توافق نهایی، شانس اصلاحطلبان را زیاد میکند
مذاکرات هستهاي در وين برگزار شد و طرفين در عصر روز 3 آذر مصادف با 24 نوامبر به تمديد دوباره توافق ژنو راي دادند حال آنکه برخي اصولگرايان همچون آقاي زاکاني دبيرکل جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي در موضعگيريهاي مختلف و جداگانه اعلام ميکردند توافق جامع حاصل شده است، به نظر شما چرا اين اتفاق نيفتد؟
از ابتداي ورود به مذاکرات دغدغه و نگراني داشتيم که مذاکرات تمديد شود. تلاش تيم مذاکره کننده بايد بهگونهاي ميبود که در 3 آذر روند گفتوگوها با 1+5 به توافق نهايي منجر ميشد و مذاکرات به نتيجه ميرسيد چون تمديد مذاکرات در پيشينه ذهني ملت ايران سابقه خوبي ندارد. در دوره قبلي هم که تعليق را پذيرفتيم اروپاييها با يک سلسله دوره تمديدي عملا ضررهاي غيرقابل جبراني را به فرآيند توسعه هستهاي کشور وارد کردند و نهايتا خروجي آن تمديدهاي مکرر به تعطيلي کل فعاليتهاي هستهاي کشور منجر شد به همين دليل اين دغدغه از ابتدا وجود داشت که بحث تمديد ممکن است همچون گذشته در سياست و رويکرد 1+5 بهويژه آمريکاييها موضوعيت داشته باشد و آنها روند مذاکرات را به طرف سريالي از تمديدها ببرند. علت نگراني هم روشن است وقتي شرايط مذاکرات اين طور پيش ميرود، اقتصاد در قبال روند مذاکرات شرطي ميشود يعني بازار نسبت به سير و مسير مذاکرات قفل ميکند و منتظر ميماند تا نتيجه را ببيند و نوع رفتار خود را متناسب با آن تنظيم کند، طبيعي است که وقتي دوباره مذاکرات تمديد شد، اين رفتار فريز شده بازار ممکن است استمرار پيدا کند و اين مساله ميتواند به رونق اقتصادي و توليد داخلي کشور لطمه بزند. فکر ميکنم بايد سياست کلي تيم مذاکرهکننده اين باشد که فرآيند مذاکرات در دور بعدي ديگر تمديد نشود و حتما سقف نهايي مذاکرات هفتماه آينده باشد يعني تيم مذاکره کننده بايد تلاش کند زودتر از اين به نتيجه برسد اما نهايتا سقفش را تيرماه 94 درنظر بگيرد. اگر تيم مذاکره کننده نتواند مذاکرات را به نتيجه برساند و سريال تمديد بارديگر تکرار شود اين بسيار مخاطرهآميز است چون بر اقتصاد کشور مشکلاتي مترتب خواهد ساخت.
آقاي سروري! دو تحليل وجود دارد يکي ميگويد تمديد مذاکرات انجام شد تا آن اتفاقي که در زمان قطعنامه 598 رخ داد و اقتصاد کشور دچار شوک بزرگ شد و آن شوک خيلي از فعالان اقتصادي را ورشکسته و بازار را ملتهب کرد ديگر تکرار نشود چون در آن ايام شرايط به سختي دوباره به ثبات رسيد بنابراين هماهنگ شده با طرف 1+5 رسيدن به توافق جامع مرحلهاي شد تا از بروز شوک اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي پيشگيري شود. تحليل ديگر ميگويد مذاکرات تمديد شد تا توافق نهايي در تيرماه حاصل شود و دولت بتواند از موج اجتماعي حاصله به نفع هواداران اصلاحطلب و اعتدالي خود در انتخابات مجلس استفاده کند، نظر شما چيست؟ کداميک از اين دو ديدگاه به واقعيت نزديکتر است؟
معتقدم ديدگاه نخست به يک توجيه درماني شبيه است و هيچ خاصيت ديگري ندارد. حتما فرآيند مذاکرات نشان ميدهد اين مساله صحت ندارد چون هنوز در کليات هم به يک جمعبندي خيلي روشن نرسيدهايم. اين حرف زماني معنا داشت که مثلا 95 درصد مذاکرات جلو برود سپس دولت پنج درصد نهايي را نگه ميداشت و دست دست ميکرد تا بتواند اهداف ديگرش را نيز تأمين کند اما الان دورنماي مذاکرات اين نيست چون در کليات هم دو طرف نتوانستند به توافق برسند بنابراين نگراني جدي وجود دارد که وقتي ما در کليات نتوانستيم به نتيجه برسيم آيا جزء به جزء ميتوانيم در اين هفت ماه روي موضوعات به نطقه نظر مشترک دست يابيم. من خيلي نگران اين موضوع هستم. جمعبندي مباحث در هفت ماه آينده تنها در شرايطي محقق ميشود که تيم مذاکرهکننده کشورمان با وجود زحمات زيادي که تا امروز براي جلوگيري از زيادهخواهيهاي آمريکا و 1+5 کشيدند بتواند براساس يک جدول زمانبندي و اصرار و فشار گامهاي موثري را در هفت ماه بردارد والا با مشکل مواجه ميشويم. در هر صورت تحليل اول را وارد نميدانم چون در هر زماني که مذاکرات به نتيجه برسد اين شوک به اقتصاد کشور وارد ميشود يعني اين طور نيست که اگر توافق به چندماه آينده موکول شود مساله شوک کنترل خواهد شد. ضمن آنکه فرآيند مذاکرات اصلا اين تحليل را نشان نميدهد. تحليل دومي نيز وجود دارد که ميگويد برخي ميخواهند از توافق جامع هستهاي براي نتيجهگيري در انتخابات مجلس شوراي اسلامي سال آينده استفاده کنند البته معتقدم اگر بخواهد همان سرعت و روند در مذاکرات طي شود در هفتماه آينده نيز نتيجهگيري خيلي دشوار است مطمئنا ما به توافق نهايي با اين روند نميرسيم، ممکن است که بعضي از بخشها به نوعي معامله و گشايشهاي محدودي براي کشور ايجاد شود اما اين توافق جامع نخواهد بود مگر اينکه رويکردها و سرعت و نوع تعامل ما با 1+5 بهويژه آمريکاييها دچار دگرگوني شود و در يک جدول فشرده و جدي زماني بتوانيم موضوعاتمان را حل و فصل کنيم.
اگر توافق جامع هستهاي در تيرماه انجام شود تاثيري در نتيجه انتخابات مجلس آينده خواهد داشت يا خير؟
اين اتفاق را بيتأثير بر نتيجه انتخابات مجلس آينده نميبينم، مردم با دقت، جدي و نظارت بسيار دقيق اخبار مذاکرات را تعقيب ميکنند بالاخره امروز در کشور ما موضوع هستهاي در صدر اخبار است و از موضوعات اولويتدار کشور محسوب ميشود، تمرکز دولت نيز روي اين موضوع است البته شعار انتخاباتي آقاي روحاني هم همين بود اگر مذاکرات به نتيجه قطعي برسد به نظر من بر روند انتخابات تاثيرگذار است با اين وجود ما دعا ميکنيم اين اتفاق بيفتد چون بسيار در بهبود معيشت، زندگي و گشايش امور مردم موثر خواهد بود. از اين نظر حتي اگر تاثيرگذار روي انتخابات مجلس دهم باشد ما استقبال ميکنيم اما به شرط آنکه مذاکرات به توافق نهايي برسد يعني ما بتوانيم حقوق هستهاي خودمان را بهطور کامل در چارچوب انپيتي استيفا کنيم اگر چنين اتفاقي بيفتد حتي به قيمت تاثير بزرگش بر انتخابات آينده ما فکر ميکنيم. ارزشمند خواهد بود.
يعني شما معتقديد اگر توافق نهايي با رعايت خطوط قرمز نظام حاصل شود اين مساله وزن سياسي اصلاحطلبان را در انتخابات مجلس شوراي اسلامي افزايش ميدهد؟
بهطور قطع تاثير خود را خواهد داشت.
يعني اکثريت را به اصلاحطلبان ميدهد؟
تکرار ميکنم مشروط به رسيدن به يک توافق نهايي که منجر به استيفاي حقوق هستهاي ايران شود، به نظرم آثار خود را بر انتخابات آينده کشور خواهد داشت و اصلاحطلبان از اين فرآيند خواهند توانست سود ببرند اما يک نوع تحليل ديگري هم وجود دارد که بسيار احتمال وقوعش قوي است و آن اينکه يک اقدامات سطحي و غيرموثر در مسير مذاکرات صورت گيرد اما با يک موج رسانهاي و تبليغاتي آن را بزرگنمايي کنند و بخواهند در انتخابات مجلس از آن بهرهبرداري سياسي کنند. اين به نظرم خطرناک است يعني آدرس غلط دادن است و به شکلي ميتوان گفت که سوءاستفاده از فرآيند مذاکراتي است که دارد صورت ميگيرد.
يعني به نظر شما اگر توافق جامع هستهاي حاصل نشود، يکسري افراد توافقات جزئي را با هدف بهرهبرداري سياسي در انتخابات بزرگنمايي ميکنند؟
بله، بعد هم آن را روي موج رسانهاي با هدف فضاسازي افکارعمومي خواهند برد تا توافق جزئي يا به عبارت بهتر تعامل جزئي ايجاد شده ميان ايران و 1+5 را اتفاق خيلي مهمي نشان دهند و محصولش را انتخابات مجلس برداشت کنند، اگر اين رخ دهد يک بداخلاقي است که اميدوارم چنين اتفاقي نيفتد.
در مجموع شما معتقد نيستيد که دولت با عزم خود و با هدف بهرهبرداري سياسي در انتخابات مجلس مذکرات هستهاي را تمديد کرد؟
من چنين تحليلي ندارم چون دليلش روند مذاکرات است، روند مسير مذاکرات ما با 1+5 در ابتداييات متوقف شده است، چطور ميتوان گفت وقتي پيشرفت قابل ملاحظهاي نداشتيم و در کليات به جمعبندي نرسيديم تحقق توافق نهايي از عمد به تيرماه موکول شد.
اگر اصلاحطلبان تحت تاثير موج اجتماعي حاصل از توافق نهايي هستهاي اکثريت مجلس آينده را به دست بگيرند آيا از آقاي روحاني عبور ميکنند يا همچنان پشت سر او ميمانند؟
همين الان هم اظهارات برخي اصلاحطلبان نمايانگر اين است که آنها ظرفيت عبور از روحاني را ندارند اگر اين امکان برايشان فراهم شود به نظرم عبور از روحاني را کليد ميزنند اما الان آنها به اين اعتقاد هستند که قدرت اين کار را ندارند و خروج از همگرايي با دولت موجب ضربات سختي به آنها خواهد شد چون قدرت مقابله با اصولگراها را در خود نميبينند به همين دليل آنها در چنين شرايطي همگرايي با دولت و اعتدال را خدشهدار نخواهند کرد، گرچه هنوز برخي تحليلگران اصلاحطلب با وجودي که دولت امتيازات قابل ملاحظهاي به اصلاحطلبان داد همچنان راضي نيستند و بهدنبال امتيازات بيشتر هستند.

