بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۵

کیهان -ابطال انتخابات تعلیق نظام است

کد خبر : ۲۳۱۰۸
روزنامه کیهان با عنوان "آن روی سکه آشوب" نوشت:

دادگاه محاكمه عوامل آشوب اگرچه در آغاز راه است و تا رسيدگي به اتهامات همه عناصر آشوب -اعم از طراحان، فرماندهان و آشوبگران- راه زيادي در پيش دارد ولي در همين سه جلسه واجد حقايق و نكات تكان دهنده اي بود كه در ذيل فقط به بعضي از آنها اشاره مي شود:

1-آشوب روزهاي 23خرداد تا سوم تيرماه داراي سه ضلع است؛ رهبران پنهان، رهبران مياني و ميداني و عوامل اجرايي آشوب ها و اغتشاشات. از اظهارنظرهاي دسته سوم بخوبي فهميده مي شود كه بسياري از آنان اساسا هيچ شناختي از رهبران پنهان نداشته و تنها با- تعدادي- از عوامل مياني و ميداني مرتبط بوده اند و به هيچ وجه گمان نمي كرده اند كه در پشت اعتراض به نتيجه انتخابات و شعار ابطال انتخابات طرح پيچيده و سرنوشت سازي وجود داشته است.

آنان گمان مي كردند رهبران مياني- كه گاهي آنان را رهبران اصلي مي پنداشته اند- به دنبال مدل بهتري براي اداره جامعه بوده و به دليل برخورداري از سابقه سياسي، بيش از آنان به آنچه دنبال مي شود اعتقاد داشته و پاي آن مي ايستند ولي وقتي در دادگاه اول مشاهده كردند كه بعضي از آنان اساسا راه آمده را غلط مي دانند و از پيشگاه ملت و رهبري عذر تقصير مي طلبند، تعجب كرده و تازه متوجه شده اند كه چه كلاه گشادي سرشان رفته است.

در مورد عوامل مياني و ميداني موضوع كمي متفاوت است. بسياري از آنان به پشت صحنه ماجرا آگاهي كامل داشته و رهبران اصلي را كاملا مي شناخته اند و با آنان طي سالهاي متمادي مرتبط بوده اند از آنان حمايت كرده و همواره از انواع حمايت هاي آنان برخوردار بوده اند بخصوص در ارتباط با رخدادهاي اخير اين دسته از عوامل آشوب، كاملا نسبت به طرح، مراحل آن و نتيجه نهايي آن- به فرض تحقق- مطلع بوده اند.

عوامل مياني ميدان با پشتگرمي نسبت به سابقه رهبران اصلي آشوب به هيچ وجه گمان نمي كردند كه طرح شكست بخورد و هرگز فكر نمي كردند كه اگر طرح شكست خورد، نظام جرأت برخورد با آنان را داشته باشد چرا كه اينها طيف خود را بسيار قدرتمند و داراي نفوذ گسترده و نيز داراي محيط امنيتي قوي مي دانستند.

اما وقتي در همان هفته اول طيف وسيعي از رهبران ميداني دستگير شدند و هركدام خود را در چنگال عدالت نظام گرفتار ديدند، تصوراتشان نسبت به قدرت خود و رهبران اصلي فرو ريخت و از اين رو هركدام از آنان براي رهايي خويش، رهبران اصلي را كه البته توسط نظام شناسايي شده بودند، نشان دادند. جالب اين است كه در اين ميان استثناي چنداني ميان عوامل دستگير شده وجود ندارد و اين خود نشان مي دهد كه مجاهدين، مشاركت و... در تحليل هاي درون گروهي، خود را بي نياز از احتياط مي ديده اند.

2- يكي ديگر از نكات اين دادگاه درهم تنيده شدن نقش خارج و داخل بود و معلوم شد فلان روحاني روشنفكر زده، ارتباط ويژه اي با عوامل بيگانه دارد و حضور آنان در جلسات سرويس هاي اطلاعاتي انگليس و آلمان و فرانسه از هم پيماني - و نه صرفا همگرايي - خبر مي دهد، بسياري از افراد و پاره اي از روزنامه هاي وابسته به اين چهره ها از «حاكميت تئوري توطئه» بر اذهان عده اي خبر مي دادند و يكسره منكر اين همپيماني و حتي همگرايي مي شدند.

اظهارات وابسته فرهنگي سفارت انگليس، اظهارات نماينده روزنامه نيويورك تايمز در تهران، اظهارات خانم كلوتيدريس و نيز اظهارات صريح محمدعلي ابطحي و اظهارات عناصر گروهك ها با صراحت نشان داد كه پروژه تغيير نظام پروژه اي كاملا مشترك بين رهبران آمريكا و اروپا و رهبران پنهان آشوب هاي اخير تهران بوده و به هيچ وجه مراودات ديپلماتيك، مالي و رسانه اي عناصري نظير ميرحسين موسوي، محمد خاتمي و ... با سران غرب تصادفي نيست كما اينكه حمايت هاي فراگير و بي دريغ آنان از اين جريان اتفاقي نمي باشد. وجه مشترك ميان برخي از سران آشوب - و نه همه آنها - با رهبران غرب در «تغيير نظام» بوده است حالا ممكن است هر كدام تفسيري هم از اين تغيير داشته اند و احتمالا افرادي از سران فتنه تنها به تغيير دولت و روي كار آمدن دولتي همگرا با آمريكا مي انديشيده اند.

و حتي ممكن است عناصر داخلي و خارجي اين طيف براي طرف مقابل يك نقش موقت در نظر گرفته بودند و چنانچه به نتيجه مي رسيدند ادامه طرح را با حذف همكار مصلحتي خود دنبال مي كردند. البته پر واضح است كه اين گمان وجود ندارد كه رهبران داخلي آشوب ها در ادامه مسير، قادر به حذف آمريكا يا اروپا بودند ولي ترديدي وجود ندارد كه آمريكا و اروپا در ادامه به عوامل داخلي آشوب نياز نداشتند و مايل نبودند پاره اي از اين چهره ها كه به هر حال در دوراني مؤيد نظام جمهوري اسلامي بوده اند در صدر ديده شوند.

3- از نكات ديگر اين دادگاه اين است كه مسئله ابطال انتخابات يك هدف فرعي بوده و به قول آقاي محمدعلي ابطحي تنها «كليد رمز آشوب» بوده است. در اين ماجرا، طرح تغيير نظام داراي دو مرحله بوده است مرحله تعليق و مرحله انحلال. براساس اقارير يكي از متهمان در دادگاه روز دوم، قرار بر اين بوده كه جريان داخلي و خارجي آشوب پاي خود را در يك كفش كرده و انحلال انتخابات را به نظام تحميل نمايند اما از نظر آنان انحلال انتخابات مقدمه انحلال نهادهاي برگزار كننده انتخابات است. براساس اقارير يكي از متهمان، مصطفي تاج زاده در روز 23 خرداد گفته بود ما كه مي گوئيم ابطال انتخابات در متن آن انحلال وزارت كشور و انحلال شوراي نگهبان و به زاويه بردن بسيج و نيروهاي حزب اللهي نيز نهفته است. وقتي انتخابات ابطال شد ما مي گوئيم حالا بايد ساز و كار جديد انتخاباتي - با حذف نهادهاي برگزار كننده و حذف نيروهاي تضمين كننده انتخابات قانوني نظام! - فراهم شود و در سطح بين المللي نيز قابل قبول باشد كه اين به معناي پذيرش نظارت غرب- و دخالت آنان- در انتخابات كشور است.

كاملاً مشخص است كه اگر انتخابات باطل مي شد حداقل يك سال زمان نياز بود تا ساز و كارهاي مورد نظر آقايان- داخلي و خارجي- فراهم شود چرا كه حداقل 500 هزار نيروي جديد بايد پاي كار مي آمد. پاسخ اين سؤال كاملاً مشخص است كه در اين يك سال كه نظام سياسي ايران عملاً در تعليق فرو مي رفت چه چيزي از اساس نظام جمهوري اسلامي باقي مي ماند.

بر سر حدود 40 ميليون رأي دهنده اي كه حالا نظام را قادر به پاسداري از آراء خود نمي ديدند چه مي آمد و بعضي از گروههاي آشوب طلب و وابسته كه خود را در يك قدمي «پيروزي نهايي» مي ديدند در اين يك سال به چه اقدامات ويران گري دست مي زدند و آيا اصلاً نقطه امني در كشور باقي مي ماند يا نه؟ و كاملاً معلوم بود كه در اين يك سال قدرت هاي استكباري كه در طول سال هاي گذشته زنجير مي جويدند و نعره مي زدند، چه اقدامات خسارت باري را عليه ايران به اجرا مي گذاشتند.

آنچه ذيل عنوان «ابطال انتخابات» دنبال مي شد و بعضي آن را يك درخواست طبيعي تلقي مي كردند در واقع تعليق نظام بود تعليقي كه در يك دوره حداكثر يك ساله به انحلال نظام منتهي مي شد و اينجاست كه يكي از اين متهمان كه به ابعاد طرح كاملاً احاطه داشته، مقاومت رهبري در برابر درخواست ابطال انتخابات را كاملاً هوشمندانه و باطل السحر توطئه درهم تنيده اخير خواند.

4- يكي ديگر از نكات در خور توجه اين دادگاه آن كه نبايد از كنار پاره اي از اظهارنظرها به سادگي عبور كرد. بعنوان مثال وقتي يك كانديداي انتخابات در ايران به انتقاد از روش جمهوري اسلامي در حمايت از فلسطين مي پردازد و در همان حال مي دانيم كه فلسطين مشكل كليدي غرب در سيطره بر خاورميانه است و حل اين موضوع را نقطه آغاز حل پرونده هاي ديگر خاورميانه به نفع خود مي داند ما بايد به رشته وصل اين كانديدا با آمريكا و اسرائيل توجه ويژه مي كرديم و به پشت صحنه كانديداتوري او كه يك پروسه آمريكايي، اسرائيلي و اروپايي بود پي مي برديم و يا زماني كه اين كانديدا روابط رو به گسترش جمهوري اسلامي در آسيا و آفريقا و آمريكاي لاتين را ناديده مي گرفت و روي تيره شدن رابطه فلان دربار پادشاهي عرب با ايران متمركز مي شد و از آن نتيجه مي گرفت كه سياست خارجي ايران شكست خورده است ما بايد روي اين ادبيات كه كاملاً مطلوب صهيونيسم و آمريكاست متمركز مي شديم و از آن به پشت صحنه حمايت دربار وابسته و فاسد عرب از جريان خاص راه مي يافتيم اما از اين مسايل عبور كرديم. امروز كاملاً مشخص است كه پروژه انتخاباتي اين گروه كه پروژه اي چند ساله است به قصد در اختيار گرفتن يك منصب از مناصب كشور طراحي نشده بود بلكه پروژه اي براي تغيير نظام بود كه البته به لطف خدا و هوشمندي رهبر فرزانه انقلاب به نتيجه نرسيد.

5- يكي ديگر از نكات مهم اين دادگاه، «مظلوميت نظام» جمهوري اسلامي است. در اين دادگاه اگر دلي به درد آيد بايد براي نظام جمهوري اسلامي به درد آيد كه اين همه آشوب و خيانت را كه هيچ نظامي آن را تحمل نمي كند، تحمل كرده و رهبر معظم انقلاب در خطبه هاي نماز جمعه هنوز سران اين آشوب ها را با ملاطفت به تصحيح راه فرا مي خواند. در حالي كه هيچ نظامي جز از ادبيات خود با چنين اشخاصي استفاده نمي كند و عجيب تر اين است كه يكي از چهره ها كه نه در پرونده خود نقطه روشني دارد و نه در ميان ملت راهي دارد با استناد به توهمات اطرافيان خود به نوشتن نامه اي سرگشاده مبادرت مي كند و از موضع حمايت از ملت- كه منظور او نه مردم بلكه آشوب گران است- بدترين تهمت ها را به نظام وارد مي نمايد و در آخر وقتي دروغ بودن ادعاي او فاش مي شود، مي گويد من گفتم «احتمالاً»!

اينكه نظام سعه صدر دارد يك وجه بارز نظام ديني است اما اين نبايد با بي قاعدگي دستگاههاي مسئول به يك نقطه ضعف تبديل شود. دستگاه قضايي بايد به انتظار مردم در رسيدگي بدون ملاحظه كاري رهبران اصلي آشوب پايان دهد. اميد مردم اين است كه آيت الله صادق آملي لاريجاني رسيدگي دستگاه قضايي به اين جريان - كه در دوره آيت الله هاشمي شاهرودي شايسته تحسين و تقدير است- را به سطح اول عوامل آشوب ارتقاء دهد.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر