پیشینه سهام عدالت در جهان
{mosimage}در بیشتر کشورهای اروپای شرقی، تنها راه حل برای واگذاری بنگاه های دولتی ، دادن حق ویژه ای به تمام شهروندان برای خرید سهام این شرکت ها بود که با اجرای این راه حل هزاران بنگاه در کمتر از پنج سال خصوصی شد و ماهیت بدون تبعیض این برنامه ها، محبوبیت آنها را تضمین نمود و فرآیند خصوصی سازی را تبدیل به امری بدون بازگشت نمود، چراکه بیشتر جمعیت این کشورها، سرمایه دار شده بودند.
بنا بر گزارش خبرنگار بورس نیوز و بر طبق گزارشات بانک جهانی در فاصله زمانی سالهای 1980 تا 1993 بیش از 12 هزار بنگاه خصوصی شده اند که تنها پنج در صد از این تعداد از طریق عرضه عمومی سهام صورت گرفته است و بیشتر خصوصی سازی ها از طریق شیوه کوپنی ( سهام عدالت) یا از طریق فروش مستقیم بوده است. در ادامه به بررسی این دو روش به اختصار می پردازیم:
oشیوه های گوناگون:
پس از فروپاشی نظام سوسیالیستی اروپای شرقی در 1989 این سوال مطرح بود که چگونه بنگاه های دولتی به شیوه ای که از نقطه نظر سیاسی قابل قبول باشد خصوصی گردند واگذاری بنگاه های دولتی به بالاترین پیشنهادها به عنوان یک را حل مناسب از حیث مسایل سیاسی شناخته شده است چراکه تنها سازمان های بین المللی و سرمایه گذاران خارجی توانایی مالی خرید این بنگاه ها را داشتند. تعلل در یافتن یک شیوه دیگر نیز در آن برهه زمانی مناسب به نظر نمی رسید، چراکه با فروپاشی نظام های کمونیستی بنگاه های دولتی کاهش ارزش به علت فقدان مدیریت روبرو بودند.
o برنامه های کوپنی:
در بیشتر کشورهای اروپای شرقی، تنها راه حل برای واگذاری بنگاه های دولتی ، دادن حق ویژه ای به تمام شهروندان برای خرید سهام این شرکت ها بود که با اجرای این راه حل هزاران بنگاه در کمتر از پنج سال خصوصی شد و ماهیت بدون تبعیض این برنامه ها، محبوبیت آنها را تضمین نمود و فرآیند خصوصی سازی را تبدیل به امری بدون بازگشت نمود، چراکه بیشتر جمعیت این کشورها، سرمایه دار شده بودند.
با این وجود این برنامه ها نقاط ضعف زیادی دارند و به نظر نمی رسد که راه حل مناسبی برای واگذاری بنگاه های دولتی در آینده به حساب آیند. در ادامه چند نمونه از ایرادات و نقاط ضعف این شیوه را ذکر می نماییم:
1.برنامه های کوپنی، وجه نقدی را در اختیار بنگاه یا دولت قرار نمی دهد.
2.برنامه های کوپنی منجر به راه یابی تکنولوژی های جدید و یا مدیریت متخصص به بنگاه ها نمی گردد.
3.برنامه های کوپنی هیچ اقدامی در جهت ایجاد مکانیزم کنترل کارا در شرکتهای به تازگی خصوصی شده انجام نمی دهد.
oفروش مستقیم دارایی ها:
در کشورهایی که تجربه کمونیستی نداشته اند، فروش مستقیم دارایی ها به عنوان راه جایگزینی در مقابل برنامه های کوپنی برای خصوصی سازی، ظهور پیدا کرد.
در این روش، تمام یا بخشی از یک بنگاه دولتی به یک بنگاه موجود ( داخلی یا خارجی) و یا به گروهی از سرمایه گذاران فروخته می شود. این روش به جهت اینکه هر سه شکل مطرح شده در برنامه های کوپنی را مرتفع می سازد، بر شیوه کوپنی ارجحیت دارد. این روش با روش انتشار سهام برای خصوصی سازی مقایسه می گردد و مطالعات نشان می دهد که در کشورهای در حال توسعه که با بازارهای سرمایه توسعه نیافته روبرو هستند، این شیوه بر شیوه انتشار سهام، ترجیح داده می شود.
در فاصله زمانی 1980 تا 1997 مجموعاً 831 مورد خصوصی سازی به ارزش 176 میلیارد دلار از طریق فروش مستقیم دارایی ها اجرا شده است.
oخصوصی سازی از طریق انتشار سهام :
با وجود محبوبیت بالای شیوه فروش مستقیم دارایی ها، خصوصی سازی از طریق انتشار سهام مبدل به شیوه واگذاری انتخاب شده توسط بسیاری از دولت ها شده است. در این زمینه حداقل چهار دلیل برای توجیه تمایل دولت ها به سمت این شیوه وجود دارد:
1. از بعد عملیاتی و مالی، انتشار سهام تنها شیوه عملی برای فروش بنگاه های بزرگ دولتی به شمار می آید. برای مثال، واگذاری شرکت تلگراف و تلفن نیپن (Nippon) در ژاپن که در سالهای 1987 و 1981 با بیش از300 هزار کارمند و کسب 80 میلیارد دلار درآمد به جز از طریق فروش سهام این شرکت از طریق بازار سرمایه از دیگر بازارها امکان پذیر نبوده است.
2. انتشار سهام به عنوان شفاف ترین شیوه برای فروش شرکتهای دولتی به حساب می آید:اثبات شفافیت دولت ها در زمینه واگذاری شرکتهای دولتی، معمولاً برای دولت ها بسیار مهم تلقی می گردد، چراکه آنها تمایل دارند سلامت و عدالت رعایت شده در واگذاری این شرکتها را به رأی دهندگان نشان دهند.
3. دولت ها دریافته اند که با تخصیص سهام، قیمت گذاری و تنظیم سایر شرایط ارایه سهام عمومی علاوه بر اهداف اقتصادی، به اهداف سیاسی خود نیز نزدیک گردند برای مثال، دولت ها برای رضایت و تشویق هر چه بیشتر سرمایه گذاران داخلی، می توانند با ارایه قیمت پایین برای عرضه اولیه به این سرمایه گذاری سود بیشتری نسبت به سرمایه گذاران خارجی برسانند.
4. سهام فروخته شده به سرمایه گذاران داخلی به شدت سرمایه کل و حجم معامله را در بازارهای سرمایه غیرآمریکایی ( ایالات متحده) بالا برده است.
ایجاد یک بازار سرمایه ملی معمولاً هدف برنامه های خصوصی سازی بوده است و خصوصی سازی از طریق انتشار سهام توانایی تغییر به سمت این بازارها را دارد. همچنین دولت ها به گسترش بازارهای سرمایه داخلی خود از طریق 5 شیوه انتشار سهام اهتمام می ورزند تا بازار سرمایه را به اندازه ای بزرگ سازند که این بازار بتواند یک سیستم مستقل مالی بازنشستگی را حمایت نماید.
