اعدام هویدا به روایت آیتالله خلخالی/ابراهیم یزدی جنازه هویدا را به خارج از کشور برد
«... [پس از تشكیل جلسه محاكمه هویدا و انجام دفاعیات او و صدور حكم اعدام] هویدا در حالی كه عرق میریخت، گفت: حضرت خلخالی! من نمیگویم مرا اعدام نكنید؛ ولی خواهش میكنم به مدت دو ماه اعدام مرا به تأخیر بیاندازید. دولت موقت به من وعده داده است. من گفتم: اصل تفكیك قوای ثلاثه: مقننه و قضائیه و مجریه را دولت موقت هم قبول دارد.
خلاصه هرچه او اصرار كرد، من قبول نكردم و گفتم وصیت خود را بنویس!
او گفت: حضرت خلخالی! یك میلیارد دلار به شما میدهم تا شما این كار را به عقب بیاندازید.
گفتم: اینها شعر است و من نمیتوانم در پیشگاه ملت ایران، جوابگوی تأخیر محاكمه و اعدام شما باشم.
هویدا گفت: سلام مرا به مادرم برسانید، و بگویید به دیدن من بیاید؛ چون او علاقه زیادی به من دارد و غیر از من كسی را ندارد.
گفتم: مادران زیادی بودند كه گریه میكردند، ولی نتوانستند عزیزان خود را قبل از اعدام ببینند؛ ولی ما هر چه گشتیم تا مادر هویدا را به دیدن پسرش ببریم او در دسترس نبود.
... هویدا حاضر به نوشتن وصیت نشد تا شاید دستور اعدام او به تأخیر افتد و همین را فرجه حساب میكرد و شاید تصور میكرد، دستی از غیب برای نجات او بیرون بیاید؛ ولی چارهای نداشتیم و سرانجام حكم را اجرا كردیم.
... پس از اعدام هویدا، بنا بود جنازه او را ابتدا به پزشكی قانونی و سپس به اطراف كهریزك منتقل و در آنجا به خاك بسپارند؛ ولی موضوع پیگیری نشد و ما هم متوجه نشدیم و جنازه او به مدت سه ماه و اندی در پزشكی قانونی ماند.
ابراهیم یزدی به دستور بازرگان از یك طرف و یهودیها و بهاییها و فراماسونها و اسرائیلیها و فرانسویها از طرف دیگر، دست به دست هم داده و جنازه را در یك تابوت گذاشتند و با ارفرانس به فرانسه فرستادند.
در آنجا تعدادی از به اصطلاح، نویسندگان و روشنفكران ماسونی، دور جنازه جمع شدند و هر یك به فراخور استعدادی كه داشتند، فحش و ناسزا به دادگاه انقلاب و به من و به رهبر انقلاب دادند و از این طریق، خوشخدمتی خود را به صهیونیسم بینالملل نشان دادند.
آنها سپس جنازه را با طمطراق به اسرائیل بردند و در فرودگاه لود تل آویو، تعدادی از وطنفروشان و ساواكیها و اسرائیلیهای تروریست، به دستور مناخیم بگین، با رژه نظامی و سلام مخصوص و پرچم طاغوتی ایران و آرم شاهنشاهی، تشییع جنازه كرده و آن را به الخلیل بردند و در قبرستان یهودیها و در كنار قبر پدرش دفن نمودند.
این نیز یكی دیگر از خدمات به اصطلاح، ارزنده دولت موقت بازرگان به لیبرالها و فراماسونها بود. آنها به هر ترتیب كه بود، جنازه یك دژخیم را با دست مسلمان نماها از ایران بیرون بردند؛ ولی برای آن همه افرادی كه به دست ساواك و مجاهدین كشته میشدند، كم ترین اهمیتی قائل نبودند.»
منبع: خاطرات آیت الله خلخالی، نشر سایه، چاپ پنجم، صفحات 376 تا 388
گزارش خطا
0 پسندیدم
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
اخبار روز
خبرنامه

تاریخ راهمیشه قدرتمندان مینویسند.
خوب سوال اینجاست که از آن زمان تاکنون خودکار بیک (بعنوان نمونه) چند برابر شده است؟؟؟؟؟؟!!!!!! آیا هیچ سالی بوده که تورم نداشته باشیم؟؟
هویدا پاداش خدمت به وطنش را گرفت!!! به قول پروفسور حسابی: "جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند، خانه اش خراب مي شود ...."
عکسش توی روزنامه هست
فقط یه تیر توی گردنش خورده اونم از بغل
و ایشان معمایی بودند که خیلی ها دوست نداشتند
زنده بماند ولی تاریخ خود به قضاوت خواهد نشست
و در مورد همه تصمیم گیران و تصمیم سازان و مجریان
شفاف سازی خواهد
این هویدای بدبخت که حتی از ابراز ..... بودن خودش هم واهمه داشت چه برسه به اینکه بخواد خدمت به ..... هم بکنه. اصلا بخواد خدمت هم بکنه مگه همه ادیان و مذاهب در ایران آزاد نیستن؟
چرا وارد مباحث قومی و مذهبی میشین اصلا عقاید چه ربطی به عملکرد 1 شخص داره؟ تا کی میخواید فریب این بازیهای تفرقه انداز و گمراه کننده رو بخورید؟
هویدا رو ترور کردن چون آمار جیری خواران حکومت پادشاهی رو داشت و کسایی که ترس از این مطلب داشتن تشویق به اعدام میکردن.