بهشتيان: سازمان خصوصيسازي هشدارها در واگذاري "پتروايران " را ناديده گرفت
فارس: در خصوص مدل واگذاري گفتيد ميتوان درصدي از سهم شركتهاي اصلي تابع وزارت نفت را واگذار كرد. اين مسئله باعث ايجاد مشكل و تناقض بين وظايف حاكميتي و رفتار يك شركت خصوصي كه بايد اقتصادي عمل كند نمي شود؟ به هر حال براي شركتهاي اصلي مانند ملي گاز، پتروشيمي و پالايش و پخش رفتارهاي حاكميتي نيز تعريف شده است.
از طرف ديگر واگذاري اين شركتهاي اصلي با واگذاري به صورت هلدينگ كاملا متفاوت است در چنين شرايطي تكليف سرمايهگذاريهاي مورد نياز كه توسط دولت انجام ميشود چه خواهد شد؟
در عين حال اگر اين شركتهاي اصلي واگذار شوند و مديريت آنها همچنان در اختيار دولت باقي بماند گرفتار همان مشكلات قديمي اقتصاد سياسي ايران ميشوند. در مدلي كه شما پيشنهاد ميكنيد اين مسائل به چه شكلي حل ميشوند؟
بهشتيان: از نظر تعاريف موجود همه وظايف شركتهايي مانند ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي، ملي پتروشيمي، ملي گاز و حتي شركت ملي نفت تصدي گري است.
فارس: اما مسئولان اين شركتها معتقدند وظايف حاكميتي دارند
بهشتيان: در كنار اينها معاون وزير در امور نفت وجود دارد كه در حال حاضر با مديرعامل شركت ملي نفت يكي شده است در حالي كه اين دو، دو شغل متفاوت با دو كاركرد متفاوت هستند. يكي معاون وزير در امور نفت يا گاز يا امثال آن است كه وظايف حاكميتي دارد و يكي مديرعامل شركت ملي گاز است كه وظايف تصديگري دارد.
قبلا وزير مديرعامل و رئيس هيئت مديره شركت ملي نفت هم بود كه گفته شد اين وظيفه تصدي گري است و كسي نميتواند هم وزير و هم مديرعامل باشد. علت طرح اين امر آن بود كه اين شركتها ماهيتا وظايف تصديگري دارند. در وزارتخانه ميتوان معاونت نفت ايجاد كرد كه تمام استراتژيها و مكانيزمهاي مربوط به نفت در آن تعريف شود.
براساس همان مفاهيم اقتصاد سياسي كه اشاره كرديد واقعيت آن است كه خصوصيسازي در همه جهان يك فرآيند است و يك اتفاق نيست.
يك كشور مانند تركيه اين فرآيند را در 10 سال انجام ميدهد. البته ممكن است كشوري مانند آلمان كل اين كار را در دو سال انجام بدهد اما در آلمان همه زير ساختها فراهم است و كل اقتصاد خصوصي است. به همين دليل نميتوان گفت آلمان شرقي در آلمان غربي ادغام شد در واقع آلمان غربي، آلمان شرقي را خريد.
فرآيند خصوصي شدن زمان ميطلبد البته درباره ميزان زمان مورد نياز اختلاف نظر وجود دارد. اما خشت اول اين كار تسهيل قوانين و مقررات و عمومي كردن اين قوانين است.
بين شركتي كه در بورس است و بايد تحت نظر و قوانين بورس فعاليت كند و مجبور است تا حدودي شفاف عمل كند با يك شركت كاملا غير شفاف كه كسي چيزي درباره آن نميداند تفاوت زيادي وجود دارد. در عين حال فضاي كسب و كار در ايران بازدارنده است و حتي مجلس براي بهبود آن دست به كار شده است.
بين بد و بدتر هر قدر هم كه دولتي عمل كنيم به محض ورود شركت به بورس رفتار آن عوض ميشود طبعا رفتاري كه با شستا ميشود با رفتاري كه با بهزيستي ميشود متفاوت است. شستا مجبور است آمار سود و زيان بدهد، اشتباهات دولت مشخص خواهد شد و همه خواهند فهميد رفتار دولت غير اقتصادي بوده است.
به همين دليل با ارائه سهام اين شركتها در بورس به اندازهاي كه جامعه كشش دارد ميتوان روند خصوصي سازي را در مسير بهتري قرار داد. اتفاقا چون هنوز بخشي از سهم در اختيار دولت است مشكلي در ايفاي وظايف حاكميتي وجود نخواهد داشت تا زماني كه حاكميت كاملا از شركت منفك شده و به معاونت وزير تبديل شود اين كار ميتواند به فرآيند مرحله به مرحله انتقال كمك كند.
اين شركت ها در هر نقطه از جهان كه اعلام كنند در بورس حضور داريم ميتوانند با شركتهايي ديگر متصل در پروژهها شريك شوند و جوينت ونچر تشكيل دهند.
در شرايط فعلي همه موارد را بايد در مجلس تصويب كنند. اگر دولت اين كار را نكند به او ميگويند كار غير قانوني انجام دادهايد و اگر اين كار را بكند نيز درگير بوروكراسي شديد ميشود.
فارس: در قانون امكان واگذاري شركتها با حفظ زنجيره ارزش ديده شده است؟
بهشتيان: در قانون خصوصيسازي اين امكان وجود دارد كه يك هلدينگ واگذار شود و لزومي ندارد شركت را به تنهايي واگذار كنند.
اين كار اختياري است اما اگر چنين چنين نكنند منجر به عدم موفقيت ميشود نمونه آن را هم در پترو ايران يا پتروشيميها ميتوان ديد.
فارس: پس شما مجموعه خصوصي سازي را در اين خصوص مقصر ميدانيد؟
بهشتيان: نميشود گفت خصوصيسازي كاملا مقصر است مگر نقش خصوصيسازي چقدر است؟ به يكي از مسئولان خصوصي سازي طي جلسهاي اين موارد را توضيح دادم ايشان پرسيد كه آيا اين موارد را براي آقاي كرد زنگنه توضيح دادهايد؟ من گفتم بله بارها با ايشان تماس گرفتهام اما از آن جلسهاي كه درباره آن صحبت كردم ايشان از من دلخور شده و حاضر نيست حرف مرا بشنود.
نميتوان گفت يك نفر يا يك سازمان در اين خصوص مقصر است. مجموعهاي از تصميمات يا به بيان بهتر روند، روند قابل قبولي نيست و مسئولان سازمان خصوصي سازي بايد نسبت به آن عكسالعمل نشان دهند.
به عنوان مثال براي واگذاري پترو پارس آگهي دادند و يك نفر برنده مزايده شد. آقاي كرد زنگنه در پاسخ به خبرنگاران گفت كه برنده يك كنسرسيوم است و نام قرارگاه را هم ذكر كردند. بعدا قرارگاه و آن كنسرسيوم تكذيب كردند و معلوم شد خريدار نيز مشكل داشته است.
در واگذاري شركت به اين مهمي كه در پارس جنوبي فعال است و اطلاعات آن حياتي و ذيقيمت تلقي ميشود نميتوان با اين اطلاعات كم و بي دقت عمل كرد.
براي بازسازي يك ساختمان عادي ما اطلاعات زياد و جدي از پيمانكار ميگيريم چطور مي شود يك شركت مجهول كه حتي چك آن نيز نقد نميشود وارد فرآيند واگذاري بشود و شركت را بخرد.
مشكل اين است كه اين دوستان تخصصي عمل نكردهاند و تنها خواستهاند آمار عملكردي نشان دهند؛ همين گزارشي كه مجلس در اين خصوص داده بسيار نگران كننده است اما ظاهرا دست اندركاران اصلا نگران عواقب آن نيستند.
فارس: زماني كه پترو ايران واگذار شد ظاهرا دانا انرژي تنها متقاضي خريد شركت بوده است. آيا از نظر قانون اين مسئله قابل قبول است؟
بهشتيان: ما اين مسئله را در زمان واگذاري مطرح كرديم تلاش كرديم يك كنسرسيوم از نهادهاي مختلف تشكيل شود و شركت را بخرند.
در آن زمان براي آقاي نوذري و ديگران توضيح دادم و گفتم شركت ملي نفت را به عنوان سهامدار نگه داريد. سهام هم ممتازه باشد و كمكم اگر شركت توانست روي پاي خود بايستد بقيه سهام را نيز به صورت بلوكي عرضه كنيد.
اين اتفاق بعد از اين بود كه از آنها درخواست كرديم شركت را در هلدينگ واگذار كنند و آنها قبول نكردند. ما هم گفتيم بين چند ضرر، واگذاري سهام به اين شكل لااقل منفعتي دارد.
شركت ملي نفت حاضر نشد چنين كند و صد در صد شركت را عرضه كردند. زماني كه واگذاري صد در صد شد آن كنسرسيوم اصلا پاي معامله نيامد و فقط دانا انرژي ماند.
فارس: چرا پاي معامله نيامدند؟
بهشتيان: چون گفتند شركتي مانند پترو ايران قابل اداره توسط ما نيست براي افرادي كه از دانا انرژي آمده بودند نيز توضيح دادم. پروژههايي مانند سلمان و فروزان 800 يا 500 ميليون دلار فاينانس نياز دارد. براي پروژه سادهاي مانند جفير بايد ماهي 20 ميليون دلار اعتبار داشته باشد. از آنها پرسيدم آيا ميتوانيد مثلا 100 ميليون دلار براي فاينانس اين پروژهها بياوريد؟آنها هم گفتند نه.
زماني كه من آمدم به پتروايران از چند گروه در خواست كردم ،مانند بنياد مستضعفان و چند شركت ديگر تا بيايند و به صورت يك كنسرسيوم اين شركت را خريداري كنند. زيرا شركت پتروايران يك شركت نفتي است و پروژه هايي كه در دست دارند ميلياردي است و شركت دانا انرژي نمي تواند آن را اداره كند. آن زمان گفتم حتي نفت هم بايد از كساني باشد اين شركت را خريداري مي كند زيرا پتروايران بايد براي زنده ماندن پروژه داشته باشد تا زماني كه فرايند خود را طي كند و بتواند پروژه را خودش تحويل بگيرد.
من تمام اين حرف هايي كه به شما ميزنم به سازمان خصوصي سازي زدم كه اين واگذاري شما بايد از اول انجام شود اما آنها گفتند واگذاري ما قانوني است و منع قانوني ندارد.
من گفتم درست است منع قانوني ندارد ولي اين نوع واگذاري عقلاني نيست و بايد اين را باطل كنيد و دوباره آگهي دهيد كه آنها گفته من را قبول نكردند.
فارس: چرا آنها نميپذيرفتند؟ فرآيند خصوصي سازي پتروايران چرا به اينجا كشيده شد؟
بهشتيان: ما اكنون پروژههاي مختلفي داريم مانند سلمان كه يك سابقه طولاني دارد و ما در اين پروژه متضرر شديم كه حتما در جريان آن هستيد؛ اما ساير پروژههاي ما يا سودآور ميشوند و يا اكنون سود آور هستند مانند خط لوله سوم عسلويه كه در حدود 20 ميليون دلار سود كرديم.
اما سوال شما را اينگونه پاسخ مي دهم كه شرايطي كه در آن مقطع بود و من نيز استنباط كردم اين بود كه پتروايران را نمي خواهند به صورت واقعي خصوصي كنند و مخالف خصوصي سازي آن هستند. بنابراين هر چه ميگويند براساس تحليل منطقي نيست و فقط دنبال اين هستند كه اين شركت را بخرند والا هر چه ما گفتيم اين نوع واگذاري صحيح نيست و گزارشات مختلفي از پروژه هاي اين شركت داديم آنها با بدبيني در جلسات حضور پيدا مي كردند و آن جلسه مشترك نيز مزيد بر علت شد و باعث شد كه آنها عكسالعمل نشان دهند و وضعيت واگذاري پتروايران را به اينجا بكشانند.
فارس: بعضي منابع ميگويند صورتهاي مالي پترو ايران از ابتدا مشكل داشته است يعني آن چيزي كه اعلام شد با واقعيت متفاوت بوده و از طرفي ميگويند از زماني كه پول را واريز كرديم تاكنون وضعيت شركت تغيير كرده و ما شركت را با همان وضعيت كه پول را به حساب ريخيتم ميخواهيم حال پاسخ شما به اين ايراد آنها چيست؟
بهشتيان: من هم اين حرفها را شنيدم اما من در پاسخ آنها مي گويم كه ما يك شركت دولتي با قوانين كار مشخص هستيم و كوچكترين دخل و تصرفي نميتوانيم در صورتهاي مالي انجام دهيم. ما بخش خصوصي نيستيم كه داراي دو دفتر هستند و هر كاري كه ميخواهند انجام مي دهند ما يك حسابرسي رسمي داريم كه شركت پوپرز است و يك بازرس داخلي داريم كه سازمان حسابرسي كشور است. آنها ميآيند و تمام دفاتر ما را كنترل و چك ميكنند و تمام اسنادي كه داريم گزارشهاي رسمي تأييد شده اين دو سازمان است.
اين حرفهايي كه مي زنند خلاف بين است و ما نميتوانيم اطلاعات ندهيم. جالب است بدانيد در جلسه مربوط به حسابرسي پترو ايران همه كساني كه مدعي بودند حضور داشتند اما نماينده دانا انرژي نيامد.
من بازهم مي گويم از آنموقع تاكنون اتفاق خاصي رخ نداده است و اتفاقا ما پروژههايي را گرفتيم كه منجر به سودآوري شركت ميشود. حتي فراتر از آن من هم با اين حرف آنها موافق هستم و ميگويم حسابهاي اين شركت بايد دوباره بازنگري شود و دوباره نيز اين شركت قيمتگذاري شود.
يك نكته را نيز بايد يادآور شوم و آن اين است كه اولين باري كه حسابرسي رسمي آمد تا اين شركت را ارزيابي كنند (حسابرسي تركيبي از قسمتهاي مالي و فني است) من براي آن حسابرس وضع اين شركت را توضيح دادم. در آن جلسه مدير مالي شركت نيز حضور داشت.
من گفتم اصولا نحوه ارزيابي شركت پيمانكاري با شركت توليدي و عملياتي تفاوت دارد. شايد پالايشگاه و كارخانه فولاد و سيمان را بشود اينگونه ارزيابي كرد اما شركت پيمانكاري را نميتوان به اين شكل ارزيابي كرد، براي ارزيابي آن بايد يك فرايند را در نظر گرفت و شركت در اين فرآيند مورد ارزيابي قرار گيرد.
شركت پتروايران يك شركت پيمانكاري است و با پروژههاي خود مورد ارزيابي قرار بگيرد يعني بايد پروژه به پروژه از حال تا آينده آن مورد بررسي قرار گيرد. من گفتم اين روند ارزيابي با ماهيت شركت پتروايران نميخورد و ماهيت اين شركت را توضيح دادم. تيم اول ارزيابي گفت حرف شما درست است و اين شركت با روش هاي معمول قابل ارزيابي نيست و گزارش خود را نيز ارائه دادند. بعد از مدتي تيم ديگري آمد، مجددا همين حرفها زده شد و گفتم لطفا ما را به صورت پروژهاي ارزيابي كنيد و نه عملياتي اما آنها گفتند از ما چيز ديگري خواستهاند ولي گفتههاي شما را در گزارش خودمان ميآوريم و ميگوييم كه اين نوع ارزيابي با ماهيت اين شركت تطبيق نميكند.
حال جواب شما را بدهم من مطلقا ادعاي آنها را قبول ندارم و مي گويم وضعيت اين شركت تغيير نكرده است اما نوع نگاه اين بزرگوارها به شركتي كه پروژه ميگيرد تغيير كرده است و به صورت پروژه به پروژه بررسي شده است.
طبعا اگر امروز ادعا كنند من ميگويم مگر شما اينگونه اين شركت را خريداري كردهايد. اصلا اين شركت بعد از 3 سال جان گرفته است. وقتي شما در خصوصيسازي شركت ميكنيد حتي در آيين نامه بورس نيز آمده است كه مي گويد اطلاعات براي شما كامل است. آنها ميآيند در بورس شركت ميكنند يعني تمام جزئيات اين شركت را اطلاع دارند والا بايد يك نامه بنويسند و خطاب به سازمان خصوصيسازي بگويند عليرغم نكاتي كه شما گفتيد اطلاعات شركت پترو ايران مخدوش بوده است. با اين حساب ما نميتوانيم قيمت بدهيم و در اين مزايده نمي توانيم شركت كنيم. امروز اگر چنين ادعايي وجود دارد نبايد 20 ميليون دلار پرداخت ميشد. اگر اين پول پرداخت شده به اين معني است كه تمام جزئيات اين شركت را قبول دارند.
در عين حال شركت دانا انرژي خودش مشكل دارد يعني مقدارزيادي به بانك سپه بدهكاراست و اين موضوع را همه ميدانند.حتي سرمايههاي اين شركت در ايران به مراتب كمتر از بدهي هايشان است. با اين وصف چه طور ادعا مي كنند كه وضعيت شركت پتروايران تغيير كرده است؟
ممكن است در پروژههاي خود با مشكل مواجه شده باشيم اما وقتي صورتهاي مالي را بررسي كنيد خواهيد ديد كه اتفاقي رخ نداده است. اين حرف بسيار بزرگي است در حالي كه گزارشهاي رسمي حسابرسي تاييد شده است. من خودم هيچ دخل وتصرفي نداشته اين شركت هم يك سيستم مالي مطمئن دارد چنانكه اگر يك سند ثبت نشده باشد و يا كتمان شده است آن قدر اين حركت جرم است كه اصلا قابل بيان نيست.
اين نكته را نيز بايد يادآور شوم كه پترو ايران مظلوم واقع شد زيرا اصلا كسي به ما پروژه نداد چون مي گفتند خصوصي هستيد در صورتي كه ظرفيت ما بسيار بالاتر از ظرفيت پترو پارس است و آنها با اين حركتشان كشور را از خدمات ما محروم كردهاند.
فارس: دليل استعفاي هيئت مديره چه بود؟ اين استعفا هم پيرامون مسائل مربوط به واگذاري اتفاق افتاد؟
بهشتيان: من در جلسه اخير هيئت مديره گفتم كه شركت پتروايران اينگونه قابل اداره نيست و اخيرا هم گفتم كه نبايد سرمايه ملي را فداي اين كارها كرد. من هم هيچ ادعايي ندارم. 2 يا 3 ماه پيش مجمع هيات مديره بود كه من گفتم آقايان من هيچ كاره هستم و لطف كنيد از كس ديگري استفاده كنيد ولي آنها گفتند ما از شما حمايت مي كنيم. من گفتم شرط من براي ادامه كارسخت است ولي آنها قبول كردند كه از من حمايت كنند.
من گفتم اين شركت شخصي نيست و براي نظام است و من حق ندارم آن را خراب كنم ولي آنها گفتند ما از شما حمايت ميكنيم. هيچ كس استعفا نداده است و همه با استحكام بيشتر از قبل در حال كاركردن هستند زيرا كه با نفت آشنا هستند. به نظر من كساني كه با نفت آشنا نيستند نبايد وارد شوند زيرا كارهايي مي كنند كه هيچ كس و حتي خودشان نيز نمي توانند پاسخگو باشند.
فارس: در وضعيت موجود از نظر شما كار منصفانه چيست؟ به هر حال هم پول دانا انرژي معطل مانده و هم پترو ايران معلق مانده است؟
بهشتيان: به نظر من كار منصفانه اين است كه مصالح نظام را مدنظر قرار دهيم. واقعيت اين است كه نه آن خريدار براي تحويل گرفتن شركت ميآيد و نه سازمان خصوصي سازي ميتواند با اين شرايط پتروايران را واگذار كند.
به نظر من بايد در قدم اول اين شركت دوباره ارزيابي شود بنابراين بهتر است شركت خريدار از اين مجموعه خارج شود. مرحله بعد اين است كه يك بازنگري در قانون شود زيرا نه تنها پتروايران بلكه همه شركتهاي پيمانكاري كه در ايران هستند نميتوانند به اين ترتيب واگذار شوند و بايد به صورت يك زنجيره ارزش واگذار شوند.
پيشنهاد ما اين است كه طبق مجوزهايي كه در بندهاي مختلف اين قانون خصوصي سازي وجود دارد به شركت پتروايران تا سال 93 زمان دهند و يك قانون جديد تعريف كنند و در چارچوب آن واگذاري صورت گيرد. در جريان واگذاري يك زنجيره ديده شود كه در آن بايد يك شركت سرمايهگذار مانند نيكو وجود داشته باشد و شركتهايي مانند حفاري و اكتشاف نيز حضور داشته باشند.
اگر شركتهايي مانند شل و يا بي پي قدرت مند هستند دليل آن اين است كه اين شركت ها از صفر تا 100 عمليات اكتشاف و توليد را را خودشان انجام ميدهند. بنابراين شركتي مانند پترو ايران نيز بايد در يك زنجيره ارزش قرار گيرد و گر اين اتفاق رخ ندهند مشكلاتي براي خصوصيسازي شركتهاي نفتي رخ خواهد داد.
فارس: شايعاتي مطرح است كه بر اساس آنها اين امكان وجود دارد كه بخواهند پتروايران را از پروژههايش خلع يد كنند. نظر شما اين در خصوص چنين تصميمي چيست؟
بهشتيان: بله من هم اين حرف ها را شنيدهام. شما ببينيد در اين فرآيند 2 ساله طبيعتا پترو ايران نتوانست وظيفه خود را عمل كند بنابراين اگر كسي از بيرون اين وضعيت را مشاهده كند بالاخره ميبيند مشكلاتي وجود داشته است. با توجه به اين مسائل احتمال خلع يد وجود دارد.
من خودم در مورد تك تك پروژه هاي پتروايران به آقاي وزير توضيح دادهام اما شما ببيند خلع يد پتروايران به نفع هيچ كس نيست زيرا يك شركت ايراني را از انجام فعاليت محروم مي كنند.
با شركتهاي خارجي قراردادهاي سادهتر بسته ميشود اما ما اگر نتوانيم خوب كار كنيم خلع يد ميشويم كه اين منصفانه نيست.
گفتوگو از علي فروزنده و محمدحسين سيفالهي مقدم
انتهاي پيام/ص
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
