دستاندازهاي تامين مالي
«بازار سرمايه محملي براي تامين مالي بلندمدت و جذب منابع مالي مازاد در اقتصاد است، بازار سرمايه، چون در مقايسه با بازار پول ريسك بالايي دارد نرخ بازده مورد انتظار در آن بالا است. از طرفي نوسان ذات بازار سرمايه است چون دوره انتظار در اين بازار طولاني است بنابراين ريسك آن بالا است زيرا دارايي مورد معامله در آن در زمان طولاني نوسان بيشتري دارد.» اين جملات زيبا و دلفريب بيشتر براي توجيه رفتار فعالان بازار در كوتاهمدت مصرف دارند، اما در پس اين جملات زيبا زيانهاي كلاني نهفته است. هدف نگارنده يادآوري برخي مطالب وراي اين ادبيات زيبا است.Q
بازار سرمايه به لحاظ جايگاه خويش در اقتصاد هر كشوري ميتواند نقش بسيار مهمي را ايفا كند (يا سازنده يا ناكارآمد). اين بازار يكي از بالهاي تحقق برنامههاي كلان اقتصادي هر كشوري است و براي اينكه بتواند جايگاه خويش را حفظ كند بايد برنامهها و مقررات خويش را همسو با برنامههاي كلان اقتصادي كشور تنظيم و با آگاهي از ساختار اقتصادي و با شناسايي بازارهاي پول و سرمايه بتواند نقش سازندهاي را براي خود تعريف كند. به همين دليل، بايد استراتژيها به طور كامل در چارچوب ماهيت بازار سرمايه؛ بلندمدت، به دور از هيجان و اعمال سليقه تعريف شود.
همان طور كه مديريت نادرست نقدينگي يا عدم اتخاذ سياستهاي پولي درست و مديريت نادرست منابع ارزي، يا سوءمديريت تراز تجاري اقتصاد كشور را بيمار كرده و هدفگذاري آتي را ناممكن ميسازد، اختلال بازار سرمايه هم به همان اندازه به آينده اقتصادي لطمه وارد ميكند.
در سال گذشته همگان شاهد فعاليت بازار سرمايه و به طور اخص بازار سهام بودهاند. بازده بالا و ريسك كم يا بازده پايين و ريسك بالا و ركود، شرايطي متفاوت بود كه در كمتر از يك سال در بازار سرمايه كه نگاهي بلندمدت به آينده دارد رخ داده است كه بسيار جاي تامل دارد. اگر برنامههاي بلندمدت به اين ميزان نوسان دارد پس برنامههاي كوتاهمدت چه ميشود؟
در اقتصاد رقابتي، زماني كه در يك حوزه فعاليت به هر دليلي حاشيه سود بالا باشد رقباي جديدي وارد بازار شده و به مرور زمان با تغيير شرايط فعاليت، حاشيه سود كاهش يافته گاهي اوقات موجب زيان عدهاي هم ميشود. به باور نگارنده در اين يك سال هم -با فرض شناخت اقتصاد كشور و كاستيها و مشكلات آن- اميد كسب بازده بالاتر از تورم به دلايل گوناگون علت اصلي جذب نقدينگي از بازارهاي رقيب مانند مسكن، طلا، ارز و حتي سپردههاي بانكي به بازار سهام بوده است. عواملي كه باعث شكلگيري اين اميد در سطح خرد و كلان شد از اين قرارند: نخست رشد نرخ ارزهاي خارجي به ويژه دلار و به تبع آن افزايش سودآوري شركتهاي صادراتمحور، دوم؛ موضوع انتخابات و خوشبيني عمومي و افزايش اميد به آينده به خاطر رفع احتمالي برخي تحريمها و گشايش روابط بينالمللي و افزايش فروش نفت و كسب درآمدهاي ارزي به دنبال توافق هستهاي اين موضوعات بنياديني بودهاند كه بخشي از رشد بازار سهام را سبب شدهاند و بدنه كارشناسي بازار سهام نيز تا اينجا كاملا موافق رشد قيمتها هستند. اما آنچه به نظر ميرسد به بهانه اين عوامل به ارزيابي بيش از ارزش ذاتي سهام شركتها منجر شد، همان مشكل هميشگي اقتصاد كشور يعني نقدينگي است.
به هر حال نقدينگي هوشمند است و به هر بخشي از اقتصاد كه انتظار حاشيه سود بالايي داشته باشد هجوم ميآورد اما در اين ميدان برنامههاي مديران كلان اقتصادي براي كنترل، آثار مخرب هجوم نقدينگي طرف مقابل آن قرار دارد. بنابراين هجوم نقدينگي هنگامي اثر تخريبي دارد كه هيچ برنامهاي براي مقابله با آن وجود ندارد. دقيقا اينجا است كه نقش سازمان ناظر مفهوم پيدا ميكند و در بسياري اوقات حضور حساس اين ناظر قدرتمند احساس ميشود، اما متاسفانه نقدينگي با تمام قدرت و بدون هيچ مزاحمتي در بازار سهام تاخت و آنچه رخ داد رشد يكپارچه قيمت سهام و در نهايت گزارش افتخارات شاخص بوده است.
به هر روي آنچه اينك شاهد هستيم واقعيت بسيار تلخي است كه تمام تلاشهاي سالهاي گذشته را زير سوال ميبرد، زيرا تمامي هدفگذاريها حركت به سمت بازار كارآ بوده است اما آنچه شاهد هستيم در عمل گونه ديگري است. زيرا شاخصه بازار كارآ، نقدشوندگي بالا، رقابت سالم، عدم دستكاري، عدم محدوديت، رعايت اصل مالكيت و... است. علاوه بر مسائل ساختاري موثر بر چرايي رشد و تنزل ارزش سهام در بازار، موارد افزايش خوراك گاز صنعت پتروشيمي، افزايش نرخ بهره مالكانه معادن، عرضه بيمحابا و بيموقع سازمان خصوصيسازي را نيز بايد به آن افزود كه همگي دست به دست هم داده و در يك شرايط بسيار حساس به بياعتمادي در بازار سهام دامن زدند كه در نهايت با كاهش بازده انتظاري به دلايل بالا، فعالان بازار سرمايه (كه به طور عمده حقيقي و داراي نگاه سوداگرانه و با هدف كسب بازده بالاتر بودند) فرار را بر قرار ترجيح دادند.
منبع:دنیای اقتصاد
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
