۶روش برای نمک پاشیدن برزخم گرانی!
این روزها، گران شدن کالا و خدمات، یک پدیده عادی شده است و مردم خسته از گرانیها، حتی نای پرسش از میزان گرانیها را نیز ندارند جز اینکه تا آنجا که میتوانند صورتحسابها را پرداخت میکنند و بعد هم به دنبال کاهش یا حذف برخی اقلام از سبد خانواده هستند: از گوشت گرفته تا لبنیات و از سفر تا نو نوار کردن خانههایشان!
هر چند این گرانیها آزار دهنده هستند وگاه به معنای واقعی کلمه «خانمان سوز» (اثرات فقر در طلاق و فحشا و سرقت را به یاد بیاورید)، اما آزار دهندهتر از همه این است که یک عده میکوشند آنچه «اظهر من الشمس» است را کتمان کنند و در روز روشن و در حالی که با مخاطب خودشان زیر اشعه تابان خورشید نشستهاند، بگویند: «به به! چه شب زیبایی!» و بعد هم در حالی که دستانشان را بر روی پیشانی سایهبان کردهاند تا خورشید چشمانشان را نزند، شروع به استدلال میکنند که الان شب است.
با مروری بر ادبیات و رفتارهای برخی مسوولان و نهادهای مسوول در قبال گرانیها، شاهد آنیم که نه تنها هیچ کدام مسوولیت گرانیها را بر عهده نمیگیرند، بلکه به لطایف الحیل، سعی در انکار و کتمان و فرافکنی دارند:
انکار و پاک کردن صورت مساله
برخی مسولان، اساساً دست به تکذیبشان خوب است. وقتی رئیس جمهور در اوج تورم و در حالی که کمر مردم زیر بار گرانیهای شکسته، با خونسردی میگوید تورم تنها ۶ درصد است و یا زمانی که گرانیها را منکر میشود و آن جمله تاریخی «سر کوچه ما ارزان است» را بیان میکند یا هنگامی که وزیر راه و شهرسازی، میگوید که مسکن گران نشده، آیا به جز انکار واقعیتها و پاک کردن صورت مساله، نام دیگری بر این رفتارها میتوان نهاد؟ اگر نام دیگری میشود نهاد آن نام دیگر «نمک بر زخم پاشیدن» است.
کوبیدن قیمت سایر کشورها بر سر مردم
این هم روشی است که برخی مسوولان بدان علاقه وافری دارند. خدا نیاورد که فلان مسوول خبردار شود در فلان کشور قیمت مثلاً بنزین یا تعرفه مکالمات تلفنی از ایران بیشتر است! از فردایش این موضوع را همانند چماق بر سر مردم خودمان میکوبد که «نگاه کنید در فلان آباد قیمتها دو برابر اینجاست!» و البته نمیگوید که در آنجا، اگر مثلاً بنزین دو برابر است، قیمت خودرو یک سوم اینجاست و جادهها و خیابانهایش استاندارد هستند و ملت برای پیدا کردن یک جای پارک در معابر پایتخت، جان به سر نمیشوند!
کم فروشی با قیمت سابق
این طرح خلاقانه (!) مخصوصاً در ابتدای اجرای هدفمندی یارانهها مورد توجه قرار گرفت و برای اینکه به خلق الله بقبولانند که هدفمندی باعث گرانی نمیشود، از حجم محصولات کاستند و مثلاً شیر ۹۰۰ گرمی را در همان بستههای شیر یک کیلویی و با قیمت سابق به مردم فروختند یا از تعداد برگهای دستمال کاغذی کاستند و... و در این میان، مسوولان هم با لبخندی رضایت آمیز ندا در دادند که دیدید با طرح هدفمندی گرانی پیش نیامد و پیش بینیهای منتقدان غلط بود؟ (البته بماند که بعداً قیمتها چنان بالا رفت که با کاستن ۱۰۰ گرم شیر و کم کردن ۱۰ برگ دستمال هم نمیشد شوی ارزانی را ادامه داد!)
تغییر تعریف
این هم برای خودش حکایتی دارد و از ابتکاراتی است کهای بسا تنها به مخیله مسوولان ایرانی خطور میکند. نمونهاش همین مخابرات خودمان است که قیمت مکالمات را اصلاً تغییر نداده و هر پالس را همچنان ۴۴. ۷ ریال محاسبه میکند. فقط یک تغییر کوچک (!) در تعریف پالس دادهاند:
تا پیش ازاین هر پالس تماس از تلفن ثابت به ثابت از ساعت ۶صبح تا یک ظهر ۱۳۴ ثانیه، از ساعت یک ظهر تا ۲۱ شب میزان ۱۵۹ ثانیه و ازساعت ۲۱ تا ۶ صبح میزان ۱۹۳ ثانیه بود اما برای اینکه قیمت هر پالس تلفن افزایش نیابد، تعریف پالس را تغییر دادهاند و از این به بعد به هر ۱۲۰ ثانیه یک پالس میگویند و البته تأکید مؤکد میکنند که قیمت همان ۴۴. ۷ ریال است!
تغییر تعریف البته در این مملکت، مسبوق به سابقه است: تغییر تعریف تورم، بیکاری و به کار بردن ادبیاتی نظیر «تعدیل نیرو» برای اخراجهای گسترده و «تعدیل قیمتها» برای گران کردن و...!
ارزان شد!
جنس، هزار تومان میرود رویش، آقایان و رسانههایشان سکوت میکنند و وقتی از آن هزار تومان افزایش یافته، ۲۰ تومانش کم میشود مصاحبه میکنند و کلاس میگذارند که بازار را کنترل کردیم و قیمتها را پایین آوریم! مراجعهای به آرشیو سخنان مسوولان بانک مرکزی در باب مدیریتشان بر بازار سکه و ارز مشتی از این خروار را عیان میکند.
فرافکنی؛ شاه کلیدی که به همه درها میخورد!
وقتی هم که آش آنقدر شور میشود که با انکار و تغییر تعریف و کم فروشی و... کاری از پیش نمیرود، نوبت به «شاه کلید» میرسد: فرافکنی!
در همین بحران اخیر ارز که ظرف چند روز، یک سوم از ارزش پول ملی کاهش یافت و همه عالم و آدم متحیر از افزایش قیمتها شدند، آقایان ترجیح دادند به جای مسولیت پذیری، همه چیز را به گردن پیامکهای بیندازند که قیمتهای موجود را اعلام میکردند! و یا در سایر گرانیها مانند قیمت مسکن، از دستهایی سخن بگویند که در کار دولت ایجاد اختلال میکنند و نامهایشان هم در جیب رئیس جمهور است!
بعد از تحریر:
آقایان و خانمهای مسوول! از گرانیهای روزمرهتان سپاسگزاریم! همین ما را بس است، در ضمن هیچ مسوولیتی هم متوجه شما پاکدستان نیست (!) ولی شعورمان را نادیده نگیرید و بر زخم گرانیها، نمک اهانت نپاشید.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
