نگاه اصولی به تصمیمات اقتصادی
2 سال است که صنعت پسته آمریکا در تمام نمایشگاههای مواد غذایی بینالمللی در تلاش است تا به دیگر کشورها و خریداران پسته ایران نشان دهد که در شرایط تحریمهای بینالمللی خرید پسته ایران قابل اتکا نیست اما در مقابل کشاورزان پستهکاران و انجمنهای فعال از تحقق این حرف جلوگیری کردهاند و مقابل تحریمها ایستادهاند. حال به سادگی هر چه تمامتر با یک تصمیم کارشناسی نشده صادرات پسته ایران را متوقف کردند که البته بعد از آن اعلام شد این ممنوعیت برداشته شده است.
گاهی در امور مختلف تصمیمات آنی بدون توجه کامل به نظر کارشناسان و خبرگان آن بخش اخذ میشود. در 2 سال اخیر نتایج چنین تصمیماتی را در حوزه گندم شاهد بودیم که چه تبعاتی را برای کشاورزان به همراه داشت. در یک تصمیم غیرکارشناسانه عنوان شد که خرید تضمینی گندم حتی یک ریال بیشتر از 420 تومان نخواهد بود. نتیجه چنین تصمیمی این بود که بخش زیادی از گندمها توسط دولت جمعآوری نشد، چون فروش آن برای کشاورزان سودی نداشت. بخشی از این گندم خوراک دام شد و بخشی هم به کشور عراق و افغانستان رفت. در شرایطی که گندم یکی از مهمترین و استراتژیکترین محصولات غذایی است و در حالی که ما چندی پیش شعار خودکفایی گندم را اعلام کرده بودیم مجبور شدیم 6 میلیون تن گندم را وارد کنیم. بر اساس محاسبات انجام شده هر تن گندم وارداتی تا زمانی که به سیلو برسد 330 دلار هزینه میبرد که با احتساب دلار 2700تومانی هر کیلو گندم وارداتی در کمترین حالت 890 تومان برای دولت هزینه داشت.
در سالهای اخیر بهطور متوسط 15درصد پسته ایران به مصرف داخل رسیده و 85 درصد آن صادر شده است. توجه کنیم که صادرات پسته ایران مانند سویا در برزیل و صادرات نفت عربستان و قطعات کامپیوتری سنگاپور است یعنی پسته یک محصول با بازارهای بینالمللی است که اصلا امکان ندارد هیچ نیرویی مانع صادرات آن شود. اما اتخاذ چنین تصمیماتی حتی اگر مسئولان فردای همان روز لغو ممنوعیت را هم اعلام کنند تاثیرات روانی بسیاری در بازار بر جای میگذارد و تلاش 50 ساله ما برای کسب تک تک بازارهای موجود را با سلب اعتماد مشتریان روبهرو میکند.
تمام تلاش ما در سالهای مختلف و بهخصوص سالهای اخیر که حلقه تحریمها تنگتر شده بر این بوده است که نشان دهیم این محصول تحریمشدنی نیست و خریداران پسته ایران میتوانند همچنان مشتری پسته ایران باقی بمانند. آیا سزاوار است که ما صادرات 150هزار تن پسته را ممنوع کنیم و تنها دلیلمان هم این باشد که پسته شب عید با قیمت چند هزار تومان ارزانتر دست مردم برسد؟ آیا به سرنوشت 150هزار خانواری که اقتصاد و معیشتشان به این محصول متکی و وابسته است. جدای از کشاورزان و فعالان این حوزه حتی خود دولت هم همچنان بهتزده به این تصمیم نگاه میکند و وزارتخانههای متبوع هم معتقدند ممنوعیت صادرات پسته ایران به عنوان دومین کشور صادرکننده پسته جهان کاری ناشدنی است. آیا تجربه ما در حوزه گندم، پسته و دهها مورد دیگر کافی نیست تا نگاه اصولی و آیندهنگرانهتری در اقتصاد کشاورزی به این تصمیمات داشته باشیم؟ دولت کنونی با بیش از 7 سال تجربه دولتی تازهکار و کم سابقه نیست که بتوان از چنین مسائلی در بدنه آن چشم پوشید.
*رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق ایران
