هيچکس زير بار افتضاح کشتي نميرود
به گزارش فارس، از قديم گفته اند هر کسي را بهر کاري ساختند اما عجب که هر چه قديميها گفته اند نه به کار آيد و نه به بار. انگار ما نبايد از گذشته عبرت بگيريم که اگر ميگرفتيم اکنون کار کشتي به اينجا نميرسيد. شواهد پيداست و هويدا که ما گفتيم و نوشتيم کشتي را بايد به اهلش سپرد. اهل يعني کسي که بتواند کشتي را اداره کند و مديريت. حجت الله خطيب را از خيلي دورترها ميشناسيم. از زماني که مديرکل اداره تربيت بدني استان تهران بود و تا روزي که مديريت باشگاه پرسپوليس را بر عهده گرفت و سپس با کوله باري بدهي مديريت اين باشگاه را به نفر بعدي واگذار کرد اما دنيا چرخيد و چرخيد تا گردونه هدايت فدراسيون ورزش اول کشور به او سپرده شد.
ما نوشتيم که خطيب به درد اين کار نميخورد اما به گوش کسي نرفت که نرفت تا اينکه شواهد يکي پس از ديگري از غيب بيرون آمدند، اما انگار همه خود را به بيخيالي زدهاند. بعد از ماجراهاي دنبالهدار بدهيهاي سنگين فدراسيون کشتي، هجوم هر روزه طلبکاران به فدراسيون و خالي کردن خانه کشتي از دستگاههاي بدنسازي بابت طلبهاي چند صد ميليوني، حالا نوبت افتضاحي جديد بود؛ گروگانگيري نوجوانان در مغولستان! تعبيري که برخي رسانهها بابت سرگرداني و عدم اجازه خروج کشتيگيران نوجوان از مغولستان به کشور از آن استفاده کردند.بعد از اتفاقات ناگواري که براي تيمهاي ملي کشتي نوجوانان در مغولستان پيش آمد و اخراج اعضاي تيم فرنگي از هتل محل اقامتشان بابت پولي ناچيز و آوارگي چند روزه آنها در کشوري غريب، مسئولان فدراسيون کشتي نه تنها ککشان نگزيد که مدعي شده و باز هم بيپولي را بهانه کرده و توپ را به زمين وزارت ورزش انداختند.با وجود تمام اتفاقاتي که اين چند روزه رخ داد هر چه ما منتظر مانديم تا پاسخي قانع کننده يا حداقل عذرخواهي هر چند بينتيجه ببينيم، اما همانگونه که پيشبيني ميشد بيفايده بود.
در حالي که سران فدراسيون در اعتماد به نفسي عجيب توپ را به زمين وزارت انداخته اند، در وزارت ورزش هم هيچکس پاسخگو نيست و کوچکترين واکنشي نسبت به اين قضيه صورت نگرفت. فدراسيون کشتي هم که تکليفش مشخص است چون ماههاست با اين روش اداره ميشود. به هر حال اگر سوء مديريتي صورت گرفته است که حتماً اينگونه بوده است؛ بايد واکنشي از سوي وزارت ورزش نسبت به مديريت ضعيف و سراسر اشتباه سرپرست فدراسيون کشتي صورت ميگرفت، اما به نظر ميرسد شخص وزير که ساعات پاياني حضور در وزارتخانه را سپري ميکند نميخواهد خود را دچار چالش کند و در ظاهر که برايش اهميتي ندارد در حوزههاي تحت مسئوليتش چه اتفاقاتي در حال وقوع است و ميخواهد آخرين ساعات را به همين شيوه اي که در پيش دارد جلو ببرد.
بدون شک اتفاقاتي که در مغولستان براي کشتيگيران نوجوان ايران پيش آمد تا مدتها در ذهن علاقمندان به ورزش خواهد بود و اگر با لفظ «آبروريزي» و «افتضاح بزرگ» از آن ياد کنيم سخني به گزاف نگفتهايم. براي نخستين بار در تاريخ ورزش کشورمان تيمي آن هم در رده سني نوجوانان به يک کشور خارجي فرستاده شد، اما به گروگان گرفته شدند؛ به طوريکه نه راه پيش داشتند و نه راه پس!
برخي معتقدند خطيب با اين کارنامه سراسر حاشيه و مديريت ناموفق و ضعيف بر ورزش اول کشور بايد استعفا دهد، اما وي که خود را همچنان مديري موفق ميداند علاقهاي به دل کندن از صندلي رياست فدراسيون گوششکستهها ندارد و حاضر است براي حفظ آن دست به هر کاري بزند. اما با اين حال آيا نبايد ارادهاي از مسئولان بالادستي بر تغيير در اين فدراسيون اعمال شود؟ که به نظر ميرسد چنين ارادهاي هم وجود ندارد!نمي دانيم آيا عباسي در تنهايي خود به انتخاب خطيب به عنوان سرپرست فدراسيون کشتي ايراد ميگيرد يا نه و يا اينکه چه نمره اي بابت اين انتخاب به خود ميدهد اما اين انتظار ميرفت اگر همچنان به انتخاب خطيب اعتقاد دارد بابت اتفاقي که پيش آمده بود واکنشي نشان ميداد و يا حداقل بياينه اي بابت مبرا کردن فدراسيون کشتي از اين فاجعه صادر ميکرد که نکرد تا به اين فکر کنيم آيا وزير هم به انتخاب اشتباهش معترف شده است؟
شايد خطيب تا سالها نخواهد اشتباهاتش را بپذيرد و کنار برود و تمايل داشته باشد با همين روند کشتي را به قهقرا ببرد، اما آيا نبايد نيرويي از بيرون و از طرف مسئولان بلندپايه ورزش او را بازخواست کنند تا حداقل جلوي اين روند نزولي و سقوط گرفته شود.خطيب در اين مدت به خوبي نشان داد که مرد روزهاي سخت نيست و در شرايط حساس زير بار مسئوليتهاي بزرگ شانه خالي ميکند شاهد اين مدعا هم آن است که در اين وقايع اثري از او به عنوان مسئول اول فدراسيون ديده نشد و دريغ از حتي يک اظهار نظر!
به هر صورت همه به خوبي ميدانيم که ورزش کشور با مشکلات مالي فراوان دست به گريبان است و اين مختص يک رشته و کشتي نيست به طوري که با اعلام وزير ورزش تا چند ماه پيش بيشترين کمک مالي سالهاي اخير اين رشته به فدراسيون کشتي با حدود 11 ميليارد تومان شده بود، اما مسئولان فدراسيون کشتي همچنان از بيپولي مينالند، پس هنر مديريت چه ميشود؟اگر پول بيحساب و کتاب در چرخه ورزش وجود داشته باشد که مديريت مفهومي ندارد، اما نکته جالب توجه در اين بين عدم مسئوليتپذيري فدراسيوننشينها بود به طوريکه در نهايت هيچکس زير بار اين آبروريزي و افتضاح بزرگ نرفت و با انداختن توپ به زمين يکديگر سعي در شانه خالي کردن از زير بار مسئوليت داشتند. در هر صورت استعفا شجاعت ميخواهد و به نظرميرسد خطيب اين شجاعت را نداشته باشد، اما بايد بداند که حالا وقت رفتن است؛ همين حالا.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
