آقای احمدی نژاد! آن یک خط را بنویسید، هیچ اتفاقی نمی افتد، مردم دعایتان می کنند
ه گزارش پایگاه خبری دی پرس سایت بازتاب، پس از آنکه بازار ارز و متاثر از آن بازار طلا و تحت تاثیر این دو، تمامی بازارهای اقتصادی کشور شرایط بحرانی بی سابقه ای را به واسطه عدم تزریق به میزان کافی ارز برای اشباع متقاضیان خرد و کلان تجربه کرد، دکتر احمدی نژاد که به تازگی رنج سفر و درگیری شدید با اسرائیل و آمریکا در قلب دیار کفر را تجربه کرده بود، یک باره پاسخگویی پیرامون شرایط اقتصادی و التهابات به وجود آمده و همچنین اعتراضاتی که درباره سخنان اخیر وی به خصوص در خصوص مذاکره مستقیم با آمریکا مطرح شده بود را در دستور کار قرار داده و درخواست های یک سال اخیر خبرنگاران برای برگزاری نشست خبری، انشاءالله بدون توجه به مسائلی همچون دستگیری رخ داده و دستگیری قریب الوقوع بعدی، برگزار شد تا حداقل این قریب الوقوع اگر به غیرقابل وقوع تغییر حالت نمی یابد، به محتمل الوقوع تغییر وضعیت دهد!
سخنان رئیس جمهور طبق رویه ای که از ایشان در هشت سال اخیر مسبوق به سابقه است، هرچند با گفته های صحیحی در مباحث مختلف نظیر نفی طلبکار بودن از مردم در حوزه فرهنگی و موارد دیگری همراه بود، اما با ناراست های فراوان نیز گره خورد که پیوند این دو در اصطلاح سفسطه خوانده می شود و اتهام زنی ها زمانی رنگ سیاه به خود می گیرد که عامل بیانش که اتفاقاً دومین مقام کشور است و چهره ای در جایگاه منتقد و اپوزیسیون نیست و نمی تواند خود را در چنین موقعیتی جا بزند، از صفر تا صد نظام را مورد خطاب قرار دهد و تقصیراتی که بخش قابل توجهی از آن (نه محدود یا معدودی) را گردن ارکان دیگر نظام بیندازد؛ ارکانی که اگر نبودند و ترمز منتقدین رویه غیراصولی رئیس دولت نمی شدند، ایشان هیچ گاه سال هفتم ریاست جمهوری اش را تجربه نمی کرد.
این اظهارات همان گونه که قابل پیش بینی بود برای جلوگیری از بهره برداری دشمن با سکوت پاسخ داده شد و به جای تاکتیکِ «بهترین دفاع حمله است»، تلاش نشد توپ از زیر پای تیم احمدی نژاد بیرون کشیده شود و داخل دروازه تیمی زده شود که در حال جرزنی است.
با این حال این مسئله اشتباه است که به معنای ترس تلقی شود و به قول دکتر علی مطهری «... نباید بگوییم باید کاری کنیم که دورهاش به پایان برسد چون آدم جسوری است و پروندههایی زیر بغل دارد» چرا که شخصی اگر بداند برچسب تاریخ دار بر رویش نصب شده و پس از آن تاریخ مشخص نیست بر سر برخی همراهان متهمش چه خواهد آمد و چه شرایط سیاسی و اجتماعی بر وی خواهد گذشت، می تواند تصمیمات خطرناکی اخذ نماید یا اظهارات خطرناکی را مطرح نماید که طرحش از سوی یک وزیر نیز با هزینه های خاصی همراه خواهد بود.
در کنار حملات دکتر احمدی نژاد که پخش زنده اظهارات وی از سایت نهاد ریاست جمهوری اتفاقی بی سابقه بود، وی یک تهدید علنی را برای نخستین بار انجام داد که اتفاقاً با استقبال مواجه شد و حجم وسیعی کامنت در حمایت از انجام این تصمیم رئیس دولت صورت پذیرفت. ایشان عنوان کرد: «اگر حضورمان خیلی سخت است حاضریم یک خط بنویسیم و خداحافظی کنیم» و برخلاف بسیاری از ناظران که شاه بیت اظهارات رئیس دولت را مباحث اقتصادی یا حملات قرار دادند، این مسئله به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است و به زعم نگارنده به قدر کافی رسانه ها به این درخواست یا شاید بتوان گفت تهدید رئیس جمهور نپرداخته اند.
نخست باید این پرسش را مطرح کرد که مخاطب این پرسش تهدیدگونه که بوده است؟ نظام؟ مسئولان ارشد؟ منتقدان غیرمسئول ایشان در نظام؟ مشخصاً منظور ایشان عوام نبوده اند که بعد از طرح همین درخواست حجم بسیاری از کامنت ها برای بازتاب و دیگر رسانه ها (آن گونه که منتشر کرده اند) در خصوص درخواست برای عمل به این وعده مطرح شده و اگر مراد ایشان بوده اند، می بایست آقای دکتر تاکنون چرخش قلمی بر روی کاغذ سفید و نه سربرگ ریاست جمهوری داشتند و آن یک خط را نوشته بودند. بنابر این پالس های ارسالی مخاطب خاص داشته، کما اینکه انتقاد غیرمستقیم از برخی مسئولان ارشد در کنار نقد مستقیم و تند برخی دیگر از ارشدترین مقامات کشور دارای پالس های ناگفته دیگری بود که ذکرش لزومی ندارد!
یک سال و نیم قبل و در زمان خانه نشینی یازده روزه، آقاتهرانی استاد اخلاق هیات دولت به نقل از رییس دولت اظهار کرد که در جلسه ای خصوصی خطاب به رهبری گفته حاضر به استعفاست. فیلم این اظهارات نیز منتشر شد و البته اظهارات استاد اخلاق دولت از سوی دولت با وقفه ای خاص به کل تکذیب شد.

حال باید پرسید آیا طرح تهدید به استعفا، برای مخاطب خاص تازگی دارد و آیا دکتر پیش از این و در فضای خارج از افکارعمومی چنین درخواستی را مطرح نکرده اند و پاسخش را نگرفته اند؟ پاسخ به این پرسش برای خواص مشخص است و طرح موضوع استعفا در سطح افکارعمومی و منضم به چنین ادبیاتی حداقل برای نگارنده یادآور تیراندازی بود که دشمن به سمتش می آمد و با سلاح خالی او را نشانه گرفته بود و امیدوار بود دشمن از ترس سلاح بگریزد.
جای تاسف دارد سلاحی به نام تهدید به استعفاء حکم چاقوی کند را دارد که نمی تواند گلوی شریان سیاست در داخل ایران را ببرد و تغییر رئیس جمهور، آن هم در این شرایط که تا انتخابات ریاست جمهوری زمانی باقی نمانده، به سادگی سرکشیدن یک لیوان آب خوردن است.
انشاءالله بلاتشبیه شرایط کشور از دوران ریاست جمهوری بنی صدر که مردم در اوج جنگ تحمیلی به سر می بردند، حساس تر نیست و طرفداران دو آتشه دکتر احمدی نژاد نیز از طرفداران دوآتشه بنی صدر که برایش اسلحه می کشیدند، پای کارتر نیستند و همین که قدرت او را تحلیل رفته بیابند، نه تنها او را ترک خواهند کرد، بلکه هر آنچه سند و اطلاعات برای نابودی تک تک مدیران ارشد دولت های نهم و دهم در اختیار دارند، دودستی تقدیم دولت تازه خواهند کرد. کما اینکه در دولت های پیشین که اتفاقاً با اعتدال پیش رفتند و مقابل برخی از ارکان نظام مواضع خاصی اتخاذ کردند یا خانه نشینی را تجربه نکردند، چنین رویه ای از سوی حواریون شان پیش گرفته شد و اندک اشخاصی از مدیران و هواداران دوآتشه شان حاضر به پرداخت هزینه برای ایشان در صحنه سیاسی شدند.
قطعاً اگر آقای دکتر تصور می کند برخی نمی گذارند ایشان کار کند و بعد از هفت سال به این نتیجه رسیده اند که باید از صدر تا ذیل نظام را چنین مورد خطاب قرار دهند تا همه حساب کار دستشان بیاید، می توانند تهدیدشان را عملی نمایند و قدرت را به آنهایی که توان مدیریت در این شرایط را دارند، بسپارند چرا که وقتی تیم ایشان در این مختصات زمانی نمی تواند کار را پیش ببرد، چه تضمینی وجود دارد اگر شرایط با اشتباه محاسباتی دشمن حساس تر شود، بتواند حتی شرایط موجود را نیز حفظ کند؟ با این حساب به رئیس دولت باید عرض کرد: «آقای احمدی نژاد! یک خط بنویسید و استعفاء دهید، هیچ اتفاق منفی نمی افتد» و چه بسا شرایط باثبات تر اقتصادی و سیاسی با تشکیل دولتی متشکل از نخبگان اقتصادی و سیاسی که بسیاری از ایشان در دوران هشت ساله شما روزنامه می خواندند، شکل بگیرد.
بی تردید می دانید که جمهوری اسلامی شرایط بسیار دشوارتری از امروز نظیر خرداد 1360 و یا تیرماه 1367 را سپری کرده است و قطعا قادر به عبور از شرایط فعلی است. نکته مهم در این میان حضور و عدم حضور شماست که در صورت استعفای حضرتعالی، دست کم مردم و نظام نگران بحران سازی های مداوم در سیاست خارجی از طریق یک موضعگیری تنش زا، گفتن یک سخن نسنجیده، انتصاب پرابهام و برخی حریف طلبی نیستند و انتظار نگارنده در آن شرایط این است که درصدی مشکلات و مصائب پیش رو از همین طریق تقلیل یابد.
در صورت عمل به وعده تان که رسم جوانمردی نیز هست، انشاءالله در تهران و در منزل نوسازتان امکان سکونت خواهید داشت و نیازی به سفر به پاریس یا دیگر اقلیم ها نخواهد شد و بی شک حضرتعالی به عنوان یک شهروند عادی به زندگی ادامه خواهید داد و چه بسا مردم نیز برای این تصمیم دعایتان کنند؛ هرچند ممکن است برخی اشخاصی که در هشت سال اخیر یا حتی پیش از آن به واسطه گفتار یا برخی تصمیمات حضرتعالی گرفتار ثلمه ای شده اند، دست به دادخواهی بزنند و طبیعتاً حضرتعالی نیز که همه مردم را دوست دارید، در این حوزه پاسخگو خواهید بود، هرچند اگر عدد این شکایات از مجموع عدد روزهایی که بر شما در پاستور و بهشت گذشت، عبور کند و این روحیه عدالت طلبی و پاسخگویی تان را نشان خواهند داد. درنگ نکنید و آن یک خط را بنویسید، که مردم دعایتان می کنند؛ البته اگر آنچه گفتید، صرفاً یک حربه نبوده است.
