راه های پنهان کردن سود در شرکت ها

متأسفانه طی سال های اخیر تکرار چنین اقداماتی از سوی مدیران شرکت های بورسی بسیار متواتر و مشهود شده به گونه ای که گاهی با یک نگاه اجمالی به گزارش های مالی شرکت ها و یادداشت های توضیحی می توان به راحتی مبهم و خلاف و اقعیت صورت های مالی را پیدا کرد.
براساس گزارش بورس نیوز، آنچه بیش از هرچیز تعجب برانگیز بوده این است که چطور ممکن است حسابرسان شرکت اصلی و همچنین ناظران و حسابرسان سازمان بورس متوجه چنین پنهان کاری هایی در گزارش های مجموعه های بورسی نشوند و بسیار ساده از کنار آن بگذرند؟!
در این گزارش قصد داریم به متداول ترین روش هایی که شرکت ها می توانند از طریق آن سودهای خود را صورت های مالی پنهان کنند اشاره نماییم.
وجود کارگزار خرید در شرکت
یکی از متداول ترین شیوه ها برای مخفی کردن تعدیلات سودها انتقال آنها به شرکتی است که در واقع وظیفه خرید مواد و تجهیزات مورد نیاز شرکت اصلی را به عهده دارد.
این اقدام اینگونه صورت می پذیرد که شرکت اصلی با یک شرکت مستقل و یا یکی از شرکت های زیرمجموعه خود قرار داد کارگزار خرید بسته و به این طریق وظیفه خرید کلیه مواد و تجهیزات مورد نیاز شرکت را به آن محول می نماید. حال آنکه در این بین برای عدم انتقال سودهای شناسایی شده به شرکت اصلی، کلیه اجناس و تجهیزات خریداری شده توسط شرکت کارگزار به قیمت هایی بالاتر از قیمت خرید اصلی آن فاکتور شده و در صورت های مالی شرکت اصلی نمایان می گردد به این طریق اگر موجودی مواد مصرفی به قیمت N ریال توسط کارگزار خرید، تهیه شده است، شرکت اصلی این مواد را با قیمت N+X ریال در فاکتورهای خود می آورد و به این طریق بخش اعظمی از سود شناسایی شده در شرکت اصلی با رشد بهای تمام شده مواد مصرفی و تجهیزات در صورت های مالی از بین می رود حال آنکه در واقعیت این سود از بین نرفته بلکه در شرکت تحت قرارداد "که بعضاً هم متعلق به مدیران شرکت ها است" مخفی شده.
وجود کارگزار فروش در شرکت
از دیگر راهکارهای مدیران جهت دور ساختن اطلاعات صورت های مالی از واقعیت، پنهان کردن سودها در شرکت هایی است که وظیفه فروش صادراتی محصولات تولیدی آنها را به عهده گرفتند. در این روش برخلاف کارگزاران خرید، شرکت اصلی قیمت فروش محصولات تولیدی خود را با قیمتی کمتر از واقع فاکتور می نماید و در صورت های مالی خود نمایان می سازد. به عنوان مثال کارگزار فروش، محصول تولیدی شرکت را به قیمت N+X ریال می فروشد اما شرکت اصلی در صورت های مالی خود درآمد فروش حاصله را N ریال ثبت می کند و به این ترتیب بازهم بخشی از سود شناسایی شده شرکت اصلی در شرکت بازرگانی که وظیفه فروش محصولات را به عهده دارد پنهان می شود.
نکته حائز اهمیت این است که به طور معمول این شرکت های بازرگانی در خارج کشور به ثبت می رسند و حسابرس جداگانه ای هم دارند که کار حسابرسی را سخت می کند و منافع در جیب افراد خاص می رود نمونه این شرکت ها در بورس تهران زیاد است.
اجرای پروژه ها و طرح های توسعه ای
پروژه ها و طرح های توسعه ای نیز از جمله مواردی هستند که به دلیل حجم سرمایه گذاری بالا در آنها به راحتی شرایطی را فراهم می کنند که مدیران بتوانند از طریق آن سودهای خود را پنهان نمایند.
به این صورت که اگر طرحی در مجموع N ریال سرمایه نیاز دارد و قرار است طی N سال خاتمه یابد، شرکت ها به راحتی با بالا نشان دادن هزینه های اجرای طرح در صورت های مالی می توانند سودهای مجموعه را از طریق استهلاک سرمایه در شرکت نگه دارند و بعضاً هم پروژه را با قیمت بسیار بالاتر از حد معمول انجام می دهند و سودهای کلانی از این محل به جیب می زنند.
این روش از جمله روش هایی است که شناسایی تخلف مدیران در آن دقت بیشتری لازم دارد چراکه کلیه هزینه ها، طی چند سال صورت گرفته و به ندرت می توان قیمت ثابتی برای تجهیزات تهیه شده یافت و به آن استناد کرد و فاکتورها به نوعی گم می شود و اصولاً حسابرسان نیز دانش لازم برای فهمیدن قیمت اجناس را ندارند.
خرید دارایی
یکی دیگر از روش ها خرید دارایی در شرکت ها و بالا جلوه دادن قیمت آن در صور های مالی است. اتفاقی که شاید به حرف بسیار مسخره جلوه کند اما تعداد زیادی از شرکت ها با تهیه فاکتورهای جعلی، دارایی را به قیمت N ریال خریداری کرده و در صورت های مالی به قیمت N+X ریال به ثبت می رسانند بی آنکه کسی در جستجوی یافتن قیمت واقعی دارایی باشد. یعنی خرید جنس به روش زیر میزی و کسر پورسانت از فاکتور خرید برای برخی افراد خاص صورت می گیرد.
موارد عنوان شده متداول ترین روش هایی بود که شرکت ها برای مخفی ساختن سودهای خود به آن متوسل می شوند حال آنکه در این میان بالا و پایین کردن نرخ تسعیر ارز و ادعای دریافت ریالی درآمدهای حاصل از فروش صادراتی در برخی از شرکت ها از دیگر راه هایی است که به نظر می رسد از سال گذشته و با نوسانات نرخ ارز به عنوان یک اپیدمی و امری عادی در بسیاری از شرکت های بورسی مطرح باشد.
همه این مسائل در حالی اتفاق می افتد که متأسفانه با وجود ناظران متعدد اعم از حسابرسان شرکت و سازمان بورس، کماکان شاهد رخداد آن در صورت های مالی مجموعه های بورسی هستیم و هیچ یک از نهادهای ناظر نمی توانند از تحقق چنین تخلفاتی جلوگیری به عمل آورند. تخلفاتی که گاهی با یک نگاه ساده به گزارش های مالی شرکت ها قابل درک هستند.
اینجاست که باورمان می شود، در بسیاری از موارد نه زور بورس به شرکت ها می رسد و نه زور جامعه حسابداران و حسابرسان به تصمیمات هیأت مدیره مجموعه های بورسی می چربد چون یک اشکال اساسی در تعیین حسابرس وجود دارد و آن هم تعیین حسابرس توسط مجمع شرکت است که سهامداران اصلی می توانند حسابرس را با خود همراه سازند و حتی اگر حسابرس با آنها همکاری نکرد به راحتی تعویض کرده یا با وعده پول بیشتر او را به سکوت وادار نمایند و این ماده ای است که باید در قانون تجارت اصلاح شود و حسابرس به طور اتفاقی از سوی سازمان ناظر به شرکت ها معرفی شود که هزینه دستکاری در صورت های مالی افزایش یابد.

ولی آیا حسابرس اتفاقی که از سوی سازمان ناظر انتخاب شود نمی تواند حق سکوت، رشوه، هدیه و ... بگیرد؟
بهتر است پلیس قضائی بورس تشکیل شود
اگر چند تن از چنین مدیرانی بشدت مجازات شوند بی تاثیر نخواهد بود
آخه تو بورس ماشاالله تعداد این شرکتها کم نیست که دارن از خون سهامدارا می مکن
همیشه هم حسابرسی شده گزارش می دن هیچ کی هم کارشون نداره
اینجا این مهد رانت دنیا
اوج درد اینجاست که پریروز یکی را الکی میارن دیدن بورس و فرمایشی بازار را مثبت میکنند و میگن: استقبال سهامداران از دهه ی فجر ، و بعد دوباره ما را به این حال و روزی که الان بازار داره می اندازند.
آقای صالح آبادی استعفا بده
عالی بود. در مورد انتخاب و بکار گماری حسابرس توسط خود شرکت ها که در دهه اخیر امکان پذیر شده است علاوه بر مضراتی که فرمودید مشکل دیگر آنست که این موسسات باصطلاح حسابرسی حسابرسانی را که به داخل شرکت ها می فرستند کاملا مبتدی و حتی بدون تحصیلات عالی هستند بطوری که حسابدران داخلی شرکت ها به آنها گاها آموزش می دهند و در بیشتر مواقع هم بسادگی آنان را دور می زنند.
مدیران این موسسات مصداق واقعی ... هستند چه از نظر ضایع کردن حقوق صاحبان سهام و چه لطماتی که به آینده فعالیت آن شرکت می زنند.
حسابرس نباید توسط سهامدار عمده انتخاب بشه.
توسط نهاد نظارت بازار به صورت رندوم باید انتخاب بشه.
ولی کلا شرکتای معدنی و پتروشیمی چون محاسبات مربوط به سود آوریشون خیلی سادست ریسک حساب سازی کمتر تحدیدشون میکنه.
متاسفانه :::
خانه از پای بست ویران است چرا که رانتخواری در تمام لایه های جامعه نفوذ کرده است .
کاش همه چیز در سر منشا وچشمه ذرست میشد.اما به نظرم تنها راهکار بالا بردن سطح دانش وآگاهی ودانستن حقوق فردی وشخصی وسازمانی است وهمدل شدن همه نا حق شده گان
از قدیم گفتند دیگی که برای من نجوشد میخواهم که سرسگ توش بجوشد فعلاً تو این شرایط مسئولین مربوط و متولیان رشد شاخص منتفع نیستن و بنابراین حداقل یک الی دو ماهی روند سهم نوسانی و به سمت نزولی خواهد بود.
در کل جهت تلکه کردن سود سهامداران سودها رو به شرکتهای زیر مجموعه منتقل میکنند.
به تعداد ادم ها راه فرار از نشان دادن سود داریم مهم این هست که بایستی خصوصی سازی واقعی باشه و مدیران دولتی با چند کلاس سواد و پارتی نصب نشوند اگر خصوصی سازی واقعی بشود هر کس صلاح دارایی خود را میداند و دلسوزی میکند امروزه در همه دنیا مگر کشور های خیلی پیشرفته همانند کره شمالی و بعضی از کشورهای اسیا صغیر دولت عهده دار رفاه و معیشت و سربلندی مردم هست نه اینکه ارباب و سرور و همه کاره مردم خب بقول شاه قاجار بایستی همه چیزمان به همه چیزمان بیاید
صدرا نماد حق خوری آشکار در بین شرکتهای بورسیه وچون سهامداره عمده اش ... هستش کسی نمیتونه چیزی بهش بگه حتی. مسئولین سازمانم ...
واقعا برای کشور و مسولینش متاسفم که به اسم..... هر کاری دلشون بخواد میکنن
در گزارش 9 ماهه خپارس نکات مهمی به شرح زیر وجود دارد :
- در مقدار فروش تندر 90 مقدار فروش 9 ماهه 14000 خودرو ذكر شده فروش 12 ماهه 11000 خودرو ، چگونه اين اتفاق اقتاده مشخص نيست با همين اختلاف 90 ميليارد تومان از فروش 12 ماهه كم شده است
- فروش 9 ماهه مگان 1608 دستگاه و فروش 12 ماهه 1600 دستگاه ذكر شده !!!
- بهاي تمام شده كالاي فروش رفته در 9 ماه برابر با 710 ميليارد تومان كه شامل 578 ميليارد تومان خريد مواد اوليه ، 31 ميليارد تومان دستمزد 9 ماهه و 100 ميليارد تومان هزينه سربار توليد 9 ماهه مي باشد
حال مقايسه مي كنيم با بهاي تمام شده كالاي 12 ماهه كه خريد مواد اوليه 679 ميليارد تومان مي باشد مطابق گزارش 9 ماهه ،دستمزد و سربار 3 ماهه آخر سال حدود 40 ميليارد تومان مي شود و با اين محاسبه بهاي كالاي تمام شده 12 ماهه برابر با 850 ميليارد تومان مي باشد در حاليكه در گزارش 12 ماهه گزارش مبلغ 900 ميليارد تومان ذكر شده حال اين 50 ميليارد تومان اضافي به چه دليل است
- در قسمت هزينه هاي مالي 9 ماهه مبلغ 124 ميليارد تومان مربوط به زيان سال گذشته مي باشد و مشخص نشده جزييات هزينه 164 ميليارد توماني به چه دليل است
- با بررسي گزارش مشخص مي شود حدود 180 ميليارد تومان هزينه مبهم مي باشد
بورس نیوز عزیز این پنهان کاری نیست این آشکار است چرا که همه می دانند.
به که پناه ببرند این مردم!!!
با این مطالب نابت
خدا به داد سهامدار خرد برسه
بورس نیوز از خدماتت به بورس و سهامدار ممنونم