مشت دایی به من نخورد ولی مشت من خورد!/شاهرودی:غرور جوانی نگذاشت از مایلیکهن عذرخواهی کنم
«غرور جوانی نگذاشت از مایلیکهن عذرخواهی کنم.»این حرف رضا شاهرودی است که فلاش بکی به جام ملتهای 1996 می زند.همان جام معروفی که هنوز هم خیلی ها معتقدند شاهرودی آن را خیلی راحت از دست داد.خودش می گوید:«بله، ظهر ناهار خوردیم و عصر آخرین تمرین بود و شب هم پرواز به دبی. من دیرتر رسیدم سر تمرین و آقای مایلیکهن گفت لخت نشو. بعد از تمرین محمد پنجعلی و چند نفر دیگر از بزرگان زنگ زدند وساطت کنند، مایلیکهن گفته بود خودش زنگ بزند و عذرخواهی کند اما متأسفانه من جوان بودم و غرور بیجا داشتم، اشتباه بزرگی کردم که زنگ نزدم.» با هم صحبت آن خاطره معروف را هم میکنید؟»
شاهرودی در ادامه درخصوص مالدینی شدنش حرف می زند.آنجا که شماره 16 سرخپوشان را همه رضا مالدینی صدا می زدند.«من در خصوصیترین محافل هم اهل فخرفروشی نیستم، اصلاً روی زبان من نمیچرخد که بگویم «من رضا مالدینی» هستم!خودم هم نمی دانم چطور این ماجرا سر زبانها افتاد؟هنوز هم که سالها از بازنشستگیام میگذرد خیلی اوقات مردم میگویند «استیل تو را فراموش نکردهایم.» آن زمان پیرمردها میگفتند مثل استیل من ندیدهاند و شاید لطف خدا بوده که استیل من بعد از این همه سال در ذهن فوتبالدوستان بماند، این لقب هم از همان استیل میآید و شایعه هم که همیشه هست!»
کاپیتان سابق پرسپولیس یک بار دیگر خاطراتش را مرور می کند و پای علی دایی را پیش می کشد.خاطره دعوای مشهورش با دایی که در جام جهانی جام 98 پیش آمد!شاهرودی می گوید:«یک ماه از خانواده دور بودیم، فشار تمرینات ایویچ و استرس جامجهانی هم بود، کلاً اعصاب همه بچهها خراب بود و آن اتفاق افتاد. بعدش سریع آشتی کردیم و تمام شد.ایویچ تمرین دروازه نزدیک گذاشت، دایی مهاجم تیم روبهرو بود و در صحنهای برخورد ایجاد شد، او فحش داد و... درگیری شد دیگر!البته این را قبول ندارم که شایعه شده دایی گفته بود من بازیکن بایرنمونیخ هستم؟نهبابا، بنده خدا از این غرورها نداشت.اما بزن بزن کردیم!
او مشت انداخت که به من نخورد ولی مال من خورد! بچهها سریع جدایمان کردند. بعد از تمرین قرار شد مرا برگردانند ایران ولی بچهها یکییکی گفتند رضا برگردد، ما هم برمیگردیم. بعد قرار شد آشتی کنیم و تمام شد.»
