دبيركل دوران طلايي
او در حوزههاي مختلف اقتصادي و مالي از جمله بانك مركزي، سازمان برنامه و بودجه، بورس اوراق بهادار و سازمان خصوصيسازي فعاليت كرده و حدود 20 سال نيز در دانشگاههاي مختلف به تدريس اشتغال داشته است. اما شايد دوره تصدي او در بورس تهران را بتوان پررنگترين دوره فعاليت او به حساب آورد. دورهاي كه از آن با عنوان «مديريت باثبات بورس» ياد ميشود و شفافيت، سالمسازي بازار و دور نگه داشتن مديران و كاركنان بورس از مبادلات سهام از بهترين دستاوردهاي اين دوره به شمار ميرود.ميرمطهري شهريور 76 به بازار سرمايه آمد و در ارديبهشت 82 تصدي دبيركلي را واگذار كرد.
او درباره اين دوره به يكي از خبرنگاران گفته بود: من بدون مطالعه كاري انجام نميدادم، تا آنجا كه توانستم در بازار نهادسازي كردم و سعي كردم بورس را از آفت سياستزدگي دور كنم. ميرمطهري در گفتوگوي يادشده به كساني كه به او اتهام محافظهكاري ميزنند، ميگويد: اگر محافظهكاري من، شفافيت و سلامت بازار را تضمين كرده، اجازه بدهيد هميشه محافظهكار بمانم. ميرمطهري پس از خداحافظي با بورس به سازمان خصوصيسازي رفت.
او در زمان ورود به اين سازمان گفت قصد ندارد در سازمان خصوصيسازي، فقط به عرضه محدود سهام شركتهاي دولتي در بورس اكتفا كند، بلكه در نظر دارد از طريق تدوين مقررات و راهكارهاي مدرن، «گره خصوصيسازي در ايران» را باز كند.
عملكرد او در اين سازمان به گونهاي بود كه هيچ گاه براي اداي توضيح درباره واگذاريها به نهادهاي نظارتي پا نگذاشت و اين يعني نهايت دقت و شفافيت كه از بارزترين خصلتهاي اوست.
او در سال 83 به پيشنهاد علينقي خاموشي به اتاق بازرگاني و صنايع و معادن آمد و به عنوان دبيركل دوره پنجم اتاق ايران فعاليت خود را در پارلمان بخش خصوصي اقتصاد آغاز كرد. ورود ميرمطهري به «اتاق» با استقبال مطبوعات همراه شد؛ زيرا او چهرهاي بود كه به عملكرد رسانهها بسيار معتقد بود و ارتباط خوبي با خبرنگاران داشت.
ميرمطهري قصد داشت ساختار اتاق را به گونهاي در خور شأن اعضا تغيير دهد و اتاق را به «باشگاه فعالان اقتصادي» تبديل كند. او ميخواست «اتاق» مدرنيزه شود و اعضا به زبان مشتركي با دولت برسند و «اتاق» بتواند مشاور واقعي قواي سهگانه باشد. اما وجود برخي موانع، اعمال نظر وزارت بازرگاني، برخوردهاي سياسي و نگاه سنتي حاكم بر بدنه «اتاق» موجب شد ميرمطهري پس از
سه ماه «اتاق» را ترك كند.
آنها كه از نزديك با ميرمطهري آشنا بوده و كار كردهاند او را فردي بسيار منظم و پايبند به نظام اداري و سلسله مراتب ميدانند و انضباط مالي در سيستم و وسواس در صرف هزينهها و تخصيص بهينه هزينهها را از ديگر خصلتهاي بارز او برشمردهاند.
از ديدگاه آنها او معتقد به تحليل و اطلاعات است و به عنوان فردي كه هم در بورس، هم در خصوصيسازي و هم در سازمان برنامه و بودجه فعاليت داشته، چهرهاي است با تجربه ارزنده كه در حوزههاي مختلف اقتصادي و مالي به ويژه كشاورزي و بازرگاني صاحبنظر است.
از ديدگاه همكاران ميرمطهري، او فردي است كه همواره در سياستگذاريهاي خود به مردم و مسائل اجتماعي توجه ويژهاي داشته است.
ميرمطهري با سياست گره نخورده است. او معتقد بود كه مدير نبايد چرخ پنجم باشد و بايد به او اختيارات كامل داد.
او درباره دوران تصدي خود در بورس به دنياي اقتصاد ميگويد: من و تعدادي از اساتيد پس از مطالعه درباره پررنگتر كردن بخش خصوصي به اين نتيجه رسيديم كه خصوصيسازي بايد از مسير بورس، اتفاق بيفتد بنابراين كار را در بورس آغاز كردم.
ميرمطهري ادامه ميدهد: ابزارها و شاخصها را بازتعريف كرديم و شرايط حضور در بازار را براي فعالان و شركتها مهيا كرديم. آييننامههاي گوناگوني تدوين شد، حدود وظايف و رفتار فعالان بازار تعريف شد و براي اطمينانبخشي حسابرسان معتمد بورس معرفي شدند.
او همچنين از مطالعات و پايهگذاري بورسهاي فلزات، كشاورزي و نفت در دوره تصدي خود نام برد و طبقهبندي شركتها در بازارهاي اول، دوم، شرايط پذيرش، اوراق مشاركت و... را از ديگر اقدامات آن دوره عنوان كرد. همچنين راهاندازي معاملات ارزي از مواردي بود كه در آن زمان مطرح شد اما به دلايلي كه ميرمطهري آن را «حسادت سيستم بانكي» ميخواند، اين ابزار اجازه فعاليت نيافت.
ميرمطهري بر اين اعتقاد است كه مجموعه آن فعاليتها، شالودهاي را درست ميكرد كه مبناي ايجاد يك نهاد سرنوشتساز در فعاليتهاي اقتصادي كشور بود. در آن زمان دولت، اعتماد زيادي به بورس داشت و قيمتگذاري شركتها در رد ديونهاي دولتي بر عهده بورس بود.
سلامت اقتصادي يكي ديگر از بارزترين ويژگيهاي ميرمطهري است. او معتقد است: كسي كه مسووليتي در سطوح مختلف ميپذيرد، بايد نيات اقتصادي خود را به طور كلي فراموش كند و در جهت تعالي مسووليت خود بكوشد و اگر بخواهد هم كار را انجام دهد و هم به واسطه دانشي كه از اين كار به دست ميآورد، به منافع شخصي بپردازد، راه خطا رفته است.
از ديدگاه ميرمطهري مديران اقتصادي مجموعههاي مختلف مسووليت اجتماعي بزرگي نيز دارند و آن «حقالناس» است كه نبايد خدشهدار شود. آييننامههاي دستكاري قيمتها و استفاده از اطلاعات نهاني ادامه همين اعتقاد است. او ميگويد: بورس، تنها جايي براي ايجاد درآمد براي افراد نيست، بلكه وسيلهاي است براي تغيير ساختار اقتصاد كشور.
بورس در دوران ميرمطهري از يك سازمان كوچك كه مورد بيمهري بود به يك سازمان بزرگ با حضور شركتهاي مقتدر تبديل شد.
او تاكنون كتابهاي نگاهي به اقتصاد ايران و ارزيابي طرحهاي اقتصادي و مقالات زيادي را به رشته تحرير درآورده است.
ميرمطهري يكي از ستوننويسان دنياي اقتصاد نيز هست.
او آرزو ميكند روزي بساط دلارفروشي جمع شود و پول ملي ما به حدي برسد كه همگان بقيه پولها را به ريال تبديل كنند و پولها به خارج نرود و در بورس سرمايهگذاري شود.
ميرمطهري در حال حاضر به مطالعه، تحقيق و پژوهش ميپردازد و به عنوان مشاور با اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران همكاري ميكند و هيچ سمت اجرايي ندارد.
توفيق روزافزون او را آرزومنديم.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
