چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۵
اصلاح واقعی یا پوست‌اندازی رانت؟

اقتصاد ایران بر لبه تیغ بیم و امید

اقتصاد ایران سال‌هاست با تورم مزمن، نااطمینانی سیاسی، و تصمیم‌های متناقض دست‌وپنجه نرم می‌کند. اما آنچه این روز‌ها را «عجیب» کرده، فقط فشار نیست؛ بی‌قاعدگی فشار است. شوک‌ها پشت سر هم می‌آیند و فرصت تطبیق را از مردم، بنگاه‌ها و حتی سیاست‌گذار می‌گیرند. نتیجه چیست؟ بازار‌ها عصبی‌اند، خانواده‌ها محتاط‌تر از همیشه‌اند، و پول و سرمایه نیز، به جای تولید، به سمت سرمایه‌گذاری غیرمولد -طلا و ارز- سرازیر می‌شود. 
کد خبر : ۳۰۲۷۶۷
نویسنده :
عرفان رجبی خراسانی

به گزارش بورس‌نیوز، در حال تجربه روز‌هایی هستیم که انگار تاریخ معاصر ایران روی دور تند افتاده است؛ روز‌هایی که شدت و سرعت تحولات، حتی برای اهل فن نیز پیش‌بینی‌پذیر نیست. صبح با خبر حذف یک رانت قدیمی بیدار می‌شویم و شب با جهش قیمت یک کالای اساسی می‌خوابیم. جامعه، دقیقاً در میانه یک "بیم و امید" عجیب ایستاده؛ امید به اصلاح، بیم از هزینه اصلاح.

این گزارش نه قرار است از جنس شعار باشد نه از جنس تسلیم. سؤال اصلی روشن است: اگر قرار است اقتصاد ایران بالاخره «عقلانی» شود، چرا همیشه "هزینه" اش روی دوش مردم می‌افتد و "منافع" ش در جیب عده‌ای خاص می‌ماند؟

 

روز‌های عجیب؛ وقتی آینده از دست تقویم فرار می‌کند

 


اقتصاد ایران سال‌هاست با تورم مزمن، نااطمینانی سیاسی، و تصمیم‌های متناقض دست‌وپنجه نرم می‌کند. اما آنچه این روز‌ها را «عجیب» کرده، فقط فشار نیست؛ بی‌قاعدگی فشار است. شوک‌ها پشت سر هم می‌آیند و فرصت تطبیق را از مردم، بنگاه‌ها و حتی سیاست‌گذار می‌گیرند. نتیجه چیست؟ بازار‌ها عصبی‌اند، خانواده‌ها محتاط‌تر از همیشه‌اند، و پول و سرمایه نیز، به جای تولید، به سمت سرمایه‌گذاری غیرمولد -طلا و ارز- سرازیر می‌شود. 

در چنین فضایی، مردم حق دارند هم امیدوار باشند، هم بترسند. چون از یک سو شواهدی از اراده اصلاح دیده می‌شود، اما از سوی دیگر به زعم بسیاری از کارشناسان، سازوکار حمایت از آسیب‌پذیر‌ها هنوز شفاف و قانع‌کننده نیست.

 


پرده اول: امید؛ جمع کردن بساط "رانت رسمی"

 

از یک سو، امیدی واقعی وجود دارد؛ امیدی که از جنس «خبر خوبِ روی کاغذ» نیست، از جنس یک مطالبه قدیمی است: تک نرخی شدن ارز و کاهش شکاف چندنرخی آن، بستن درگاه‌های توزیع رانت و انتقال یارانه کالا‌های اساسی از ابتدای زنجیره به مصرف‌کننده نهایی.

وقتی ارز ترجیحی یا هر شکل از قیمت‌گذاری دوگانه و چندگانه کنار می‌رود، در تئوری باید دو اتفاق بیفتد:

۱.  مسیر سوءاستفاده کوتاه‌تر شود.

۲. منابع کشور به جای نشت به شبکه‌های واسطه‌گری (و حتی قاچاق)، به سمت تولید و رفاه هدفمند برود.

این همان نقطه‌ای است که شهروندان می‌گویند: شاید این‌بار فرق کند. شاید بالاخره نسخه‌های کارشناسی، به جای قربانی شدن زیر چرخ سیاست‌زدگی، امکان اجرا پیدا کرده‌اند. شاید اقتصاد از "توزیع رانت" به «تولید ثروت» تغییر مسیر بدهد. 

اما مشکل دقیقاً همین "شاید" است.

 


پرده دوم: بیم؛ اقتصاد روی تخت جراحی است، اما بی‌حسی برای مردم تمام شده


هیچ جراحی بزرگی بدون درد نیست؛ اما سؤال این است: درد تا کجا، برای چه کسی، و با چه تضمینی؟

وقتی سیاست‌گذار از «اصلاحات» حرف می‌زند، مردم یک ترجمه ساده دارند: «گرانی». چون تجربه تاریخی‌شان این را گفته است: اغلب اصلاحات اقتصادی در ایران، اول از جیب مردم شروع می‌شود و آخرش هم معلوم نیست به مقصد برسد.

بیم اصلی این است که فشار اقتصادی بر طبقات اجتماعی_ به‌خصوص اقشار کم‌برخوردار—تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ آیا این اقشار توان مقاومت دارند؟ یا قرار است جامعه به نقطه‌ای برسد که «کاسه صبر» نه با یک شعار سیاسی، بلکه با یک قبض، یک سبد خرید و یک اجاره‌خانه لبریز شود؟

این بیم، نه اغراق رسانه‌ای است و نه بدبینی ذاتی؛ محصول یک کارنامه است: کارنامه‌ای که در آن، هر بار که قرار بوده رانت حذف شود، تنها شکل رانت عوض شده و هر بار که قرار بوده عدالت برقرار شود، مسیر هزینه‌ها منحرف شده است.

 


زنگ خطر چند روز گذشته؛ وقتی کالا‌های اساسی فرمان را از دست می‌گیرند

 


افزایش بی‌رویه قیمت کالا‌های اساسی_ حتی در بازه‌های کوتاه_ فقط یک "خبر گرانی" نیست؛ زنگ خطر مدیریت کلان است. چون کالا‌های اساسی نقطه تماس مستقیم سیاست با زندگی روزمره‌اند. شما می‌توانید درباره نرخ بهره، بازار سرمایه یا سیاست ارزی بحث تخصصی کنید، اما مردم نتیجه را در قیمت نان، لبنیات، روغن، تخم‌مرغ، گوشت، دارو و حمل‌ونقل می‌بینند.

اگر قرار است جراحی اقتصادی انجام شود، باید یک مسئله به صورت اساسی مدنظر تصمیم‌گیران قرار گیرد: سفره مردم نباید به طور اساسی تحت تاثیر قرار گیرد. شروع فشار از سفره یعنی تحریک تورم انتظاری، تشدید نااطمینانی، و تبدیل امید اجتماعی به بی‌اعتمادی مزمن. این همان جایی است که سیاست‌گذار باید تصمیم بگیرد: می‌خواهد اصلاح کند یا فقط می‌خواهد صورت‌مسئله را با یک نام جدید دوباره تولید کند؟



پرسش آخر: چه کسانی نمی‌گذارند اقتصاد به تعادل پایدار برسد؟

 


و می‌رسیم به سؤال کلیدی که معمولاً یا در حاشیه می‌ماند یا با کلی تعارف دفن می‌شود: نفع چه کسانی در بی‌ثباتی قیمت‌ها و شاخص‌های اقتصادی است؟

بی‌ثباتی برای مردم یعنی فرسایش؛ برای تولید یعنی ریسک؛ برای بورس یعنی موج‌های هیجانی و بی‌اعتمادی و خروج پول؛ اما برای یک گروه همیشه منتفع، می‌تواند «فرصت» باشد. گروهی که از شکاف قیمت‌ها، از رانت اطلاعاتی، از مجوز‌های خاص، از انحصار واردات و توزیع، و از بودجه‌نویسیِ پر از تبصره تغذیه می‌کند.

آیا با یک الیگارشی مستحکم در ساختار اقتصاد رو‌به‌رو هستیم؟ شاید این لفظ سنگینی باشد، اما نشانه‌هایش سبک نیستند:

•    چرا هر بار به فصل بودجه می‌رسیم، فشار به سمت افزایش هزینه‌های عمومی و کاهش قدرت خرید مردم می‌چرخد، اما حاشیه امن برخی ردیف‌ها دست‌نخورده می‌ماند؟

•    چرا اصلاحات، وقتی به «منافع گروه‌های ذی‌نفوذ» نزدیک می‌شود، ناگهان کند، مبهم و پر از استثناء می‌گردد؟

•    چرا سخن از شفافیت که می‌آید، عده‌ای سریع‌تر از همه دنبال خاموش کردن چراغ‌اند؟

واقعیت تلخ این است: اقتصاد بیمار فقط با نسخه درمان نمی‌شود؛ با قطع محل تغذیه بیماری، درمان می‌شود؛ و این دقیقاً همان جایی است که مقاومت برای اصلاح، آغاز می‌شود.

 


پرده آخر: سرانجام بیم و امید؛ اصلاح واقعی یا پوست‌اندازی رانت؟

 

اگر این اصلاحات قرار است به مقصد برسد، سه شرط حداقلی دارد:

۱.     شفافیت بی‌رحمانه: مردم باید بدانند چه رانت‌هایی حذف شد، چه منافعی قطع شد، و منابع آزادشده دقیقاً کجا رفت.

۲.     حمایت هدفمند و فوری: جراحی بدون چتر حمایتی، اسمش اصلاح نیست؛ اسمش انتقال بحران است.

۳.     پاسخگویی در برابر بودجه و مقررات: هر تبصره‌ای که بوی استثناء بدهد، یعنی راه فرار برای همان‌هایی که از بی‌ثباتی سود می‌برند.

وگرنه سرانجام این «بیم و امید» روشن است: امید، یک بار دیگر قربانی تجربه می‌شود. مردم می‌مانند و فشار، بازار می‌ماند و نااطمینانی، و رانت‌خوار‌ها می‌مانند و شکل جدید بازی.

 

در پایان، باید همان سؤال را تکرار کرد:

 

با صدای بلندتر از همیشه:

 


چه کسانی مانع رسیدن اقتصاد ایران به تعادل پایدارند، و چرا همیشه هزینه اصلاحات را مردم می‌دهند، اما سودش برای کسانی دیگر است؟

اشتراک گذاری :
ارسال نظر