اظهارات جدید اسنودن در مورد آمریکا
ادوارد اسنودن، در زمان دريافت جايزه سام آدامز مجددا تاکيد کرد که رژيم جاسوسي امريکا چيزي جز يک حکومت خودکامه و مستبد نيست.
به گزارش پرس تی وی، براي آنهايي که هنوز در مورد اهميت افشاگريهاي اسنودن ترديد دارند، لازم است که با دقت به اظهارات اخير اسنودن و ديگر اظهارات سياسي که وي شايد در آينده براي توضيح نقش خود جهت ارتقاي آزادي و دموکراسي بيان کند، گوش فرا دهند.
اسنودن اذعان دارد، رژيم جاسوسي و جنايتکار امريکا به مقاماتي که به مردم دروغ ميگويند مصونيت ميدهد؛ همان مقاماتي که در کنار دروغگويي، براي تحميل و تزريق مفهومي انحرافي از عدالت با هدف مجازات ايثارگران ِ راه حقيقت و شفافيت از هيچ تلاشي فروگذار نميکنند. هيچ کس نميتواند به کسي که به دروغگويي شناخته ميشود، اعتماد کند. هيچ کس نميتواند اين خطر را بکند که به اين به اصطلاح اقتدار رژيم جاسوسي ِ خشونت ورز اعتماد کند؛ رژيمي که همه کار براي سرکوب هرگونه اقدام دلاورانه ميکند اما در عين حال از يک نظام فاشيستي محبوب ِ افراد خود کامه حفاظت ميکند.
در نتيجه پيوند فناوري ِ جاسوسي با عدم پاسخگويي دولت در امريکا، عدم مشروعيتي فلج کننده به بار آمده که هيچ نظامي قادر به جان سالم به در بردن از آن نيست. حکومتها براي اينکه بتوانند ادعاي اجراي عدالت داشته باشند، نبايد اعتقاد به قانون جنگل داشته باشند يا بر اين باور باشند که اشخاص حقيقي بايد به جاي يک حاکميت بزرگتر مورد افترا قرار بگيرند آن هم به خاطر اينکه آن حاکميت توانايي ارعاب، شکنجه، قتل و اجبار افراد به فرمانبرداري را دارد.
بهترين و بزرگترين نمونههاي رفتار اخلاق گرايانه در کار افراد و اشخاصي ديده شده که به دليل باورهاي خود، رنج کشيدهاند؛ افرادي مانند قديسهاي مذهبي و فعالان مدرن مانند ماهاتما گاندي و نلسون ماندلا نه نهادهاي تمرکز قدرت و برخوردار از مصونيت قضايي مانند رژيم جاسوسي امريکا. اسنودن خود به اندازه کافي خاص و استثنايي هست تا از نظر اخلاقي دولتها را تحت الشعاع خود قرار دهد و اين صرفا به خاطر اهميت اقدامات وي نيست بلکه به دليل شخصيت اخلاقي خود اوست. تصميم اسنودن براي ايثار و فداکاري در راه آن چيزي که آن را درست ميداند، شاهدي بر اين مدعاست.
دقيقا نقطه مخالف رفتار اخلاق گرايانه اسنودن، زندگي جنايتکاران جنگي بدنامي مانند بوش و بلر است؛ جنايتکاراني که پشت گاردهاي امنيتي و سردمداران فاسد پنهان ميشوند زيرا ميدانند کشته شدن در راه دروغهايي که تا پاي گور همراه آنها خواهد بود، ارزش ندارد. نبايد ترديد داشت که زندگي بزدلانه و مملو از دروغ اين افراد شايسته اين است که از سوي همه ما مورد نفرت باشد.
برخي مسئله رسوايي جاسوسي آژانس امنيت ملي را حاکي از وجود معما و برزخي بين حريم شخصي و امنيت ميدانند اما اين نگاه متاثر از هجمه تبليغاتي مسمومي است که ميگويد رژيم جاسوسي به دليل وجود وضعيت اضطراري فعاليت ميکند. همه رژيمهاي فاشيست همواره به دنبال اين بودهاند که مردم چنين باور و فرضي داشته باشند. تلاش براي سوق دادن شرايط به «وضعيت فوق العاده» به مناسبتهاي مختلف و سخن گفتن از امنيت، شاهدي بر اين است که تنها دغدغه رژيم جاسوسي توجيه اين گزاف کاري تماميت طلبانه و به تصوير کشيدن افراد به عنوان تهديد و خطري غير قابل تحمل است.
سخن گفتن از امنيت بدين معناست که رژيم جاسوسي امريکا مذبوحانه در تلاش است بواسطه ادعاي اينکه اين رژيم «ميشي در لباس گرگ» است و بايد دوباره مورد اعتماد قرار بگيرد، چهره مخدوش شده خود را بابت افشاگريهايجاسوسي ترميم کند. با وجود اين، حقيقت روشن است: اسنودن لباس پشمي اين رژيم را کنار زده و گرگي که آن لباس را پوشيده بود در برابر چشم همه ما آشکار شده است.
چيزي که امنيت مردم را تهديد ميکند سياست غير قابل توجيه در مناطقي مانند خاورميانه است؛ سياستي که به درستي و کافي براي مردم توجيه نشده و دولتهاي غربي براساس آن وارد جنگهايي ميشوند که ارتباطي به آنها ندارد. رژيم جاسوسي و متحدان آن با گوسفند فرض کردن مردم و اتخاذ سياستهايي عليه منافع آنها، ديگر عملا هيچ اعتبار دموکراتيکي براي خود باقي نگذاشتهاند.
اقدامات و تصميمات اساسي که اهميت ِ وجودي و فزاينده براي مردم در غرب دارد، مانند ورود به جنگ يا نقض حقوق، با بياعتنايي حاکمان غربي روبرو ميشود و هيچ گونه رسيدگي که از سوي مردم کافي و لازم دانسته ميشود در مورد اين اقدامات صورت نميگيرد. تصميمها توسط دار و دستههايي گرفته ميشود که باور دارند مردم عقل و خرد کافي براي درک منافع خود را ندارند و اين دار و دستهها اعتقاد دارد به عنوان «نمايندگان» دموکراتيک مردم اين حق را دارند که جان راي دهندگان خود را در جنگهاي غير موجه و غير مسئولانه به خطر بياندازند؛ جنگهايي که خود آنها هرگز حاضر نيستند بابت آن جانشان به خطر بيافتد.
بهترين توصيف در مورد چيزي که اسنودن از آن پرده برداشت، يک حکومت خودکامه است. ارسطو حکومت خود کامه را رژيمي توصيف ميکند که در آن قوانين براي اين وضع ميشوند تا از منافع افرادي محافظت کنند که خود اين قوانين را وضع کردهاند و نه مردم. در نظامي که قوانين از مقامات دروغگو محافظت کرده و مانعي در مسير افرادي است که دست به انتخابهايي از روي وجدان خود ميزنند و حقيقت را ميگويند، بايد اين احتمال را بدهيم که برچسب خود کامه برازنده آن باشد.
رژيم جاسوسي امريکا هرگونه مشروعيت دموکراتيک را از دست داده است زيرا به اعتماد مردمي که ادعا ميکرد از آنها محافظت ميکند، خيانت کرده است. اين رژيم جاسوسي از طريق نظارت بر جمعيت و مردم چه در داخل و چه در خارج آن هم به صورت کاملا مستبدانه و ارباب منشانه، ثابت کرد که به هيچ وجه يک دموکراسي حقيقي نيست و صرفا از اين واژه استفاده ميکند تا به خودکامگاني که توانستهاند به صورت فريبکارانه در موضع نماينده مرده قرار بگيرند، قدرت بدهد. پنهان نگاه داشتن وجود يک برنامه جاسوسي داخلي از مردم تنها دليلي که ميتواند داشته باشد، خيانت به اعتماد مردم، فرار از هرگونه لزوم جلب موافقت آنها با تصميمات و اجتناب از روبرو شدن با قربانيان است.
خطر اصلي که جهان غرب را تهديد ميکند، تمرکز فزاينده نيروهاي شرور و شيطاني در قلب دولتهاست. آنها نيروها و عوامل استبداد، جبر فکري و اجبار مردم بيگناه بر خلاف اراده خود آنها هستند. اين امور علنا و آشکارا در جنايات رژيم جاسوسي هويداست.
بيشتر و بيشتر در حال آشکار شدن است که رژيم امريکا و متحدان آن به هيچ اصولي که ارزش دفاع کردن داشته باشد، پايبند نيستند و از فناوري براي ارعاب و وحشيگري عليه مخالفان خود استفاده ميکنند. هيچ توجيه قانع کنندهاي براي خيانت به اعتماد مردم و تعرض به حريم شخصي آنها ارائه نشده است و ترديدي وجود ندارد که هر چيزي کمتر از مرگ رژيم جاسوسي براي دموکراسي مناسب نيست.
اين افسانه - زماني باور پذير- که امريکا در حال مبارزه با استبداد در سراسر جهان است ديگر هيچ خريداري ندارد. استبداد و شرارت جهاني در رژيم جاسوسي امريکا متمرکز شدهاست و اين امر از بياهميتي اين رژيم به امنيت مردم اين کشور يا آزادي در جهان به خوبي قابل ديدن است.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
