صعود دلار از نردبان قيمتها
ظاهراً قرار نيست آرام و قرار به بازار ارز ايران بازگردد. قيمتها لحظهاي شده است. نرخ ها بالا ميرود و رفت وآمدها هم بيشتر ميشود. جمعيت براي خريد دسته دسته ميآيند. با اظهارنظر هر مسوولي در مورد ارز، بازار دگرگون ميشود. برخلاف تصور، بعداز افزايش قيمتها، خريد از طرف مشتريان افزايش مي يابد که اين مساله موجب بالا رفتن دوباره قيمت ها ميشود. همه منتظر گرانتر شدن هستند. کسي هم سراغ دليل و علتش نميگردد. اما همين که اسم کاهش قيمت ميآيد، يک چرا هم دنبالش گفته ميشود. نوسان قيمتي ارز که گاها تا التهاب هم پيش ميرود، از سال گذشته شروع شده است. برخي کارشناسان و مسوولان اقتصادي علت را تقاضاي زياد، سفته بازي دلالان، تشديد تحريمها و ثابت بودن اقتصاد ايران در چند سال اخير ميدانند. در ماههاي اخير، به دنبال تشديد تحريم هاي اقتصادي و بانکي و نيز بروز التهابات ارزي، بحثهاي زيادي پيرامون تغيير نظام ارزي کشور و ايجاد يک نظام ارزي مناسب با شرايط تحريم صورت گرفت.
اين بحثها و پيشنهادها با وجود بازتاب گسترده رسانه اي و فعل و انفعالات بالاي بازار ارز، به دليل عدم مديريت مناسب و حاکم نبودن فضايي منطقي وعلمي به نتيجه نرسيده و عملاً موجب سردرگمي و رکود فعالان اقتصادي و واحدهاي توليدي مصرف کننده ارز از يکسو و سودجويي دلالان ارز از سوي ديگر شده است. آنچه در اين رابطه قابل توجه است اظهارنظرهاي غيرکارشناسانه و غيرمسوولانه از سوي برخي افراد غيرمسوول درمجلس و دولت وهمچنين واکنشهاي هيجاني مقامات مسوول بانکي است که نتيجه اي جز تشديد التهاب بازار ارز نداشته است. شوکي که بانک مرکزي و دولت به نرخ دلار وارد کردند اين فاصله را در پايان مردادماه به بيش از 1300 تومان رسانده است و انتظار ميرود باز هم دستخوش تغييرات شود.
نکته قابل توجه درباره قيمت ارز به خصوص دلار اين است که دولت در پي تشکيل بورس ارزي است و ميخواهد علاوه بر اين که نرخ مرجع را حتي به شکل ظاهري در همان رقم 1226 نگه دارد عمده مبادلات ارزي را به سمت بورس هدايت کند تا مبادلات روزانه قيمت آن را تعيين کنند. حال بايد ديد که دلار نهايتا با چه نرخي کشف قيمت ميشود و ساز و کار بورس ارز چگونه خواهد بود. جهت بررسي عوامل اصلي تغيير نرخ ارز در اقتصاد ايران، ابتدا بايد ساختار بازار ارز را مورد بررسي قرار دهيم. در بازار ارز ايران، دولت نقش مهمي بازي ميکند. از يک طرف به واسطه درآمدهاي ارزي حاصل از صادرات نفت، دولت بزرگترين عرضهکننده ارز در بازار ارز است. از طرف ديگر دولت به عنوان يک واردکننده بزرگ، متقاضي عمده در بازار ارز نيز ميباشد. با توجه به نقش عمده دولت در بازار ارز، درآمدهاي نفتي و سياستهاي ارزي دولت به عنوان دو عامل بسيار مهم، روند تغييرات نرخ ارز را رقم ميزند. البته بايد توجه داشت قدرت مانور سياستهاي ارزي دولت، تا حد بالايي به وضعيت درآمدهاي نفتي وابسته است. در واقع زماني که درآمدهاي نفتي در سطح بالايي قرار دارد و ذخاير ارزي انباشت شده دولت از نقش مسلط در بازار ارز برخوردار است و ميتواند با تغيير عرضه ارز، نرخ ارز را کنترل کند؛ بنابراين در شرايط رونق بازار نفت، عموما نرخ واقعي ارز به دليل افزايش عرضه ارز از سوي دولت کاهش مييابد، اما زماني که درآمدهاي نفتي و به تبع آن ذخاير ارزي کاهش مييابد، قدرت مانور دولت براي عرضه ارز و کنترل نرخ ارز کاهش مييابد و در نتيجه نرخ واقعي ارز در چنين دورههايي افزايش خواهد يافت.
در مجموع، ميزان درآمدهاي نفتي و سياستهاي دولت و بانک مرکزي در مديريت ذخاير ارزي، نقش مسلط را در تعيين نرخ ارز در اقتصاد ايران ايفا ميکند. در مورد اعمال سياست ارزي بايد توجه داشت که سياستهاي دولت بر سياستهاي بانک مرکزي مسلط است. اين سياست مالي دولت در زمينه ميزان هزينه درآمدهاي نفتي و مديريت منابع صندوق ذخاير ارزي است که تعيين ميکند چه ميزان ارز به اقتصاد کشور تزريق شود. در طول سياست مالي دولت، سياست ارزي بانک مرکزي عمدتا تعيين ميکند چه ميزان از ارزهايي که به واسطه سياست مالي دولت به اقتصاد تزريق شده است، به بازار ارز تزريق شود و چه ميزان آن به ذخاير ارزي بانک مرکزي اضافه شود. با توجه به حجم عظيم درآمدهاي نفتي که از کانال سياست مالي دولت به چرخه اقتصاد وارد ميشود، قدرت مانور بانک مرکزي براي کنترل تزريق ارز به بازار ارز اندک است، چون افزايش ذخاير ارزي بانک مرکزي به معناي افزايشپايه پولي و به تبع آن حجم پول است؛ بنابراين اعمال سياست ارزي نيازمند هماهنگي کامل دولت و بانک مرکزي جهت مديريت ذخاير ارزي کشور است.
ارائه اطلاعات نادرست يا بيان سياستهايي که هيچگاه به وقوع نميپيوندد، بحران اعتماد به مسوولان را بهوجود خواهد آورد که برگرداندن اعتماد عمومي و منطقي کردن انتظارات امري دشوار است. مصاحبههاي پياپي و مداوم مسوولان بانک مرکزي ميتواند به نوسانات و التهابات بازار ارز و طلا دامن زده و شوک بازار را تشديد کند. دولتها مکررا در بازار ارزهاي خارجي مداخله ميکنند و با فروش بخشي از ارزهاي خارجي و ابزارهاي پولي داخلي به استريليزه کردن بازار و حتي با خريد سهام از بورس داخلي به برخي مداخلات در بازار دامن ميزنند. استريليزه کردن در بانکهاي مرکزي همان تغيير در ترکيب ذخاير ارزي است.
بانکهاي مرکزي اصولا ذخاير ارزي را افزايش داده و اعتبارات داخلي را کاهش ميدهند. اين روزها بازار پر از نوسان و بيثبات بعضي را خسته کرده است. وقتي فضاي کشور از نظر اقتصادي بيثبات است، مردم سرمايههايشان را راهي بازار ارز و سکه ميکنند و اين پيامد خوبي به همراه نخواهد داشت. بانک مرکزي بعد از آشفته شدن بازار ارز هشدار داد که با صرافيهاي غيرمجاز و دلالان برخورد جدي خواهد شد و در اين بين نيرويانتظامي هم براي کمک اعلام آمادگي کرد. اما در عمل شاهديم ماموران با دلالان کاري ندارند. بازار آشفته کار خودش را کرد و خبر تکنرخي شدن ارز پس گرفته شد و بجايش قرار شد تعيين نرخ دوم ارز در بورس ارزيابي شود که احتمال داده ميشد موجب شکست قيمتها در بازار آزاد شود. اعلام خبر تکنرخي شدن ارز، دلار را تا مرز 2500 تومان پيش برد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
