خبر آنلاین:رکود سیاسی فضای دانشگاه را تهدید میکند
آیا فضای فعلی دانشگاهها نمادی از اقبال دوباره دانشگاه به سیاست است؟ این سؤال آغازی بر میزگرد خبر با تشکلهای دانشجویی درباره فضاهای اخیر دانشگاهها بود. هر چند برای این مراسم از همه طیفهای دانشجویی دعوت کردیم اما علی رغم قول و قرارها در نهایت نماینده بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی و انجمن اسلامی طیف علامه به این میزگرد نیامدند. نماینده بسیج به بهانه حضور بچههای انجمن اسلامی، نماینده طیف علامه با توجیه حضور نماینده انجمن اسلامی مستقل و جامعه اسلامی هم برای غیبتاش در این نشست خبری دلیلی نیاورد. محمد افکانه، حسن موسویفر ومحمد عباسی مهر به عنوان نمایندگان تشکلهای انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، جنبش عدالتخواه دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت در این نشست که در روزنامه خبر برگزار شد به طرح دیدگاههای خود پرداختند. آنها در عین تفاوت دیدگاه متفقالقول بودندکه باید به حوادث کوی دانشگاه به طور جدی پرداخت. ضرورت بازگشت دانشگاه به فضای علمی، تحمل نقد دانشجویان از سوی مدیران دانشگاه و نکاتی درباره کرسیهای آزاد اندیشی مواردی بود که در این میزگرد مطرح شد.
مهدی عباسیمهر دبیر تشکیلات تحکیم وحدت در ابتدای این نشست در پاسخ به این سؤال که آیا رویکرد دانشجویان در حال حاضر را میتوانیم اقبال دوباره آنان به امور سیاسی تلقی کنیم گفت: فضای دانشگاه در 10 سال اخیر حاصل یک اختلاط جدی با یک جریانهای سیاسی است در حالی که در گذشته این اختلاط «علمی» بود. اما از برههای جریانهای سیاسی- اعم از جریانهای اصولگرا و اصلاحطلب - به دانشگاه میآیند و این اختلاط را موجب میشوند.
وی ادامه داد: این اتفاق موجب شد عقبه فکری تشکلهای دانشجویی احزاب شوندکه برآیندش یک سری حرکتهای احساسی، بیریشه و سطحی بود. البته این حرف به این معنی نیست که کل حرکتهای دانشجویی در 10 سال اخیر اینگونه بوده است.
وی با بیان اینکه فضای دانشگاه در دوران سازندگی فضای بسته وبه شدت کانالیزه بود تأکید کرد: سیاسیون در آن زمان دانشگاه را به عنوان یک چرخ دنده برای سازندگی تعریف کردندو از آن دوران این سیاسیون بودند که رهبری قاطبه دانشجویی را به دست گرفتند.
به گفته عباسی این چرخش موجب شد وقتی فردی سیاسی حرفی میزد بدنه دانشجویی همان حرفها را تکرار کند نتیجه این رویکرد آن شد که شاهد اتفاقاتی در دانشگاه بودیم که هیچ برآیند فکری در دانشگاه به وجود نمیآورد.
به عقیده وی در به وجود آمدن این فضا نمایندگان جریانهای سیاسی در داخل دانشگاه تأثیرگذار بودند با این همه این تجمعات عقبه پیدا نکرد و منحصر به چند دانشگاه در تهران شد.
دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت با بیان اینکه ما اکنون بعد از 30 سال نظاممان به ثبات رسیده است گفت: بعد از 30 سال از نظام جمهوری اسلامی ما نباید شاهد این خطاها میبودیم.
عباسی با طرح این سؤال که این خطاها ناشی از چیست ادامه داد: اگر خطای برخی از مدیران ما نبود آیا پرونده کهریزک به وجود میآمد؟ امروز هم پیگیری این مسائل به معنی نفی نظام نیست و این یک مسئله جدا از انتخابات است که باید به جد پیگیری کرد.
به عقیده وی جریان دانشجویی باید در خط مقدم مطالبه در خصوص این مسائل باشد.
عباسی تصریح کرد: این موضوع به این دلیل بود که مسئله کوی ابهامهای زیادی داشت و بخشی از آن به این برمیگردد که بخشی از سیاسیون، دستگاههای امنیتی و خود دانشجویان در رخ دادن آن دخیل بودند و فقط یک عامل مقصر نبود.
این فعال دانشجویی تأکید کرد: هزینه شدن دانشگاه در برههای تا مدت طولانی موجب رکود فعالیتهای دانشجویی شده است و همین موضوع ضرورت شناسایی عوامل حادثه کوی دانشگاه را دو چندان میکند.
به عقیده وی نظام سیاسی در هر جامعهای وظیفه داردکه عبارت از آماده کردن فضا برای نقشآفرینی نخبگان است ولی در عین حال نخبگان هم وظیفه دارنداین فضا را حفظ کنند در غیر این صورت جامعه دچار هرج ومرج میشود.
وی گفت: تبعات هرج ومرج در جامعه به نفع سیاسیون نیست چون جامعهای که تا دیروز بحثهای سیاسی را تعقیب میکرد ممکن است زده شود.
عباسی با بیان اینکه در حوادث اخیر نخبگان هزینههای زیادی ندادند ادامه داد: مطمئن باشید همه این افرادی که به زندان رفتند تا سال آینده به فضای سیاسی بر میگردند ولی بیشترین هزینه را مردم دادند. نتیجه این وضعیت گارد گرفتن مردم و بدنه دانشجویی نسبت به فعالیتهای سیاسی است.
این فعال دانشجویی درپاسخ به این پرسش که در این فضای دو گانه چه باید کرد که سرخوردگی در بین بدنه دانشجویی رخ ندهد تصریح کرد: این کار نیازمند یک مدیریت هوشمندانه از سوی وزارت علوم است و بر این اساس که در قانون وآئین نامههای دانشجویی بخش عمدهای از اختیارات، به رؤسای دانشگاهها سپرده شده است آنان با هوشمندی میتوانند این فضا را به سمت خروج ار رکود راهنمایی کنند. ولی اگر همین فضا ادامه پیدا کند و حرفها به جای گفته شدن از تریبونها به کف دانشگاه بیاید نتیجه این شیوه مهر خاتمه به یک برهه فعالیت شش، هفت ماهه کار سیاسی است.
به عقیده عباسی رکود در فضای دانشجویی قطعی است و شواهدش را میتوان در فضای دانشگاههای شهرستانها به وضوح دید. ضرر نهایی ادامه این وضعیت دودش به چشم سیاسیون میرود چون به هر حال ما یک سال دیگر انتخابات داریم و این سیاسیون هستند که به رأی مردم نیاز دارند.
وی گفت: تا کی میخواهیم در تاریخ بمانیم؟ انتخابات سه ماه است تمام شده است. البته کسی شک ندارد که باید پیگیر مسائل بعد از انتخابات بودولی ما اگر بخواهیم در همین نقطه بمانیم از کار اصلی دانشگاه که تولید علم است دور میشویم. وزارت علوم در دولت نهم جزو مجموعهای بود که نمره قابل قبولی نمیآورد ولی در مقایسه با وزارت علوم در دولت اصلاحات قطعاً نمره بهتری میگیرد. وزارت علوم در دولت اصلاحات که کاملاً زیر صفر بود چون کار وزیر این شده بود که مستقیماً در کار تشکلهای دانشجویی دخالت کند و ما این را به وضوح درباره مجموعه دفتر تحکیم وحدت دیدیم.
افکانه با اشاره به اینکه در جریان حرکتهای سیاسی هم دانشجویان به دلیل آرمان خواه بودن جزو جریانهای پیشرو هستندگفت: چون این انتخابات در کوران امتحانات دانشجویان بود این ظرفیت این بار از مردم شروع شد ولی برخی از جریانها برای زنده نگه داشتن این جریان، گریزی از این ندیدند که آن را در دانشگاهها پیگیری کنندو برای این کار هم همه ظرفیت هایشان را پای کار آوردند.
به گفته افکانه در ماجرای اعتراض دانشگاه تهران 300 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد مرکز، علامه طباطبایی و بهشتی جمع معترضان را تشکیل میدادندواین تمام ظرفیتی بود که این گروه توانستند پای کار بیاورند و نکته جالب توجه آن بود که بقیه دانشجویان به آنها بیتوجهی میکردند. این به معنای یک نه بزرگ است.
افکانه درباره نقش وزارت علوم در ایجاد فضا برای تشکلهای دانشجویی با ذکر اینکه پذیرش فعالیت سیاسی در دولت نهم بیشتر بود ادامه داد: این یک واقعیت است که وزارت علوم دوران اصلاحات برای تشکل ما به دلیل یک تجمع دستور برخورد قضایی داد.
به عقیده وی در دوران وزارت زاهدی تنوع تشکلهای دانشجویی بیشتر بود و تدبیر خوبی هم که وزیر جدید انجام داده که خود میتواند جلوی تنش را بگیرد این است که کمترین تغییرات را در مدیریتهای دانشگاهها انجام داده است تا بهانهای برای کارهای غیر قانونی نباشد.
وی ادامه داد: بعد از جنگ و در سالهای سازندگی یک جریان در کشور نضج گرفت که به دنبال یک نوع از اسلام لیبرال بود که مشخصاتش در سرمایه داری و اشرافیت تعریف میشود. و خود این عوامل بخش عظیمی از نخبگان را فاسد کرد.
به گفته وی نمود بعدی این جریان را در حوزه روشنفکری دینی ذیل کار ویژه عرفی کردن دین و پیوند با مفاهیمی چون دموکراسی میتوان ردیابی کرد.
موسویفر گفت: به تدریج بدنه دانشجویی که خود روزگاری استکبار ستیز بود با دولت و به بدنه مدیریتی پیوند خورد و بدنه دانشجویی با جریانهای سیاسی مخلوط شد.
به عقیده وی طیفی که اکنون در دانشگاهها اعتراض میکنند، حرف مردم را نمیزنند و به شدت از فضای مردم فاصله دارند. مصداق این سخن هم این است که در فضای کشور بدنه این جریان هر روز در حال ریزش است چون آنها اصل نظام را نشانه گرفتهاند.
دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی ادامه داد: البته طبیعی است آنها به هر حال بدنهای داشته باشند اما عموم جامعه ما را که قشر متوسط به پایین و مستضعفین را تشکیل میدهند با آنها همراه نیستند. کما اینکه دردوران اصلاحات هم این نبود و این گروه در میان قاطبه مردم خریداری ندارد. هر چند در قشر قلیلی خریدار دارد که آن هم دلایلی دارد.
موسویفر در توضیح این دلایل ادامه داد: در سالیانی که از انقلاب میگذرد یک طبقهای در جامعه شکل گرفت که گرایش به اشراف گری داشتند. این طبقه در همه سالها مقابل جریان الهی بوده است و بالطبع این جریان در فضای دانشگاه هم شکل گرفت ولی قاطبه دانشجویان موافق این فضای سیاست زده نیستند. اما اینکه عدهای منتظرند در دانشگاهها اتفاقی بیفتد یک فضای واقعی است و طبیعی است که جریانی اعتراض کند، دلیلش هم این است که آنها با اینکه عده قلیلی هستنداما از فضای رسانهای گسترده برخوردارند. شما دیدید که این موضوع در فضای بعد از انتخابات هم بود از کشته شدگان قلابی بگیرید تا آمارهای آنچنانی از کشتهشدگان.
موسویفر تصریح کرد: آنچه مهم است این است که نظام نباید در مقابل کسانی که صراحتاً مقابل نظام و رأی این طبقه محروم ایستادند، مسامحه کند.
به عقیده دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی آرمان اصلی جریان دانشجویی در فضای فعلی باید مطالبه رأی مردم و مستضعفین باشد.
وی گفت: فضای کنونی بهگونهای است که عدهای منتظرند تا در دانشگاهها یک اتفاقی بیفتددر حالی که اتفاقاً ما طلبکاریم. اگر کسی بحث نظری درباره ولایت فقیه و مبانی مشروعیت نظام داردحاضریم بنشینیم بحث کنیم به شرطی که بحث نظری باشد. آنهایی هم که ابهام اطلاعاتی و سیاسی دارندوظیفه جریانهای سیاسی است که اطلاعرسانی کنند هر چند در عمل آنان این کار را انجام ندادند. ما هم معتقدیم به یک عده معدودی در حوادث پس از انتخابات ظلم شد اما ظلم بزرگتری به یک قشر عظیمی میشود و رأی و مطالبات آنها نادیده گرفته میشود. این گروه عظیم هنوز بر سر اندک نیازهای اولیه مشکل دارندولی حرف آنها گفته نمیشودو دلیلش هم این است که آنها در تهران نیستند و رسانه ندارند. ایران که فقط تهران نیست که وقتی یک اتفاقی در تهران بیفتد ما آن را تعمیم بدهیم و بگوییم حرف همه کشور این است.
وی تأکیدکرد: حتی در خود تهران هم این موضوع 100 درصدی نیست. جنوب شهر را ببینید. آیا کسی ابهامی درباره انتخابات دارد؟ عدهای میخواهند القا کنند که همه ابهام دارند.
وی با بیان اینکه ما هم مطالبه داریم، ادامه داد: به برخی دانشجویان در جریان حوادث بعد انتخابات ظلم شد و دوستان ما هم پیگیر هستند اما مسئله مهمتر آن است 24 میلیونی که رأی دادند مطالباتشان روی زمین مانده است. فضای کنونی بهترین زمان برای بحثهای آزاد اندیشی است منتها لازمهاش آن است که مدیران پذیرای نقد باشند.
موسویفر ادامه داد: اینکه آقایان از ثبات سخن میگویند برای ما نامفهوم است چون معنایش آن است که همه ساکت باشند.
دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی تأکید کرد: مدیران این قدر سعه صدر ندارند که نقد دانشجویان را بپذیرند چون وقتی مدیران فرهنگی دانشگاه را به دلیل خرج کردنهای بیفایده نقد میکنیم به آقایان بر میخورد.
وی در توضیح این مطلب افزود: مدیری که ادعای 10 سال کار فرهنگی در دانشگاه را دارد برنامه روز جهانی غذا را برگزار میکند که بیشتر جشنواره شکم بارگی است. در حالی که اصلاً فلسفه این روز این بوده که همه متوجه گرسنگان جهان شوند.
موسویفر گفت: اعتراض در قاموس مدیران دانشگاه یعنی تهدید به اخراج یا باطل کردن مجوز نشریه دانشجویی. طبیعی است که در فضایی که نقد نباشد رکود اتفاق میافتد.
این فعال دانشجویی ادامه داد: در دولتی که ادعایش عدالتخواهی است ما میگوییم عادلانه فضا در اختیار تشکلهای دانشجویی قرار بگیرد. ما حتی امتیاز ویژه نمیخواهیم
موسویفر تأکید کرد: ما اکنون در یک تنزه طلبی قرار داریم. اساتید دانشگاهی حزبالهی که میتوانند جریانسازی کنند و رأی مردم را مطالبه کنندکنار نشستند. رهبری چندین بار تأکید میکنند بیایید در میدان ولی برخی تنزه طلب شدند. اما استاد جریان مقابل میآید با دانشجویان ارتباط برقرار میکندو میایستد جلوی نظام ولی این آقایان حاضر نیستندیک کلمه در دفاع از نظام حرف بزنند. آنها حاضر نیستند یک کلمه بیشتر از بسماللهالرحمنالرحیم صحبت کنند.
کرسیهای آزاد اندیشی و ملاحظات آن
حاضران در این نشست در پاسخ به اینکه اگر بخواهیم این رکود در دانشگاه اتفاق نیفتد جریانهای مختلف دانشجویی چه میتوانند بکنند به ذکر دیدگاهای خود پرداختند. دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل در این زمینه گفت: برگزاری جلسات نقد در قالب کرسیهای آزاد اندیشی در قالب نقد علمی بهترین راهکار است. به تعبیری دانشگاه باید محل برخورد افکار باشد نه بازوها. اگر این اتفاق بیفتد رکود رخ نمیدهد.
کرسی دادن به دیدگاههای امانیستی
دبیر تشکیلات تحکیم وحدت هم در این زمینه افزود: لازمه برگزاری کرسیهای آزاد اندیشی رسیدن جامعه به یک سطح از بلوغ فکری است. چون اگر جامعه آن را نپذیرد و یا این مباحث متناسب با نیاز جامعه نباشدبه احتمال زیاد این مباحث تا چند سال بایگانی میشود.
وی تأکید کرد: نکتهای که در این زمینه باید مورد توجه قرار بگیرد آن است که به هر حال در فضای دانشجویی ما دانشجویان سکولار و لیبرال هم وجود دارندو به همین جهت ما باید اجازه دهیم تفکرات امانیستی هم در دانشگاه کرسی داشته باشند و بتوانند حرفشان را بزنند.
عباسی با اشاره به تجربه انجمن اسلامی افزود: در یک برههای به این دلیل که ما فضا برای طرح دیدگاههای آنها فراهم نکردیم قالبهای مزورانه دردرون این تشکیلات رشد کرد ولی اگر آنها هم میتوانستند حرف خود را بزنند همه متوجه میشدند که در جامعه ایرانی لیبرالیسم یا سکولاریسم رشد نخواهد کرد.
دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی هم در این زمینه گفت: کرسیهای آزاد اندیشی باید ناظر به مطالبات مردم وکشور باشدنه اینکه بخواهیم بر سر اینکه فلان اندیشمند غربی در چند قرن قبل حرفی را زده که خود غربیها هم آن را قبول ندارند، بحث کنیم.
وی ادامه داد: دولتی شدن موضوع کرسیهای آزاد اندیشی خطری است که این نشسستها را تهدید میکند به همین دلیل باید خود دانشجویان و تشکلهای دانشجویی وارد میدان شوند و وزارت علوم تنها نقش نظارتی در این زمینه داشته باشد.
سیاسی نشدن مناظرهها هم موضوع سومی بود که موسویفر بر آن تأکید داشت و گفت: در هر دو جناح افرادی دنبال این هستند که دیگران را از میدان خارج کنند و این موضوع میتواند این مباحث را بعه انحراف بکشاند.
