فیلم // رقص در تاريکي/ تصاوير منتشر نشده از مدعيان دروغين عرفان
براي دانلود فيلم اينجا کليک کنيد
براي پخش به صورت مستقيم به اين جا برويد
فيلمي که مشاهده مي شود گوشه اي از رفتار غير اخلاقي مدعيان يکي از عرفانهاي دروغين (دراويش خاکساريه)با برخي به اصطلاح مريدان ناآگاه خود است بعلت پاره اي از گفتگوهاي وقيحانه و غير اخلاقي صداي فيلم حذف شده است.
تصوف چيست
تصوف نوعي ايدئولوژي است که از نظر تا عمل واز بينش تا کنش را در بر ميگيرد.تفسير خاص زندگي و نحوه تعامل با حيات دنيوي است.اين تفسير به ادعاي صوفيه با روش کشف وشهودتحصيل ميگردد.البته پراکندگي و تنوع فرقه هاي صوفيه و تضاد وتعارض در اين جريان انقدر زياد است که نميتوان با يک نظر و يک انديشه آنها را دسته بندي و نقد کرد.ريشه هاي تصوف از قرن دوم هجري شروع به رشد کرد ودر ميان مسلمين رايج شد.تحقير دنيا فرار از تنعمات وتمام شئون مربوط به زندگي مادي و دنيوي و رياضت کشي و تحمل شکنجه ها از نکات بارز اين دوره ميباشد.ايستادگي تصوف در برابر ائمه اطهار عليهم السلام ومخالفت با سيره و روش آنها نشانه اوج تضاد با تفکرات اسلامي در دوران آغازين رشد اين جريان بود.خرده گيري تصوف بر ائمه تا جائي پيش رفت که بر امام رضا عليه السلام تاختند که چرا لباس درشت بر تن نميکني و غذاي خشن نميخوري.امام فرمود:يوسف پيامبر خدا لباسهاي زربفت و قباهاي ديبا بر تن داشت.تصوف بدعتي بود که از بين اهل سنت آغاز شد و کم کم به شيعه هم راه يافت.و نخستين صوفي کسي نبود جز ابوهاشم کوفي که امام صادق عليه السلام به شدت با او مخالفت ميفرمود.کم کم توسط مسيحيان تفکرات رهبانيت مسيحي به درون اين جريان وارد شد و براي جداسازي اين جريان از اسلام ناب در شام توسط يک پادشاه مسيحي اولين خانقاه بنيانگذاري شد.واين دوران آغاز صوفي گري بود که بعدها به تصوف امروزي منجر شد
تاريخ صوفيه
در اواخر قرن دوم واوائل قرن سوم هجري بي رمقي بدون غدير يعني زندگي بي علي ابن ابي طالب عليه السلام چنان با مشکلات قابل اعتنائي توام شده بود که داعيه داران جانشيني رسول خدا احساس کرده بودند ميبايست براي بقاي سياست سقيفه که ضامن بقاي سلطنت در مقابل خلافت الهي بود فکري مي کردند به رگهاي کودتاي بعد از پيامبر که مي رفت به طور کامل خشک شوند مايه حيات که جسم سقيفه را از ايستادن يا بهتر است بگوئيم فاسد شدن نگه دارد تزريق مي نمودند .
و لذا مي بينيم اين بار هم شاهزاده نصراني (موسس اولين خانقاه)به جاي کعب الاحبار يهودي به فرياد بازماندگان و ادامه دهندگان راه ضد غدير رسيد .راه جدا کرده هاي خاندان وحي را به استخدام تصوف در آوردند و هر کدام با شيوه اي در گوشه اي به نوعي تصوف را مطرح کردند و با اين پديده نو ظهور جنب و جوش در کانون فکري سقيفه به وجود آوردندکه تا امروز اسلاميان غير شيعه عزيزش داشته اند و مقدسش شمرده اند .
صوفيان اوليه نه تنها به اشاعه تصوف وظيفه داشتند بلکه مامور بودند تا مردم را از حضور امامان اهل بيت دور سازند چنانکه نوشته اند امام صادق (ع)درباره صوفيان ثوري فرموده اند :از جمله کساني بوده که مردم را از دين خدا جلوگيري مي کرده و مانع مي شده است مردم به سوي اهل بيت بروند
قطبيت موروثي
يکي از مباحث مهمي که در تصوف مطرح است مرتبه شخص ومنزلت او براي انتخاب شدن به عنوان قطب است.در قديم هر کس منزلت بيشتري داشت قطب ميشد.اما در برخي از خاندانها اين موروثي شده است.در گناباديه اين مقام فاميلي شده است و مثل سلطنت موروثي.در حاليکه در بسياري از فرقه هاي ديگر صوفي اقطاب با وجود داشتن فرزند يا برادر بهترين شاگرد خود را انتخاب مينمودند.اين اشکال بسيار بزرگي است که بايد پاسخ داده شود
بار کج؟
پس از سقيفه بني ساعده و غصب خلافت از امير مومنان هر چند توانستند خلافت را غصب کنند اما چهره معنوي اهل بيت همچنان پر تو افشاني ميکرد.واين نورانيت و معنويت بني اميه را که سهمي ار معرفت نداشتند مي آزرد.لذا سران بني آميه به فکر ساختن آلترناتيوهايي بودند که بتوانند جاي اهل بيت را در ارشاد الهي و معنوي مردم بگيرند.لذا با ساخت جريان زهد و گوشه نشيني و طرح سنيان تند رويي چون حسن بصري سعي کردند اين طرح شوم را سازماندهي کنند.اين جريان ادامه پيدا کردتا اينکه در قرن دوم ابوهاشم کوفي رسما بنيان تصوف را بنا نهاد.اين جريان با طرح مساله شيخوخيت و رهبري معنوي در مقابل اهل بيت قد علم کردند.وانحراف بر انحراف به مرور زمان افزوده شد تا اينکه سني مسلکاني چون منصور حلاج که حتي حق امير مومنان را نديدند کوس انالحق بزدند و دعوي هدايت کردند.نگاهي به تاريخ تصوف نشان ميدهد تا اوايل عهد صفويه صوفي شيعه کمتر به چشم ميخورد.سنياني چون جنيد بغدادي.احمد غزالي.ابوحلمان دمشقي.گرگاني.شبلي.حلاج.ابوسعيد ابولخيروغيره تا آنزمان راهبري صوفيه را عهده دار شدند.خواجه عبدالله انصاري ميگويد از ميان ???? صوفي که ديده ام ? تن از آنها شيعه بوده اند.تا اينکه درآغاز عهد صفويه صوفيان براي نفوذ در مردم اهل بيت دوست ايران ناگذير به ساخت تصوف شيعي شدند.و پيوند بين صوفيه و شيعه آغاز شد.هر چند به دليل ادعاهاي اقطاب صوفيه شاهان صفوي با آنها درگير شدند و تصوف از حکومت جداشد.بعد ها صوفيان شيعه براي اينکه بتوانند اشکالات مخالفين را جواب دند دست به ساخت تاريخچه هاي جعلي زدند.سنياني چون حسن بصري و جنيد را شيعه کردند حتي امامت اهل بيت را دوقسمت کردند.
اين جريان تا اکنون آدامه دارد و ريشه هاي تسنن به راحتي در عقائد صوفي شيعه يافت ميشود.دکتر مصطفي آزمايش صوفي اروپا نشين در بحثي در فصلنامه عرفان ايران رسما به دشمنان خلفاي غاصب ميتازد و آنها را جاهل خطاب ميکند.
و دراين ميان ادعاهاي اقطاب به جايي ميرسد که دست به تشريع ميزنند و غسلها و عشريه ها ميسازند و تا جايي که خود را شريک باريتعالي قرار ميدهند بدين سان که مريد بايد در وقت تشرف سجده کند آنهم ?بار که اين در باره امامان معصوم نيز اشکال دارد.حتي کار به جايي ميرسد که بايد صورت قطب به جاي خداوند در عبادت مد نظر مريد قرار گيرد.
بدعتي مشرکانه
يکي ازمسائل بسيار خطرناک وانحرافي مساله تجسم صورت مرشد درعبادات است.
اين فراورده انحرافي توسط ميرزا زين العابدين شيرواني مست عليشاه ساخته شد.ونيت قربه الي الله درعبادات عملا به قربه الا الله مبدل شد.
وي در دستورش مينويسد:دراين حال بايدکه سالک درمجامع واحوال وافعال واقوال ازمراقبت صورت مرشدغافل نشود.درهنگامذکرو ورد وطاعت وخدمت؛ازوجه شيخ خودزايل نگردد.(رياض السياحه ص371)
وملاسلطان گنابادي براي تئوريزه کردن اين انحراف درسعادتنامه صفحه 10-12ميگويد:اگرصورت مرشدضاهري راخيال درنظر نداشته باشدصورت هواهاي نفساني که بت تراشي نفسند هيچوقت از نظر اونرود
ملا علي گنابادي درصالحيه چاپ دوم ص334 حقيقت598 مي گويد:مقلد ناچار است که دروقت عمل مطاع(مرشد)رادرنظرآورد
ودر همين راستا مير قطب الدين عنقا قطب اويسيه ميگويد:توجه دل به صورت بشري مرادموجب تجمع فکروسبب جلوگيري ازغفلت وزيان وتفرقه است(عنقاي قاف غناص611
ودرجاي ديگرميگويد:توجه به صورت پيررا بعضي ازصوفيه براي حضور قلب حتي ازنمازلازمتر دانسته.....(همان مدرک ص649
صوفيه و مخالفت با امر ولي عصر(عج)
صوفيان آنچه که به عنوان ولايت قمريه در عصر غيبت مطرح کرده اند و قادر به اقامه دليل براي اثبات مدعاي خود نمي باشند مخالفت صريح با فرمان حضرت حجه بن الحسن روحي فداه است زيرادر آخرين توقيع مبارک که براي ابو الحسن علي بن محمد سمري صادر گرديده پايان دوره نيابت خاصه را اعلام فرموده و نوبت نواب عامه ان حضرت فرا مي رسد که وظيفه است در اين موقع براي گرفتن مسائل اسلامي و حل مشکلات و اداره زندگي فردي و اجتماعي از رهبري حجتهاي امام زمان(عج)استفاده کنند پس گفتار آنان در عصر غيبت سنديت داشته و مانند گفتار امام لازم الاجراست و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليکم و انا حجه الله عليکم(بحا الانوار/??/???)در حوادث و مشکلات زمانه که براي شما پيش مي آيد به راويان احاديث ما رجوع کنيدهمانا ايشان حجت من بر شما هستندو من حجت خدا بر شما هستم.
مرحوم صاحب جواهر مي فرمايد:مراد امام عليه السلام از اين کلام اين است که فقها حجه من هستندبر شما در کليه اموري که من در آنها حجت بر شما هستم(جواهر-ج??ص??)البته به استناد آيات و روايات کيفيت اداره امور مسلمين و حفظ اسلام و بيان احکام و اجراء دستورات دين در عصر غيبت بايستي به دستور ولي فقيه اجراء شود.
در اين صورت هر نظريه و حرکت و روش و سبکي که در چنين دوره اي به کار گرفته شود بدون ترديد مقابله با فرمان حضرت ولي عصر در معنا مقابله با قرآن و سنت مي باشد طرح مسئله(ولايت قمريه)که از بافته هاي صوفيه مي باشد همين حکم را دارد.
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان
