک مرکزي برود و استقراض کند يا به ذخاير بانک مرکزي در دنيا تعرض کند يا اينکه نرخ ارز را عوض کند. اگر بخواهد نرخ ارز را اصلاح کند که با رويکردي که داشت نميتواند.
برخيها معتقدند در بودجه 88 احتمال بازگشت نرخ ارز دو نرخي وجود دارد. نظر شما چيست؟
قبل از پاسخ به اين سوال بايد اين توضيح را بدهم که ميزان ارزي که در منابع بودجه در نظر گرفته شده اگر بر سال و 367 روز تقسيم کنيم، عدد 5/37 دلار که بودجه برمبناي آن بسته شده، نميشود. براساس قيمت واقعي درآمد نفت در بودجه 45 دلار است. در حال حاضر قيمت نفت در هر بشکه 36 دلار است. اگر همين 45 دلار هم باشد، اين درآمد محقق نميشود. معتقد نيستم که نرخ ارز را گران کنيم. اقتصاد اين را مشخص ميکند.
تحليل رزاقي از بودجه88
ابراهیم رزاقی بر اين باور است كه يارانهها بهتدريج و در مدت 10 سال حذف شود. او میگوید ميتوان هر ساله 10 تا 15درصد آن هم متناسب با ميزان مصرف، قيمت حاملها را افزايش داد تا اثرات منفي درپي نداشته باشد.
بحث هدفمند كردن يارانهها و نحوه اجراي آن نيازمند فرصت بيشتري براي بررسي است و معلوم نيست، چرا دولت حذف يارانهها را با بودجه 88 به مجلس ارائه كرده است كه در اين فرصت كم ممكن است تصميماتي شتابزده گرفته شود كه تبعات بد اقتصادي در پيداشته باشد.
به گزارش پایگاه خبری شفاف، ابراهیم رزاقی اقتصاددان، گفت: يكي از ايراداتي كه به طرح هدفمند کردن یارانهها وارد است، اين است كه ابتدا قرار بود دولت طي 3 سال نسبت به حذف تدريجي يارانهها اقدام كند و با جبران تورم و نزديك كردن قيمت واقعي به قيمت اسمي آنچه در بازار است، در جهت هدفمند كردن يارانهها اقدام كند؛ اما در صورت تامين نظر دولت در افزايش اعتبار آزاد شده از محل افزايش قيمت حاملهاي انرژي در بودجه سال آينده، شوكهاي شديدي به اقتصاد كشور وارد ميشود و بيشترين لطمه را طبقات محروم و حقوقبگيران خواهند خورد كه به نوعي تحت كنترل دولت هستند.
در عين حال بيشترين سود را واسطهها، دلالان و صاحبان مشاغل آزاد كه متناسب با هر نوع افزايشي بر قيمت كالاها و خدمات خود ميافزايند، خواهند برد.وی در این خصوص پیشنهاد کرد: بر اين باورم كه يارانهها بهتدريج و در مدت 10 سال حذف شود. به عبارتي ميتوان هر ساله 10 تا 15درصد آن هم متناسب با ميزان مصرف، قيمت حاملها را افزايش داد تا اثرات منفي درپينداشته باشد.این اقتصاد دان در پاسخ به این سوال که، بار تورمي اجراي طرح هدفمند كردن يارانهها به شيوهاي كه دولت مدنظر دارد، به چه ميزان خواهد بود، افزود: با توجه به قدرت تاثيرگذاري واسطهها بر بازار ايران از نظر قيمتگذاري و عدم امكان دولت در كنترل آنها، قيمت بسياري از كالاها و خدمات افزايش مييابد؛ به عبارتي با افزايش قيمت حاملهاي انرژي اثرات رواني آن باعث خواهد شد تا قيمت ساير كالاها و خدمات از جمله حمل و نقل و... افزايش يابد و اين افزايش باعث هرج و مرج در اقتصاد كشور ميشود و طبقات محروم جامعه بايد بيش از آنچه به عنوان يارانه نقدي دريافت ميكنند، هزينه كنند.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
