بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۵۹

مرعشی : بله؛ بعد از بازنشستگی «قهوه خانه» را پیگیری می‌کنم!

کد خبر : ۱۰۸۶۰۶

مرعشی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی «خبرگزاری دانشجو» در واکنش به اظهارات شب گذشته نجفی در مورد قلیان گفت: ایشان به ما لطف کردند و ما به نظر ایشان احترام می گذاریم؛ اگر از مسائل مهم کشور، قلیانش سهم ماست، عیب ندارد مناظره برگزار می کنیم!


رییس سابق سازمان میراث فرهنگی ادامه داد: در مورد استفاده از قلیان با نظر آقای نجفی موافقم چرا که این کار نه از نظر شرعی و نه از نظر عرفی اشکالی ندارد.


مرعشی گفت: مسئله قلیان ربطی به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ندارد؛ قلیان سرگرمی کل مردم است و هر چیزی که حرام نباشد می تواند مورد توجه مردم و پیگیری مسئولین قرار گیرد.


وی که پیش از این از راه اندازی قهوه خانه در دوران بازنشستگی خبر داده بود در پاسخ به این سوال که آیا این اقدام را انجام داده یا نه؟ گفت: شاعر می گوید: «چنان خشکسالی شد اندر دمشق/ که یاران فراموش کردند عشق». طی هشت سال گذشته فضا طوری نبود که بتوانیم به آرزوهایمان فکر کنیم!


مرعشی افزود: البته هنوز بازنشسته نشده ام و رییس مدیران خیابانی و مسئول سازماندهی آنان هستم؛ به امید خدا در دوران بازنشستگی موضوع قهوه خانه را پی خواهم گرفت!

این درحالی است که پیش از این مرعشی از علاقه ی خودش به قهوه خانه خبر داده بود تا جایی کهدر روزی که از مجلس خداحافظی کرد تا ردای معاونت سیدمحمد خاتمی را در سازمان میراث فرهنگی و ایرانگردی بر تن کند، به نمایندگان مجلس قول داد که در آینده و برای دوران بازنشستگی یک «قهوه خانه» راه اندازی می کند تا آنها دقایقی در آن حاضر شوند و یک «چای قندپهلو»بنوشند.

وی حتی خاطرات قهوه خانه ای هم دارد که یکی از این خاطرات را این طور بیان می کند:

زمانی که افتخار نمایندگی ملت را داشتم و در مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم کرمان حاضر بودم؛ بعضی روزها با جمعی از دوستان نماینده برای صرف ناهار و البته قلیان به قهوه خانه های نزدیک مجلس می رفتیم. در ایام رسیدگی به بودجه در مجلس ششم کمسیون تلفیق بودجه در ساختمان بهارستان تشکیل می شد- هنوز مجلس به ساختمان بهارستان منتقل نشده بود- ظهر برای ناهار به یک قهوه خانه مردمی و ساده روبروی مسجد سپهسالار رفته بودیم.

زمانی که مشغول صرف دیزی بودیم چند نفر جوان با لباس بنایی به قهوه خانه آمدند. از ایشان پرسیدم اهل کجا هستید؟! گفتند: اهل سبزوار. سوال کردم نماینده خود را می شناسید؟ به خوبی دکتر خیر آبادی نماینده فعال ودلسوز سبزوار را می شناختند. گفتم کاری کرده است؟ گفتند: خدا خیرش ندهد اگر کاری کرده بود که الان ما در تهران دنبال کارگری نبودیم. و به زبان ساده وصریح از آقای خیر آبادی انتقاد کردند. گفتم علاقه دارید با اوصحبت کنید؟و فوری موبایل دکتر خیر آبادی را گرفتم و گوشی را به آن چند جوان دادم.

ایشان از شنیدن صدای نماینده خود به وجد آمده بودند لیکن چون از قبل نزد ما انتقاد کرده بودند نتوانستند مانند سایر ما ایرانیها حرف خود را عوض کنند و به انتقادات خود ادامه دادند و حسابی دکتر را خجالت زده کردند. با انها قرار گذاشت وبرای اشتغال ایشان اقدام کرد.

غرض اینکه کاش مسئولان ما می توانستند همواره با مردم کوچه وبازار زندگی کنند و مردم نیز در کنار حمایتهای سیاسی از مسئولان با صراحت وجدیت خواسته های واقعی خود را طرح می کردند. آنگاه نه دوستان اصلاح طلب ما اولویت توسعه سیاسی را بر می گزیدند و نه آقای احمدی نژاد به جای حل و فصل مشکلات مردم به فکر اداره جهان می افتاد.


اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر